پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۹ - 25 Feb 2021
تاریخ انتشار :
يکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹ / ۱۵:۰۴
کد مطلب: 52430
۱

مثلث کارپمن چیست؟ نحوه خروج از این مثلث شرم!

مثلث کارپمن چیست؟ نحوه خروج از این مثلث شرم!
مثلث کارپمن چیست؟
مثلث کارپمن یا Karpman drama triangle در تکمیل نظریه «بازی‌ها» که توسط اریک برن پایه گذاری شده بود ارائه شده است. او در این تئوری نشان می‌دهد طرز رفتار ما و طرف مقابل در قالب ناهوشیار و به صورت نوعی بازی روانی صورت می‌گیرد؛ این بازی‌ها با هدف ایجاد حس لذت یا به تعبیر روانشناسی دریافت «نوازش» صورت می‌گیرند.
 
شاگرد اریک برن، استیون کارپمن نیز نظریه خود را جهت تکمیل تئوری او در قالب یک مثلث ارائه داد و اریک نیز آن را به نام خود کارپمن نام‌گذاری کرد. این بازی‌ها را در سه نقش کلی دسته بندی شده‌اند که شامل قربانی، ناجی و آزاردهنده است و افرادی که در این بازی‌های روانی گیر می‌کنند سرانجام به احساس شرم، استیصال و درماندگی دچار می‌شوند. آگاهی و شناخت در رابطه با مثلث کارپمن جهت پیشگیری و مقابله با آن ضروری است.

 
مثلث کارپمن باعث ایجاد روابط مخرب و آزاردهنده می‌شود اما با این حال افرادی که در این مثلث گیر می‌کنند با تغییر نقش میان آزارگر، قربانی یا نجات دهنده سعی می‌کنند وضعیت را بهبود ببخشند اما این بازی حتی اگر در شروع نیز لذت بخش باشد، با گذشت زمان کمی موجب آسیب طرفین می‌شود. طبق نظریه استیفن کارپمن افراد به طور ناخودآگاه درگیر این نقش‌ها شده و در چرخه‌ای معیوب قرار می‌گیرند.
 
حداقل دونفر در این بازی‌های روانی حضور دارند و دروازه‌های ورود به مثلث کارپمن با توجه به اوایل زندگی، روش تربیت و تجربیات هر فرد متفاوت است اما می‌توان گفت هشیاری افراد نسبت به آزاردهنده یا قربانی بودن بیشتر است و بسیاری در تلاشند که در این نقش‌ها گیر نیوفتند اما وقتی نیازهای عاطفی آنها برآورده نمی‌شود یا طرز تفکر  اشتباه و برداشت غلط در روابط باعث می‌شود در تله ناجی شدن بیوفتند.
 
فرقی نمی‌کند به عنوان چه نقشی پا به این مثلث بگذارید، همه افراد پس از مدتی در میان این سه نقش جابه‌جا می‌شوند. گاهی ممکن است در کمتر از چند دقیقه به ایفای نقش‌های متفاوتی در این مثلث بپردازیم و هر روز انجام این بازی را تجربه کنیم.
 

 
نقش‌ها در مثلث کارپمن
• قربانی
افرادی که نقش قربانی را بازی می‌کنند لزوما شکست خورده یا مظلوم نیستند بلکه تنها از لحاظ روانی خود را ناامید و قربانی می‌دانند. این افراد معمولا هر مسئولیتی نسبت به بد بودن شرایط را رد می‌کنند و خودشان را تسلیم عوامل و اجبارهای بیرونی می‌دانند که باعث می‌شود برای تغییر شرایط تلاش نکنند و به دنبال ناجی بگردند. حال هنگامی که ناجی آنها موفق عمل نکند از قربانی به زجردهنده تغییر نقش می‌دهند. همچنین این افراد معمولا مشکلاتی در مهارت‌های حل مسئله، تصمیم گیری و لذت بردن از زندگی دارند.

 
• آزاردهنده
این نقش در زمان‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال اگر ناجی از کمک خود پشیمان شده باشد یا قربانی به حرف‌های او عمل نکند جهت حفظ کنترل به آزاردهنده تغییر نقش می‌دهد یا ممکن است یک قربانی برای بدست گرفتن کنترل بازی از نقش خود خارج شده و به زجردهنده تبدیل شود.
 
• ناجی
افرادی که به ایفای نقش ناجی می‌پردازند همواره در تلاشند مانند یک فرشته نجات به دیگران کمک کنند و خود را مسئول خدمت رسانی و حل مشکلات آنان می‌دانند. آنها برای داشتن حس خوب در رابطه با خودشان به شدت نیازمند دیگران هستند و معمولا با قربانی‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. از طرفی آنها سعی می‌کنند با ایجاد احساس گناه به فرد مقابل او را وابسته به خودشان نگه‌دارند و اگر در کمک به آنها شکست بخورند به شدت احساس گناه می‌کنند. خشم‌های نهفته یا ایجاد احساس خستگی مفرط یا کار بیش از حد نیز دیگر عوارض گیر کردن در این نقش هستند.
 

 
علت ورود به مثلث کارپمن
دلایل گیر کردن در مثلث کارپمن
از آنجایی که کودکان در بسیاری از موارد قادر به تشخیص درست و غلط نیستند، با مشاهده رفتار دیگران چیزهایی می‌آموزند. از آنجایی که آنها شاهد ایفای نقش والدین، فامیل یا دیگران در این سه نقش هستند باعث می‌شود در بزرگسالی نیز این نقش‌ها را کسب کنند.
 

با گذشت زمان مثلث کارپمن تبدیل به دیدگاهی می‌شود که با توجه به آن به برقراری ارتباط با دیگران می‌پردازیم و روابط خود را با افرادی که دیدگاه مشابه در مثلث قربانی دارند تشکیل می‌دهیم. بدین ترتیب ناخودآگاه هر یک از طرفین در نقشی قرار می‌گیرند و با تعویض نقش‌ها باعث پایداری این مثلث می‌شوند. از عواملی که در ایجاد و ساخت مثلث کارپمن نقش دارند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 
• باورهای غلط
دو طرز تفکر اشتباه وجود دارد که بیشتر در موارد گرفتار شده در این بازی‌های روانی دیده می‌شود که عبارتند از اشتباه گرفتن عشق با ترحم و ناتوان دیدن دیگران در مراقبت از خود
 
• مرزهای بین فردی نامشخص
این مرزها در هر رابطه باید مشخص باشند تا از هرگونه برداشت اشتباه و ایجاد احساس مسئولیت بی‌جا یا مشکلات دیگر جلوگیری کنند.

 
 
رهایی و خروج از مثلث کارپمن

پس از آگاهی در رابطه با مثلث کارپمن،‌ باید بررسی کنید که رابطه‌تان درگیر مثلث قربانی است یا خیر. برای فهمیدن آن نیز می‌توانید به سوالات زیر پاسخ دهید:
• آیا در روابط شخصی یا حرفه‌ای خود مورد حمله یا سوء استفاده قرار می‌گیرید؟
• خود را مسئول حل مشکلات و مراقبت از دیگران می‌دانید و آنهایی که قدرنشناس به نظر می‌آیند را سرزنش می‌کنید؟
• با افراد نزدیک خود با قلدری یا تحقیر رفتار می‌کنید؟
 
در صورتی که جواب تمامی این سوالات مثبت است ممکن است شما در این مثلث گیر کرده باشید. اگر به خشونت یا سوء استفاده در این روابط دچار شده‌اید بهتر است از یک مشاور ماهر کمک بگیرید.
 
افرادی که در مثلث کارپمن گرفتار می‌شوند با این تصور که تغییر نقش باعث بهبودی حال آنها می‌شود به طور مداوم این بازی‌ها را ادامه می‌دهند این درحالی است که خارج شدن از یک نقش تنها باعث رهایی از درد و رنج آن می‌شود اما ورود به نقش جدید در این مثلث دوباره سختی‌ها و مشکلات دیگری به وجود می‌آورد.
 
تمامی ما ممکن است در روابط خود مواقعی وارد این مثلث شویم اما نکته مهم کنترل آن و دوری از رفتارهای افراطی است. برای رهایی از این مثلث راه‌کارهایی وجود دارد اما در صورتی کارساز نبودن این اعمال باید با روانشناس مشورت کنید. برای خروج از مثلث کارپمن می‌توانید از روش‌های زیر کمک بگیرید.



راههای خروج از مثلث کارپمن

♦ استفاده از مثلث تد
مثلث قدرت دهی تد روشی در تحلیل رفتار متقابل برای خروج از مثلث کارپمن است که در سال ۲۰۰۳ برای مقابله با این مشکل معرفی شده است. در این مثلث نقش‌هایی وجود دارند که جایگزین نقش‌های ناسالم قبلی شده و به صورت مثبت، سازنده و بدون بازی ذهنی اجرا می‌شوند و از تصمیم‌گیری‌های هیجانی جلوگیری می‌کنند. نقش‌های این مثلث شامل این موراد هستند:
 

 • سازنده یا خلاق
در این نقش که مقابل قربانی است، باید به جای گشتن به دنبال مقصر و انکار مسئولیت‌ها به دنبال یافتن یا ایجاد راه‌حل‌ها تمرکز کنید و تمرکز خود را روی خواسته‌ها نگه‌دارید. عملکرد این افراد با ویژگی‌های افزایش قدرت تخیل و پاسخ به پرسش «خواسته من چیست؟» و انتخاب پاسخ مناسب به شرایط و چگونگی درست زندگی کردن حتی در شرایط دشوار همراه است. 
 
• مربی
همانطور که حدس می‌زنید نقش مربی نیز مقابل ناجی است. در این نقش باید به جای نادیده گرفتن طرف مقابل یا به اصطلاح ماهی دادن به آن، به او ماهی‌گیری یاد دهید و بگذارید روی پای خود بایستد. وقتی افراد خود را به عنوان یک مربی قبول کنند، متوجه می‌شوند که قدرت آنها صرفا به دلیل حمایت از دیگران نیست و حتی وقتی دیگران نیازمند کمک نباشد نیز به آنها احترام می‌گذارند و اعتبار دارند.
 
• چالش‌گر

نقش چالشگر نیز باید جایگزین آزاردهنده شود و با انتقادهای سازنده و ایجاد چالش‌ها فرد قربانی را از نقشش خارج کند. در این نقش نباید کل هویت و وجود فرد را هدف انتقادات قرار داد بلکه با وضعیتی مناسب و دعوت قربانی به صحبت کردن شرایطی بهتر بسازد.


♦ بیان احساسات
از دیگر موارد تاثیرگذار برای خروج از مثلث کارپمن بیان احساسات و اشتراک گذاری آنها با شریک‌تان است. وقتی به گزارش شفاهی افکار خود بپردازید احتمال اینکه از انجام آنها بپرهیزید بیشتر می‌شود. برای مثال می‌توانید احساسات خود را اینگونه بیان کنید:‌ «حس میکنم میخوام تو را بابت این ضعف سرزنش کنم» یا «احساس میکنم باید تو را نجات دهم و مسئولیت بهبودی تو را برعهده بگیرم» و... 
 
سعی کنید خودتان را در نقطه میانی نگه‌دارید، فراموش نکنید که شما مسئول احساسات شریک عاطفی‌تان نیستید حتی اگر او به سرزنش شما بابت درد و غم‌های خود بپردازد. اجتناب از ورود به نقش‌های مثلث کارپمن و گفتگو در این مسیر به شما کمک می‌کند.
 
از دیگر مواردی که برای بهبود وضعیت خود می‌توانید استفاده کنید، تغییر باورهای غلط و قدیمی است. همچنین ‌اشتراک گذاری این مقاله با شریک عاطفی خود یا فردی که با آن به بازی‌های روانی می‌پردازید، برای آگاه کردن او می‌تواند تاثیر بسزایی در خروج از مثلث کارپمن داشته باشد.
 
با گذشت زمان شما متوجه تفاوت‌ها و تغییرات ایجاد شده در روابط عاطفی خود می‌شوید و هنگام گرفتار شدن به مثلث کارپمن از آن مطلع می‌شوید و به سرعت می‌توانید از آن خارج شوید.

ممکن است ایجاد این تغییرات ترسناک به نظر برسد اما اینکه مدت زیادی‌ست که این نقش‌ها را پذیرفته‌اید یا شریک عاطفی‌تان نقش مکمل شما را بازی می‌کند نباید دلیلی برای عدم تلاش شما باشند. وقتی از مثلث قربانی خارج شوید شرایط برای رشد و موفقیت هردوی شما بسیار بهتر می‌شود و می‌توانید رابطه‌ای پربارتر،‌ مفیدتر و لذت‌بخش‌تر را تجربه کنید.
 
 
جمع بندی
مثلث کارپمن نوعی بازی روانی است که انسان‌ها به طور ناخوداگاه به آن می‌پردازند و در آن سه نقش ناجی، ظالم و مظلوم وجود دارند که هرکدام از آنها به نوعی باعث آسیب به زندگی یا روابط می‌شوند. به همین دلیل نیاز به شناخت و آگاهی در رابطه آن و تلاش برای خروج از مثلث نقش‌ها امری ضروری است که در این راه می‌توانید از مطالب ارائه شده در این مقاله استفاده کنید و اگر بهبودی در شرایط خود مشاهده نکردید حتما به یک مشاور روانشناس مراجعه کنید.
 
 
مرجع : بیتوته
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

حقایقی درباره افسردگی که از آن بی خبر هستید
ویژگی‌های یک پدر اثرگذار چیست؟
شما بگویید؛ اگر پدرم کنارم بود...
ارتباط افسردگی و عصبانیت
چرا برخی نوجوانان نسبت به والدین خود پرخاشگرند؟
کرونا «زیست مدرن» را به چالش کشید
۱۴ تکنیک مؤثر برای افزایش تمرکز در کودکان
افسردگی ناشی از اعتیاد به کار، در کمین کارمندان است
کودکتان را دکتر ببرید، اگر...
سرمایه اجتماعی و تاب آوری در جامعه
از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟
عوامل مزاحم و شرایط مطلوب برای خواب خوب
لبخند بزنید و بگذارید همه بدانند که امروز بسیار قوی تر از دیروزتان هستید!