شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰ - 31 Jul 2021
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۳۰ تير ۱۴۰۰ / ۲۰:۱۰
کد مطلب: 54091
۱
چگونگی روبرو شدن بدن انسان با عشق

عشق با بدن ما چه می‌کند؟!

آن اندامی که افسار عشق را در دست دارد، مغز انسان است
عشق با بدن ما چه می‌کند؟!
از نظر دانشمندان عاشق شدن تحولی بیولوژیک است و نتیجۀ تماس چشم‌ها، شنیدن صدا، استشمام بو و فعالیت‌های هورمونی و از نظر روانپزشکان، یک «جور شدن» ناخودآگاه. افرادی که عاشق می شوند این حس عجیب و ناشناخته را بیشتر در قلب و شاید در شکم خود احساس کنند اما حقیقت این است که احساس عشق توسط 12 بخش ویژه از مغز و پیش از اینکه حتی فرد درباره این حس چیزی بداند ایجاد می شود.

در واقع احساساتی که در بدن برانگیخته می شوند نیز بر روی مغز تاثیر گذاشته و یک چرخه دائمی از عشق در فرد به وجود می آورد. به بیان دیگر، شاید حس عشق ابتدا از مغز آغاز شود اما این احساس مشابه یک مسیر دو طرفه میان بدن و مغز برای همیشه برقرار است.

اورتگ با اسکن مغز افرادی که عاشق شده اند موفق به کشف 12 منطقه مغزی شده که در این دوران به شدت فعال شده و به همکاری یکدیگر به تولید دوپامین، اکسیتوسین، ادرنالین و واسوپرسین می پردازند، عوامل شیمیایی که با ایجاد احساس خوشی و اعتماد در ارتباطند.  


مناطق فعال مغز فردی که عاشق شده است
به گفته وی شبکه بسیار ویژه ای در مغز وجود دارد که در هنگام ایجاد احساس عشق در فرد، سه سیستم اصلی در این شبکه فعال می شوند از جمله این سیستمها سیستم احساسی و سیستم انگیزشی هستند. سیستم انگیزشی بخشی از مغز است که در افراد معتاد نیز فعال است اما اورتگ معتقد است عشق چیزی فراتر از احساسات یا حس اعتیاد است، این احساس یک فرایند پیچیده مغزی است که به شکلی می توان آن را عقلانی نیز خواند.

تحقیقات پیشین نشان داده بودند مناطق شناختی مغزی که به واسطه عشق تحریک می شوند با تجسم فرد از خودش در ارتباط است، بخشی از مغز که اختلال در آن منجر به ایجاد بیماری هایی از قبیل آنورکسیا می شود. در این بیماری فرد به دلیل اختلالی که از تصویر خود دارد خود را همواره چاق دیده و به دلیل نخوردن غذا دچار سو تغذیه شدید می شود. بر اساس گزارش ان بی سی، محققان بر این باورند با درمان و بهبود دادن این بخش از مغز می توان روابط سالم تر و پایدارتری را میان انسانها را به وجود آورد.
 

فرماندهی مغز بر عشق
دوناتلا مارازیتی، استاد دانشگاه پیزا، که خود دو بار عاشق شده و قدرتی را که عشق ایجاد می‌کند، به شخصه تجربه کرده بود، علاقمند شد که پدیده‌ی عشق را بیشتر کنکاش کند. او در سال ۱۹۹۹ نتایج تحقیقی را منتشر کرد که در آن نشان داده شده بود، سطح سروتونین، از ناقل‌های عصبی که نقش آرام‌بخش‌‌ دارد، در کسانی که به گفته خود عاشق هستند بسیار پایین‌تر از میزان طبیعی است.

طبق این تحقیق سطح سروتونین در بدن این افراد درست در همان سطحی بوده است که در بدن افراد مبتلا به اختلال وسواس دیده می‌شود. در این تحقیق که در مجله New Scientist به چاپ رسید، ذکر شده بود که هر دو گروه (عاشق‌ها و مبتلایان به اختلال وسواسی فکری یا عملی) به طور افراط‌ گونه‌ای نسبت به یک چیز یا یک شخص احساس نگرانی و وسواس از خود بروز می‌دهند.

این گروه تحقیقاتی با تکیه بر یافته‌های خود عنوان کردند که شیمی مغز کسانی که رفتارهای وسواس‌گونه از خود نشان می‌دهند، مثلا روزانه به دفعات بسیار زیاد دست‌هاشان را می‌شویند یا به‌طور غیرعادی تمایل به نظافت یا کنترل مدام شعله‌های گاز دارند، با افرادی که تازه عاشق شده‌اند، شباهت دارد.


دوناتلا مارازیتی و تیمش ۲۴ زن و مرد را که در طول ۶ ماه پیش از این تحقیق عاشق شده بودند با ۲۴ زن و مرد داوطلب دیگر که یا تنها یا در رابطه عاشقانه طولانی مدت و با ثبات بودند، مقایسه کردند.
 

پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که عاشق شدن واقعا چشم انسان را بر کم و کاستی‌های معشوق می‌بندد

نخستین یافته این دانشمندان این بود که در بدن زنان و مردان عاشق به طور قابل ‌توجهی میزان هورمون کورتیزول که در هنگام استرس ترشح می‌شود، بالاتر از گروه دیگر است.


مردان عاشق ملایم‌تر، زنان عاشق مهاجم‌تر
دوناتلا مارازیتی همچنین دریافت که میزان تستوسترون، مهمترین هورمون مردانه، در مردان عاشق کمتر از دیگر مردان است. در عوض میزان ترشح این هورمون در بدن زنانی که عاشق هستند، در مقایسه با دیگر زنان بیشتر می‌شود.

به گفته دکتر مارازیتی در این وضعیت مردان بیشتر شبیه زنان و زنان بیشتر شبیه مردان می‌شوند، "انگار که طبیعت می‌خواهد آنچه که می‌تواند میان زنان و مردان متفاوت باشد را از میان ببرد، زیرا در این مرحله زنده ماندن [و جفت‌یابی] مهمتر است." هنوز دانشمندان موفق به توضیح علمی این تغییر میزان تستوسترون نشده‌اند اما یک فرضیه که مطرح شده، این است که ترشح پایین این هورمون در مردان، آنان را ملایم‌تر کرده و آرامش پیش‌شرطی است تا مرد وارد رابطه شود. در مقابل، طبق فرضیه، بالا رفتن میزان ترشح تستوسترون در زنان موجب افزایش میل جنسی آنها می‌شود. اما آیا عاشق شدن تنها دلیل ایجاد این تغییرات در بدن هستند؟

برخی پژوهشگران پس از انتشار این تحقیق، تغییرات هورمونی در بدن را به میزان بالای رابطه جنسی نسبت دادند که در این مرحله رخ می‌دهد. در مقابل با در نظر گرفتن این نکته که در حالت عادی میزان تستوسترون در مردان به هنگام افزایش رابطه جنسی بالا می‌رود، در ‌آن زمان در پژوهش‌های دیگر این نکته مطرح شد که اگر طبق گفته "منتقدان" تغییرات هورمونی در نتیجه افزایش رابطه جنسی به وجود می‌آید، پس بایستی در مردان عاشق میزان ترشح تستوسترون بالاتر برود و نه آنگونه که طبق پژوهش‌های دکتر مارازیتی نشان داده شده، کمتر شود.


چگونه عاشق می‌شویم؟  
اما با عاشق شدن، چه اتفاقاتی در بدن می‌افتد؟
در کسری از ثانیه، تیر عشق به سمت شما رها می‌شود اما این تیر برخلاف تصورها مغز را هدف می‌گیرد و نه قلب شما را.
 
عشق چهار منطقه از مغز را فعال می‌کند: دو نقطه در کورتکس مغز در یکی از تکامل یافته‌ترین مناطق مغز، دو نقطۀ دیگر در بخش‌هایی کمتر تکامل یافته. فعال شدن این چهار نقطه باعث ایجاد احساس وابستگی می‌شود.

اینگونه است که پس از عاشق شدن، احساس شادی و سرخوشی می‌کنیم زیرا مولکول‌های شیمیایی سرخوشی که در واقع دوپامین، اکسیتوسین، آدرنالین و وازوپرسین هستند آزاد می‌شوند؛ مولکولهایی که حسی شبیه مصرف کوکائین را به انسان می‌دهند.

اینجاست که میل به بوسیدن زنده می‌شود. خود بوسیدن هم، علاوه بر اینکه حس آرامش می‌دهد، باز مواد شیمیایی جدیدی را آزاد می‌کند.

برای آمیزش و تولید مثل نیز سه اتفاق در بدن روی می‌دهد و باز در این بخش، سه سیستم مغزی نقش مهمی ایفا می‌کنند:
 
 
اولین اتفاق، ایجاد میل جنسی است که با ترشح تستوسترون مشهور به هرمون مردانه ایجاد می‌شود. البته این هورمون هم در بدن زنان ترشح می‌شود و هم مردان.

دوم؛ ایجاد عشقی پر شور و حرارت و وسواس‌گونه است که باعث تمرکز بر یک فرد خاص می‌شود. این کار هم نتیجۀ افزایش سطح دوپامین است.

و سوم دلبستگی که باعث
می‌شود یک زوج در کنار یکدیگر باقی بمانند. این هم نتیجۀ بالا رفتن سطح هورمون اکسیتوسین در بدن است؛ هورمونی که در خلق رابطه‌ای عاشقانه، لذت جنسی و خلق رفتارهای مادرانه نقش مهمی دارد.

بیش از ۹۰ درصد انسانها عمل بوسیدن را انجام می‌دهند. این رفتار در میان دیگر پستانداران هم دیده می‌شود از جمله شامپانزه ها، روباه‌ها و تمام حیواناتی که عشق خود را با لیسیدن نشان می‌دهند.


 
آیا عشق آتشین نوعی اعتیاد است؟
تاکنون تحقیقات متعددی نشان داده‌اند که هنگام شکل گرفتن احساس عشق آتشین به وضوح بخش‌هایی از مغز فعال شده و فعالیت بخش‌های دیگر کمتر می‌شود. سمیر زکی و آندریاس بارتلز از کالج دانشگاهی لندن دو تن از نخستین پژوهشگرانی بودند که موفق به شناسایی این بخش‌ها شدند. آنها به داوطلبان شرکت‌کننده در این تحقیق عکس‌هایی از کسانی را که عاشق‌شان بودند، نشان دادند و همزمان مغز آنها را با دستگاه ام آر ای اسکن کردند.

در این تحقیق دیده شد که بیش از همه ۴ نقطه در سیستم لیمبیک (سامانه عصبی احساسی) فعال بودند. پژوهشگران مشاهده کردند که این واکنش بسیار شبیه به واکنشی است که هنگام مصرف کوکائین در مغز ایجاد می‌شود. دکتر بارتلز می‌نویسد: «بین عشق و اعتیاد همپوشانی‌هایی وجود دارد. به نظر می‌رسد که اعتیاد از بخش‌هایی از مودول‌های مرتبط با عشق در مغز سوءاستفاده می‌کند.»

یافته‌های علمی مشخص کرده‌اند که در دوران عاشقی دوپامین، از ناقل‌های عصبی، مرکز لذت مغز را فعال می‌کند. این درست شبیه به فرایندی است که مواد اعتیادآور نظیر کوکائین، هروئین، نیکوتین، آمفتامین یا دیگر داروهای اعتیادآور ایجاد می‌کنند. این پژوهشگران همچنین با شگفتی دریافتند، هنگامی که به مادران عکس کودکانشان را نشان می‌دهند، درست همان بخش‌هایی که در مغز افراد عاشق در اسکن به رنگ روشن درآمده بود، در مغز مادران نیز روشن می‌شود.

البته نتیجه این "آزمایش عشق" را نمی‌توان صد در صد پذیرفت، زیرا اگر فرد داوطلب عاشق کس دیگری باشد و به هنگام دیدن عکس معشوق به آن فرد دیگر فکر کند، درست همان بخش‌های مغزی به رنگ روشن درمی‌آید. به این ترتیب نمی‌توان نتیجه قطعی گرفت که با ام آر ای مغز می‌توان عشق دیوانه‌وار فرد به معشوق را تخمین زد. به گفته دکتر بارتلز هر چند احساس در پی فرایندهای فیزیولوژیکی به وجود می‌آید، اما این فرایندها نمی‌توانند به طور کامل عشق را تعیین کنند.

هورمون‌ها، موتور عشق
قوه محرک عشق را شاید به درستی بتوان هورمون‌ها دانست، هرچند که با این حال نمی‌توان به تنهایی از یک یا دو هورمون معین و تغییرات آنها سخن گفت. در ارگانیسم بدن انسان سیستم کنترل هورمونی به هم پیوسته است به طوری که هر تغییر بر روی کل سیستم تأثیر می‌گذارد. کریستوف کک، پژوهشگر آلمانی، عاشقی را یک "احساس استرس مثبت" توصیف می‌کند که در آن بیش از همه غده تیروئید و هورمون‌های جنسی و استرس دخیل هستند.

در موقعیت‌های اروتیک غده هیپوفیز که در زیر مغز قرار دارد، هورمونی به نام اکسی‌توسین را ترشح می‌کند که از جمله در ایجاد انقباضات رحمی، تسهیل ورود اسپرم به رحم و نیز تحریک اندام جنسی نقشی مهم ایفا می‌کند. اکسی‌توسین به هنگام ارگاسم و نیز وضع حمل باعث انقباض عضلانی می‌شود.

تا کنون تحقیقات متعددی در مورد ویژگی‌های این هورمون که آن را "هورمون عشق"، "هورمون ارگاسم" یا "هورمون وفاداری" نیز می‌نامند، انجام شده است. این تحقیقات نشان داده‌اند که اکسی‌توسین موجب وابسته شدن و ایجاد احساس عشق و اعتماد میان دو نفر می‌شود و آنها را به داشتن یک رابطه مشترک با دوام و داشتن فرزند ترغیب می‌کند. یکی دیگر از هورمون‌های مطرح در زمان عاشقی، وازوپرسین است. این هورمون گردش شدیدتر خون در اندا‌م‌های جنسی را سبب می‌شود و نیز کمک می‌کند تا پس از ارگاسم فرد به خوابی عمیق فرو رود.


رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر درون
رنگ رخسار عاشق به خوبی از بی‌تابی درونی او خبر می‌دهد. هنگام مشاهده معشوق یا چیزی مرتبط با وی، تصویر به مغز عاشق مخابره و در آنجا آنالیز می‌شود. پس از آن مغز پیام‌هایی را به رگ‌های خونی در صورت می‌فرستد که موجب شل شدن عضلات آنها می‌شود.

به این ترتیب مویرگ‌ها منبسط شده، خون بیشتری در آنها به جریان می‌افتد و در نتیجه صورت قرمز می‌شود. عرق کردن کف دست‌ها نیز یکی دیگر از نکات جلب توجه‌کننده است. مغز پیام‌هایی را به غدد عرق به ویژه در ناحیه زیربغل و کف دست‌ها می‌فرستد تا عرق بیشتری تولید کنند. این واکنش‌ها به گفته دکتر کریستان زاندر، متخصص پوست، به هنگام تحریکات ذهنی در زمان دلباختگی متداول هستند.


وقتی عشق چشم آدم را کور می‌کند
این‌که قدیمی‌ها معتقد بودند، عشق انسان را کور می‌کند، ظاهرا بدون حکمت نبوده است. پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که عاشق شدن واقعا چشم انسان را بر کم و کاستی‌های معشوق می‌بندد. تیم پژوهشی دکتر آندریاس بارتلز دریافتند، زمانی که انسان‌ها به کسانی که عاشقشان هستند، می‌نگرند مدارهای عصبی که در حالت معمول با ارزیابی‌های انتقادی از دیگران مرتبط هستند، غیرفعال هستند.

عشق تنها سه سال طول می‌کشد
آنهایی که طعم عاشق شدن را چشیده‌اند، می‌دانند که این مرحله پر تب و تاب، مدت زمان محدودی دارد. دکتر هلن فیشر، انسان‌شناس و نژادشناس آمریکایی، که از وی به عنوان یکی از مشهورترین محققان پدیده عشق در جهان نام می‌برند، به همراه همکارانش آرتور آرون و لوسی براون، سال‌ها پیش به این نتیجه رسیدند که احساس "عشق دیوانه‌وار" به طور میانگین تنها ۷ ماه طول می‌کشد. پس از گذشت این زمان بالا و پایین رفتن‌های هورمونی آهسته کاهش می‌یابد. نتیجه آن‌که دورانی آغاز می‌شود که پیوند میان زن و مرد قوی شده و آنها وارد رابطه با یکدیگر می‌شوند. هورمون‌ها در این زمان به حد نرمال خود نرسیده‌اند اما مثل قبل نیز فعال نیستند. با توجه به تئوری‌های تکامل، اعتقاد بر این است که احساس جذابیت بین ۶ ماه تا ۳ سال عمر دارد که زمانی کافی است برای این که مرد در کنار زن بماند. این زمان لازم است تا زن بتواند باردار شده، وضع حمل کرده و نیازهای اولیه نوزاد را برآورده کند.
 

با توجه به تئوری‌های تکامل، اعتقاد بر این است که احساس جذابیت بین ۶ ماه تا ۳ سال عمر دارد که زمانی کافی است برای این که مرد در کنار زن بماند

عشق آمیزه‌ای از عملکرد ناقلان عصبی، هورمون‌ها، رفتار و تجربه است.
دکتر بارتلز تأکید می‌کند که تنها اقلیت کوچکی از انسان‌ها برای تمام عمر در کنار شریک زندگی‌شان باقی می‌مانند. این عصب‌شناس کالج دانشگاهی لندن هیچ دستور‌العمل خاص علمی را برای طولانی‌تر کردن تاریخ مصرف عشق نمی‌شناسد.


- دویچه وله
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

عواملی که به افسردگی دامن می‌زنند!
تاب آوری در والدگری کودکان با نیازهای ویژه
بهترین راه برای درمان احساس تنهایی چیست؟
چه وقت به یک مرد نباید اعتماد کرد؟
از مشاوره ازدواج نترسید!
چطور در شبکه‌های اجتماعی بهتر گفت‌و‌گو کنیم؟
پانزده اصل ارتباطی والدين با نوجوانان
تاب آوری زنان و افکار دخترانه
با فرزندانی که با هم دعوا می‌کنند و یکدیگر را کتک می‌زنند چه کنیم؟
رابطه ثروت با طول عمر
«افسردگی مردانه» چیست؟
توصیه‌هایی برای پاک کردن ذهن از افکار آزار دهنده
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند اما خوشبختی دیگران همیشه جلو دیدگان آنهاست به داشته هاي خود عميق تَر نگاه كنيم