چهارشنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۰ - 22 Sep 2021
تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ / ۰۱:۳۰
کد مطلب: 54891
۲

افکار و احساسات: بلوکهای اصلی ساختن واقعیت زندگی

عفت حیدری
افکار و احساسات: بلوکهای اصلی ساختن واقعیت زندگی
افکار قدرتمندترین وقایع در مغزند که موجی از انرژی را اطراف و همچنین درونتان ایجاد می کنند.

همانطوری که فکر می کنید، احساس می کنید و به همان شکلی که احساس می کنید، ارتعاشاتی از خود ساطع کرده و به هنگام ارتعاش هم جذب می کنید. هر فکر کوچکی هم که می کنی با تغییرات ظریفی در سیستم ایمنی و سیستم درون ریز و سیستم های عصبی مرکزی تان همراه است.

 افکار مثبت به همراه تغییرات مثبت در بیوشیمی بدن تان است. و از طرفی دیگر اهداف منفی تمایل دارند که سیستم ایمنی و خلقیات شما را تحت تاثیر و افسرده ساند و یادتان باشد که هر دو نوع افکار قرار است معادل فیزیکی خود را جذب کنند. دلیلش این است که مدیریت افکار روزانه تان و انتخاب عاقلانه تر و آگاهانه تر افکارتان ابزاری قوی برای ساده سازی زندگی تان به شمار می رود.

خیلی ساده است نه؟ عملا کار ساده ایی است. تخمین زده می شود که ما در طول روز حدود 60 هزار فکر داریم. از این افکار 80 درصد آنها منفی و طبق عادت است. برای مثال فکر می کنیم که برای من خیلی دیر است . یا پدرم حق دارد که می گوید من هیچی نمی شوم. این افکار ادامه دارند. افکار مثل ژن ها هستند که نسل به نسل در خانواده ها و قبایل می چرخند و منتقل می شوند و به شدت مسری هستند. برای مثال اگر در خانواده ایی بزرگ شده اید که باور دارد افراد ثروتمند افرادی خبیث و بد ذات اند به احتمال زیاد شما هم دقیقا چنین فکری در باره ثروتمندان دارید. طرز تفکر متفاوت از قوم و قبیله به نظر خیانت می رسد و شما می دانید که قبایل خیانت افراد را با شرم و طرد پاسخ می دهند. به این دلیل که شرم و طرد دردناکند، بیشتر افراد نمی خواهند با تغییر افکار عادتی خود، رنج خطر و ریسک ناشی از آن را به جان بخرند. مبادا دچار مشکل شوند. من موضوع را به این شکل مطرح می کنم که هر بار با مقاومت اجتناب ناپذیری در مورد تغییر افکارتان مواجه می شوید و می دانید که در مسیری درست و مناسب قرار دارید!

خوشبختانه آدمی توانایی تغییر شیوه نگرش و افکار را دارد. افکار تکراری و احساساتی مثل احساس لذت یا احساس دلسوزی ارتباطات زیادی را در مغز ایجاد می کنند و افکار قدیمی ناشی از افسردگی و غم نهایتا شکست می خورند. اما تنها با تکرار و عزم و اراده می توانیم این کار را انجام دهیم.


آموخته ایم که مغز اگر کاری را مرتب انجام دهد در آن مهارت پیدا می کند. افکار تکراری مسیرهای عصبی بزرگتر و سریع تری را در مغز ایجاد می کنند، به همان شکل که در طبیعت راه رفتن در جنگل از مسیری که مردم بارها رد شده اند، بسیار آسانتر از مسیرهای دیگر است. گفته قدیمی و مشهور می گوید؛ نرون هایی که با هم کار می کنند، شکل و سیم پیچی یکسانی هم دارند. توانایی مغز برای تغییر سیم پیچی آن با افکار و الگوهای حرکتی متفاوت را نروپلاستیستی ( عمل مغز بر اساس تجربه و وابسته به تجربه ) می گویند. این بدان معناست که هیچوقت برای تغییر الگوهای فکری و بهبود زندگی تان دیر نیست. برای تغییر افکارتان نیاز به تکرار و عشق به خود، امیدواری، نگرش مثبت،صبوری، تحمل و نظم دارید. وقتی از ابتدا به افکارتان عاشقانه توجه کنید، مهم نیست که افکارتان چقدر منفی باشند، به مرور و به شکل طبیعی شروع می کنید و افکار منفی تان را به مثبت ارتقا می دهید. افکار شما و مواد شیمیایی که بر اثر افکارتان ترشح می شود، روی بدن تان اثر گذاشته و در نهایت به نفع شماست، بنابراین با شیوه های واقعی و آزموده شده برای تغییر افکارتان شروع کنیم.


معصومیت درونی خود را دوست بدارید
مت کوهن معلم معنوی می گوید" آنچه ما سایه می نامیم به واقع کودک درون و معصومیت و پاکی درون مان است که مدتهای طولانی نادیده گرفته شده و هر کاری انجام می دهد تا توجه ما را به خود جلب کند". برای تاکید بر این نکته در یکی از سخنرانی هایش در یوتیوپ، به زمانی در زندگیش اشاره می کند که قدرت کودک درونی اش واضح بود. او در حال برقراری ارتباط با استاتید برجسته و راهنمایان معنوی با ارتعاش بسیار بالا بود که صدایی در سرش شنید که می گوید: غلط زیادی نکن. این صدای کودک درونش بود، کودک درونی که نیازهایش نادیده گرفته شده بود. معلوم می شود که کودک درون عاشق ابراز واژهای مختصر برای تاکید است. ( غلط زیادی نکن )

وقتی این قضیه را شنیدم، گویی مطلبی برایم روشن شد، البته هر کدام از ما عقیده و باوری پابرجا و قدیمی از گذشته خود داریم که هر چه می گوییم یا هر کاری که می کنیم به اندازه کافی خوب نیست. این باور از سیستم عصبی بسیار خسته و تحریک شده و باورهای ناهوشیار بعدی کودک درون ما و کودک درون والدین ما و والدینشان می آید.

تا زمانی که به این بخش از وجودتان عشق بورزید، موفق نخواهید شد که به شکل پایدار افکارتان را عوض کنید. بهتر است دیگر حرفی از تغییر رفتار نزنیم.

بنابراین وقتی مچ خود را هنگام فکر کردن به افکار منفی می گیرید بهتر است اول چنین جمله ای را به زبان بیاورید که من تو را دوست دارم، تو زیبایی، من برایت ارزش قائلم و تو را می بخشم. تو مهم و ارزشمندی و به کودک درونت بفهمان که چه احساسی در مورد وی دارید. دست تان را روی قلب تان بگذارید و این کلمات را بلند بلند به زبان بیاورید. طوری بگویید که به آنها باور دارید.

درست به این دلیل که روی بخش ذهنی و فکری خود کار می کنید، انتخاب فکری که حس بهتری بدهد باعث نمی شود که درد و رنج کودک درون تان تسکین پیدا کند.او نیاز به عشق شما دارد و مرتب از شما عشق می طلبد تا زمانی که به او توجه کنید. بنابراین با درک این که افکار منفی تان خیلی ساده از جنبه هایی از درون تان می آیند که نیاز به عشق دارند، شروع کنید.این بخش را ابتدا انجام دهید و بعد می بینید که چقدر ساده می توانید افکارتان را تغییر دهید.

زندگی را آسان بگیرید.کریستین نورتراپ
ترجمه: عفت حیدری
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

زن‌ها بوی ترس را می‌فهمند؟
قوانین خانه امن
اختلالی که با تغییر فصل خود را نشان می‌دهد
پنج مهارت افراد موفق که در مدرسه یاد نمی‌گیریم
چرا بلاگرنماها مضر هستند؟/ خسارات مادی و معنوی بلاگرها به کاربران فضای مجازی چیست؟
خود شفقتی برای اختلال اضطراب اجتماعی
۱۷ روش یادگیری دوست داشتن خود و شاد بودن
چگونه احساس تنهایی نکنیم ؟
ششمین مرحله سوگواری چیست؟ آیا این مراحل را درست فهمیده‌ایم؟
خودکارآمدی؛ چرا باید خودمان را باور داشته باشیم؟
چرا هیچ‌وقت به اندازۀ کافی وقت نداریم؟
رفتار‌های ویرانگر والــدیــن!
کلمات بیش از آنچه که شما تصور می کنید تاثیر گذارند. همیشه پیش از صحبت کردن فکر کنید.