چهارشنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۰ - 22 Sep 2021
تاریخ انتشار :
جمعه ۱۹ شهريور ۱۴۰۰ / ۰۴:۴۱
کد مطلب: 54909
۱

فکرهای سمی هفتگانه چیست؟

فکرهای سمی هفتگانه چیست؟
دکتر مهناز عسکریان عضو هیئت علمی، مدیر گروه روانشناسی و استاد دانشگاه در یادداشتی در ارتباط افکار سمی هفتگانه؛ چنین نوشتند:
 
فکرهای سمی هفتگانه چیست؟
افکار سمی افکاری هستند که نه تنها باورآنها نمی‌تواند کمکی در زندگی افراد داشته باشد، بلکه می‌تواند آسیبهای فراوانی را نیز به نگرش و افکار و رفتار افراد وارد نماید.

به همین دلیل حتی نباید برای یک لحظه هم که شده این افکار را باور نماییم.
 
در این جا به انواع فکرهای سمی که میتواند موجبات مخدوش شدن آرامش افراد و مختل ساختن روابط بین افراد شود اشاره نماییم، زیرا ریشه بسیاری از مشکلات انسانها ناشی از همین خطای فکری است.

احساس بدبختی ، افسردگی ، ناامیدی، احساس خشم و ناکامی، فشارهای روانی شدید مشکلات ارتباطی و احساس گناه همگی ناشی از همین پیامدهای خطاهای فکری به حساب می آید. بهترین کمک هر انسانی به خودش ، رها کردن افکار سمی است.
 

در این مقاله به طور فهرست وار هفت نوع از افکار سمی معرفی میگردد که می‌بایست از آنها بر حذر بوده و ریشه آنها را در ذهن خشکاند .

فکرهای سمی هفتگانه چیست؟
اولین فکر سمی آنست که سرگرمی و تفریح وقت تلف کردن است، در حالیکه سرگرمی از ضروریات و نیازهای اولیه زندگی به شمار می آید . بنابراین باید از تفریح به عنوان شارژ باتری استفاده نمود و باید از امروز لذت برد چون فردا ممکن است دیر باشد.
 
دومین فکر سمی این است که کنترل کردن دیگران به نفع ماست، درحالیکه باید بجای آنکه دیگران را تحت کنترل خود قرار دهیم باید به خود بقبولانیم که همانطور که ما مسئول رفتارهای دیگران نیستیم ، همانطور هم ما نمیتوانیم برای دیگران تعین تکلیف کنیم که چطور رفتار کنند و خط مشی آنها را تعین نماییم.

سومین فکر سمی این است که دیگر دیر شده ، درحالیکه هیچ وقت دیر نیست ، چون همیشه می توانید شرایط را تغییر بدهید و به نسخه ای بهبودیافته از خودتان تبدیل شوید. وقتی بتوانید سرو صدای افکار قضاوت گر دیگران را در ذهنتان خاموش کنید،آرامش و قدرت و آگاهی بیشتری سراغتان می آ ید و شما بهتر می توانید صدای درونتان را بشنوید و وقتی این اتفاق بیفتد متوجه می شوید که برای انجام آن چیزی که می خواهید، هنوز دیر نشده است و شما هنوز برای بدست آوردن، زمان دارید.
 
چهارمین فکر سمی اینست که تصور کنیم دربرابر احساسات و افکارمان سکوت بهترین راهکار است، در حالیکه سکوت نابجا باعث می شود، جنگ درون ذهن شما سخت تر و طولانی تر شود. پس قبل از اینکه این افکار سمی بیش از حد قدرت بگیرد و شما را از پا درآورد ، با خودتان صادق باشید و واقعیت را به خودتان بگویید و آن را از ذهنتان آزاد کنید. راستش را بخواهید غم انگیزترین اتفاقی که برای خیلی از افراد می افتد، این است که افکار و احساسات شان اغلب ناگفته باقی می ماند و به سختی توسط دیگران درک می شود

چهارمین فکر سمی این است که من قربانی هستم، در حالیکه شما قربانی نیستید، پس دست از سرزنش کردن خودتان، دیگران و شرایطتان بردارید. تنها به این دلیل که امروز در جایگاهی که می خواهید باشید نیستید، معنایش این نیست که نباید مسئولیت تغییر شرایط و بهبود آن را بر عهده بگیرید. طرز فکر قربانی بودن مهم ترین سدی است که شما برای موفق شدن جلوی رویتان دارید ومنجر به درجا زدن شما در همان شرایط بد میگردد.
پنجمین فکر سمی آنست که من این کار را فردا انجام خواهم داد، در حالیکه مطمئن نباشید که شما واقعا فردا آن کاررا انجام می دهید. قبل از هر تصمیمی این را بدانید که این فکر سمی از شما یک انسان اهمالکار می‌سازد.
هر چقدر هم که بیشتر اهمالکاری کنید و کارهای خود را به عقب بیاندازید ، اضطراب شما را بیشتر میشود ،درحالیکه استرس تمرکز شما را از بین برده و کارهای شما بیشتر به تعویق می اندازد. پس بدانید که خیلی زود دیر می‌شود.

ششمین فکر سمی این است که نتوانیم اشتباهات خود را بپذیریم و دائما در حال سرزنش خود باشیم. در صورتیمه سرزنش کردن خود راهبردی غلط می‌باشد، زیرا همه انسانها جائز الخطا بوده و میتوانند اشتباه کنند.

آنچه بسیار حائز اهمیت است درک درست از اشتباهات خود و جلوگیری از تکرار و تداوم آنهاست. با وجودیکه ممکن است این جمله که اشتباهات، بخشی از انسان بودن است کلیشه ای باشد، اما انتظار از اینکه کامل و بی نقص باشیم، ناامید کننده و دست نیافتنی است .

هفتمین فکر سمی این است که باید به منطقه امن زندگیمان دل ببندیم و اصلا قدرت ریسک کردن را نداشته باشیم. منطقه امن زندگی ما میتواند برای ما آرامش به همراه آورد، اما این آرامش دیری نمیپاید که جای خود را به یکنواختی و پوچی می‌دهد.

اینجاست که باید بدانیم در برخی از زمانها باید پا را فراتر از منطقه امن گذاشت و در زندگی دست به ریسکهای معقولی زد که هیجان را از زندگی روزمره ساقط ننماید.
 
 
نویسنده : دکتر مهناز عسکریان
  •  منبع : اندیشه معاصر
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

زن‌ها بوی ترس را می‌فهمند؟
قوانین خانه امن
اختلالی که با تغییر فصل خود را نشان می‌دهد
پنج مهارت افراد موفق که در مدرسه یاد نمی‌گیریم
چرا بلاگرنماها مضر هستند؟/ خسارات مادی و معنوی بلاگرها به کاربران فضای مجازی چیست؟
خود شفقتی برای اختلال اضطراب اجتماعی
۱۷ روش یادگیری دوست داشتن خود و شاد بودن
چگونه احساس تنهایی نکنیم ؟
ششمین مرحله سوگواری چیست؟ آیا این مراحل را درست فهمیده‌ایم؟
خودکارآمدی؛ چرا باید خودمان را باور داشته باشیم؟
چرا هیچ‌وقت به اندازۀ کافی وقت نداریم؟
رفتار‌های ویرانگر والــدیــن!
بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند