سه شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ - 7 Dec 2021
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ / ۰۶:۲۲
کد مطلب: 55764
۱۱
۱

دکتر آرون بک، بنیانگذار شناخت درمانی درگذشت

دکتر آرون بک، بنیانگذار شناخت درمانی درگذشت
بنا بر اعلام موسسه رفتاردرمانی شناختی بک، دکتر بک صبح روز دوشنبه در آرامش و در خانه خود از دنیا رفت.

اگر اصطلاحاتی مانند خطاهای شناختی، تحریف های شناختی، سه گانه شناختی و طرح واره به گوش‌تان آشناست، شما پیشاپیش با بخشی از کارهای بک آشنا هستید. همه‌ افکار و ذهنیت‌های ما در یک سطح نیستند.
 
آرون تمکین بک (Aaron Temkin Beck) (زاده ۱۸ ژوئیه ۱۹۲۱) یک روانپزشک آمریکایی و پروفسور بازنشسته گروه روانپزشکی در دانشگاه پنسیلوانیا بود.

آرون بک در پراویدنس رود آیلند ایالات متحده امریکا زاده شد. او فرزند آخر خانواده بود. بک از ابتدا قرار نبوده در روانشناسی و روانکاوی فعالیت کند. او ابتدا علوم سیاسی و ادبیات انگلیسی خواند و سپس در سال ۱۹۴۶ از دانشگاه ییل در رشته‌ پزشکی فارغ‌التحصیل شد. علاوه به روانشناسی و روانکاوی در ادامه‌‌ مسیر زندگی‌اش در او شکل گرفت. بک بیش از ۴۰۰ کتاب و مقاله منتشر کرده است.


پدر و مادر او از خانواده‌های روسی مهاجر به آمریکا بوده‌اند. مادر بک به خاطر از دست دادن دو کودک خردسال خود، از افسردگی مزمن رنج می‌برده است. یکی از عواملی که باعث آشنایی بیشتر بک با افسردگی شد و بعدها او را به یکی از نظریه‌پردازان بزرگ افسردگی تبدیل کرد. بک از چند مورد فوبیا (از جمله فوبیا نسبت به زخم و خون و نیز فوبیای خفگی) رنج می‌برد و اتفاقاً در زمینه‌ درمان شناختی فوبیا هم راهکارهای بسیار ارزشمندی عرضه کرد.

او در میان چهار فرزندش، دختری به نام جودیث (Judith) دارد که روانشناس بالینی است و اکنون مدیر انستیتوی تحقیقاتی شناخت درمانی بک است. آرون بک حدود به یک قرن زندگی کرد.

نوشته‌ها و مقالات جودیث نقش مهمی در تبیین بیشتر و بهتر مفاهیم شناخت درمانی پدرش داشته است. بسیاری از مردم وی را برای شناخت درمانی می‌شناسند. تئوری وی که نظریه شناختی رفتاری نام دارد، به‌طور گسترده برای درمان بیماری اختلال افسردگی اساسی به انگلیسی (major depression disorder) به کار برده می‌شود. ا

و به طور خلاصه در این نظریه بیان کرد که برای تحلیل هر شرایطی 4 اصل را باید در نظر گرفت : موقعیت، فکر، احساس و رفتار. نظر او این است که نوع برداشت انسان از هر موقعیت که ریشه در تجارب کودکی و ویژگی های سرشتی او دارد، منجر به ایجاد احساساتی خاص و به دنبال آن رفتارهایی برای کاهش آن احساسات نامطلوب می شود.

بک، هم‎چنین یک تست روان‌شناسی را طراحی کرده‎است که در آن فرد آزمایش شونده، پرسشنامه‎ای را پر کرده و نتیجه آن را (Self-report inventory) می‎تواند بدون نیاز به کمک پرسشگر مورد بررسی قرار دهد.

 
 
آزمون تصور از خود بک(BSCT) پرسشنامه افسردگی بک(BDI) و پرسشنامه اضطراب بک(BAI) از جمله پرسشنامه‌هایی است که اعتبار و روایی بالایی دارند.


رفتاردرمانی شناختی CBT که در اصل برای درمان افسردگی ابداع شد، تلاش دارد با تغییر روش فکر کردن به افراد کمک کند تا احساس و رفتارشان را تغییر دهند. کار دکتر بک در این حوزه بسیار الهام‌بخش و تاثیرگذار بوده است. صدها مقاله و ۲۵ کتاب به قلم او منتشر شده است.


او با این حال، تأثیر متفاوتی بر بسیاری از معاصران داشت. هنگامی که فروید برای اولین بار رویکرد خود را توصیف کرد، تحلیلگران فروید این خطر را به جان خریدند که او “به خوبی تجزیه و تحلیل نشده است”، که انتقادی درونی است، به این معنی که او آمادگی درک دیگران را نداشت زیرا در آموزش درمانی خود را به طور کامل درک نمی کرد.

دکتر بک از همان اوایل راه، روانکاوی مرسوم فرویدی را به خاطر تمرکز بر واکاوی تنش‌های سرکوب‌شده در گذشته افراد نقد می‌کرد. او معتقد بود به جای تمرکز بر ناخودآگاه، باید افراد یاد بگیرند با افکار منفی در خود مقابله کنند. در این روش، افراد تشویق می‌شوند که فرض‌های تحقیرکننده درباره خود را زیر سوال ببرند، و درباره روش فکر کردن به خود و جهان اطرافشان پرسش کنند.

بر خلاف سایر روش‌های درمانی گفتگومحور، اولویت رفتاردرمانی شناختی مشکلات فعلی افراد و بهبود زندگی روزمره است. این روش در دهه ۹۰ محبوب‌تر شد و از آن موقع به عنوان روشی مرسوم در روانشناسی بالینی و برای کنترل اضطراب و افسردگی به کار رفته است. این روش در مورادی مثل "اختلال استرسی پس از آسیب روانی" نیز کاربرد دارد.


بعدها، در دهه 1980، دکتر بک از سوی دیگر مورد ضربه قرار گرفت: به اصطلاح روانپزشکان بیولوژیکی که بر داروها تمرکز داشتند، قدرت تحقیقات CBT را زیر سوال بردند و گفتند که در مقایسه با آزمایشات داروها چشمگیر نیست.

دکتر دونالد کلاین، مدیر وقت انستیتو روانپزشکی نیویورک، استدلال می‌کرد که میزان اثربخشی این درمان به‌جای یک درمان خاص و هدفمند، به‌خاطر یک اثر کلی تقویت‌کننده روحیه بود.

دکتر بک در هنگام چالش با تیغه نیوانگلند کند سخت شد. اما او معمولاً با انبوهی از داده‌های جدید پاسخ می‌داد و از کشیده شدن به درگیری‌های خونین فکری با نظریه‌پردازان دیگر اجتناب می‌کرد. شناخت درمانی در سراسر جهان گسترش یافته است، تا حدی به این دلیل که درمانگران آن را مفید می دانستند و تا حدودی به این دلیل که تکنیک های آن را می توان به روشی ساده در کتاب های درسی خلاصه کرد و استانداردسازی، آموزش و استفاده از آن را در تحقیق آسان تر کرد. دکتر بک، صبور، صریح و متقاعدکننده، مؤثرترین سفیر او بود.

او در فصل اول کتاب کلاسیک خود در سال ۱۹۶۷، با عنوان افسردگی: علل و درمان، خاطرنشان کرد: «تضاد شگفت انگیزی بین تصویر یک فرد افسرده از خود و واقعیت های عینی وجود دارد. مرد ثروتمندی از اینکه توان مالی برای تغذیه فرزندانش را ندارد شکایت می کند. یک زیبایی شناخته شده با این اعتقاد که زشت است برای جراحی پلاستیک التماس می کند. یک فیزیکدان برجسته خود را به “احمق بودن” متهم می کند. او در مجموع ۲۲ کتاب در مورد موضوعات فنی روانپزشکی و همچنین در مورد عشق، خشم و درد مزمن نوشته یا نوشته است، از جمله سه کتاب با دخترش جودیت.
 
دکتر بک در سال‌های پایانی کار خود از تکنیک‌های شناختی برای کمک به گروه‌هایی که عمدتاً فراموش شده‌اند، مانند معتادان فقیر و مبتلایان به اسکیزوفرنی در مراحل پایانی، استفاده کرده است. «این افراد ظرفیتی برای بهتر انجام دادن دارند، اما همه این نگرش ها و انتظارات شکست خورده را دارند. آنها تصور می کنند شکست خواهند خورد.»

او در سال ۲۰۰۹ در بالا سینوید به تایمز گفت. او همچنین به یکی از دوستانش که سرطان لاعلاج داشت توصیه کرد. “او مشکل خلق و خو دارد و چه کسی این مشکل را ندارد؟” دکتر بک گفت. “لطفاً هر روز ۳۰ دقیقه در ابتدای روز وقت بگذارید تا به اهمیت این روز فکر کنید که می تواند مهم ترین روز زندگی او یا یکی از ثروتمندترین روزها باشد.”
 
معمولاً نام آرون بک و آلبرت الیس را در کنار هم می‌بینیم. چون این دو نفر تقریباً هم‌زمان، یکی از جریان‌های کلیدی در روانشناسی شناختی را آغاز کردند که هنوز هم ادامه دارد: جریانی که انسان را فراتر از یک موجود مکانیکی یادگیرنده (اسکینر) و یا برآمده از غرایز و نیروهای درونی و تجربه‌های کودکی (فروید) می‌بیند. اما بک و الیس یک تفاوت کلیدی هم با هم دارند که در معرفی آلبرت الیس به آن اشاره کردیم: آرون بک در مقایسه با آلبرت الیس، بیش از تجربه بر روش علمی تکیه دارد و به همین علت، جایگاهی بالاتر از الیس را در مجامع دانشگاهی به خود اختصاص داده است.

 
پيام تسليت انجمن روان‌شناسی ایران به مناسبت درگذشت پرفسور آرون تی بک
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

Iran, Islamic Republic of
روحش شاد.
آیا اگر در مورد هدفت حرف بزنی به آن نخواهی رسید؟
خود تخریبی یا (impostor syndrome) چیست ؟
۵ گامِ علمی که هر عادتی را در شما نهادینه می‌کند
تاثیرات کتاب‌ در دوران کودکی بر مغز در پیری
چرا شادبودن برای برخی افراد سخت‌تر است؟
چگونه با احساس بی‌ارزشی مبارزه کنیم؟
نقش مشاور در روند تحصیلی دانش آموزان چیست؟
مشاوره پیش از ازدواج در تشخیص «ازدواج پرخطر» تا چه حد موثر است؟
علل تپش قلب، تشخیص آن
13 رفتاری که نشان می دهد مردی از شما متنفر است
راه‌های کنترل خشم در کودکان/ دستت را به من بده؛ حرفت را به من بگو!
تکنیک‌های مختلف درس خواندن و زمان استفاده از آن‌ها
ميزان هوش، با توانايى تغيير كردن، اندازه گيرى ميشود. آلبرت انشتين