جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ - 28 Jan 2022
تاریخ انتشار :
شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰ / ۲۱:۵۲
کد مطلب: 56175
۳
Assimilation -Accommodation

درون سازی و برون سازی از دیدگاه پیاژه

درون سازی و برون سازی از دیدگاه پیاژه
از نظر پیاژه، رشد آدمی از ابتدای تولد تا بزرگسالی دو جریان موازی است که بر یکدیگر تاثیر متقابل دارد این دو جریان عبارتنداز:
جدایی از خود محوری ـ سازگاری با واقعیت و جستجوی تعادل

تعامل موجود زنده با محیط به دو صورت دیده می‌شود: درونی یا سازمانی ـ برونی یا سازگاری سازگاری، جنبه برخورد و سازش با محیط رادر تعامل بین فرد ومحیط نشان می‌دهد.

وقتی کودک می آموزد با محیط خود به طور موثرمقابله کند، در اصل با محیط به سازگاری می‌پردازد.


 
درون سازی
درون سازی یک فرآیند شناختی است که فرد با استفاده از آن، مواد جدید ادراکی، حرکت یا مفهومی را در طرحواره ها یا الگوهای رفتاری موجود، جای می دهد.

درون سازي عبارتست از تلاش شخص در جهت سازگار كردن محيط با ساختهاي موجود ارگانيسم از طريق همسان كردن آن با خود يعني كودك شيء يا مفهوم جديد ي را بر حسب مفاهيم يا اعمالي كه تا كنون اكتساب كرده تعبير و تفسير مي كند.

درون سازي؛ آگاه شدن از شئ يا رويدادهاي تازه طبق طرحواره موچود است. براي مثال اگر اشياي كوچكي به كودك بدهيم كه قبلا ً آن را نديده ولي به اشياي آشنا شبيه باشد به آنها چنگ مي زند، گاز مي گيرد و به آنها ضربه مي زند به عبارتي ديگر آنها سعي مي كنند از طرحواره هاي موجود براي آگاه شدن از اين اشياي نا آشنا استفاده كنند و يا وقتي كه كودكي اسب را مي شناسد و براي اولين بار گاوي را مي بيند وقتي مي پرسيم اين چيست مي گويد اسب در واقع نوعي درون سازي كرده و براي اينكه چنين درون سازي اتفاق بيافتد طرح اسب تغيير پيدا مي كند و با گاو كه متفاوت شد مي شود برون سازي.


به عبارتی، می توان گفت که هر کودک، تجاربی دارد: به چیزهای جدیدی (مانند گاو) برمی خورد یا چیزهای قدیمی را به گونه ای جدید می بیند و ابتدا سعی می کند، تا رویدادها با محرک های جدید را با طرحواره های موجودش تطبیق دهد.

اکنون به این این مثال توجه کنید. پسر بچه کوچکی همراه پدرش برای گردش به حومه شهر رفته است و پدرش با نشان دادن یک گاو از پسر بچه کوچکش می پرسد که نام آن چیست؟ کودک نگاهی به گاو (محرک) می کند و می گوید: اون یه سگه.

چه اتفاقی افتاده است؟ این پسر بچه با دیدن شیء (گاو) درون مزرعه، شروع به وارسی طرحواره هایش کرد تا بالاخره طرحواره مناسب را یافته و توانست شیء مورد نظر را در درون آن جای دهد.

از نظر این کودک، شیء مذکور (گاو) تمام ویژگی های یک سگ را داشت یعنی با طرحواره یک سگ تطبیق می کرد و به همین دلیل نتیجه گرفت که آن شیء یک سگ است.
در این مرحله، محرک مشاهده شده (گاو)، در طرحواره سگ درون سازی شده است. بنابراین، درون سازی را می توان فرآیندی شناختی دانست که به جای دادن (طبقه بندی محرک های جدید در طرحواره های موجود می پردازد.

درون سازی همیشه تداوم دارد
اگر فکر کنیم که آدمی در یک زمان معین، فقط یک محرک را پردازش می کند، بیش از حد دچار ساده انگاری شده ایم. انسان در هر لحظه باید حجم فزاینده ای از محرک ها را در ذهن خود پردازش کند.

از لحاظ نظری، درون سازی به تغییر طرحواره ها نمی انجامد، بلکه اثرش بر رشد طرحواره هاست و به همین دلیل، بخشی از تحول محسوب می شود.
 
شاید بتوان یک طرحواره را به یک بادکنک تشبیه کرد و درون سازی را مثل هوایی دانست که به درون این بادکنک دمیده می شود. بادکنک بزرگتر می شود (در نتیجه ی درون سازی ها، طرحواره بزرگتر می شود) ، اما شکل عمومی آن تغییر نمی کند.
درون سازی بخشی از فرآیندی است که طی آن فرد به طور ذهنی با محیط انطباق می یابد و آن را سازماندهی می کند.
گرچه فرآیند درون سازی توسعه طرحواره را ممکن می کند، اما مسؤول تغییر شکل طرحواره نیست. با وجود این، ما میدانیم که طرحواره ها تغییر می کند، زیرا طرحواره های بزرگسالان از کودکان متفاوت است.
پیاژه نحوه تغییر طرحواره ها را با طرح و توصیف فرآیند برون سازی، تبیین کرده است.

برون سازی
پياژه معتقد بود كه فر آيند مكملي جود دارد به نام برونسازي كه عبارتست از گرايش شخص به تغيير در برابر آنچه محيط اقتضا مي كند به اين معنا كه شخص اعمال و مفاهيم را تغييرمي دهد تا آن را با موقعيتها ، اشيا ءيا اطلاعات جديد ساز گار كند کودک به هنگام مواجهه با محرکی جدید، سعی می کند آن را در درون طرحواره های موجود جای دهد، اما گاهی این کار ممکن نیست.

گاه مواردی پیش می آیند که محرک را نمی توان در درون یک طرحواره جای داد (یا به اصطلاح، آن را درون سازی کرد) ، زیرا طرحواره ای وجود ندارد که محرک مذکور به راحتی با آن تطبیق کند.

به عبارتی، ویژگیهای محرک به گونه ای می باشد که با ویژگیهای موجود در طرحواره های فعلی کودک جور در نمی آید در این صورت، کودک چه خواهد کرد؟ اصولا در چنین مواردی کودک دو راه در پیش دارد:

می تواند طرحواره جدیدی را به وجود آورد و محرک تازه را در درون آن جای دهد (گذاشتن یک کارت نمایه جدید در بایگانی)
می تواند یکی از طرحواره های قدیم را به گونه ای تغییر دهد که محرک تازه با آن منطبق شود. هر دو راه ، از اشکال برون سازی می باشند.

از این رو، برون سازی عبارت است از خلق طرحوارهای جدید یا تعدیل طرحواره قدیمی. هر دو عمل، منجر به تغییر یا تحول ساختارهای ذهنی (طرحواره ها) می شوند.

وقتی برون سازی به وقوع پیوست، کودک (با شکل گیری طرحواره های جدید می تواند بار دیگر برای درون سازی محرک تلاش کند.
چون ساختار (طرحواره ناقص) تغییر یافته است، این بار محرک به آسانی درون سازی می شود. بنابراین، همیشه آخرین قسمت فرآیند (محصول نهایی)، درون سازی است.

از کودکی که فعالانه در حال درون سازی و برون سازی است، به هیچ وجه انتظار نمی رود که به طرحوارهای قطعی و ثابت دست بیابد.
نکته ظریفی که از بحث طرحواره ها مستفاد می شود، این عقیده است که طرحواره ها در نتیجه تجاربی ساخته می شوند که در طول زمان به دست می آیند.

طرحواره ها، نمایانگر سطح درک و تلاش فعلی کودک از جهان پیرامونش می باشند. باید توجه داشت که طرحواره ها را کودک ساخته است.بنابراین، به دلیل ساختنی بودن طرحواره ها، نمی توان آنها را نسخه هایی دقیق از واقعیت دانست.

چگونگی طرحواره ها به درون سازی و برون سازی تجارب بستگی دارد و تنها با گذشت زمان است که طرحواره ها به واقعیت نزدیک تر می شوند.

وقتی کودک، طفل خردسالی است، طرحواره هایش کلی اند و در مقایسه با طرحواره های بزرگسالان، دقت و درستی فوق العاده ناچیزی دارند.

فرآیندهای درون سازی و برون سازی که طرحواره های ابتدایی کودک را به طرحواره های پیچیده تر دوران بزرگسالی تبدیل می کند، بدون تردید نیازمند زمان و گذشت سالیانی دراز می باشند.

هیچ رفتاری صرفا محصول درون سازی یا فقط نتیجه ای از برون سازی نیست. هر رفتاری نتیجه هر دو فرآیند است، البته ممکن است برخی رفتارها بیشتر محصول درون سازی و برخی دیگر بیشتر محصول برون سازی باشند.

برای مثال، آنچه ما به عنوان بازی کودکان می شناسیم، معمولا بیشتر محصول درون سازی است تا برون سازی. از سوی دیگر، تلاشهای کودکان برای تقلید از دیگران، معمولا نتیجه برون سازی است تا درون سازی.

شخص از طریق درون سازی، ساختار موجودش را بر محرک در حال پردازش تحمیل می کند. یعنی، محرک ها و اداره می شوند تا خود را با ساختار شخص وفق دهند.

در برون سازی، عکس این قضیه صادق است؛ برون سازی، توصیف گر تحول طرحواره هاست (تغییری کیفی)، اما درون سازی توصیف کننده رشد طرحواره هاست (تغییری کمی)؛ این دو، با هم مسئول انطباق ذهنی و تحول ساختارهای شناختی می باشند.





منبع: تحول شناختی و عاطفی از دیدگاه پیاژه. با اندکی اضافات
مترجمان: سید امیر امین یزدی، جواد صالحی فدردی

 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

6 خطای ذهنی بزرگ که مانع تصمیم گیری درست می شوند
نظریه اریک برن
۱۰ مهارتی که کودکان برای شغل آینده‌شان به آن نیاز دارند
معرفی  کتاب “جادوی عشق به خویشتن” اثر دکتر مهوش معاذی نژاد
مشاوره پیش از ازدواج و باورهای نادرست
گزارشی از جزئیات تعرفه‌های مشاوره‌های روانشناسی و روانپزشکی در تهران و چالش بیمه‌ها
دختران از کجا به کجا فرار میکنند ؟!
چرا خاطراتمان را فراموش می‌کنیم؟
متلک ها و مزه‌پراکنی نوجوانان نشانه هوش آن‌هاست!
چرا تشخیص افسردگی در مردان سخت‌تر است؟
نشانه‌های ابتلا به افسردگی چیست؟
راهبردهاي آموزش براي دانش‌آموزان داراي ناتواني يادگيري باهوش
برای موفقیت لازم نیست نابغه باشی فقط کافیه یه قدم جلوتر باشی/ انیشتن