دوشنبه ۵ مهر ۱۴۰۰ - 27 Sep 2021
تاریخ انتشار :
شنبه ۷ آبان ۱۳۹۰ / ۰۵:۰۳
کد مطلب: 5639
۱

مرگ فجیع و زنجیره‌ای دانش‌آموزان و وجدا‌نهای گرد ‌گرفته!

هوا که کمی سرد می شود باید شنیدن خبر شوم آتش سوزی در مدارس را به انتظار نشست. باز هم آتش سوزی در یک مدرسه استان محروم سیستان و بلوچستان، باز هم اتصالی کردن سیم های پوسیده برق خوابگاه دانش آموزان، باز هم خفه شدن دانش آموزان در دود و بازهم ....
آتش سوزی در دبیرستان شبانه روزی وابسته به دانشگاه چابهار، موجب مرگ دو دانش آموز و سوختگی شدید سه دانش اموز دیگر شد. این اتش سوزی به دلیل اتصالی کابل های برق کولر گازی اتفاق افتاده است. همچنین یک مقام مسئول در آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان درباره این آتش سوزی به مهر گفته: بر اثر بروز این واقعه دو دانش آموز به نام های "قاسم حیرتی" و "قنبر قریب" کشته و سه دانش آموز مجروح و به بیمارستانی در زاهدان منتقل شدند. نام 3 دانش آموز مجروح  "برهان الدین بلیده" ، "فرشید درزاده" و "جمال رئیسی" است که به گفته همان مقام مسئول که نامش ذکر نشده، دچار سوختگی شدید شده اند. نخست یک نکته را توضیح دهم؛ اینکه خوابگاه متعلق به دبیرستان وابسته به دانشگاه بین المللی علوم دریانوردی چابهار بوده، ذره ای از مسئولیت مقامات آموزش و پرورش نمی کاهد. مطابق قانون، آموزش و پرورش مسئولیت نظارت بر همه مدارس کشور را برعهده دارد. تجهیزات مدارس باید به تایید سازمان نوسازی و تجهیز مدارس برسد و نیروی انسانی هر مدرسه ای باید توسط گزینش آموزش و پرورش تایید شود. این یک حادثه منفرد نیست بلکه حلقه ای از زنجیره حوادث فجیعی است که در این 7 سال جان و سلامتی دانش آموزان را می گیرد. پارسال روز دوم آبان در همین چابهار دانش آموزی به نام سعید ریسی که در کلاس سوم مدرسه راهنمایی شهید باهنر روستای چاه علی درس می خواند بر اثر ضربه ای که معلم با لبه کتاب بر سرش وارد کرد دچار خونریزی مغزی شد و در گذشت. مقامات آموزش و پرورش قول پیگیری ماجرا را دادند.  چند روزی رسانه ها در باره زیان های تنبیه بدنی نوشتند و  بعد ماجرا از یادها رفت. امروز بعد از یکسال  می توان پرسید که نتیجه پیگیری ها چه شد؟ ساعت 2 بامداد 16 آبانماه  89  یعنی حدود یکسال پیش براثر اتصال سیم های پوسیده  برق، خوابگاه مدرسه شبانه روزی چاه رحمان نصرت آباد زاهدان آتش گرفت و  دانش آموزی به نام  «مراد نارویی» براثر خفگی ناشی از استنشاق دود جان سپرد و 14 تن مصدوم و مسموم شدند . آقای پشنگ نماینده منطقه که از محل بازدید کرده بود گفت که خوابگاه دانش‌آموزان مدرسه شبانه‌روزی چاه رحمان یک سالن 12 در 4 متری بود که 97 دانش آموز در آن ساکن بودند. یعنی به ازای هر دانش آموز نیم متر مربع فضای خوابگاهی پیش بینی شده بود. علاوه بر این دانش آموزان دبیرستانی و راهنمایی را برخلاف مقررات در یک خوابگاه جای داده بودند و شب حادثه  هیچ یک از مسئولان مدرسه از مدیر و معاون گرفته تا سرپرست خوابگاه در محل حضور نداشتند. مطابق بند2 ماده 4 اساسنامه مدارس شبانه روزی، درتأسیس‌ مدارس‌ شبانه‌روزی‌ یا تبدیل‌ مدارس‌ عادی‌ به‌ این‌گونه‌ مدارس‌ الزامی‌ است‌ که مدرسه‌ دارای‌ فضاهای‌ آموزشی‌، پرورشی‌ وامکانات‌ و تجهیزات‌ مناسب‌ و مورد نیاز شبانه‌روزی‌ باشد. همچنین درتبصره بند 4 ماده 4 آمده است که مناسب‌ بودن‌ محل‌، ساختمان‌، امکانات‌ و تجهیزات‌ مدارس‌ شبانه‌ روزی‌ باید به‌ تأیید مدیریت‌ نوسازی‌ و تجهیزمدارس‌ استان‌ برسد. آیا  اعضای هیاتی که سال پیش برای بررسی حادثه چاه رحمان به منطقه زفت در گزارش خود به این نکات توجه کردند؟ آیا مسئولان مقصر در این حادثه منجر به قتل به هیات های رسیدگی به تخلفات اداری و دادگاه معرفی شدند؟ آیا گزارشی از این واقعه به افکار عمومی داده شد؟ بی گمان وزیر آموزش و پرورش به عنوان مسئول اول دستگاه باید جوابگوی افکار عمومی باشد و نمایندگان مجلس هم مساله را تا نهایت قانونی آن پیگیری کنند. دو حادثه آتش سوزی در خوابگاه مدارس، حتی در جزییات و زمان هم مشابه هم هستند. هر دو در یک استان محروم  و هر دو حادثه بر اثر اتصال سیم های پوسیده برق روی داده اند و در هر دو حادثه ، دانش آموزان بی پناه کشته و زخمی شده اند. واکنش مسئولان به حادثه چابهار قابل پیش بینی است. این بار هم احتمالا نمایندگان استان در مجلس نطق های آتشین می کنند و به وزیر آموزش و پرورش تذکر می دهند. وزیر آموزش و پرورش هیاتی را مامور بررسی حادثه می کند. مسئولان محلی کمبود اعتبارات آموزش و پرورش و امکانات درمانی  را به رخ می کشند. مسئولان مرکز، کمبود اعتبارات را تکذیب می کنند. روسا به دیدن خانواده مقتولین می روند و مخارج کفن و دفن و ختم را از بودجه آموزش و پرورش متقبل می شوند و بعد از چند روز  آبها از آسیاب می افتد. کسانی با  واسطه کردن ریش سفیدهای محلی خانواده های مقتولین را از پیگیری ماجرا منصرف می کنند و موضوع زیر آواری از اخبار ناگوار دیگر از دیده ها پنهان می شود، تا وقتی دیگر که حادثه ای سهمگین تراز راه برسد. سال 83 و بعد از حادثه آتش سوزی مدرسه سفیلان در چهار محال و بختیاری که بخاری کلاس واژگون و منجر به مرگ 13 دانش آموز دختر و پسر و سرباز معلم این مدرسه شد، دولت لایحه ای تنظیم و تقدیم مجلس هفتم کرد که بر اساس آن چهار میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی برای نوسازی و تجهیز مدارس برداشت و در اختیار سازمان نوسازی و تجهیز مدارس قرار گیرد. این لایحه با تاخیری معنادار در فروردین 85 تصویب شد. اکنون 5 سال از اختصاص 4 میلیارد دلار گذشته و امسال هم حدود 2 هزار میلیارد تومان در اختیار سازمان نوسازی و تجهیز مدارس قرار گرفته  و بارها گفته شده که سازمان نوسازی و تجهیز مدارس از نظر بودجه در سال جاری وضعیتی عالی دارد. گویا مشکل از کمبود بودجه نیست بلکه ناشی از ضعف مدیریت و کنترل و نظارت است. اما آیا مدارس ما در مقابل زلزله ای مانند زلزله وان ترکیه توان مقاومت دارند؟ آیا رئیس سازمان نوسازی و تجهیز مدارس از جمع آوری بخاری های چکه ای و  والورها مطمئن است؟ آیا مطابق وظیفه قانونی خود امکانات و تجهیزات خوابگاه های شبانه روزی را بررسی کرده و نسبت به استاندارد بودن آنها اطمینان دارد؟ آیا همه مدارس به وسایل اطفاء حریق و حداقل کپسول آتش نشانی مجهزند؟   چند روز پیش سایت رسمی وزارت آموزش و پرورش از پرداخت دیه دانش آموزان روستای درودزن فارس به حکم دادگاه و بعد از 5 سال از آن اتفاق شوم خبر داد. مرور این حادثه اشکبار عبرت آموز است. روز هفتم آذر 85در حاشیه یک همایش، خبرنگار فارس از محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش پرسید:  «اگر حادثه‌ای مانند آتش‌سوزی مدرسه سفیلان در زمان وزارت شما رخ دهد چه خواهی کرد؟» فرشیدی آن روز به سرعت پاسخ داد: «برای پاسخ به افکار عمومی استعفا می‌کنم.» یک هفته بعد 8 دانش‌آموز (6 دختر و 2 پسر)  دبستان روستای درودزن استان فارس در میان شعله‌های آتش یک والور واژگون شده گرفتار شدند و چهره و اندام ظریفشان کباب شد. حادثه 15 روز از چشم افکار عمومی پنهان نگهداشته شد و تنها بعد از آنکه در یک مراسم رسمی، رئیس وقت سازمان بازرسی اشاره‌ای به ماجرا کرد همه فهمیدند چه فاجعه بزرگی رخ داده است. بچه ها نمردند اما صورتهای چون گلشان سوخت و  پژمرده شدند. عکس های این دانش آموزان با دو چشم درخشان که در قاب صورتی له شده می درخشند لرزه بر وجود هر انسان با احساسی می اندازد. البته وزیر وقت استعفا نداد و اصولا این فرهنگ در سیستم اداری ما جا نیفتاده که مسئولان ارشد یک دستگاه دولتی در مقابل اتفاقاتی که در زیر مجموعه آنها می افتد خود را مسئول بدانند. خانواده ها در اسفند 89 از دادگاه حکم محکومیت آموزش و پرورش به پرداخت دیه را گرفتند اما مسئولان دولتی این خانواده های صبور و مصیبت دیده را آزردند. در ماه های گذشته آموزش و پرورش برای گرفتن دیه آنها را به استانداری می فرستاد و استانداری به آموزش و پرورش حواله می داد. وحید کیارشی معاون وزارت آموزش و پرورش چند روز پیش در مراسم  پرداخت دیه به دانش آموزان درودزنی گفت: ما در این مدت از خانواده دانش آموزان سانحه دیده جز کرامت و بزرگواری چیز دیگری ندیدیم . وی افزود : «مهم رفتار زیبای بچه ها و خانواده های آنها است که با صبوری خود درس خوبی به ما دادند». نیمی از حرفهای آقای کیارشی واقعیت است. خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان با بزرگواری از خون و آسیب های وارده به فرزندان خود گذشته اند و می گذرند اما مسئولان از این حوادث درس نمی گیرند. در این حوادث هیچ مسئولی به خاطر تقصیر یا قصور تنبیه یا بر کنار نمی شود. در این دوسال وزیر آموزش و پرورش و مجلس درگیر تعطیلی پنجشنبه ها و استخدام نیروهای جدید و ساختار 6-3-3 بوده اند و این حوادث دلخراش به صورت زنجیره ای تکرار می شوند. تا زمانی که افکار عمومی برانگیخته است وعده رسیدگی دقیق و تنبیه مسببان و مقصران را می دهند اما به محض اینکه آبها از اسیاب افتاد پرونده بسته می شود. شاید فاجعه ای مانند زلزله وان ترکیه وجدانهای گرد گرفته را بیدار کند و کسی پیدا شود که از مسئولان آموزش و پرورش بخواهد به جای سردادن شعارهای زیبا به وظایف قانونی خود عمل کنند. شیرزاد عبدالهی-خبرآنلاین
روان شناسی رشد،نظریه های رشد ( پیاژه- اریکسون)، مراحل رشد (کودکی –نوجوانی-بزرگسالی- پیری )
درگذشت روانشناس مرکز مشاوره دانشگاه تهران بر اثر کرونا
خودافشایی هیجانی  Emotional  Self-Disclosure
هفت ویژگی یک شریک عاطفی امن از دید روانشناسان
چرا شغل‌مان، همه‌ هویت ماست؟
زن و ازدواج موفق
انگ یا استیگما؛ مشکلی واقعی در درمان بیماران روانی
کدام خواستگار شما را خوشبخت می‌کند؟
سندروم توره یا سندروم تورت را بشناسید!
شناخت انواع سبک زندگی در روانشناسی
چگونه استاد دانشگاه شویم؟/ تمام نکات لازم برای رسیدن به کرسی دانشگاه
چگونه در مقابل افراد خودخواه از خودمان حفاظت کنیم؟
خدايا،ميشه چند لحظه وقتتو بگيرم! اين دفعه چيزي ازت نمي خوام! فقط مي خوام  خيلي ساده بگم: ممنون براي همه چيز...