سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ - 16 Aug 2022
تاریخ انتشار :
جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰ / ۰۹:۴۰
کد مطلب: 56489
۱۱
۱

بررسی تجمل گرایی و علل گرایش به آن از نگاه روانشناسی

مریم معارفی
بررسی تجمل گرایی و علل گرایش به آن از نگاه روانشناسی
نویسنده: مریم معارفی ـ روانشناس بالینی
 
به گزارش میگنا تجمل گرایی، گرایشی به سمت زیبایی و کمال است که امری بدیهی و فطری در انسان می باشد و می تواند انسان را به سوی آراستگی، با سلیقه بودن و حتی خلاقیت هدایت کند اما این گرایش به تجملات هم مانند خیلی ویژگی ها و خصلت های دیگر انسان، اگر از حد معمول و به اندازه خود خارج شود و به صورت افراطی درآید، تبدیل به یک رفتار نابهنجار و یک بیماری روان شناختی خواهد شد.

علل گرایش به تجملات چیست؟
زیاد می بینیم افراد و خانواده هایی را که با وجود داشتن شرایط و امکانات بسیار خوب (خانه، ماشین و ...) باز در تکاپوی تغییر و تعویض این امکانات هستند و در جستجوی بهترین ها و زندگی لاکچری و اَشرافی می گردند و تا به این تغییر دسترسی پیدا نکنند از آرامش درونی برخوردار نخواهند شد و حتی متأسفانه این چنین رفتارهایی را بر امورات زندگی فرزندان خود نیز کشانده اند. ریشه تمام این نابهنجاری های رفتاری را می توان در ضعف های شخصیتی و طرحواره های روانی (تله های زندگی) که افراد درگیر آن ها هستند پیدا کرد.

آدلر از واژه هایی چون احساس حقارت، جبران و عقده حقارت صحبت کرده است و احساس حقارت را منبع تلاش انسان معرفی می کند که نشانه ضعف و نابهنجاری نیست. این احساس حقارت می تواند واقعی یا تخیلی باشد و انسان برای غلبه بر آن و رسیدن به رشد و پیشرفت دست به جبران بزند. حال اگر انسان نتواند این احساس حقارت را جبرات کند و برآن چیره شود عقده حقارت شکل می گیرد و همین می تواند باعث شود تا برای جبران این خود کم بینی روش جبرانی نامناسبی مثل تجمل گرایی انتخاب شود که تمام حس های بی ارزشی، ناکافی بودن، کوچک بودن و دیده نشدن از طریق چیزهایی مثل خانه، ماشین، لباس و ... کمرنگ و یا محو شوند و چون تمامی این حس ها درونی شده اند از طریق نمادهای بیرونی محو نخواهند شد به همین خاطر افراد تجمل گرا مدام در تکاپوی تغییر و تحول در تجملات خود هستند.


اولین حس عقده حقارت در افراد، نارضایتی از ظاهرشان است. (از ظاهر شخصی خود تا ظاهر زندگی خود) افرادی که درگیر با عقده حقارت هستند، معمولاً دچار بی هویتی، وابستگی زیاد، اعتماد به نفس پایین و عدم اتکا به خود هستند، عده ای دچار کبر، نخوت و خود برتربینی می شوند و سعی بر این دارند که خود را در ظاهر خلاف آنچه هستند نشان دهند و به همین خاطر دست به هر کاری می زنند تا خود را مطرح کنند.

افراد تجمل گرایی که دچار عقده حقارت هستند در بستر خانواده ای با والدین مقایسه گر یا سرزنش گر و یا کمالگرا و سخت گیر بزرگ شده اند.

عده دیگری از افراد که ممکن است دچار تجمل گرایی شوند افراد مبتلا به مشکلات شخصیتی چون خود شیفتگی هستند. خودشیفته ها برخلاف ظاهرشان که خود را با اعتماد به نفس بالا نشان می دهند همچون طبل توخالی هستند و اعتماد به نفسشان کاذب است، پایین بودن اعتماد به نفس و عزت نفس در آن ها چیزی است که باعث می شود به سمت تجمل گرایی کشیده شوند.


افراد خودشیفته تجمل گرا از طریق تجملات می خواهند نیاز به خودنمایی برای تحسین شدنشان را ارضاء کنند و تا حدودی به خیال پردازی هایی که در مورد قدرت و موفقیت دارند دست پیدا کنند. این افراد حتی با تجملات و تجمل گرایی سعی دارند بر احساس اغراق آمیز استحقاق در خود مهر تأییدی زده باشند و در نهایت وجود عقده حقارت و جبران افراطی در خودشیفته ها همان چیزی خواهد بود که در افراد تجمل گرا به صورت پررنگی دیده می شود.

تجمل گرایی را نیز می توان در افرادی که شخصیت نمایشی دارند، مشاهده کرد. این افراد هم، دنبال دیده شدن و تحسین هستند و این خصوصاً در زنان نمایشی بیشتر است که با تجمل گرایی سعی در جلب توجه کردن دارند. افراد نمایشی با تأثیر از محیط رفتار می کنند بنابراین حالا که تجمل گرایی در جامعه امروزی زیاد شده است این افراد خیلی راحت می توانند تحت تأثیر آن قرار گیرند.

عزت نفس آنها مساوی است با نگاه و توجه دیگران. تجملات یک وسیله و ابزاری برای رسیدن به این هدف دیده شدن در شخصیت های نمایشی است.

وقتی به دنبال علت های تجمل گرایی هستیم یکی از مواردی که خیلی اهمیت دارند و باید حتماً بررسی شوند طرحواره ها (تله های زندگی) در این افراد است. هرکسی نیازهایی دارد که باید در سنین کودکی ارضاء شوند و اگر در آن ها افراط و تفریطی صورت بگیرد فرد را دچار طرحواره هایی می کند.

کسی که دچار تجمل گرایی می شود درگیر طرحواره هایی شده است. از مهم ترین طرحواره هایی که در تجمل گرایی می توانیم نام ببریم، طرحواره های محرومیت هیجانی، نقص/ شرم، شکست، پذیرش جویی/ جلب توجه و معیارهای سرسختانه/ انتقاد جویی افراطی است.


محرومیت هیجانی یکی از ناآگاهانه ترین طرحواره ها است که تا قبل از 2 سالگی شکل می گیرد آن زمان که نیاز به دلبستگی ایمن در اثر حمایت افراطی و یا عدم حمایت، درک، همدلی، محبت و راهنمایی یا عدم احساس تعلق به خانواده با نداشتن منبع قدرت آسیب می بیند.

افراد مبتلا به تله محرومیت هیجانی اغلب از توجه ناکافی شاکی هستند و پرتوقع. افراد خودشیفته در این تله بسیار دیده می شود آن ها در برابر مشکل خود به خودشیفتگی پناه می برند. افراد درگیر با این طرحواره در کودکی چون در مقابل ابراز احساسات و هیجانات خود با واکنشی سرد روبرو می شوند با روی آوردن به تجمل گرایی سعی در جبران و پُر کردن خلاء عاطفی خود دارند، آن عده هم که به جای عواطف مسائل مادی جایگزین شده و پاسخ دهی به این نیاز با ریخت و پاش های مادی بوده است. سبک مقابله ای تسلیم را هم اگر به جای جبران به کار گیرند تجملات را وسیله ای برای دستیابی به این هدفشان به کار می برند.


وقتی نیاز به دلبستگی ایمن با عدم پذیرش و دوست داشتن کودک به صورت تحقیر، تمسخر، کنترل گری و بی ارزشی آسیب می بیند عقده حقارت نمایان می شود و طرحواره نقص / شرم شکل می گیرد. ترس نسبت به طرد شدن، سرزنش، مقایسه شدن و حساسیت بسیار نسبت به انتقاد فرد را دربرمی گیرد. دردناک ترین احساس یعنی شرمساری به وجود می آید.

عدم توانمندی برای جبران می تواند باعث به وجود آمدن شخصیتی خودشیفته شود. افراد خودشیفته به هر قیمتی شده خود محوری شان را حفظ می کنند و باز همه این موارد دلایلی می شوند برای این که یک جبران افراطی مثل شهرت طلبی، مال پرستی یا تجمل گرایی به کمک می آید یا کسانی که سبک مقابله ای اجتناب را دارند با پناه بردن به رفتارهایی مثل پرخوری، می گُساری، اعتیاد، تجمل گرایی و ... سعی در کم کردن درد و رنج شرمساری و بی ارزشی دارند.

در تله شکست با آسیب هایی چون حمایت های افراطی، عدم اجازه برای کوشش و خطا، پیش بینی های مداوم شکست، توقعات و انتظارات زیاد و به تمسخر گرفتن ایده های کودک و ... که به نیاز خودگردانی، کفایت و هویت زده می شود فرد در مقایسه خودش با همسالانش در حوزه های مختلف (تحصیلی، شغلی و...) و پیشرفت احساس بی کفایتی و عدم موفقیت می کند.


عده ای در دنیای واقعی و بیرونی چندان موفقیتی نداشته اند و از درون کاملاً ناراضی، عده ای هم به پیشرفت های خوبی دست یافته اند اما باز از درون ناراضی. با سبک مقابله ای اجتناب چیزی تغییر نخواهد کرد و نارضایتی درونی برقرار خواهد بود. جبران افراطی گزینه ای همچون تجمل گرایی، به نوعی راه گریزی برای افراد با طرحواره شکست شده است ولی یک خودنمایی و بزرگ نمایی که در آن استعداد و مهارت و توانمندی فردی دیده نمی شود و در نهایت رضایت درونی حاصل نخواهد شد.

در برخی از خانواده ها آن قدر به حرف دیگران و نظرات دیگران ارزش داده می شود تا جایی که حرف شنوی یک امتیاز ویژه برای فرد در خانواده اش محسوب می شود و یا بیماری یکی از اعضاء خانواده، آزادی بیان در ابراز هیجانات و نیازهای سالم و طبیعی را از دیگر اعضاء خانواده سلب می کند این آسیب می تواند طرحواره پذیرش جویی / توجه طلبی را همراه داشته باشد، یعنی به جای شکل گیری معنای حقیقی و واقعی از خود تمرکز افراطی بر نیازها، احساسات و تمایلات دیگران و پاسخدهی به آن خواهد بود. تمام تلاش بر دیده شدن، پذیرفته شدن، دریافت عشق و قدردانی از سوی دیگران خواهد بود و فرد تمایلات و نیازهای واقعی خود را این قدر پس می زند تا دیگر حتی نسبت به آن ها آگاه نخواهد بود و جنبه های مهم شخصیت خود را فراموش خواهد کرد.

وقتی با تله پذیرش جویی / جلب توجه همراه شوی می تواند یک شخصیت هیستریک و نمایشی شکل گیرد که برای دیده شدن و مورد توجه بودن دست به رفتارهایی مثل تجمل گرایی می زند که معمولاً به صورت خیلی افراطی هم خواهد بود.


آخرین طرحواره ای که به آن می پردازیم و ارتباط آن با تجمل گرایی را بیان کنیم طرحواره معیارهای سخت گیرانه / انتقاد گرایی افراطی است. معمولاً در خانواده هایی شکل می گیرد که تفریح در بین آنان جایگاهی ندارد و تفریح ستیز هستند. والدین بیشتر گرفتار هستند و خانواده مدام در سختی و کار است. والدین پرتوقع و انتقادگر هستند. تمامی این موارد آسیب هایی است که باعث به وجود آمدن این تله می شود.

داشتن این طرحواره باعث می شود فرد به ثروت و منزلت اجتماعی اهمیت زیادی دهد. اهل چشم و هم چشمی باشد و خیلی رقابت جو. کمترکاری مورد رضایتشان است و باید تمام کارها عالی انجام شوند. افراد کمال گرا در این دسته قرار می گیرند.

این تمایل به رتبه اول بودن و رسیدن به معیارهای بلند پروازانه و جلوگیری از هرگونه انتقاد، تلاش و کوشش بسیار می طلبد به طوری که بتوانند پاسخگوی باید و نبایدهای آن ها و بی نقص گرایشان باشد.

همین عالی بودن، بی نقص بودن و چشم و هم چشمی، آتش تمایلات فطری و طبیعی به سمت تجمل گرایی را شعله ور خواهد کرد تا به صورت افراطی، غرق در تجمل گرایی شوند اما از آنجایی که این یک رفتار جبرانی افراطی است رضایت درونی را همراه نخواهد داشت.

ما انسانها ژن تجمل گرایی نداریم اما فرهنگی که داریم با تقلید کورکورانه در گرایش به تجمل گرایی مؤثر است. می توان با آگاهی و آموزش دادن به افراد برای استفاده صحیح از تکنولوژی و فضای مجازی این تقلید را تا حدودی کم کرد. خودآگاهی را بالا برد تا باور و نگاه منطقی جایگزین باور و نگاه هیجانی شود. آموزش دهیم تا افراد خود را در مقام قیاس قرار ندهند.

افراد را با پیامدهای منفی تجمل گرایی مثل تباهی سرمایه های ملی و به وجود آمدن فقر، شکل گیری خصوصیات رفتاری منفی (حسادت، طمع، فخرفروشی، غرور و ...)، از بین رفتن آرامش و ایجاد استرس و اضطراب آشنا کنیم.

برای رسیدن به این آگاهی و دیدن آموزش کافی و لازم خصوصاً در حیطه مشکلات شخصیتی و طرحواره ای از روانشاسان و درمانگران سلامت روان کمک گرفته شود تا به صورت ریشه ای گره تجمل گرایی باز شود.


 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

هرمز
Iran, Islamic Republic of
مطلب جالبی بود. چند وقت پیش کتابی خوندم در مورد تجمل و سرمایه داری، نویسنده در جایی از کتاب به نکته جالبی اشاره کرده بود، در قرون هجده و نوزده اروپا، طبقه نوکیسه، خلاء هویت و فقدان ریشه سرمایه دار خودشون رو از راه ابراز و به نمایش گذاشتن تجمل پر میکردن و از این راه برای طبقه خودشون، تلاش داشتن که اعتبار، هویت و جایگاه دست و پا کنن. درد اینجاست که در جامعه خودمون این نسخه در حال پیاده سازی هستش و مطلب شما هم جنبه های جالب و چالشی رو عرضه میکنه که جای فکر و بررسی زیادی داره
پیش از خواب این ۳ پرسش را از فرزندان بپرسید
۸ عامل طلاق زوج‌های مرفه/ از نبود فرزند مشترک تا تب مهاجرت
چرا باید روانشناسی بخوانیم؟/ اشتغال ۹۵ درصدی فارغ‌التحصیلان دکتری
نامه روسای شش انجمن علمی حوزه سلامت روان به رئیس مجلس
سلامت روانِ پزشکان جدید در خطر است
هشدار دانشمندان: مغز انسان برای بیداری در نیمه شب ساخته نشده است
۷ درسی که آدم‌ها یک عمر طول می‌کشد تا بیاموزند!
شما صاحب کدام شخصیت آب‌وهوایی هستید؛ بیزار از باران یا عاشق تابستان؟
آینده ای روشن با انتخابی آگاهانه
اختلال پدوفیلیا چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟
زنان اثرگذار در تاریخ روانشناسی
جدایی یک رویداد نیست یک فرایند است
انسانهاي شاد دنياي درونشان را ميسازند، انسانهاي غمگين دنياي بيرونشان را سرزنش ميكنند.