يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ - 2 Oct 2022
تاریخ انتشار :
شنبه ۴ دی ۱۴۰۰ / ۱۱:۴۶
کد مطلب: 56647
۳
تروما چیست؟

اختلال تروما با رویکرد متمرکز بر هیجان / دکتر فریما رضوانی

دکتر فریما رضوانی
اختلال تروما با رویکرد متمرکز بر هیجان / دکتر فریما رضوانی
اختلال تروما با رویکرد متمرکز بر هیجان

تروما شامل تجربیات هیجانی است که می تواند فرد را از درون به هم ریخته و تاثیرات مخرب روانی، فیزیکی، اجتماعی داشته باشد. بر اساس دستور العمل تشخیصی و آماری انجمن روان پزشکی آمریکا، معیار تروما، هم شامل ماهیت یک رویداد و هم واکنش های هیجانی به آن رویداد می باشد.

در واقع انجمن روان پزشکی آمریکا، تروما را به عنوان «یک پاسخ هیجانی به رویدادی وحشت انگیز مثل تصادف، تجاوز، و یا بلایای طبیعی» توصیف کرده است که در آن مرگ، جراحت جدی، تجاوز جنسی، و یا تهدید جدی به تجربه کردن این رویدادها (یعنی فرد تا آستانه ی تجربه ی واقعی پیش می رود، ولی جان سالم به در می برد) می باشد.

تعریف تروما به عنوان رویداد آسیب زا در رویکرد متمرکز بر هیجان شامل  شامل تهدید واقعی یا ادراک شده مرگ یا آسیب فیزیکی به خود یا دیگران، تهدید انسجام و یکپارچگی خود، واکنش ها به ترس، وحشت یا احساس درماندگی می باشد.

از این دیدگاه، تمرکز آسیب شناسی بیشتر بر روی هیجان ترس است. گاهی فرد در رابطه با شخصیت های دلبستگی خود دچار خیانت و عدم اعتماد شده و یا فرد، خود در معرض خشونت و تجاوز قرار می گیرد. سو رفتار و غفلت توسط مراقبین و عزیزان در هر سنی که اتفاق بیفتد، می تواند مخرب باشد، اما چنانچه این تجربیات در کودکی رخ دهند، می توانند تاثیرات مخرب تری روی رشد فرد بگذارند و باعث انباشت اختلالات درازمدت شوند.

یکی از مخرب ترین تاثیرات، تاثیرات منفی است که این تجربیات روی رشد هیجانی و ظرفیت یا توانمند سازی هیجانی افراد و همچنین روی درک فرد از خود و ظرفیتش برای روابط بین فردی می گذارد. تجربه سورفتار و غفلت شامل قرار گرفتن در معرض تروما و وحشت و احساسات درماندگی است. هیجانات دردناک و تهدیدآمیز بسیاری (علاوه بر ترس) منابع قابل ملاحظه ای از آشفتگی برای افرادی است که پیشینه قرار گرفتن در معرض سورفتار هستند.

این هیجانات شامل احساس گناه، شرم، خودسرزنش گری به خاطر احساس قربانی بودن، خشم به خاطر زیر پا گذاشته شدن حقوق شخصی و سو رفتار از سوی دیگران می باشند. غم به خاطر فقدان های فراوان مرتبط با تروما، به خصوص ترومایی که به واسطه اشخاص نزدیک فرد، به او تحمیل شده است، ایجاد می گردد. قرار گرفتن در معرض تروما در جریان رشد در کودکی، بسیار شایع تر از آغاز تروما در بزرگسالی است.

تقریبا 25% از افرادی که در معرض یک رویداد آسیب زا قرار می گیرند در نهایت مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می گردند. با این حال ممکن است خیلی از افراد دچار PTSD نگردند ولی نرخ های تخمینی برای این اختلال در عموم جمعیت بالاست و شیوع آن می تواند ماه ها و حتی سالها پس از روی د اد آسیب زا تاخیر داشته باشد.  
آسیب وارد شده از تروما، سبب می گردد تا افراد کمتر برای درمان مراجعه کرده و یا اگر هم مراجعه کرده باشند، ناقص و خروج از درمان تا حد زیادی بالا برود. رویکرد متمرکزبر هیجان در تروما، سهمی قوی و دائمی در درمان این افراد دارد.


انواع تروما
دو نوع تروما در رویکرد متمرکز بر هیجان شناسایی شده است.  نوع یک تروما Trauma با (T بزرگ) می باشد که موارد آن در نسخه بازبینی شده DSM توصیف شده است، نوع دوم تروما trauma (t کوچک) که شامل تجربه تحقیر، تجربیات غفلت و مشکلات دلبستگی می باشد. از این نقطه نظر، تروما شامل مشکلات هیجانی متعدد است. واکنش اتفاق افتاده از رویدادهای اولیه و مرتبط با این هیجانات در حافظه ذخیره می شوند و در صورت تکرار، آن بخش های شبکه حافظه ای، غالب شده و واکنش تعمیم می یابند.

این دو دسته تروما به لحاظ نوع، شدت و گستردگی تاثیرات با یکدیگر متفاوتند. ترومای نوع یک به رخدادهای انفرادی، همچون تصادف با اتومبیل یا سانحه در محل کار، فجایع طبیعی یا حمله اشاره دارد. این موارد باعث اختلالاتی می شود که مشخصه بارز PTSD هستند. در این موارد، شدت یا حدت رویداد است که باعث اختلالات می گردد. ترومای نوع دو که به ترومای پیچیده معروف است و تمرکز غالب رویکرد متمرکز بر هیجان می باشد، به قرار گرفتن مکرر در معرض تهدید خشونت منجمله خشونت اجتماعی، سیاسی از طریق جنگ یا شکنجه، خشونت خانگی به عنوان قربانی یا شاهد و تجربه سو رفتار در کودکی اشاره دارد.

تمرکز اصلی این رویداد بیشتر به تجربه سو رفتار در کودکی می باشد. واکنش ها به این تجربیات ظاهرا بسیار پیچیده تر بوده و اغلب به عنوان اختلال ترومای انباشتی که بیشتر در پناهجویان بازمانده از تروما، یا اختلالات ناشی از استرس شدید که به هیچ روش دیگری در دسته بندی DSM مشخص نمی شوند، دسته بندی می گردد.


رویکرد متمرکز بر هیجان و درمان تروما
درمان متمرکز بر هیجان در تروما، یک روش درمانی مبتنی بر شواهد با اثر بخشی بالا می باشد و هدف آن مجموعه اختلالات مرتبط با ترومای پیچیده و سو رفتار از جمله سو رفتار هیجانی، فیزیکی، جنسی و غفلت هیجانی) می باشد. این رویکرد، علاوه بر اینکه به نشانه های آشفتگی و مشکلات فردی در کارکردهای گوناگون در فرد می پردازد، همچنین بر روی مقوله های فرد با مقصران سورفتار و غفلت در گذشته و حل و فصل این مقوله ها نیز نگاه درمانی دارد. با اتفاقاتی که برای فرد افتاده ، آنها بارها و بارها مشکلات را تجربه می کنند، آنها قادر نیستند آسیب های هیجانی به خصوص را حل و فصل کنند، که در نتیجه به اختلالات افسردگی و اضطرابی روبرو می شوند.
در این رویکرد، رابطه درمانی قوی باعث می گردد تا نشانه های آشفتگی کاهش یافته و عزت نفس افزایش یابد که در کل باعث بهبود کارکرد بین فردی این افراد می شود بسیاری از افرادی که دچار تروما می گردند نیاز به خدمات روان شناختی دارند. هر چه رویدادهای آسیب زا پیچیده تر و درازمدت تر باشند، اختلالات ناشی از آن پیچیده تر خواهند بود. یک درمان جامع مورد نیاز است که به این اختلال بپردازد.

رویکرد متمرکز بر هیجان روی نقاط مشترک بین انواع مختلف ترومای پیچیده، سورفتار و غفلت توجه دارد و در عین حال متوجه نیازهای تک تک مراجعان هم هست. این درمان همچنین از نقاط قوت سایر رویکردها، به خصوص به لحاظ پرداختن به سازگاری فرهنگی، مدیریت عواطف و مشکلات رفتاری بهره می برد.

با توجه به رویکرد متمرکز بر هیجان، افرادی که دچار تروما می گردند دچار خشم، ترس، اجتناب، غم و شرم می گردند، فردی که دچار آسیب گردیده است هر کدام از هیجانات را هنگام روایت داستان خود تجربه خواهد کرد اما در نهایت کار برروی تروما با سوگواری مترادف میگردد. با توجه به اینکه دسترسی به غم سازگارانه به عنوان یک گام مشخص و بنیادین درون یک فرایند بزرگتر متمرکز است، در نتیجه می توان مسیر درمان را بهتر طی کرد.

تجربه کامل عمق اندوه و پذیرفتن فقدان ها می تواند دشوارترین جنبه بهبودی از تروما را در پی داشته باشد. تجربیات غم مرتبط با تروما اغلب عبارتند از احساسات شدید تنهایی، انزوا و ناتوانی در بیان احساسات. سوگواری به خاطر فقدان ها یک فرایند پیچیده است که می تواند در طول چندین سال رخ دهد و شامل فرایندهای متعددی از جمله انکار، خشم، یاس، افسردگی و غم شود. افراد به سراغ درمان می روند چرا که نمی توانند خودشان بر آن غلبه کنند. سوگواری فقدان ها تنها پس از اینکه شدت ترس تروماتیک کمتر شده و درکی از امنیت دوباره برقرار گردد امکان پذیر می شود.

در نتیجه درمانگران متمرکز بر هیجان با ایجاد امنیت، مدیریت اضطراب، پردازش هیجانی و تلفیق تجربه درون سیستم های معنایی کنونی می توانند تصورات و افکار فرد را در جریان رویدادها تغییر داده تا مراجعان بتوانند روایت های منسجم جدیدی را خلق کنند.



نویسنده: دکتر فریما رضوانی- روانشناس

 بیشتر بخوانید :

درمان متمرکز بر هیجان (emotional focused therapy) چیست ؟

بزرگان و نام آوران درمان متمرکز بر هیجان چه کسانی هستند؟


روابط همسران با نگاه بر رویکرد متمرکز بر هیجان

فرزند پروری دررویکرد متمرکز بر هیجان

نقش خانواده در رویکرد متمرکز بر هیجان


 
 
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

دلبستگی و وابستگی کودک به والدین و حد طبیعی آن
با این وابستگی ناسالم آشنا شوید
علت افزایش بلوغ زودرس دختران در دوران همه‌گیری چیست؟
اگر سوگ‌هايمان به پايان نرسد چه؟
۳۴ ماهگی کودک؛ آغاز مهارت های زبانی و احساسی
چرا وقتی ورزش می‌کنید حال روح‌تان بهتر می‌شود؟
حسادت بیمارگونه، علل، علائم و درمان
به این گفتار و رفتار نوجوان‌تان حساس باشید
روانشناسی ریسک‌پذیری را چگونه می بیند؟!
خودکشی شناسی  یا  Suicidology
چــه سنی برای عاشق شدن مناسب است؟
چگونه وابستگی عاطفی را از بین ببریم؟
خوشبختی یعنی بدست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!