يکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱ - 22 May 2022
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰ / ۱۵:۳۸
کد مطلب: 56829
۱

آشنایی با مقابله و انواع راهبردهای مقابله ای

آشنایی با مقابله و انواع راهبردهای مقابله ای
دیدگاه لازاروس و فولکمن
 
لازاروس(Lazarus)معتقد است که تنیدگی هنگامی ایجاد می شود که نیازها بر فرد فشار می آورد یا از منابع سازش یافتگی وي فراتر می رود.
براساس نظریه لازاروس دو نوع مقابله اصلی(مسئله مدار و هیجان مدار) در برابر استرس و فشار روانی وجود دارد. در مقابله مسئله مدار فرد بر عامل فشارآور متمرکز می شود و سعی می کند اقدامات سازنده اي در راستاي تغییر شرایط فشار آور یا حذف آن انجام دهد.در مقابل، در مقابله هیجان مدار فرد سعی می کند پیامدهاي هیجانی واقعه فشارآور را مهار کند.کارکرد اولیه مقابله هیجان مدار، تنظیم و مهار هیجانی عامل فشارآور است تا تعادل هیجانی فرد حفظ شود.

در تحقیقات نشان داده شده است که سبک مقابله ای مسئله مدار، سازگارترین رابرد مقابله ای است. کسانی که از این سبک استفاده می کنند از نحوه کنترل رویدادهای استرس زا در زندگی رضایت بیشتری دارند و کمتر دچار اضطراب،افسردگی و مشکلات روانی دیگر می شوند.

سبک مقابله ای هیجان مدار و اجتنابی به سازگاری نه چندان رضایت بخش با رویدادهای استرس زا منجر می شود.

 
افراد از هر دو نوع سبک مقابله ای در مواجهه با موقعیت های زندگی فردی و شغلی استفاده می‌کنند. رفتار مقابله ای مسئله محور، در مورد حوادثی که فراتر از توانایی و کنترل ما نیستند، بهتر عمل می‌کند.
 
براساس تئوري هاي روانشناختی، راهبردهاي مقابله اي نقش مهمی در کاهش استرس و در نتیجه سلامت روانی افراد دارند و مفهوم استرس به تنهایی و بدون در نظر گرفتن مهارت هاي مقابله اي آنان، ارزش محدودي در توضیح و پیش بینی وضعیت افراددارد.به بیان دیگر هر چه منابع افراد براي مقابله بهتر باشد، کمتر احتمال دارد گرفتار موقعیت هاي منجر به آسیب شوند.
 
از دیدگاه لازاروس و فولکمن تفسیر و برآورد ما از رویدادها اهمیت بیشتری از خود رویدادها دارد. آنها معتقدند نه رویداد محیطی و نه پاسخ فرد، بلکه ادراک فرد از رویدادهاست که تنیدگی و شدت آن را تعیین می‌کند. این ادراک شامل آسیب‌ها، تدابیر، تهدیدها، چالش‌های بالقوه و توانایی ادراک شده فرد برای مقابله با آن‌هاست. الگوی شناختی مقابله لازاروس و فولکمن شامل سه وهله برآورد، مقابله و پیامد است.  
 
لازاروس و فولکمن (1986) مقابله را چنین تعریف کرده‌اند: «تلاش‌های رفتاری و شناختی که به طور مداوم در حال تغییرند تا از عهده خواسته‌های خاص بیرونی یا درونی شخص که ورای منابع و توان وی ارزیابی می‌شوند بر آیند».
 
بر اساس این تعریف:
1. مقابله فرایندی است که دائماً در حال تغییر است؛
2. مقابله به طور خود کار انجام نمی‌شود، بلکه الگوی آموخته شده‌ای است برای پاسخگویی به موقعیت‌های تنش زا؛ و
3. مقابله نیازمند تلاش فرد برای مواجهه با استرس است.

در تعریف دیگری که لازاروس (1982) از مقابله ارائه می‌دهد، آن را تلاش‌هایی معرفی می‌کند که برای مهار (شامل تسلط، تحمل، کاهش دادن یا به حداقل رساندن) تعارض‌ها و خواسته‌های درونی و محیطی که فراتر از منابع شخص اند، صورت می‌پذیرد. بنا بر این تعریف مقابله شامل سازش یافتگی با موارد معمولی و مادی نمی‌شود، در عین حال علاوه بر آنکه اشاره به بعد کنشی و حل مسئله مقابله دارد، تنظیم پاسخ‌های هیجانی را نیز مد نظر قرار داده است.

شفر (1982) نیز مقابله را پاسخ سازش یافته جسم و روان در مقابل موقعیت‌های استرس زا تعریف می‌کند. شفر با توجه به آنکه مقابله بتواند استرس را کاهش دهد، حذف کند یا از بین ببرد، یا حتی یک GAS کامل را قبل از آنکه به ارگانیسم صدمه‌ای وارد آید تبدیل به یک مدار کوتاه کند، تحت عنوان مقابله‌های موثر و نا موثر طبقه بندی می‌کند (خدایاری فرد و پرند، 1390).

راهبردهای مقابله‌ای
یکی از مواردی که در تعیین سلامت یا بیماری انسان، مهم‌ترین نقش و جایگاه را دارد، استرس است که با زندگی بشر امروز عجین شده است. پژوهشگران مختلف به شناسایی و معرفی منابع متعدد استرس اقدام کرده‌اند. عوامل تنش زا می‌توانند بیرونی یا درونی باشند. ویژگی‌های مشاغل موجود در جوامع پیچیده، گسترش نقش‌های متعدد و چندگانه اجتماعی از ویژگی‌های اختصاصی زندگی صنعتی است که همه ما را به نوعی تحت سیطره خود قرار داده و بالقوه سلامت و حتی بقای نوع بشر را زیر سوال برده است.

اما آنچه در این بین می‌تواند مایه خوش بینی و امیدواری باشد، «شیوه‌های مقابله با استرس» است که به عنوان متغیری میانجی می‌تواند پیامدهای استرس را تحت تأثیر قرار دهد. با توجه به مفهوم مقابله در فرهنگ لغات علم روانشناسی، دیگر تغییرات و رویدادهای زندگی به خودی خود پیش بینی کننده احتمال بیماری‌ها نخواهد بود و در این زمینه فقط به عنوان شرط لازم عمل خواهند کرد، زیرا در کنار تمام منابع و عوامل تنش زا، سطحی از استرس که هر شخص تجربه می‌کند، به میزان زیادی توانایی مقابله، نحوه ادراک و قضاوت وی به این عوامل بستگی دارد (خدایاری فرد و پرند،1390). روش‌های بسیاری برای مقابله با استرس وجود دارد.

بسیاری از این روش‌ها ماهیت روان‌شناختی دارند. افراد متفاوت با توجه به ویژگی‌های شخصیتی خود، هر یک روشی را برای مقابله با استرس بر می گزینند. برخی سعی می‌کنند به مشکلات زندگی با دید مثبت بنگرند، بعضی به دنبال حمایت‌های اجتماعی می‌گردند و عده‌ای دیگر از آن می‌گریزند. به کار گیری راهبرهای مقابله‌ای مناسب به مردم کمک می‌کند تا با استرس و تأثیرات ناشی از آن کنار بیایند. راهبردهای مقابله به روش‌های آگاهانه و منطقی مدارا با استرس‌های موجود در زندگی اشاره دارد. این اصطلاح برای روش‌های مبارزه با استرس مورد استفاده قرار می‌گیرد (پورافکاری،1376).


به نظر ایندلر و پارکر (1994) راهبردهای مقابله‌ای را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

• راهبرد تکلیف مدار: این راهبرد مستلزم حصول اطلاعات درباره موقعیت تنش زا و پیامدهای احتمالی آن است. افرادی که از این راهبرد استفاده می‌کنند، تلاش می‌کنند تا فعالیت‌های خود را با توجه به اهمیت آن اولویت بندی کنند و با مدیریت زمان به انجام به موقع فعالیت‌ها مباردت می‌ورزند.

• راهبرد هیجان مدار: این راهبرد مستلزم یافتن روش‌هایی برای کنترل هیجان‌ها و تلاش برای امیدوار بودن به هنگام مواجهه با موقعیت‌های تنش زاست. افرادی که از این راهبرد استفاده می‌کنند، ضمن اینکه بر هیجانات خود کنترل دارند، ممکن است احساساتی چون خشم یا نا امیدی را نشان دهند.

• راهبرد اجتناب مدار: این راهبرد مستلزم انکار یا کوچک شمردن موقعیت‌های تنش زاست. افرادی که از این روش استفاده می‌کنند، هشیارانه تفکرات تنش زا را واپس رانی کرده و تفکرات دیگری را جایگزین آن می‌کنند. هنگامی‌که افراد بتونند به طور منطقی موقعیت‌های تنش زا را طبقه بندی کنند، راهبرد تکلیف مدار بیشترین تأثیر را دارد، ولی در صورتی که افراد نتواند موقعیت‌های تنش زا را پیش بینی و برای آن راه حل‌هایی اتخاذ کنند، راهبرد هیجان مدار مؤثرتر واقع می‌شود (آیزنک ، 1995).

راهبردهای مقابله‌ای مناسب از بروز بیماری‌های ناشی از استرس جلوگیری می‌کنند، اگرچه بیماری‌ها منشأ و علل مختلفی دارند، سبک زندگی و ویژگی‌های شخصیتی نیز در بروز انها دخالت دارند. روان شناسان معتقدند حتی درمان وخیم‌ترین بیماری‌های جسمانی مستلزم تغییر الگوهای پاسخ افراد است (برانون و فیست ، 1997).

لازاروس (1982) دو راهبرد را برای مقابله با استرس پیشنهاد کرد؛ مقابله متمرکز بر مسئله و مقابله متمرکز بر هیجان.

• مقابله متمرکز بر مسئله: راهبردهای مقابله مسئله مدار، راهبردهایی هستند که مستقیماً به موقعیت یا محرک استرس زا مربوط می‌شوند، به طوری که در نهایت آن را کاهش می هند یا برطرف می‌کنند. این شیوه‌ها عموماً همان راهبردهای مسئله گشایی هستند. بنابراین اگر شخص مسایل را بهتر حل کند، راهبردهای مقابله مسئله گشایی موثرتری را صورت بندی خواهد کرد (هافمن و همکاران،1997، ترجمه، بحیرایی و همکاران 1386).

تدابیر حل مسئله شامل: تعریف مسئله، یافتن راه حل‌های گوناگون، سبک سنگین کردن راه حل‌ها به لحاظ سود و زیان آنها، انتخاب و به کار بستن راه حل انتخابی است. تدابیر حل مسئله ممکن است متوجه ی خود شخص هم بشود، به این معنا که به عوض تغییر محیط، شخص در خودش تغییری ایجاد کند: سطح آروزمندیش را تغییر دهد، هدف و محمل خشنودی دیگری در پیش گیرد یا مهارت‌های تازه یی بیاموزد. موفقیت این تدابیر به دامنه تجربیات و خویشتنداری شخص بستگی دارد (اتکینسون و همکاران، 1983، ترجمه براهنی و همکاران، 1385).

• مقابله متمرکز بر هیجان: آدمی برای جلوگیری از فرسودگی ناشی از هیجان‌های منفی که منجر به درگیر نشدن با جریان‌های عملی مسئله است، به مقابله‌ی هیجان مدار رو می‌کند. علاوه بر این در مواجهه با مسئله های لاینحل نیز مردم به این شیوه مقابله دست می‌زنند. شیوه‌های بسیار متعددی برای مقابله با هیجان‌های منفی وجود دارد. بعضی از محققان، این شیوه‌ها را به دو دسته‌ی رفتاری و شناختی تقسیم کرده‌اند.

تدابیر رفتاری عبارت است از دست زدن به تدابیر فیزیکی از قبیل ورزش یا مصرف الکل یا سایر داروها؛ خالی کردن خشم خود بر سر دیگران، و درخواست حمایت عاطفی دوستان برای دور نگه داشتن ذهن خود از مسئله و کم کردن از تهدید موجود، از راه تغییر معنای موقعیت. تدابیر روان‌شناختی غالباً شامل ارزیابی دوباره موقعیت‌هاست. طبعاً انتظار داریم بعضی تدابیر رفتاری و شناختی، انطباقی باشند و بعضی دیگر، فقط شخص را گرفتار تنش و فشار بیشتر سازد(اتکینسون و همکاران، 1983، ترجمه براهنی و همکاران، 1385).

اگر چه ما معمولاً، از راهبرد خاصی برای موقعیت‌های معینی استفاده می‌کنیم، اما رفتار مقابله‌ای متمرکز بر مسئله، در مورد حوادثی که فراتر از توانایی و کنترل ما نیستند، بهتر عمل می‌کند. گاهی می‌توانیم با اتخاذ چند فعالیت، مشکل را بهبود بخشیم و آن را برطرف کنیم. به عبارت دیگر، وقتی ما حادثه‌ای را به عنوان حادثه قابل کنترل ارزیابی می‌کنیم، تمایل به استفاده از رفتارهای مقابله‌ای متمرکز بر مسئله داریم.

اما در موقعیت‌های دیگری که می‌دانیم عملکرد اثر مفیدی را به وجود نخواهد آورد یا حتی ممکن است موقعیت و مشکل را بدتر سازد، ترجیح می‌دهیم که از رفتار مقابله‌ای متمرکز بر هیجان استفاده کنیم. تمایز میان مقابله مبتنی‌ بر مسئله و مقابله مبتنی بـر‌ هـیجان‌ حایز‌ اهمیت است. تحقیقات این مسأله را نـشان‌ می‌دهند که‌ پاسخ‌ افراد‌ بـه‌ مـقیاس‌های‌ مقابله‌ای‌ چند عامل را شکل مـی‌دهد.

این‌ تحقیقات(فلکمن و لازاروس ،1986؛ کارور و شایر،1989؛ اندلر و پارکر،1990؛ کلینکه،1991؛ دیویس،2001 )بیانگر آن است که گرایش‌های مقابله‌ای ممکن است‌ یکی از این موارد را دربرداشته باشد: مقابله فعال: فرایند اتـخاذ گـام‌های‌ مقابله‌ای به منظور از بین بـردن عـامل اسـترس‌زا یا خنثی‌ کردن تـأثیرات آن اسـت. مقابله فعال مشتمل بر اقـدام مـستقیم، افزایش تلاش و کوشش و تلاش برای اجرای یک روش مقابله‌ای است.

استفاده از اصطلاح‌ مقابله ‌ فعال در واقع‌ شبیه نظریه اصـلی لازاروس و فـولکمن(4891) است که اصطلاح مقابله مبتنی بر مـشکل‌ را بـه کار بردند. برنامه‌ریزی: عبارت اسـت از انـدیشیدن در مـورد اینکه چگونه با عـامل استرس‌زا مقابله‌ کنیم. فرایندهای برنامه‌ریزی‌ مبتنی‌ است بر؛ درصدد اقدام عملی برآمدن، طرح‌ریزی در مورد اینکه چه اقدامات عملی انـجام گـیرد و چگونه به بهترین شکل ممکن از عـهدهء مشکل بـرآییم. این اقـدام،اقدامی مـبتنی‌ بـر‌ حل مشکل است.

تمایل بـه جـست‌وجوی‌ حمایتهای‌ اجتماعی: این روش در حقیقت شمشیری دو لبه است. از بسیاری جهات جست‌وجوی حمایت اجتماعی و عاطفی پدیده‌ای کارکردی به نظر می‌رسد. به ایـن مـعنی کـه فردی که از‌ یک‌ تهدید احساس ناامنی مـی‌کند‌ بـا‌ بـه دسـت آوردن‌ این نـوع حمایت احساس آرامش می‌کند. لذا به نظر می‌رسد که این روش خودبازگشتی‌ به شیوه‌های مقابله مبتنی بر مشکل باشد.

از سوی دیگر گاهی اوقات منابع‌ همدردی برای بیان احساسات فرد‌ مورد‌ اسـتفاده قرار می‌گیرد و شواهدی در دست‌ است که حمایت از این رهگذر ممکن است همیشه سازگارانه نباشد(فلکمن و لازاروس، 1986؛ به نقل از حس شاهی و دارایی، 1384).

لازاروس و فولکمن (1986) طی بررسی و تحلیل عامل روی پرسش‌های مقیاس راه‌های مقابله، به چند سبک مقابله دست یافتند:
o رویارویی (ایستادگی و جنگیدن برای آنچه خواهان آنند)؛
o نادیده گرفتن مسئله، گویی که اتفاقی نیفتاده است؛
o درون ریزی (ممانعت از اینکه در جریان آنچه اتفاق افتاده قرار بگیرند)؛
o جست و جوی حمایت اجتماعی (پذیرش همدری دیگران در مورد آنچه اتفاق افتاده)؛
o سرزنش خود و خود مقصر دانستن؛
o فرار- اجتناب (آرزوی اینکه زودتر این موقعیت تمام شود یا به نوعی ناپدید شود)؛
o طرح ریزی برای مسئله. شایان ذکر است که رویارویی (ایستادگی) و طرح ریزی برای حل مسئله، از جمله راهبردهای شناختی- رفتاری برای حل مسئله است (تمرکز بر مسئله).

در حالی که بقیه شامل کوشش‌های شناختی – رفتاری برای کاهش آشفتگی‌های هیجانی است (تمرکز بر هیجان).
طبق بندی دیگری که به‌ وسیله‌ موس و بلینگز (1982)، پیشنهادشده است، روش‌های مقابله مـفید را بـه سـه گروه بزرگ تقسیم می‌کند.

این سه گروه از روش‌های مـقابله‌ای بـراساس سـه کـانون و هـدف طـبقه‌بندی شده‌اند(حسن شاهی، 1381):
1. مقابله سودمند متمرکز بر ارزیابی :شامل کوشش در ارزیابی دوباره حوادث تنش‌زا می‌باشد،

2. مقابله متمرکز بر مسأله :شامل تلاش‌هایی است که فرد برای بررسی مجدد نگرش‌ها و نیازهای خود، کسب مهارت‌ها و پاسخهای تازه به عـمل می‌آورد، خود‌ را‌ برای حل‌ مسأله درگیرمی‌کند،آن را اصلاح نموده و مشکلات و نتایج آن را ازبین می‌برد و هدفش تسلط یافتن‌ بر مشکل اصلی است.

3. مقابله متمرکز بر هیجان : شامل کوشش‌هایی‌ است‌ تا‌ واکنش‌های هیجانی را که به واسطه استرس بـرانگیخته شـده‌اند،کنترل نموده، و یا کاهش دهد و هدفش آن است که مجددا ‌‌تعادل هیجانی‌ سالمی را برقرار کند.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

چرخهٔ پُرخوری‌های هیجانی را بشناسید
روانشناسی انتقام
آشنایی با گروه درمانی و مزایای آن
گربه‌های هم‌خانه یکدیگر را به نام می‌شناسند!
چرا نداشتن شریک زندگی باعث قضاوت زودهنگام مردم می‌شود؟!
۱۰ توصیه برای مقابله با عصبانیت
بررسی تاثیر حمایت اجتماعی بر سلامت روان
۱۷ مهارت ضروری که بچه‌ها باید یاد بگیرند
علائم شخصیت ضد اجتماعی
.افراد مبتلا به افسردگی بیشتر در اینستاگرام پست می‌گذارند
در هر خودکشی شش نفر به صورت مستقیم تحت تاثیر قرار می گیرند
۴‌ روان‌زخمِ کودکی و پیامدهای بی‌شمارش
طوری زندگی كن كه اسمت با جسمت زیر خاك نرود