جمعه ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۱ - 20 May 2022
تاریخ انتشار :
شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰ / ۰۸:۱۰
کد مطلب: 56912
۴
برگرفته از کتاب نظریه های شخصیت

عشق و مراقبت چه ارتباطی با هم دارند؟

عشق و مراقبت چه ارتباطی با هم دارند؟
شیرین احمدپناه ، روانشناس بالینی
مراقبت،عشق و خواست چه ارتباطی با هم دارند؟ از دیگاه رولومی روانشناس هستی گرا
مراقبت با عشق برابر نیست،اما منبع عشق است.عشق ورزیدن به معنی مراقبت کردن ،پذیرفتن جوهر انسانی دیگر و محترم شمردن رشد اوست.

می(1953) عشق را به این صورت تعریف کرد:«خوشحالی از حضور دیگری و تایید کردن ارزش و رشد آن فرد به اندازه ارزش و رشد خود شخص» بدون مراقبت،عشق نمی تواند وجود داشته باشد،عشق بدون مراقبت فقط احساساتی پوچ یا برانگیختگی جنسی زودگذر است که مراقبت منبع درخواست نیز هست.

می،"خواست" را به این صورت تعریف کرد:«قابلیت سازمان دادن خود به طوری که حرکت در جهتی خاص یا به سمت هدفی خاص صورت گیرد».او خواست را از میل به این صورت متمایز کرد:
«خواست» به خودآگاهی نیاز دارد«میل »نیاز ندارد.«خواست»به انتخاب اشاره دارد«میل»ندارد.«میل» از «خواست»گرمی،محتوی،قدرت تخیل،تازگی،پرمایگی می بخشد.«خواست»به «میل»جهت و پختگی میبخشد.«میل»از «خواست»محافظت میکند و به آن امکان میدهد بدون خطر کردن خیلی زیاد،ادامه یابد.

وحدت عشق و خواست؛می(1969)معتقد بود که جامعه مدرن از تقسیم بندی ناسالم عشق و خواست رنج میبرد.عشق با میل شهوانی تداعی شده،در حالی که خواست به معنی تصمیم قاطعانه یا نیروی اراده برداشت شده است.هیچ یک از این مفاهیم معنی واقعی ابن دو اصطلاح را نمی رساند.وقتی که عشق به صورت میل جنسی در نظر گرفته  می شود،زودگذر و فاقد احساس تعهد میشود،در این صورت خواستی وجود ندارد،بلکه فقط این میل است.

وقتی که« خواست» به صورت نیروی اراده در نظر گرفته میشود،خودیاری شده و از شور و هیجان تهی میشود،در این صورت،مراقبتی وجود ندارد،بلکه این فقط فریبکاری است.
برای جدایی عشق و خواست،دلایل زیستی وجود ندارد،وقتی کودکان به دنیا می آیند،با جهان(Umwelt یا محیط اطراف ما) مادرشان (Mitwelt یا روابطمان با دیگران)، و خودشان (Eigenwelt یا روابط با خودمان) یکی هستند.«نیازهای ما بدون تباش هشیار،به صورت زیستی،از طریق تغذیه شدن با پستان مادر،ارضا می شوند،این اولین ،"آری"است.

بعدا وقتی که خواست شروع به رشد میکند،خودش را بصورت مخالف یا اولین«نه»آشکار میسازد.این هستی شیرین اوایل نوباوگی اکنون با لجاجت اواخر نوباوگی در تضاد قرار میگیرد.
این «نه» را نباید به صورت اظهاری علیه والدین در نظر گرفت،بلکه باید آن را بصورت مطالبه خود قلمداد کرد،متاسفانه والدین اغلب این «نه»را به صورت منفی تعبیر میکنند،و از این رو،ابراز وجود کودک را سرکوب میکنند،در نتیجه، کودکان یاد میگیرند خواست را از عشق شیرین که قبلا از آن بهره مند بودند،جدا کنند.

«می» معتقد بود،تکلیف ما این است که عشق و خواست را متحد کنیم.این تکلیف آسانی نیست،اما امکان پذیر است،عشق شیرین
و خواست خودیاری هیچ کدام در متحد کردن عشق و خواست نقش ندارند.برای یک آدم پخته،عشق و خواست به معنی به فکر کسی بودن است.هردو مراقبت را در بردارند،هردو انتخاب را ایجاب میکنند،هر دو بر عمل دلالت دارند،و هردو نیازمند مسئولیت هستند.



انواع عشق از دیدگاه،می:عشق چیزی بیش از میل جنسی است،اما میل جنسی نوعی از عشق است،می(1969)چهار نوع عشق را درسنت غرب مشخص کرد:میل جنسی،اروس،فیلیا و مهرورزی.

میل جنسی:میل جنسی نوعی کارکرد زیستی است که میتوان آن را از طریق آمیزش جنسی با روشهای دیگر آزاد کردن تنش جنسی ارضا کرد.گرچه میل جنسی در جوامع مدرن غربی بی ارزش است،اما هنوز نیروی تولید مثل است،سایقی که به نژاد تداوم میبخشد و منبع شدیدترین لذت و فراگیرترین اضطراب انسان است.

می معتقد بود که در دوران باستان،میل جنسی درست مثل خوردن،خوابیدن،مسلم انگاشته میشد.در عصر نوین،میل جنسی مشکل ساز شده است،اولا،در دوره ویکتوریایی،جوامع غربی عموما احساسهای جنسی را انکار مبکردند و میل جنسی در مصاحبت با فرهنگ و بانزاکت موضوع گفتگو نبود.
بعدا در دهه1920 افراد علیه این بازداری جنسی واکنش نشان دادند ،میل جنسی ناگهان علنی شد و بیشتر جوامع غربی به آن مشغول شدند،می 1969 خاطر نشان کرد که جامعه از دوره ای که میل جنسی آکنده از گناه  و اضطراب بود به سمت دوره ای پیش رفت که گناه و اضطرابی به همراه ندارد.

اروس:اروس میل روانی است که از طریق پیوند بادوام با فردی عزیز آفریده میشود،اروس عشق ورزیدن است.اروس میل به برقراری وحدت با دوام است.اروس بر مراقبت و عطوفت استوار است،اروس آرزو داردوحدت با دوام با دیگری بر قرا ر کند،به طوری که هردو همسر،شادی و شعف را تحربه کنندچون گونه انسان نمیتواند بدون میل به وحدت با دوام باقی بماند،اروس را میتوان،بصورت رهایی میل حنسی در نظر گرفت.

فیلیا:اروس رهایی میل جنسی،بر اساس فیلیا قرار دارد،یعنی دوستی صمیمانه ی غیر جنسی بین دونفر،فیلیا را نمیتوان به عجله واداشت،بلکه رشد کردن، و پرورش یافتن آن به زمان نیاز دارد،پرورش عشق تدریجی بین خواهر و برادرها یا بین دوستان همیشگی، نمونه ای از فیلیا است، فیلیا به جز پذیرفتن  فردی که برای ما عزیزاست،بودن با او و خوشحالی کردن او،مارا به چیزی دیگری ملزم نمیکند،فیلیا دوستی در ساده ترین حالت است.فیلیا اروس را امکان پذیر می سازد،رشد تدریجی و آرام دوستی واقعی شرط لازم برای وحدت بادوام دونفر است.

مهرورزی:همانگونه که اروس به فیلیا وابسته است،فیلیا به مهرورزی نیاز دارد«می» مهرورزی را به این صورت تعریف کرد:محترم شمردن دیگری،علاقه به رفاه او بدون هر گونه نفعی که بتوان از آن به دست آورد،عشق بی طرفانه،عشق خدا به انسان.
مهرورزی عشق نوعدوستانه است،این نوعی عشق معنوی است که به رفتارها یا ویژگیهای طرف مقابل وابسته نیست،بلکه نامشروط است.



شیرین احمد پناه ، روانشناس بالینی
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

چرخهٔ پُرخوری‌های هیجانی را بشناسید
روانشناسی انتقام
آشنایی با گروه درمانی و مزایای آن
گربه‌های هم‌خانه یکدیگر را به نام می‌شناسند!
چرا نداشتن شریک زندگی باعث قضاوت زودهنگام مردم می‌شود؟!
۱۰ توصیه برای مقابله با عصبانیت
بررسی تاثیر حمایت اجتماعی بر سلامت روان
۱۷ مهارت ضروری که بچه‌ها باید یاد بگیرند
علائم شخصیت ضد اجتماعی
.افراد مبتلا به افسردگی بیشتر در اینستاگرام پست می‌گذارند
در هر خودکشی شش نفر به صورت مستقیم تحت تاثیر قرار می گیرند
۴‌ روان‌زخمِ کودکی و پیامدهای بی‌شمارش
خوشبختی یعنی بدست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!