شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - 8 Aug 2026
تاریخ انتشار :
يکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۰ / ۰۸:۱۱
کد مطلب: 5765
۰

مسلم بن عقیل که بود/ ویژگیهایی که مسلم را سفیر امام حسین(ع) کرد

نهم ذیحجه سالروز شهادت مسلم بن عقیل سفیر و نماینده سالار شهیدان در کوفه است، وی به دلیل آگاهى سیاسى، درایت کافى، تقوا، دیانت و خویشاوندی نزدیکی که با امام حسین(ع) داشت به عنوان سفیر ایشان انتخاب شد.
پدر مسلم، عقیل بن ابی طالب و مادرش به روایت ابوالفرج "علیه" بود. زمان تولد وی مشخص نیست، اما بعضی قرائن حاکی است که وی به هنگام شهادت 28 سال داشت و چون در سال 60 هجری به شهادت رسیده است، شاید ولادتش در سال 32 هجری اتفاق افتاده باشد. علامه مجلسی در مورد شجاعت مسلم بن عقیل نوشته است: "مسلم بن عقیل در میان هم سن و سالان خویش به شجاعت و سخاوت مشهور و به کثرت دانش و خرد شناخته شده بود."  محدث قمی می‌نگارد: وقتی فرستادگان و نامه‌های کوفیان از حد گذشت و تعداد نامه‌های آنان به دوازده هزار رسید، امام حسین (ع) در جواب آنان نامه‌ای بدین گونه نوشت: "من برادر، پسرعمو و شخص مورد اعتماد خاندانم، مسلم بن عقیل را به سوی شما فرستادم... ." و سپس او را با قیس بن مسهر صیداوی و ... برای بیعت گرفتن راهی کوفه کرد و مسلم را به تقوا، حسن تدبیر و مدارا مأمور کرد به او فرمود: چنانچه دیدی مردم کوفه درباره بیعت با من متحد بودند، جریان را برایم بنویس. مسلم بنا به فرمان امام به سمت کوفه حرکت کرد. پس از رسیدن به کوفه مردم، اظهار مسرت و خوشحالی کردند و دسته دسته به حضور آن حضرت آمدند. مسلم نامه امام را برای آنان تلاوت کرد و ایشان با شنیدن مضمون نامه، گریان شدند و با مسلم بیعت کردند. شهادت مسلم هجده هزار نفر با مسلم بن عقیل بیعت کردند. بعد از این جریان بود که مسلم برای امام حسین(ع) نوشت من تا کنون از هجده هزار نفر برای شما بیعت گرفته‌ام، چنانچه به این سرزمین بیایید، مناسب است. چون خبر در کوفه منتشر شد، نعمان بن بشیر که از طرف معاویه و یزید، والی کوفه بود مردم را از ملاقات با مسلم برحذر داشت، ولی مردم به او اعتنایی نکردند. افرادی چون عبدالله بن مسلم بن ربیعه که هوادار بنی امیه بودند، وقتی ضعف نعمان را دیدند، اوضاع کوفه را برای یزید نوشتند و تقاضای والی مقتدری کردند و یزید نیز عبیدالله بن زیاد را برای کوفه در نظر گرفت. ابن زیاد با چهره‌ای ناشناس وارد کوفه شد، به مسجد رفت و به تهدید مخالفین و تطمیع آنان در صورت آرامش و وفاداری پرداخت. این سیاست به زودی در میان مردم سست ایمان کوفه مؤثر افتاد و فضای کوفه به نفع ابن زیاد تغییر یافت، به گونه‌ای که مسلم بن عقیل تنها ماند. مسلم بن عقیل در خانه هانی بود. نقش هانى در نهضت، بسیار بود از این رو والى کوفه به فکر دستگیرى هانى افتاد تا از این طریق به مسلم بن عقیل‏ هم دسترسى پیدا کند، زیرا می‏دانست تا وقتى هانى، در محل خود مستقر باشد، بازداشت مسلم بن عقیل عملى نیست و نیروهاى زیادى که در اختیار و در فرمان هانى هستند، مقاومت و دفاع خواهند کرد. پس باید با نقشه‌ای پاى هانى را به دارالاماره‏ بکشد و او را در همان جا زندانى کند تا بین او و مسلم بن عقیل‏ جدایى بیفتد. هانى به بهانه مریضى پیش عبیدالله زیاد نمی‏رفت، تا این که ابن‏ زیاد، چند نفر را در پى او فرستاد و با این بهانه که والى کوفه می‏خواهد تو را ببیند، او را به دارالاماره بردند. ... مسلم بن عقیلدر شرایط سخت و دشوار، با وجود بی وفایی یاران دیروز، هرگز تسلیم نشد و مردانه و با شهامت تا آخرین رمق، در برابر دشمن استاد و به هنگام یورش دشمن نیز مردانه جنگید، تا آنجا که در اثر جراحات وارده دیگر تاب و توان خویش را از دست داد و به دست افراد مسلح ابن زیاد دستگیر شد. سپس او را به دارالاماره بردند و به دستور ابن زیاد، سر مطهرش را بر فراز دارالاماره از پیکر جدا کردند و بدین گونه نام مبارکش به عنوان نخستین شهید نهضت خونین اباعبدالله الحسین(ع) در تاریخ به ثبت رسید.     خبرگزاری مهر 
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

استاکر کیست؟ آشنایی کامل با مفهوم استاکر، انواع، نشانه‌ها و راه‌های مقابله
وقتی فقط قربانی به اتاق مشاوره می‌آید و مقصرِ ماجرا غایب است
چرا عذرخواهی برای بعضی آدم ها اینقدر سخت است؟
چرا مردم در شبکه‌های اجتماعی تظاهر به غمگین بودن می‌کنند؟
خشم دوران پیش‌یائسگی چیست؟+ راهکارهای مقابله
چرا زن‌ها زیاد غر می‌زنند؟!
چه کسی قصه‌های کودک را این‌قدر ترسناک نوشت؟!
راهنمای گام به گام توضیح مفهوم مرگ به کودک
شادنفرود (لذت از رنج دیگران)؛ وقتی انتقاد به توجیه حمله تبدیل می‌شود
از خودم بدم میاد! چرا از خودم متنفرم؟
سلامت روان؛ چرا شناخت وضعیت روانی اولین قدم برای داشتن زندگی بهتر است
یک باور غلط: روانشناسان عصبانی نمی‌شوند!
ز باغ رعيت، گر مَلك خورد سيبي / برآرند غلامان، درخت از بيخ