سه شنبه ۱۴ تير ۱۴۰۱ - 5 Jul 2022
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ / ۱۱:۴۱
کد مطلب: 58789
۶

رابطه عاشقانه از نظر روانشناسی چه ویژگیهایی دارد ؟

رابطه عاشقانه از نظر روانشناسی چه ویژگیهایی دارد ؟
یک رابطه خوب می‌تواند در مواقع بحران و عدم‌قطعیت پناهگاه ما باشد. پروراندن عشق به توجه، صداقت، پذیرا بودن نسبت به تجربه‌های جدید، آسیب‌پذیری و قدردانی نیاز دارد.

در این مقاله دیدگاه روان‌شناسانی را مطرح می‌کنیم که درباره چیستیِ عشق، چگونگی عاشقی و پرورش دادنِ عشق و ضرورت آن صحبت کرده‌اند. این مقاله راهنمایی است برای آن‌ها که می‌خواهند رابطه‌ای عاشقانه را شروع یا رابطه فعلی‌شان را محکم‌تر و قوی‌تر کنند.

اصل یک رابطه قویِ عاشقانه چیست؟
رابطه خوب، چیزی نیست که هر زمان دلمان خواست و بعد از رسیدن به بقیه امورمان بخواهیم به آن توجه کنیم. رابطه‌های خوب می‌توانند مرگ و زندگی را تعیین کنند.

نتیجه یک فراتحلیل نشان داد که روابط اجتماعی، بیش‌تر از ترک سیگار یا ورزش کردن می‌توانند پیش‌گیری از مرگ را پیش‌بینی کنند.

اما فقط حضور دیگران نبود که از مرگ پیش‌گیری می‌کرد، بلکه مهم بود که دیگران حامی باشند ـ نتایج نشان می‌دهند که رابطه سمی داشتن از هیچ رابطه‌ای نداشتن بدتر است.

برخی مواقع رابطه اهمیت بسیار بیش‌تری پیدا می‌کند. وقتی جهان بحران‌زده می‌شود، ما برای احساس امنیت و ثبات به شرکای زندگی‌مان رو می‌آوریم.

در مجموعه‌ای تحقیقات که توسط ساندرا ماری از دانشگاه بوفالو انجام شد، او و همکارانش دریافتند در روز‌هایی که افراد مشارکت‌کننده در پژوهش واژگانی مثل «تروریسم»، «گرمایش زمین»، «نژادپرستی»، «اعتراض» و «رکود اقتصادی» را به بیش‌ترین میزان جستجو کرده بودند، احتمالش خیلی بیش‌تر بود که برای ارضای نیازشان به حسِ امنیت، پذیرش و عشق به شرکای عشقی‌شان روی بیاورند.

جهان اکنون بسیار نامطمئن است. همه‌گیری جهانی، رکود اقتصادی و تنش‌های اجتماعی-سیاسی به توده مشکلات عادی‌مان اضافه شده‌اند. اما اوقاتی که روزگار نامطمئن است می‌تواند فرصت‌هایی برای رشد نیز فراهم کند. وقتی از روال معمول خارج می‌شویم، می‌توانیم دوباره ارزیابی کنیم و به یاد بیاوریم واقعاً چه چیز‌هایی مهم هستند.

با افزایش عدم‌قطعیتِ جهانی متوجه می‌شویم که سرمایه‌گذاری بیش‌تر روی روابط‌مان انتخابی سالم، ایمن و معقول است. ما امروز بیش‌تر از هر زمان دیگری به عشق نیاز داریم.

خب پرسش این است که چطور باید این کار را انجام بدهیم؟
نخست، باید با افرادی که برای‌شان اهمیت قائل هستیم صادق و گشوده باشیم. باید افکار و احساسات‌مان را با آن‌ها در میان بگذاریم. باید به جای آنکه همیشه سعی کنیم کارهای‌مان را به‌تنهایی انجام دهیم، حمایت آن‌ها را طلب کنیم؛ و البته باید به آن‌ها بگوییم که چه چیز‌هایی را در آن‌ها ستایش می‌کنیم.

دوم، باید زمانی که آن‌ها به ما نیاز دارند در کنارشان باشیم. باید به آن‌ها گوش بدهیم و احساس‌شان را به رسمیت بشناسیم. باید در روزگار خوشی و ناخوشی آن‌ها را حمایت کنیم. باید این کار‌ها را به طریقی مفید انجام دهیم؛ و باید به آن‌ها نشان دهیم که حسِ تحسین شدن توسط آن‌ها را دوست داریم.

سوم، باید گاهی به یکدیگر فرصت استراحت بدهیم. هیچ‌کس همیشه حرفِ ما را کامل نمی‌فهمد. باید دلخوری‌های کوچک را ببخشیم. باید وقتی طرف مقابل اشتباه می‌کند، اشتباه او را ببخشیم؛ و باید متعهد شویم که از اشتباهاتمان درس بگیریم و تلاش کنیم دفعه بعدی اوضاع را بهتر کنیم.

برای رسیدن به این نقطه، می‌توانیم از یک اقدام کوچک شروع کنیم: دوباره به یکدیگر توجه کنیم.

محققان روابط بلندمدت، جان و جولی گاتمن، زوج‌ها را به مدت ده‌ها سال مطالعه کرده‌اند و یکی از یافته‌های کلیدی مطالعات آن‌ها این است که زوج‌ها توجهات همدیگر را به مثابه سرمایه جذب می‌کنند. این سرمایه‌ها ممکن است کوچک باشد، مثلِ تعریف کردن داستانی که در آن روز اتفاق افتاده است یا لمس کردنِ ظریف یکدیگر وقتی از کنار هم عبور می‌کنند. یا ممکن است باشد، مثل تقاضا برای حل یک مشکل یا درخواست گذراندنِ آخر هفته با یکدیگر.

این تلاش‌ها در یک حساب عاطفی پس‌انداز می‌شوند و با هم جمع می‌شوند تا مشخص کنند چه زمانی یک رابطه به ته می‌رسد. آیا در طول روز از شریک زندگی‌مان خبری می‌گیریم؟ آیا به تلاش آن‌ها برای جلب توجه‌مان پاسخ می‌دهیم؟ یا به کل توجه کردن به یکدیگر را کنار گذاشته‌ایم؟ زوج‌هایی که رابطه‌شان به شکوفایی می‌رسد، این حساب‌های پس‌انداز را ایجاد می‌کنند و مدام به ذخیره آن‌ها می‌افزایند و این پس‌انداز‌های کوچک روی هم جمع می‌شوند تا در زمان‌های سختی آن‌ها بتوانند ازعهده مشکلات‌شان بربیایند.

اما زوج‌هایی که مدام در تقلا هستند این حساب‌ها را نادیده می‌گیرند.

دنیای مطالبه‌گر امروزی باعث شده که سرمایه‌گذاری در روابط‌مان و افزودن به میزان پس‌انداز حساب‌های عاطفی‌مان کار سختی بشود. ما کم‌تر برای صحبت کردن با همدیگر، گوش دادن به همدیگر و جلب توجه همدیگر تلاش می‌کنیم.

هر چیزی از تقلا برای کسب درآمد گرفته تا مطالبات زیاد خانواده، استرس، کم‌خوابی و سایر نیرو‌های بیرونی می‌توانند از اینکه ما شریک خوبی برای شریکِ زندگی‌مان باشیم ممانعت کنند. ما خیلی سریع‌تر به دلیلِ خالی بودن ظرف شیر در یخچال عصبانی می‌شویم یا کار کردنِ شریک زندگی‌مان پشتِ میز کارش تا دیروقت را توهین‌آمیز تلقی می‌کنیم.

محققان هنوز نمی‌دانند چطور باید از اثرگذاری نیرو‌های خارجی بر روابط‌مان پیش‌گیری کنیم، اما همینکه از وجودِ آن‌ها آگاه باشیم و قوانینی را برای کم‌تر کردنِ اثرگذاری آن‌ها بر زندگی‌مان وضع کنیم و به یکدیگر فرصتِ شک کردن به همدیگر را بدهیم، در مسیر درستی گام برمی‌داریم.

زمانی که تازه مادر شده بودم و کم‌خوابی داشتم مدام شب‌ها با همسرم دعوا می‌کردم، تا‌اینکه یک قانون برای خودم گذاشتم و آن اینکه بعد از شام موضوعات بحث‌برانگیز را شروع نمی‌کنم. ۶ سال از آن‌وقت می‌گذرد و من هنوز از تصمیمی که گرفتم پشیمان نیستم و این قانون را تا به‌حال نشکسته‌ام.

خوب یا بد ما خیلی سریع به موقعیت‌های جدید عادت می‌کنیم. پس می‌توانیم توجه کردن به یکدیگر را هم تبدیل به عادت کنیم. بیایید هر شب از خودمان بپرسیم: آیا امروز به‌اندازه‌کافی به همسر و شریک زندگی‌ام توجه کردم؟ آیا به او گفتم چه در سرم می‌گذرد؟ آیا وقتی داشت صحبت می‌کرد به حرف‌ها‌یش گوش دادم؟ همه‌مان را تشویق می‌کنم که یک‌هفته این کار را انجام دهیم و نتیجه‌اش را ببینیم.


چرا برای افزایش لذت جنسی باید قدردان یکدیگر باشید؟
ابراز قدردانی و تشکر فواید جسمی و روانی فراوانی دارد. یک مطالعه نشان می‌دهد که نگارش قدردانی و شکرگزاری به صورت روزانه منجر به به‌تعادل رسیدنِ فشار خون می‌شود. یک مطالعه دیگر نشان می‌دهد که شکرگزاری قبل از خواب باعث آرامشِ قبل‌از‌خواب می‌شود.

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که قدردانی و سپاس‌گزاری صمیمیت و لذت جنسی را در بین زوج‌های متأهل افزایش می‌دهد. این مطالعه که در دانشگاه نورث کارولینا به هدایتِ اشلین برادری، انجام شده و نتایج آن در نشریه سوشال سایکولوژی و پرسونالیتی ساینس منتشر شده است، نشان می‌دهد که بیان کردنِ منظمِ قدردانی باعث می‌شود که زوج‌های متأهل ارتباط احساسی بیش‌تری در روابط خود تجربه کنند و درنتیجه رضایت جنسی بیش‌تری داشته باشند.

این تیم پژوهشی بیان می‌کند که «زوج‌ها در طول یک رابطه کاهش رابطه و رضایت جنسی را تجربه می‌کنند. ما این فرضیه را مطرح کردیم که قدردانی و سپاس‌گزاری، آنچه را که ما "قوای اجتماعی جنسی" می‌نامیم و منظور از آن میزانی است که افراد تشویق می‌شوند به نیاز‌های جنسی شریک زندگی‌شان پاسخ دهند؛ افزایش می‌دهد و علتش آن است که سپاس‌گزاری افراد را تشویق می‌کند تا رابطه نزدیک‌تری با هم برقرار کنند.»

در این مطالعه از ۱۱۸ زوج درخواست شد که سطح سپاس‌گزاری از طرف مقابل و همین‌طور سطح رضایت جنسی‌شان را در یک دوره ۲۱‌روزه گزارش دهند. ۳ ماه بعد، وقتی از مشارکت‌کنندگان درخواست شد که همان پرسش‌نامه‌ها را تکمیل کنند، متوجه شدند که تغییر در میزانِ سطحِ سپاس‌گزاری ارتباط نزدیکی با تغییر در میزانِ رضایت از رابطه جنسی در بینِ آن‌ها داشته است.

به‌عبارت‌دیگر، میزانِ رضایت از رابطه جنسی در بین زوج‌ها با افزایش سپاس‌گزاری و قدردانی از یکدیگر رابطه مستقیمی داشت.

این مطالعه نشان می‌دهد که روان‌درمان‌گر‌ها باید مداخله‌های مؤثری را برای کمک به زوج‌هایی که مشکلات جنسی دارند، طراحی کنند.

این محققان نتیجه‌گیری می‌کنند که «روان‌درمان‌گر‌ها مدت‌ها به دنبال شناسایی روش‌هایی بودند که به زوج‌ها کمک کنند رضایت جنسی را در رابطه خود حفظ و تقویت کنند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که سپاس‌گزاری و قدردانی از یکدیگر روشی مؤثر و کارامد برای رسیدن به این هدف است. این مطالعه نشان می‌دهد که حسِ قدردان بودنِ طرفِ مقابل، انگیزه فرد را در پاسخ‌گویی به نیاز‌های جنسی شریکش افزایش می‌دهد.»


از شریک عاطفی‌تان کمک بخواهید
به‌طور کلی نباید به شریک زندگی‌مان دروغ بگوییم، اما بیش‌تر مردم معتقدند که بعضی‌دروغ‌ها از بعضی دیگر وحشتناک‌ترند: برای مثال، دروغ‌های خودخوهانه‌ای که بر رابطه سرپوش می‌گذارند، فریب را با خیانت ترکیب می‌کنند، منافع خائن را به منافع شریک زندگی ترجیح می‌دهند و آن احترامی که شریکِ زندگی شایسته آن است را از او دروغ می‌کنند.

اما بعضی دروغ‌ها، دروغ‌های «به‌اصطلاح» خیرخواهانه هستند. اما وقتی نوبت به رابطه می‌رسد، حتی دروغ‌های خیرخواهانه که با نیتِ خوب مطرح می‌شوند نیز می‌توانند باعث تخریب رابطه شوند.

تصور کنید که هارولد و سالی ۱۰ سال است که ازدواج کرده‌اند و از این ازدواج رضایت زیادی دارند، اما اخیراً هر کدام درگیرِ مسئله‌ای شخصی شده است. سالی دچار یک بیماری شده که بر اندامش اثر گذاشته و او می‌ترسد که این تغییر باعث شده باشد که جذابیت او در نظر همسرش کم شده باشد.

هارولد با برادرش بر سر مراقبت از والدینِ مسن‌اش درگیری لفظی داشته که باعث شده احساسات ناخوشایندی را تجربه و اعتماد‌به‌نفس‌اش کاهش پیدا کند.

مشکلاتِ هارولد باعث شده که او نتواند به سالی مانند قبل توجه کند، آن‌هم درست در زمانی که سالی نیاز به توجه بیش‌تری دارد و احساسش نسبت به بدنش باعث شده که نزدیک شدن به هارولد و صحبت کردن با او، آن هم درست در زمانی که هارولد واقعاً نیاز دارد درباره خانواده‌اش با کسی حرف بزند، برایش سخت بشود.

هر دو می‌دانند که مشکلِ طرفِ مقابل چیست، اما هیچ‌کدام اشتیاقی ندارند که درباره نیاز خودشان با دیگری صحبت کنند. درعوض، هر کدام به تصور اینکه نمی‌خواهند باری اضافه روی دوش شریکِ زندگی‌شان باشند، به او می‌گویند: «خوبم، نگران من نباش!»

وقتی رنج می‌کشیم، می‌دانیم که چقدر نیاز داریم شریکِ زندگی‌مان در کنارمان باشد. اما این هدفِ ضروریِ رابطه با دریغ کردنِ نیازهای‌مان از طرفِ مقابل مغلوب می‌شود. ممکن است پیشِ خودمان فکر کنیم که از مهربانی‌مان است که نیازهای‌مان را با آن‌ها در میان نمی‌گذاریم، اما شریکِ زندگیِ ما می‌خواهد به ما کمک کند و طرد کردنِ مهربانی او می‌تواند آسیب‌زننده باشد.

ممکن است به شما حسِ خودخواهی دست بدهد، اما صحبت کردن درباره نیازهای‌تان با شریکِ زندگی‌تان واقعاً رفتاری انسان‌دوستانه و نیک است.


۳ دلیل برای آنکه باید آسیب‌پذیرتر باشید
تصور کنید که شریکِ زندگی‌تان را چیزی مضطرب کرده است. مطمئن نیستید که قضیه چیست، اما وجود تنش را احساس می‌کنید. چطور به این وضعیت واکنش نشان می‌دهید؟ آیا ممکن است که که بخشی از وجودتان این خُلق را به معنای طرد کردن‌تان تلقی کند؟ آیا جویای حالش می‌شوید؟ می‌دانید چطور باید این کار را بکنید؟

شیوه‌ای که به چنین موقعیتی واکنش نشان می‌دهید، متأثر از چگونگی بیانِ آسیب‌پذیری‌تان است.

آسیب‌پذیری ارتباطی با ضعف ندارد بلکه معنایش اشتیاقی است که برای گفتن حقیقت و خودتان بودن، حتی در شرایط عدم‌قطعیت دارید. این نوع آسیب‌پذیری منبعی است که می‌تواند به نفع محکم‌تر شدنِ روابط صمیمانه شما تمام شود.

برِن براون، روان‌شناس، می‌گوید: «آسیب‌پذیری یعنی شجاعت داشته باشیم حتی در زمانیکه روی نتیجه هیچ کنترلی نداریم، خودمان را نشان دهیم و دیده شویم. این بزرگ‌ترین معیار شجاعت ماست.»

آسیب‌پذیری به چند طریق می‌تواند رابطه ما را بهبود ببخشد:
۱. آسیب‌پذیری رابطه شما را به واسطه خودتان بهبود می‌بخشد. شما به جای آنکه در موقعیت‌های معذب‌کننده رو برگردانید و همه‌چیز را مسکوت بگذارید، با این موقعیت‌ها مواجه می‌شوید و از طریق همین موقعیت‌ها کار می‌کنید که باعث می‌شود به خودتان درس تاب‌آوری بدهید و اعتماد‌به‌نفس‌تان را افزایش دهید. شما یاد می‌گیرید که کم‌تر به ادراک دیگران وابسته باشید و حس امنیتی را در خودتان پرورش بدهید که بنیانِ محکمی را برای یک ارتباط معنادار با شریکِ زندگی‌تان فراهم می‌کند.

۲. آسیب‌پذیری حسِ اعتماد را تقویت می‌کند. وقتی صادقانه درباره احساس و نیازهای‌مان صحبت می‌کنیم و به شریکِ زندگی‌مان نیز فضایی می‌دهیم تا چنین کند، مشغولِ بنیان نهادنِ صداقت هستیم. آیا چنین چیزی می‌تواند آزاردهنده باشد؟ قطعاً همین‌طور است. اما وقتی برای آسیب‌پذیر بودن مشتاق هستیم، این پیام را مخابره می‌کنیم که رابطه‌مان مکانِ امنی برای امتحانِ آسیب‌پذیری است. این اعتماد برای صحبت کردن درباره موضوعات حساسی مثل پول، رابطه جنسی و فرزندپروری ضروری است.

۳. آسیب‌پذیری رابطه شما را مستحکم می‌کند. هرچه اعتمادمان عمیق‌تر شود، می‌فهمیم که می‌توانیم در یک رابطه، بدون ترس از طرد شدن یا شرمساری، خودمان باشیم؛ چون مطمئن هستیم که مورد حمایت واقع می‌شویم. چنین رابطه‌ای تبدیل به ظرفی قدرتمند می‌شود که می‌توان در آن برای درمان و التیام زخم‌های گذشته با هم کار کرد، به نیاز‌های یکدیگر احترام گذاشت و تعارض‌ها را با احترام و فروتنی مدیریت کرد.


«لحظه را به کلام درآور» تا رابطه‌ات را حفظ کنی
ارتباطات مبهم در روابط صمیمانه می‌تواند فاجعه‌آمیز باشد و دیوار حائلی را بین زوجین ایجاد کند. افراد در روابط صمیمانه مبهم ارتباط برقرار می‌کنند ـ برای مثال جملاتی نظیر «یک کم پیچیده‌اس. خودم بهت خبر می‌دم. نظرت چیه؟» را به کار می‌برند ـ تا از اشتباه کردن بپرهیزند، بتوانند بعد‌ها طرفِ مقابل را طرد کنند یا از خودشان در مقابل درد، آسیب یا حتی صمیمیت محافظت کنند.

چنین رفتاری بهای سنگینی برای یک رابطه دارد. برای مثال می‌تواند رابطه را دچار رکود کند، صمیمت بین طرفین را کم کند، فشار ناخواسته‌ای را به یکی از طرفین که تلاش می‌کند ذهنِ طرف مقابل را بخواند، وارد کند.

در بداهه‌گویی تئاتر یک قانونِ معروف هست که می‌گوید: «همین را بگو.» این عبارت در تئاتر به این معنی است که بازیگر باید واقعیتِ لحظه را، چه مثبت و چه منفی، به بیان در بیاورد و در قالب کلمات مطرح کند.

در درمان‌گری، به بیان آوردنِ اکنون-و-اینجا را «مهارتِ حضور ذهن» می‌گویند. وقتی به اتفاقی که همین‌حالا در رابطه‌تان در حالِ وقوع است، نامی می‌دهید، اعتماد‌به‌نفس‌تان را افزایش می‌دهید، زیرا می‌شنوید که درباره حقیقتی صحبت می‌کنید و در حالِ افزایشِ اختیار، احترام‌به‌خود و حسِ خود بودن‌تان هستید.

شما مسئولیت خودتان را می‌پذیرید، با نقاط کورتان مواجه می‌شوید و راه‌های خروج را مسدود می‌کنید. خیلی سریع متوجه می‌شوید که ارتباط آسان‌تر می‌شود، زیرا شریکِ شما نیز به وضوح حس می‌کند که شما در کجای رابطه ایستاده‌اید و احتمال اینکه بخواهد با شما همکاری کند و مشتاق بشود که در کنار شما رابطه را ترمیم کند، افزایش پیدا می‌کند.

نتیجه چنین چیزی می‌تواند یک رابطه پویاتر و هیجان‌انگیزتر باشد، زیرا صمیمت بین طرفین عمیق‌تر شده است.

اینکه در هر لحظه بتوانید، حقیقت همان لحظه را بیان کنید، نیازمندِ صرف زمان، تمرین و شجاعت است. ممکن است در ابتدای کار، شریک زندگی‌تان شگفت‌زده و ناامید شود یا حتی این حرف‌ها را توهین تلقی کند.

اما چنین چیزی مفید است و ارتباط را بهبود می‌بخشد. به این فکر کنید که الگو‌های قدیمی‌تان در رابطه تا چه اندازه شما را عقب نگه داشتند و سعی کنید هدف‌تان این باشد که محیطی را به وجود آورید که در آن بیانِ حالِ لحظه برای هر دو آسان شود. چنین چیزی مهیا نمی‌شود، مگر آنکه الگو‌های قدیمی رابطه‌تان را با هم مرور کنید و ببیند که این الگو‌ها چقدر در گذشته شما را عقب نگه داشته‌اند.

خودتان را به چالش بکشید تا آن سؤالی که همیشه به دلیلِ احساس شرم یا تعجب از پرسیدنش پرهیز می‌کردید، را به زبان بیاورید و بپرسید؛ و به یاد داشته باشید که در درازمدت چنین عادتی به نفع شماست، زیرا «آنچه صراحتاً مطرح می‌شود و معذب‌کننده» است، بهتر از چیزی است که «در لفافه بیان می‌شود و مبهم» است.


ضرورتِ همدلیِ برای تجربه جذابیتِ جنسی
یکی از موضوعاتی که صحبت کردن درباره آن حتی برای روان‌درمان‌گر‌ها نیز سخت است، مسئله رابطه جنسی در روابط زناشویی و چگونگی افزایش لذت از رابطه است. آماندا لوترمن، مؤسس مرکز همدلیِ زناشویی در کانادا، به زوج‌ها توصیه می‌کند «همسر خود را به عنوان موجودیتی که دارای نیاز جنسی است در نظر بگیرند و به‌این‌ترتیب همدلی زناشویی را کشف و آن را ابراز کنند.»

او می‌گوید: «همسران اغلب به هم عشق می‌ورزند، اما در رابطه آن‌ها پارازیت‌هایی وجود دارد. برای مثال این حس که همسرشان با تمام وجود پذیرای‌شان نیست، یا احساس ناتوانی برای آنکه خودِ واقعیِ شهوانی‌شان را ابراز کنند، پارازیت‌های یک رابطه هستند.»

«در یک رابطه زناشویی هر دو طرف رابطه تمایلات جنسی متفاوتی دارند که برای‌شان خوشایند است. ما لزوماً در یک رابطه همه چیز‌هایی که شریک زندگی‌مان جذاب می‌داند، نیستیم. اما گاهی احساساتِ ناامنی‌مان ما را مجاب می‌کند که تبدیل به همان چیزی شویم که شریکِ زندگی‌مان جذاب می‌داند، زیرا این ناامنی‌ها به ما می‌گویند که از نظر شریکِ زندگی‌مان جذاب و خواستنی نیستیم.»

لوترمن می‌گوید: «جذابیت جنسی یعنی دو نفر حس کنند که در نظر طرف مقابل خواستنی هستند و طرفِ مقابل را می‌خواهند. وقتی دو نفر در یک رابطه زناشویی همدلی را در رابطه جنسی وارد می‌کنند، به شریکِ زندگی‌شان کمک می‌کنند که حسِ خواستنی بودن بکند.
حتی زمانیکه شما خودتان را جذاب نمی‌دانید، شریکِ زندگی‌تان شما را به گونه‌ای می‌بیند که از نظرش جذاب هستید و شما باید به او اجازه بدهید که شما را به آن شکل ببنید و تحسین کند. یکی از اشتباهاتی که ما در رابطه زناشویی مرتکب می‌شویم آن است که، چون حس نمی‌کنیم جذاب هستیم، به شریکِ زندگی‌مان نیز اجازه نمی‌دهیم که ما را جذاب بداند و وقتی او ما را جذاب توصیف می‌کند به نحوی او را پس می‌زنیم.»


پس اگر زمانی از باشگاه برمی‌گردید و خودتان حس می‌کنید که بوی عرق می‌دهید، اما شریکِ زندگی‌تان به شما نزدیک می‌شود و این برای‌تان ناخوشایند است، با همدلی با او صحبت کنید و برای مثال بگویید: «به من فرصتی بده تا آماده شوم و بتوانم از این لحظه لذت ببرم.» اگر در شرایطی هستید که باعث می‌شود از بدنِ خودتان لذت نبرید، به همسرتان اطمینان بدهید که بعد از فراهم آوردن آن شرایطی که مطلوب خودتان است، به رابطه باز می‌گردید. یادتان باشد که اگر در ذهن خودتان از بدن‌تان لذت نبرید، حسِ بودن در لحظه حال را به همسرتان نمی‌دهید.

 

منبع: The Psychology Today
ترجمه: سایت فرادید
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

راههای داشتنِ حس بهتر نسبت به ظاهرتان
گرایش دختران به رفتارهای پسرانه نگران کننده‌است؟
۳ نکته برای تشخیص صفحات نامعتبر روان‌شناسی
واکنش مغز پدرها به فرزندان دختر متفاوت از فرزندان پسر است
احساس خوشبختی ژنتیکی است یا اکتسابی؟
علائم و راهکار‌های درمان وسواس فکری در کودکان
۸ نشانه والدین سمی که باید از آنها آگاه بود
جویدن ناخن نشانه کمال‌گرایی است
۵ توصیه عملی برای مدیریت "حمله پانیک"
نجات از تله پشت گوش ‏‏اندازی کارها
تفاوت ضریب هوشی دوقلوهایی که در دو کشور متفاوت بزرگ شدند!
به کودک‌تان نامه بنویسید
تنها مانع موجود بر سر شادماني و نشاط، اعتقاد شما به وجود مانع بر اين راه است. به همين دليل راه را اشتباه مي رويد و گرفتار مشكل مي شويد. الهی قمشه ای