جمعه ۱۰ تير ۱۴۰۱ - 1 Jul 2022
تاریخ انتشار :
شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱ / ۲۱:۴۳
کد مطلب: 58857
۰

کلیشه های جنسیتی موثر بر وقوع تجاوز جنسی

کلیشه های جنسیتی موثر بر وقوع تجاوز جنسی
ژیلا فرخی روانشناس و مشاور خانواده در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت : تجاوز جنسی یا برقراری رابطه جنسی با یک فرد بر خلاف میل او، یکی از بحران های رو به گسترش جهان امروز است و این روند رو به رشد موجب آن شده است که نیمی از جمعیت جهان به طور بالقوه خود را در معرض تجاوز جنسی بیابند.
مفهوم تجاوز جنسی، مفهومی سیال است واز فرهنگی به فرهنگ دیگر، بسته به نگرش هر جامعه نسبت به زنان متفاوت است. تعریف کهن تجاور جنسی یا رابطه جنسی به عنف، تجاوز را به نوعی دستبرد مالی تلقی می نمایند که در آن تجاوز جنسی، نه به عنوان تعرض به یک زن، بلکه دستبرد به مایملک اشخاصی مانند همسر و پدر به شمار می آید که از لحاظ اقتصادی او را تامین می نموده است.
چنین تعبیری از زنان، موجب کاهش ارزش وجودی زن به عنوان یک انسان بود و در نتیجه به افزایش خشونت علیه آنان می انجامید.
در تعاریف امروزی، تجاوز جنسی رفتار جنسی همراه با سلطه و اعمال قدرت بر فرد است، که رضایت شخص قربانی را مخدوش نموده و تنها گاهی با خشونت فیزیکی همراه او می شود، طبق این تعریف، تجاوز جنسی، رفتاری جنسی در خدمت نیازهای غیر جنسی است، که مردان جهت تثبیت موقعیت خود در جوامع مرد سالار به آن نیازمند هستند و از خود بروز می دهند.
در جوامع سنتی، فرهنگ، کلیه سطوح زندگی فردی و اجتماعی را با فرو دستی زنان آمیخته نموده و با ظهور کلیشه های فرهنگی، به بروز رفتارهای سرسختانه مردان بر زنان کمک می کند. سوزان فیسک، روانشناس اجتماعی معتقد است: قدرتمندان جامعه بر اشخاص فرو دست کلیشه سازی می کنند.
این کلیشه ها به مردم می گویند چگونه هستند و حتی چگونه باید باشند؛ برای مثال زنان باید خوش مشرب، و مردان، فعال و پرخاشگر باشند. کلیشه های جنسیتی بر این مبنا کلیه عرصه های اجتماعی روابط زن و مرد را در بر می گیرد و بدان معنا می بخشد و از این رو از کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده تا بزرگترین سازمان های اجتماعی، فرهنگی تحت تاثیر  الگوهای مستقر در فرهنگ هر جامعه هستند، هویت فردی و اجتماعی، تقسیم کار، قدرت و رفتارهای جنسی همگی تحت تاثیر جنسیت قرار گرفته و معنای خاصی می یابند و به جانب خاصی حمایت می شوند.
دکتر فرخی اظهار کرد: یکی از بازنمودهای اصلی شیوه ی تفکر در جوامع مرد سالار، نهادینه شدن نقش های ثابت جنسیتی مردانه و زنانه است که به جامعه انسانی شکل دو قطبی می دهد به عنوان مثال یک کلیشه ی سنتی در اغلب فرهنگ ها این است که تمایلات جنسی زنان و مردان کاملا متفاوت است.
زنان این چنین شناخته شده اند که نسبت به مردان تمایلات جنسی ضعیفی دارند و از لحاظ انگیزش جنسی با مردان متفاوت هستند. عادت به تجاوز جنسی و اجبار جنسیتی از جمله در این فرض که زنان دارای میل جنسی کنترل شده هستند، اما مردان نمی توانند میل جنسی خود را کنترل کنند، مشهود است اما این تفکر، بدین معنا نیست که زنان، مردان را به ارتکاب عمل جنسی، تحریک نمی کنند.
در طول تاریخ، زنانگی در نقش هایی منفعل نسبت به مردانگی، تعریف شده و این موقعیت نابرابر، پیوسته موجب انقیاد زنان گردیده و کلیشه هایی را پیرامون رفتارهای زنانه ایجاد نموده است؛ این کلیشه های جنسیتی در گذر زمان شکلی بدیهی به خود گرفته و فرهنگ موجود، ادعاهای خلاف آنان را بر نمی تابد. تفکر ایجاد شده پیرامون نقش های جنسیتی زنان و مردان، موجب می شود چنانچه فردی پا از نقش های از پیش معین شده برای خود فراتر برود، با سرزنش و حتی مجازات رو برو گردد. بدین سان ستم بر زنان در اشکال گوناگونی نمود یافته و در سخت ترین نوع آن، به شکل تجاوز جنسی ظاهر می شود و توسط فرهنگ موجود، حمایت شده و فرهنگ آن جامعه را به فرهنگ تجاوز جنسی مبدل می سازد.
فرهنگی که در آن تجاوز جنسی علی رغم فراگیر بودن، انکار می شود و در سیاست های پیشگیرانه آن، آموزش به زنان (به جای آموزش به مردان) در اولویت قرار می گیرد و چنانچه زنی قربانی تجاوز جنسی گردد، با برچسب بی توجهی به آموزه های پیشگیرانه، مورد سرزنش واقع می شود.
فرهنگ تجاوز جنسی از طریق پذیرش تجاوز ها به عنوان وقایع روزمره ظاهر می شوند. این امر می تواند توسط بی تفاوتی پلیس در برخورد با موارد تجاوز، سرزنش قربانی، بی تفاوتی مقامات برای مقابله با هنجارهای فرهنگی مردسالارانه و همچنین بی تفاوتی نسبت به ضرر و زیان ناشی از رنج قربانیان و خانواده های آنان و ... حاصل شود.
در واقع فرهنگ تجاوزجنسیتی، رابطه جنسی غیر مجاز را به فرهنگ یکپارچه یک جامعه پیوند می دهد و تجاوز جنسی را تا کلیشه هایی جنسیتی که به قانون راه می یابند ادامه می دهد. فمنیست ها و فعالان مطالعات جنسیتی، معتقدند که خشونت جنسیتی، فرهنگ تجاوز جنسی را تقویت کرده و کلیشه های ماندگار تجاوز جنسی، اعم از سرزنش قربانی، دعوتی برای تجاوز جنسی محسوب می شود؛ این امر می تواند عملا به نوعی موجب سوق دادن زنان به انجام نقش های جنسیتی مطابق آن کلیشه ها شود.
اصول رابطه جنسی در فرهنگ مرد سالار بر دیدگاه عادی سازی کنترل و تسلط مردان بر زنان استوار است.
این اصول آنچنان طبیعی، قابل قبول  و حتی در تعاملات جنسی زن و مرد پذیرفته شده است که مردان را اغلب مهاجم و زنان را غالبا بی اراده و منفعل توصیف می کند. چنین توصیفی از مردان این باور کلیشه ای را نسبت به آنان به وجود می آورد که "مردان واقعی" در دسترسی جنسی به زنان در هر کجا و هرگونه که بخواهد، توانمند هستند؛ بدین ترتیب این رابطه جنسی یک فتح مردانه است و چون زنان اموال جنسی مردان به شمار می روند، این مردان هستند که "نیاز" و "حق" بهره از رابطه جنسی را دارند؛ این باور از طریق فرهنگ و در جریان اجتماعی شدن، با رفتارهای مردانه یا زنانه ای که کلیشه های جنسی با آن همراه است، انطباق می یابند و موجب نادیده گرفته شدن زنان در مواد آموزشی فرهنگ گسترش یافته پدرسالارانه خواهد شد.
در جوامع مردسالار که مردان، خود متولی حمایت از حقوق زنان و صیانت از آنان هستند تمایل فزایندهای به انکار ماهیت جنسیتی خشونت به طور کلی و تجاوز به طور خاص وجود دارد. بدیهی است که با توسل بر فرهنگ جنسیت زده ای که در کلیه لایه های زندگی فردی و جمعی افراد جوامع سنتی رسوخ نموده است، جنبه جنسیتی خشونت جنسی مورد انکار قرار گرفته و جامعه ضمن جستجوی عوامل فساد، در زنان، بر اصلاح رفتاری آنان تاکید میکند.
مردان در جامعه ی امروز به طور پیش فرض از امتیازاتی برخوردارند که نیم دیگر آن جامعه، از آن بی بهره و حتی قربانی آن هستند و گرچه ممکن است خود، موجد چنین امتیازاتی نباشند و تنها آن را به ارث برده باشند، اما یقینا ً تا زمانی که علیه ساختارهایی که به پدید آمدن این امتیازات انجامیده است، نشورند، موجب تثبیت و تداوم آن خواهند بود؛ این خط مشی نیازمند دستیابی به ریشه ها و ماهیت مبهم خشونتی است که زنان به وسیله ی آن در جایگاهی فرودست نسبت به مردان قرار گرفته و در صورت بزه دیدگی، سرزنش می شوند و این دقیقا ً همان دیدگاهی است که خشونت علیه زنان را امکانپذیر می سازد.
خشونت هایی که از نگاه شهوت آلود و آزار دهنده به زنان آغاز و تا تجاوز جنسی به آنان پیش می رود و محیط یک جامعه را به فرهنگ تجاوز بدل می نماید.
سخن آخر
فرهنگ تجاوز محیطی است که در آن تجاوز متداول است، خشونت جنسی علیه زنان عادی سازی شده و در رسانه ها و فرهنگ عمومی توجیه می شود. فرهنگ تجاوز از طریق زبان زن ستیز، شی انگاری بدن زنان وکلیشه ای نمودن خشونت جنسی تداوم می یابد و به این ترتیب جامعه ای را می سازد که حقوق و امنیت زنان را نادیده گرفته و پیوسته ترس از مورد تجاوز قرار گرفتن را در زنان تقویت می کند. و رفتارهایی که زنان را در صور خفیف تر همچون جوک های جنسی، آزار یا متلک خیابانی، ادبیات جنسیت زده و ... مورد آزار جنسی قرار می دهند، می توانند منجر به ایجاد محیطی شوند که جرایم جدی همچون تجاوز جنسی را تشویق می کند.
این رفتارها ارسال پیام ضعف و ناتوانی زنان، به مردانی است که بالقوه آمادگی ارتکاب خشونت های جدی تر بر زنان را دارند و این امر خود عامل اصلی ایجاد فرهنگ تجاوز جنسی است؛ بدین ترتیب لازم است با بررسی رویکردهای
فرهنگی مشکوک و عوامل موثر بر باورها و رفتارهای حمایتی از تجاوز به عنف، به دیدگاه های گسترده نسبت به تجاوز جنسی دست یافت و از طریق این دیدگاه ها توصیه هایی را برای مراکز آموزشی، مشاوره های فردی و آموزش های قبل از ازدواج و نظایر آن، ارایه داد.
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

۸ نشانه والدین سمی که باید از آنها آگاه بود
جویدن ناخن نشانه کمال‌گرایی است
۵ توصیه عملی برای مدیریت "حمله پانیک"
نجات از تله پشت گوش ‏‏اندازی کارها
تفاوت ضریب هوشی دوقلوهایی که در دو کشور متفاوت بزرگ شدند!
به کودک‌تان نامه بنویسید
این رفتارها مردان را روانی می‌کند!
چرا روان‌آزار‌ها، کاریزماتیک و جذابند؟!
توانایی نه شنیدن
این جملات منفی را به دلبندتان نگویید
اصلی‌ترین اختلافات در دوران عقد و نامزدی
مردم خبر زده شده‌اند!
ز باغ رعيت، گر مَلك خورد سيبي / برآرند غلامان، درخت از بيخ