سه شنبه ۱۴ تير ۱۴۰۱ - 5 Jul 2022
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ / ۲۳:۱۲
کد مطلب: 59166
۰
چرا دیگر حرفی برای گفتن نداریم؟

کوری عاطفی و سردی زندگی زوج‌ها

کوری عاطفی و سردی زندگی زوج‌ها
برقراری رابطه خوب و لذتبخش همان قدر که ساده و لذتبخش آغاز می‌شود ولی گاهی نیز خیلی سخت، پیچیده و آزاردهنده پیش می‌رود؛ وقتی دو طرف نمی‌توانند با زبان مشترکی با هم گفت‌وگو کنند، نوعی خاموشی و تاریکی برجو رابطه حاکم می‌شود و به تدریج و به مرور نیز به سمتی می‌رودکه انگار همان‌گونه که گوش شنوایی برای شنیدن و درک شدن وجود ندارد؛ چشم بینای رابطه نیز به جای نظاره خوبی‌های طرف مقابل کور شده و دو طرف دیگر همدیگر را نمی‌بینند.

آغاز بی‌تفاوتی
 دکتر یدالله دمیرچی، روان‌شناس بالینی و مدرس دانشگاه در مورد سردی و خاموشی روابط می‌گوید: «گاهی  افراد از روی عادت یا اجبار  در کنار هم زندگی می‌کنند؛ انگار محکوم به بودن در کنار یکدیگرند.

در این گونه موارد می‌توان گفت رابطه، بینایی خود را از دست داده و فضایی برای دیده شدن دو طرف وجود ندارد. ممکن است سال‌ها از این اتفاق گذشته؛ ولی دیگر حتی به فکر اصلاح و بهبود رابطه هم نیستند.»
 
به نظر می‌رسد حتی اگر دو طرف با هم  اختلاف سلیقه هم دارند و با هم گفت و گو یا جر و بحث می‌کنند؛ یعنی انگار هنوز می‌توان به بهبود رابطه امیدوار بود ولی وقتی اهمیتی به چگونگی روند رابطه زناشویی خود نمی‌دهند به نظر نمی‌رسد بتوان کاری از پیش برد.   

کوری عاطفی
به گفته دمیرچی، کوری عاطفی زمانی اتفاق می‌افتد که دو نفر دیگر حرفی برای گفتن ندارند و با وجود اینکه در یک خانه زندگی می‌کنند؛ اما هریک به انجام کارهای خود مشغول است و این بی تفاوتی‌ها حتی  دیگر  آزاردهنده هم به نظر نمی رسد و  ادعا می‌کنند اوضاع خوب است.

این روان‌شناس می‌گوید اگر زندگی شما به این مرحله رسیده باید به فکر چاره باشید چون در واقع  دچار کوری عاطفی شده‌اید.  درغیر این صورت عمر رابطه عاطفی  به  پایان خود  نزدیک خواهد شد. توجه داشته باشید معمولا  این گونه روابط دوباره  پس از مدتی باعث تنش و بگوو مگوهایی  خواهد شد که رابطه را خراب ‌تر خواهد کرد. بنابراین  باید به دنبال راه حل مناسبی پیدا کرد.

دمیرچی، کوری عاطفی را  نوعی اختلال درروابط عاطفی خانوادگی می‌داند؛ وقتی  به اشتراک گذاشتن عواطف  بین زن و مرد به صفر رسیده آنها به نقطه‌ای می‌رسند که دیگر هیچ حرف مشترک مهمی  به غیر از رسیدگی به کارهای فرزندان‌شان ندارند.  

مشکل از کجا شروع شد؟
به گفته این روان‌شناس، با نگاهی به روابط سرد و خاموش زوج‌ها متوجه می‌شویم که بسیاری از آنها با عشق و عاطفه بسیار زیادی شروع شده و  قبل از ازدواج حرف‌های زیادی  برای هم داشتند.  اما  با آغاز زندگی مشترک، میزان این گفت‌و گوها خیلی کمتر شده؛ تا به جایی که  دیگر تقریبا پایان یافته و دیگر هیچ حرف مشترکی باقی نمانده است.

به نظر می‌رسد این مشکل معمولا بین زوج‌هایی پیش می‌آید که یکی ازدو طرف بسیار درون‌گرا و دیگری بسیار برون‌گراست. احتمال رسیدن این زوج ها به کوری عاطفی خیلی بیشتر است. چون این گونه تفاوت‌ها اوایل تازگی دارد. ضمن‌آنکه محبت و علاقه زیاد باعث می شود افراد با هم کنار بیایبند.

انتخاب اشتباه
دمیرچی می‌گوید تیپ شخصیتی افراد هم تاثیر زیادی در ارتباطات آنها دارد.  یعنی وقتی هر دو طرف برون‌گرا باشند دیرتر به مرحله کوری عاطفی می رسند؛ همان گونه که احتمال رسیدن به کوری عاطفی  در افراد درون‌گرا هم بسیار کمتر است.

در واقع  این مشکل بیشتر بین زوج‌هایی  اتفاق می‌افتد که یک طرف درون‌گرا و دیگری برون‌گراست. چون به این ترتیب، فرد درون‌گرا حرف زیادی برای گفتن ندارد؛ درحالی که فرد برون‌گرا دوست دارد مشکلات خود را مطرح کند و گوشی برای شنیده شدن لازم دارد. اما چون اشتیاقی از طرف مقابل  نمی‌بیند؛  به تدریج به طرف دیگران گرایش پیدا می‌کند.  البته فرد درون‌گرا هم چون علاقه‌ای به شنیدن ندارد به نوعی فرد برون‌گرا را هم از خود دور می‌کند.

توجه داشته باشیم انتخاب اشتباه افراد برای ورود به رابطه بعد از مدتی که هیجان‌های شروع رابطه تمام شود نمایان می‌شود. بنابراین مهم‌ترین موضوع برای اینکه  در روابط عاطفی  دچار سردی و بی تفاوتی نشویم، انتخاب درست و برداشتن گام‌های صحیح در ادامه راه است. چون هر حرکت  اشتباهی می‌تواند  تاثیر بدی در آینده  روابط ما داشته باشد.


 سواد عاطفی
 به گفته دمیرچی، وقتی ما از لحاظ عاطفی از غنای لازم ‌برخوردار نیستیم در واقع به نوعی دچار بی‌سوادی عاطفی  هستیم.  طبیعی است وقتی سوادی  هم در این زمینه نداشته باشیم  موفق نخواهیم شد.

وقتی ما قادر به شناخت  و توصیف احساسات و هیجانات خود نباشیم با مشکلاتی در تفکر احساسی خود مواجه می شویم. یعنی نمی‌توانیم نمایش درستی از احساسات خود داشته باشیم. چون مهارت کافی  در این زمینه نداریم.

بنابراین پس از مدتی و با توجه به شدت مشکلات‌مان در روابط عاطفی دچار همان کوری عاطفی خواهیم شد که  می‌تواند زندگی زناشویی ما را تحت‌الشعاع  قرار خواهد داد.

ضمن آنکه سبک تربیتی افراد و برخورداری آنها از  احساس عشق و  امنیت بسیار مهم است. چون باعث می‌شود  افراد راحت‌تر بتوانند با هم گفت وگو  کنند و  بتوانند با تفاوت‌های تربیتی یکدیگر کنار بیایند و آنها را بپذیرند. در واقع لزوم ورود افراد به رابطه هم آگاه بودن از این گونه تفاوت‌ها و قدرت پذیرش آنهاست.  

علایم رسیدن به کوری عاطفی
دمیرچی می‌گوید رابطه به مرور سرد می‌شود و به تدریج  به مرحله  کوری عاطفی می‌رسیم. یعنی معمولا با عبور از چند مرحله  به چنین جایگاهی می رسیم.

نخستین مرحله مخالفت و کنار نیامدن با اختلاف عقیده و پذیرش تفاوت‌هاست. طبیعی است با هر کسی تعامل بیشتری  داشته باشیم احتمال بیشتری دارد که  به تعارض  هم برسیم. اما ترسیدن از این گونه  تعارضات باعث فاصله گرفتن افراد از همدیگر خواهد شد.    

رنجش و عصبانیت نیز موضوعی است که اگر نتوانیم به خوبی آن را مدیریت و به موقع به آن رسیدگی کنیم می‌تواند رابطه را به مرحله بعدی  یعنی  طرد نزدیک کند.  چون در این هنگام یک طرف رابطه  یا دو طرف به این نتیجه  می رسند که بحث کردن فایده‌ای ندارد و نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد.  

مرحله بعد،  سرکوب احساسات مثبت یا منفی است که باعث نوعی کرختی و سرخوردگی عاطفی می‌شود. در این هنگام رابطه محدود  به  رفع مایحتاج روزانه و رسیدگی به کارهای  بچه ها خواهد بود و  صمیمیت عاطفی وجود ندارد.

دلایل شیوع سردی روابط
به گفته این روان‌شناس، دلایل زیادی برای شیوع سردی روابط وجود دارد. بعضی‌ها فضاها و شبکه‌های مجازی را عامل مهمی در این زمینه می دانند؛ در صورتی‌که فقط استفاده نادرست از این فضاها می تواند رابطه را با مشکل مواجه کند.  

هنوز تحقیقات علمی درستی در این مورد  انجام نشده؛ اما  تجربیات نشان می‌دهد مهم‌ترین عامل در این خصوص نداشتن اطلاعات کافی و به‌نوعی بی‌سوادی عاطفی است. یعنی  وقتی افراد آمادگی لازم برای ورود به رابطه را ندارند و نمی‌دانند چه چشم اندازی در انتظار آنهاست؛ اغلب خود را برای مقابله با مشکلات رابطه و زندگی زناشویی آماده نکرده‌ و هیچ آموزشی  هم در این زمینه ندیدهاند. بنابراین نمی‌توانند رابطه موفقی داشته باشند.

دمیرچی می‌گوید وجود عاطفه و درک متقابل  هم   نقش بسیار مهمی در میزان موفقیت افراد در روابط دارد؛ چون در غیر این‌صورت، دو طرف  زود از یکدیگر خسته و حرف هایشان هم خیلی زود تمام می‌شود.

توجه داشته باشیم  حرف زدن نیز به تنهایی  کاری از پیش نمی‌برد چون گفت و گو باید با درک و ذوق و همراهی دو طرف  همراه باشد.
ضمن آنکه داشتن الگوهای مشترک تربیتی نیز باعث می‌شود افراد کمتر  با همدیگر به مشکل بربخورند. البته لحن و کلام گفت‌وگو  نیز عامل مهمی برای  از بین رفتن انگیزه و تلاش افراد برای ساختن رابطه بهتر می‌شود.  
 
 
مرجع : همشهری‌آنلاین
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

راههای داشتنِ حس بهتر نسبت به ظاهرتان
گرایش دختران به رفتارهای پسرانه نگران کننده‌است؟
۳ نکته برای تشخیص صفحات نامعتبر روان‌شناسی
واکنش مغز پدرها به فرزندان دختر متفاوت از فرزندان پسر است
احساس خوشبختی ژنتیکی است یا اکتسابی؟
علائم و راهکار‌های درمان وسواس فکری در کودکان
۸ نشانه والدین سمی که باید از آنها آگاه بود
جویدن ناخن نشانه کمال‌گرایی است
۵ توصیه عملی برای مدیریت "حمله پانیک"
نجات از تله پشت گوش ‏‏اندازی کارها
تفاوت ضریب هوشی دوقلوهایی که در دو کشور متفاوت بزرگ شدند!
به کودک‌تان نامه بنویسید
زندگی درس حساب است، خوبیها را جمع، بدیها را کم ، خوشی ها را ضرب و شادیها را تقسیم کنیم