پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ - 11 Aug 2022
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱ / ۲۰:۳۴
کد مطلب: 59196
۲

باشگاه تاب آوری / الگوها

باشگاه تاب آوری / الگوها
عفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ در باشگاه تاب آوری برای میگنا نوشت : در اغلب اوقات سه الگو برای تاب­‌‌آوری مورد بحث قرار می­‌‌گیرند: الگوهای متمرکز بر فرد، الگوهای متمرکز بر متغیر و الگوهای دورگه وهایبرید. این الگوها استراتژی­‌‌هایی را برای سنجش و تحلیلی هدایت کرده­‌‌اند که عقاید و ایده­‌‌هایی را درمورد خطرات و عملکرد انطباقی و عوامل دیگری که نقشی در تاب‌­‌‌آوری ایفا می­‌‌کنند، مورد آزمون قرارداده و عملی کرده­‌‌اند.
الگوهای متمرکز بر فرد
الگوهای متمرکز بر فرد با گرفتن انگیزه از مطالعات موردی، قانع­‌‌کننده و متعهدانه، تمرکز اصلی تحلیل خود را فرد می­‌‌دانند. فرایندهای متفاوتی متمرکز بر فرد وجود دارند؛ ازجمله،فرایندهای کمّی و کیفی که باتوجه به تأکید خود روی استدلال قیاسی یا استنتاجی، با همدیگر فرق می­‌‌کنند.پژوهش­‌‌های کمّی به­‌‌ویژه روی اعتبارسنجی متمرکزند؛ درحالی­‌‌که پژوهش­‌‌های کیفی روی محدوده‌­‌‌ی کشف خود متمرکزند
در پژوهش­‌‌های کمّی متغیرمحور، معمولاً تمایلی برای تعمیم­‌‌دادن از مجموع گروه به مطالعات موردی و تبدیل اعداد به روایت، برای توضیح آن­که فرایند رشد چه­طور رخ می­‌‌دهد، وجود دارد.
روش­‌‌های کیفی، برعکس هستند؛،آن‌ها مستقیماً با روایت­‌‌ها کار می‌-کنند و بهتر می­‌‌توانند معنای خاصی را حفظ کنند که یک فرد به تجربیات و فعالیت­‌‌های خود می­‌‌دهد؛ بنابراین، روش­‌‌ها و متدهای کیفی به­‌‌ویژه متناسب با درک و فهم تجربه­‌‌یذهنی افرادی هستند که با شرایط بی­‌‌نهایت استرس­‌‌آمیز مواجه هستند و پیچیدگی محیط­‌‌های اجتماعی را حس می­‌‌کنند
مطالعات کمّی دو شکل اصلی دارند. یک فرایند شامل طبقه­‌‌بندی افراد با ریسک بالا به چند گروه براساس کیفیت سازگاری آن­‌‌ها، به­‌‌دنبال مقایسه­‌‌ی متغیرهایی است که در پیامدها، تفاوت­‌‌ها را مهم می­‌‌دانند و به­‌‌آن اهمیت می­‌‌دهند مثال کلاسیک آن، یافته­‌‌هایی است که از مطالعات کوایی انجام­‌‌گرفته توسط ورنر و اسمیت، نقل می­‌‌کنند  این پژوهشگران، زیرگروهی از افراد جوان تاب­‌‌آور را شناسایی کرده و آن­‌‌ها را با هم­سالان خود که زمینه­‌‌ی مشابهی داشته،؛ ولی کم­‌‌تر موفق بودند، مقایسه کردند.

این نوع مدل، افراد را طوری طبقه­‌‌بندی می­‌‌کند که یا تاب­‌‌آوراند یا نه،و تحلیل بعدی تلاش می­‌‌کند که عوامل تعدیل­‌‌کننده­‌‌ای را که باعث تمایز این گروه از افراد می­‌‌شوند، مشخص کند. این الگو بسط داده شد تا مقایسه­‌‌هایی را بین چهار گروه که به­‌‌دلیل میزان درخطرقرارگرفتن و سازگاری پایین متفاوت بودند، انجام دهد. این چهار گروه شامل زیرگروه تاب­‌‌آور (پرخطر، سازگاری بالا)، یک گروه آسیب­‌‌پذیر (پرخطر، سازگاری پایین)و یک گروه توانمند با خطر پایین (سازگاری بالا و حداقل در معرض آسیب و یا دشواری قرارگرفتن) و زیرگروه بدکارکرد که در معرض سطح زیادی از خطر قرار ندارد، اما؛ بااین­‌‌حال، عملکرد ضعیفی دارد، قرار داده می­‌‌شوند.
پژوهش­گران از تمام چهار گروه استفاده کرده و به­‌‌طور عمده افرادی را گزارش کرده­‌‌اند که در طبقه­‌‌بندی بدکارکرد کم­‌‌خطر قرار می­‌‌گیرند و شاید نشان­‌‌دهنده­‌‌ی تعصب کلی در رشد انسانی به­‌‌سمت پیامدهای سازگاری و یا اخراج شرکت­‌‌کنندگان بسیار آسیب­‌‌پذیر و ممانعت از شرکت آن­‌‌ها در مطالعات پژوهشی باشد
فرایندهای اخیر فردمحور، از مدلینگ نهفته­‌‌ی رشد استفاده کرده­‌‌اند تا تلاش کنند که مسیرهای تاب­‌‌آوری را در طول زمان بررسی کنند.این الگوها بعدها به­‌‌عنوان الگوهای چندگانه بررسی خواهند شد؛به­‌‌دلیل آن­که آن­‌‌ها می­‌‌توانند آسیب­‌‌پذیری در منحنی رشد فردی و تفاوت­‌‌های بین‌فرد و بین‌گروه درمسیرهای رشدرا تشخیص دهند.
الگوهای متمرکز بر متغیر
آزمایش تأثیرات افزایشی، حمایتی، تعدیل­‌‌کننده و پیش­گیری

آمارهای چندمتغیری در الگوهای متمرکز بر متغیر به­‌‌کار گرفته می­‌‌شوند تا بتوانند تأثیرات مختلف را آزموده و فرضیه­‌‌هایی را درباره­‌‌ی شیوه­‌‌ای که خطرات و منابع و یا تعدیل­‌‌کننده­‌‌های بالقوه­‌‌ی خطر ممکن است در پیامدهای سازگاری مشارکت کنند،ارائه دهند.آزمون­‌‌های آماری، درعمل، احتمال رابطه­‌‌ی فانکشنال و عملی را در میان متغیرها ارزیابی می­‌‌کنند؛ گرچه نمی­‌‌توان تأثیرات اتفاقی آن را مشخص کرد. تأثیرات مستقیم یک متغیر بر یک پیامد، آثار اصلی را نشان می­‌‌دهد و عواملی را پیشنهاد می­‌‌کند که ممکن است به‌­‌‌عنوان عوامل خطر یا افزایشی نقش داشته باشند.

برخی ازمتغیرها (برای مثال، بدرفتاری)عموماً پیامدهای منفی دارند (مثل تعریف یک عامل خطر یا دشواری) و برخی از متغیرها، مثل حس شوخ­‌‌طبعی ممکن است به­‌‌طور کلی پیامدهای مثبتی داشته باشند.بسیاری از متغیرهای دیگر، پیوستاری دوطرفه را نشان می­‌‌دهند که معمولاً به سازگاری مرتبط است (برای مثال، کیفیت پدرو مادری­‌‌کردن و یا توانایی­‌‌های فکری).
می­‌‌توان تأثیرات تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی دشواری و یا خطر روی پیامدها را ازطریق تأثیرغیرمستقیم تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی مفهومی آزمود. یک نمونه­‌‌ی کلاسیک آن، این فرضیه است که دشواری­‌‌ها می­‌‌توانند به کودکان صدمه بزنند؛ چراکه وقتی پدران و مادران با سختی­‌‌ها مواجه هستند، کیفیت پدر و مادری­‌‌کردن آن­‌‌ها کاهش می­‌‌یابد. برای مثال، مشکلات اقتصادی روی والدین اثر می‌­گذارد (آن­‌‌ها بر اثر این مشکلات افسرده شده ویا بیش­‌‌تر باهم می­‌‌جنگند)؛ این امر به­‌‌نوبه­‌‌ی خود باعث کاهش کیفیت پدر و مادری­‌‌کردن آن­‌‌ها می­‌‌شود.
کانگروهم­کارانش این تأثیر غیرمستقیم را در الگوی استرس خانوادگی خود آزموده­‌‌اند؛ برای مثال، نشان داده­‌‌اند که بحران مزارع آیوا و افزایش قیمت محصولات کشاورزی آیوا ممکن است روی نوجوانان اثر بگذارد و با کیفیت سرپرستی، تعدیل شود.
پژوهش­گران اغلب تأثیرات تعدیل­‌‌کننده را بررسی کرده­‌‌اند؛ باور بر آن است که تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی بالقوه تأثیر احتمالی خطر یا دشواری را روی پیامدهای موردعلاقه منعکس می­‌‌کنند.تأثیرات تعدیل­‌‌کننده به­‌‌لحاظ آثار حمایتی، آسیب­‌‌پذیری و حساسیت به متن و حساسیت متفاوت، توصیف می­‌‌شود.این تمایزات قضاوتی را درمورد ماهیت تأثیرات درهنگام دشواری­‌‌ها وماهیت متغیر تعدیل‌­‌‌کننده دررابطه با آن­‌‌چه هنجار یا موردانتظار است، منعکس می­‌‌کنند
عوامل حمایتی با پیامدهای خیلی بهتری در سطوح بالای استرسمرتبط­‌‌اند؛ درحالی­‌‌که عوامل آسیب­‌‌پذیر در هنگام شرایط بسیار پرخطر با پیامدهایی خیلی پایین‌­‌‌تر از حد انتظارمرتبط­‌‌اند.
گاهی­‌‌اوقات همین متغیر می­‌‌تواند به­‌‌شکل یک عامل افزایشی و حمایت­‌‌کننده، همان­‌‌گونه که قبل­‌‌از این ذکر شد، عمل کند. در این مورد، تأثیر اصلی و تأثیر تعاملی موردانتظاراست.حساسیت متفاوت به تأثیرات محیطی قبل از این مورد بحث قرار گرفته و در بخش بعد به­‌‌نوعی متفاوت از تعدیل­‌‌کننده می­‌‌پردازیم.وقتی خطر بالاست، این­‌‌نوع متغیر تعدیل­‌‌کننده،الگویی آسیب‌­پذیر را نشان می­‌‌دهد؛اما وقتی خطر پایین است، همان متغیر، الگویی افزایشی را نشان می­‌‌دهد. به­‌‌عبارت دیگر، تأثیر بستگی به متن و محیط دارد.
به­‌‌تازگی علاقه­‌‌ی زیادی به الگوهایی دیده می­‌‌شود که واکنش متفاوتی را نسبت به متن بررسی می­‌‌کنند.این الگوها این احتمال را بررسی می­‌‌کنند که برخی از کودکان در مقایسه با کودکان دیگر به شرایط محیطی مثبت (افزایش رشد) و منفی (افزایش خطر) واکنش متفاوتی نشان می‌­‌‌دهند.
این حساسیت زیادی، واکنش و یا پاسخ­‌‌گویی رشدی را به محیط افزایش می­‌‌دهد ویژگی­‌‌های خاص کودک است که باعث می­‌‌شود آسیب­‌‌پذیری بی­‌‌تناسبی به استرس نشان بدهد و درضمن،از حمایت متنی و منابع بهره ببرد(برای مثال، به فاکتورهای حمایتی پاسخ‌­‌‌گو باشد).
همان­‌‌طورکه به درستی درعنوان مقاله­‌‌ی بنیادی بلسکی و هم­کارانش دیده می­‌‌شود، تأثیرمتغیر حساسیت بستگی به بهترشدن یا بدترشدن محیط دارد.این مفهوم،نکته­‌‌ای را که در تاب­‌‌آوری مطرح شده است، مورد تأکید قرار می­‌‌دهد و آن این است که عملکرد یک ویژگی در هر محیط، حائیزاهمیت است .
برای مثال، خلق‌و‌خوی دشوار اطفال و کودکان نوپا به­‌‌عنوان یک عامل بالقوه‌مظنون، مورد بررسی قرار گرفته است.پلوس و بلسکی (2009) متوجه شدند کودکانی که خلق‌و‌خوی دشواری دارند، مشکلات رفتاری بیش­‌‌تری را در محیط­‌‌های با کیفیت پایین نشان داده­‌‌اند؛ اما وقتی کیفیت محیط­‌‌های پرورشی بالا بود، آن­‌‌ها تقریباً کیفیت رفتاری مثل بچه­‌‌های خوش­‌‌خلق نشان داده­‌‌اند. یافته­‌‌هایی در این حوزه، اهمیت بررسی فرد و به­‌‌همان اندازه محیط را در فهم آن­‌‌چه منجر به آسیب­‌‌پذیری و تاب­‌‌آوری منجر می­‌‌شود، نشان می­‌‌دهد.
الگوهای تبادلی و آبشاری نوعی دگرگونی را روی الگوهای متمرکز بر متغیر نشان می­‌‌دهند که در سال­‌‌های اخیر موردتوجه قابل­‌‌ملاحظه­‌‌ای بوده­‌‌اند. این الگوها اغلب الگوی برابری ساختاری یا تحلیل مسیر را فراهم می­‌‌آورند تا به­‌‌مرور زمان الگوهای تعامل پیچیده‌­‌‌تری را در میان سازه­‌‌های نهفته­‌‌ی چندگانه یا متغیرهای سنجش بیازمایند.
در مروری معنایی در سال 1968، بل توجه خود را به تأثیرات دوجانبه و دوطرفه جلب کرده و اهمیت نفوذ و تأثیرات دوطرفه را در روابط والد­‌‌-ـ­فرزند وروابط اجتماعی دیگرنشان داد.مرور وی مشخص کرد که کودکان تنها دریافت­‌‌کننده­‌‌ی منفعل فعالیت­‌‌های اجتماعی والدین خود نبودند،؛ بلکه فقط نقش فعالی را در کاهش و تغییر تجربه­‌‌ی اجتماعی خود بازی می­‌‌کنند.سامروف و شاندلر الگویی تبادلی را پیشنهاد کردند که رشد کودک درنتیجه­‌‌ی تعاملات پویا و مستمر او و تجربیاتی است که محیط برایش فراهم می‌­‌‌کند.
الگوهای اخیر، فرمول­‌‌های اولیه­‌‌ی خود را باتوجه به تعدیل مکانیسم­‌‌ها و تأثیرات آبشاری در میان دوره­‌‌های اصلی و کلیدی رشد گسترش داده­‌‌اند(برای مثال:، دوج، گرینبرک،مالون و گروه پیش­گیری از مشکلات هماهنگی،؛ ودر فرایندهای چندجانبه برای مطالعه­‌‌ی تاب­‌‌آوری شرکت کرده­‌‌اند، یکی از عمده­‌‌ترین ابزارهای حمایت­‌‌شده در مدل و الگوی تبادلی، اهمیت تأثیرات دوجانبه و متقابل را مورد تأکید قرار داده و رشد رفتار ضداجتماعی و رفتار پرخاش­گرانه در جوانان را مورد بررسی قرار دادند.
پاترسون مدل چرخه­‌‌ی اجباری را بیان کرد که در آن، تعاملات اولیه بین والدینی که فاقد مهارت در انضباط بودند و کودک دشوار، بدخلق و ناسازگار،باعث رفتارهای ناسازگارانه­‌‌ی والدین و کودک می­‌‌شدووالدین از سر ناچاری، از سخت­‌‌گیری و انضباط شدید برای به­‌‌دست­‌‌آوردن کنترل مجدد روی کودک خود استفاده می­‌‌کردند. سخت­‌‌گیری و نظم و انضباط شدید، اغلب باعث افزایش خشونت و پرخاش­گری و ناسازگاری  شده و باعث می‌­شد که والدین نتوانند خود را با این وضع تطبیق دهند
یافته­‌‌ها،فرایندهای درمانی را با هدف شکستن چرخه­‌‌های معیوب بین والدین و کودکان و بهبود پیامدهای سازگارانه­‌‌ی بلند­‌‌مدت معرفی کرده و به­‌‌اطلاع مردم رساندند.

برگرفته از کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ.
نوشته لیندا سی .ترون.
برگردان دکتر محمدرضا مقدسی.عفت حیدری.نشر شبگیر.1401
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

نامه روسای شش انجمن علمی حوزه سلامت روان به رئیس مجلس
سلامت روانِ پزشکان جدید در خطر است
هشدار دانشمندان: مغز انسان برای بیداری در نیمه شب ساخته نشده است
۷ درسی که آدم‌ها یک عمر طول می‌کشد تا بیاموزند!
شما صاحب کدام شخصیت آب‌وهوایی هستید؛ بیزار از باران یا عاشق تابستان؟
آینده ای روشن با انتخابی آگاهانه
اختلال پدوفیلیا چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟
زنان اثرگذار در تاریخ روانشناسی
جدایی یک رویداد نیست یک فرایند است
چگونه از کودک‌مان در برابر پدوفیلی‌ها محافظت کنیم؟
افراد دارای خالکوبی و پیرسینگ، مشکلات کودکی بسیاری داشته‌اند!
درمان وسواس فکری بدون دارو
تنها مانع موجود بر سر شادماني و نشاط، اعتقاد شما به وجود مانع بر اين راه است. به همين دليل راه را اشتباه مي رويد و گرفتار مشكل مي شويد. الهی قمشه ای