پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۴۰۳ - 25 Apr 2024
تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱ / ۱۰:۰۴
کد مطلب: 60386
۱

کری‌خوانی اینستاگرامی باعث قتل شد

کری‌خوانی اینستاگرامی باعث قتل شد
خودت را معرفی کن؟
مسعود ۲۱ ساله هستم.

چقدر درس خوانده‌ای؟
تا کلاس ششم خواندم و بعد مجبور شدم به‌علت زمینگیر شدن پدرم، ترک تحصیل کنم و سر کار بروم. مادرم برای ‌این‌که خرج ما را در بیاورد، سر کار می‌رفت و من هم مجبور شدم درس و کلاس را رها کنم و مشغول کار شوم.

چه کار می‌کردی؟
چند شغل داشتم اما در مبل‌سازی و کامپوزیت حرفه‌ای شده و بیشتر مشغول این دو شغل بودم.

از درآمدت راضی بودی؟
خیر. کمک‌خرج خانواده بودم، تمام هزینه‌ خانواده را من و مادرم می‌دادیم. حقوقم زیاد نبود.

دوست صمیمی داشتی؟
خیر، از صبح تا عصر کار می‌کردم و وقتی به خانه می‌آمدم کبوتربازی می‌کردم. چند کبوتر داشتم و تمام اوقات فراغتم را با کبوترها می‌گذراندم‌ ساعت چهار صبح به تهران می‌رفتم و هفت شب به محل زندگی‌ام برمی‌گشتم. دیگر هیچ وقتی برای تفریح با دوستان نداشتم.

جای زخم روی گردنت چیست؟
در زمان سربازی، داخل پادگان درگیری پیش ‌آمد، رفتم به‌عنوان ارشد چند سرباز را جدا کنم که یکی از آنها با در تن ماهی گردنم را برید، حتی چند روز در بیمارستان بستری شدم.

در مورد قتل بگو.
از پادگان مرخصی گرفتم و با برگه پزشکی چند روزی استعلاجی داشتم. اگر آن اتفاق شوم نمی‌افتاد و دوستم با من تماس نمی‌گرفت، یک هفته بعدش سربازی‌ام به پایان می‌رسید.

خب ادامه بده.
در حال رفتن به خانه بودم که دوستم با من تماس گرفت و گفت هر موقع به محله رسیدم خبر بدهم. وقتی به محل رسیدم او به دنبالم آمد و مشروب خوردیم. دقایقی بعد همراه یکی دیگر از دوستانم به مغازه آهنگری رفتیم که مرد آهنگر از ما خواست با او هم مشروب بخوریم. یکی از دوستان او در آنجا بود که من حس خوبی به او نداشتم، در این حین از آنها جدا شدم و در انتهای مغازه مشغول لایو گرفتن از خودم شدم.

خب چه شد؟
همان دوستی که ابتدا با او مشغول مشروب خوردن شده بودم، در لایو به من شروع به فحاشی کرد. علتش را نمی‌دانستم اما عصبانی شدم و بعد از کری‌خوانی از من خواست که با هم در پارک قرار بگذاریم.

قرار گذاشتی؟
من به‌همراه دوستم از آهنگری بیرون آمده و به سمت پارک رفتیم. در نزدیکی پارک از مغازه فروش لوازم خانگی دایی‌ام چاقویی را برداشتم. دوستم چند بار به من زنگ زد و در این مدت به همسرم، مادرم و خانواده‌ام فحاشی کرد. وقتی به او رسیدم با قمه بزرگی به سمت من ضرباتی را پرت کرد. من هم برای دفاع از خودم با چاقویی که از مغازه دایی‌ام برداشته بودم چند ضربه به سمتش پرتاب کردم.

کسی به کمکت آمد؟
دوستانم دقایقی بعد رسیدند و او را زیر مشت و لگد گرفتند من هم بعد از این‌که مأموری به داخل پارک آمد از ترس فرار کردم و به خانه رفتم. هنوز یک ساعت نگذشته بود که یکی از دوستانم تماس گرفت و مدعی شد پسرجوان را با ضربات چاقو کشته‌ام. سریع به خانه دوستم رفتم که ساعتی بعد وقتی قصد داشتم فرار کنم مأموران در خروجی چهارباغ مرا شناسایی و دستگیر کردند.

چرا مرتکب قتل شدی؟
باور می‌کنید من نمی‌خواستم قتل انجام دهم. فقط در دفاع از خودم بود. وقتی او به سمتم ضربات قمه را پرت کرد، برای ترساندن او چند بار چاقو را به بازویش نزدیک کردم. فکر نمی‌کردم ضرباتم به او اصابت کند و جانش را از دست بدهد. پیام دوستم بود نمی‌خواستم رفیق‌کشی کنم.

خب پس چرا کشتیش؟
من تحت تاثیر مشروبات الکلی بودم و در زمان حادثه حالت طبیعی نداشتم. فکر نمی‌کردم ضرباتی که پرت کرده‌ام به گردن او خورده و باعث شود جانش را از دست بدهد.

ازدواج کردی؟
بله دو سال است که ازدواج کردم. روز حادثه هنگامی‌که مشغول خوردن مشروب بودم همسرم با من تماس گرفت و گفت حس خوبی ندارد و بهتر است هر جایی‌که هستم، آنجا را ترک کنم اما من به حرفش گوش ندادم و این اتفاق رخ داد.

پشیمانی؟
خیلی. باور می‌کنید که من نمی‌خواستم او را بکشم و فقط یک لایو اینستاگرامی و کنترل نکردن خشم هنگام مستی باعث شد من جان دوستم را بگیرم. عذاب وجدان رهایم نمی‌کند.

نقش چاقو در جنایت‌ها
سرهنگ مهدی حاج‌حمدی - معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی البرز
یکی از موارد وقوع قتل‌های این‌چنینی، عدم کنترل خشم و همراه داشتن سلاح سرد است. وقتی فردی در اوج خشم به سمت درگیری و نزاع می‌رود به هیچ وجه نباید سلاح سرد به همراه داشته باشد. متاسفانه در بسیاری از پرونده‌ها، نزاع فقط به‌دلیل همراه داشتن سلاح سرد تبدیل به قتل شده‌اند. فرد در لحظه امکان کنترل رفتارش را ندارد و با خشم و هیجانات دست به اسلحه برده و آن را به بدن فرد مقابل وارد می‌کند. در این پرونده قاتل نمی‌خواسته دوستش را به قتل برساند اما به دلیل مصرف مشروبات الکلی حالت طبیعی نداشته و با همراه داشتن سلاح آن جنایت خونین را رقم می‌زند. متاسفانه این روزها افراد به بهانه‌های مختلف و واهی اقدام به حمل سلاح سرد می‌کنند که در صورت بروز درگیری بدون توجه به عواقب آن از چاقو استفاده می‌کنند.


نویسنده مجید غمخوار
منبع:‌ ضمیمه تپش روزنامه جام‌جم
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

چطور از مردها تعریف کنیم؟
ایجاد هر خاطره جدید به مغز آسیب می‌زند!
مطالعه نشانگر عصبی بالقوه برای آسیب اجتماعی در اختلالات روانی را نشان می دهد!
۱۰ شگرد رسانه‌ای برای اثرگذاری بر باورهای مخاطب
پنج اقدامی که والدین باید در مواجهه با کودکان کابوس زده انجام دهند!
«آلیس در سرزمین عجایب»؛ اختلال روانی عجیب
سندروم مسأله با پدر / آسیب‌های بی‌مهری پدران به دختران
روانشناسی که دنیای سرمایه گذاری را ۱۸۰ درجه تغییر داد
چرا گاهی نمی‌توان بخشید و فراموش کرد؟!
مغز چطور خاطرات ماندگار می‌سازد؟
روانشناسی جمع‌آوری اشیا و یا کلکسیونر شدن
دربارۀ تاثیرات عجیب «ترس از پشیمانی»
آنكه مدام از كمبودها و ناراستي هاي زندگي خويش سخن مي گويد دوست خوبي براي تو نخواهد بود .