شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۳ - 18 May 2024
تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۳ / ۰۶:۳۶
کد مطلب: 64359
۱
نظریه خانواده درمانی بوئن

نقش تمایز یافتگی در رضایت زناشویی

رضایت زنان با افزایش سن کاهش و در مردان افزایش می یابد
نقش تمایز یافتگی در رضایت زناشویی
تمایز روانی نقش مهمی در رضایت زناشویی دارد. تمایز روانی نقش مهمی در رضایت زناشویی دارد. به گفته بوون، افراد بسیار متمایز، از زندگی، رفاه و روابط زناشویی خود رضایت بیشتری دارند.
 
تحقیقات نشان می دهد که تمایز تاثیر قوی تری بر رضایت زناشویی در مردان نسبت به زنان دارد، به طوری که رضایت زنان با افزایش سن کاهش و در مردان افزایش می یابد.

 تمایز به افراد اجازه می دهد تا استقلال بیشتری در روابط برقرار کنند، صمیمیت عاطفی را بدون ترس حفظ کنند و شریک حمایتی باشند.

 مطالعات نشان داده اند که تمایز روانی صمیمیت، سازگاری و کیفیت کلی زندگی را در روابط پیش بینی کند.

 آموزش متمایزسازی خود با بهبود رضایت زناشویی، سلامت روانی و حل تعارض در میان افراد، از جمله افراد مطلقه و زنانی که خشونت خانگی را تجربه می کنند، مرتبط است.

 درک و تقویت تمایز روانی می تواند به روابط رضایت بخش تر و پایدارتر، ارتباطات موثر و بهبود رفاه کلی در ازدواج منجر شود.

نظریه بوئن که به عنوان نظریه سیستم‌های خانواده بوئن نیز شناخته می شود، توسط دکتر موری بوئن، روانپزشک، در دهه های 1950 و 1960 توسعه یافت.
 

موری بوئن
لوسیوس موری بوئن بنیان‌گذار و اولین رئیس انجمن خانواده‌درمانی آمریکا از سال 1978 تا 1982 بود. او در 9 اکتبر 1990، در سن 77 سالگی بر اثر سرطان ریه در خانه خود در چوی چیس(chevy chase) ، مریلند در گذشت.

این نظریه بیان می کند که درک داستان خانواده می تواند به افراد در درک روان، سیستم های روابط انسانی و تعاملات اجتماعی کمک کند.

بوئن مبدع نظریه‌های نظام‌های خانواده است. خانواده را یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط بهم تنیده می‌پندارد که وقتی می‌توان آن را بهتر درک کرد که از چارچوب چندنسلی یا تاریخی آنرا تحلیل کرده باشیم.

رویکرد نظری او و اقدامات درمانی همراه آن به مثابه پلی است بین رویکردهای روان پویشی که بر رشد و تحول خویشتن مباحث بین نسلی و اهمیت گذشته تاکید می ورزند.

 نظریه بوئن بر این مفهوم استوار است که خانواده انسانی، مانند تمام طبیعت، یک سیستم زنده است که در آن اعضای فردی و گروه به عنوان یک کل بر عملکرد یکدیگر به روش های پیچیده تاثیر می‌گذارند.

 این تئوری تاکید می‌کند که افراد و خانواده ها در توانایی خود برای رشد به شیوه هایی که به نفع خود، خانواده و جامعه است، تحت تاثیر عواملی مانند یکپارچگی عاطفی/شناختی، اضطراب مزمن، و قطع ارتباط با دیگران ممکن است بسیار متفاوت باشند.

خانواده درمانی مبتنی بر نظریه بوون، با هدف کاهش تنش و اضطراب در خانواده ها می تواند به خانواده ها کمک کند تا ارتباطات را بهبود بخشند، تعارض ها را مدیریت یا حل کنند و چالش هایی مانند بیماری های روانی، اعتیاد و درگیری های بین فردی را حل کنند.

بوئن نظریه سیستم‌های خانواده را توسعه داد زیرا معتقد بود خانواده منبع اصلی احساسات و شخصیت است. او در حین کار با مراجعان اسکیزوفرنی، رابطه همزیستی بین کودکان و مادرانشان را مطالعه کرد. او استدلال کرد که اسکیزوفرنی نتیجه چندین نسل از اختلالات است، با هر نسلی که اختلال عملکرد بیشتری را تجربه می‌کند، تا اینکه در نهایت کودک به اسکیزوفرنی مبتلا شد. در حالی‌که نظریه سیستم‌های خانواده بوئن نتیجه کار او با بیماران اسکیزوفرنی است، او به توسعه بیشتر این نظریه ادامه داد و سیستم درمانی خانواده همچنان یک شکل محبوب از درمان است.

بوئن در تمام کارهایش همیشه به تمایز اعتقاد داشت. او فکر می‌کرد که افراد می‌توانند در طول زندگی خود به بلوغ عاطفی دست یابند، روابط صمیمانه نزدیکی ایجاد کنند، واکنش‌ها و رفتارها را مدیریت کنند و در نهایت احساس فردیت کامل را در خود پرورش دهند.

بوئن همچنین نظریه مثلث‌سازی را توسعه داد که مفهومی شناخته شده در روانشناسی رایج است. مثلث زمانی اتفاق می‌افتد که فرد توجه خود را دوباره متمرکز کند. به‌عنوان مثال: زن و شوهری که مرتب دعوا می‌کنند ممکن است به‌جای پرداختن به درگیری، توجه خود را به یک نوزاد جدید متمرکز کنند.

نظریه بوئن در تکنیک‌های مختلف خانواده درمانی مانند خانواده درمانی استراتژیک، خانواده درمانی روایتی و خانواده درمانی عملکردی به کار گرفته شده است و گزینه های درمانی موثری را برای مسائل مختلف خانوادگی ارائه می دهد.

 حال آنکه می‌دانیم خانواده درمانی استراتژیک بر پرداختن به مشکلات خاص خانواده در یک بازه زمانی کوتاه تمرکز دارد، در حالی که روایت درمانی به افراد کمک می کند تا روایت های زندگی خود را برای ایجاد داستان مثبت تری بازسازی کنند.

مفاهیم اصلی نظریه بوون شامل تمایز، سیستم عاطفی و مثلث است. تمایز به توانایی افراد برای عملکرد به عنوان موجودات عاطفی مجزا در حالی که در تماس خوبی با دیگران هستند، اشاره دارد که بر روابط و عملکرد آنها تاثیر می گذارد.

سیستم عاطفی در نظریه بوون شامل تمام مکانیسم های فیزیولوژیکی، روان شناختی و اجتماعی است که بر افراد و خانواده ها تاثیر می گذارد و فراتر از احساسات آگاهانه است.

 مثلث‌ها، مفهومی کلیدی در نظریه بوون، تغییر اضطراب و نقش ها را در واحدهای خانواده توصیف می کنند و چگونگی تعامل افراد و مدیریت تنش در روابط را مورد تاکید قرار میدهند.

 نظریه بوئن دیدگاه منحصر به فردی را در مورد رفتار انسان ارائه می دهد و بر وابستگی متقابل اعضای خانواده و تاثیر الگوهای چند نسلی بر زندگی و عملکرد افراد تاکید می کند.

نظریه بوئن و تئوری تاب آوری هر دو اهمیت موفقیت انطباقی، فرآیندهای محافظتی و ظرفیت مقابله و سازگاری در مواجهه با عوامل استرس زا یا رویدادهای نامطلوب را بصورت ویژه مورد توجه دارند( داریل آنگ و همکاران، 2022)و( امبوری ، 2013).


 بر این اساس نظریه بوئن، تاب آوری از ظرفیت فرد برای هدایت افکار و ارزش های خود به جای تحت تاثیر قرار گرفتن بیش از حد تحت تاثیر احساسات و واکنش های دیگران ناشی می‌شود.



جنبه های کلیدی نظریه بوئن که بنظر میرسد به تاب آوری مربوط باشد عبارتند از:
 - تمایز خود: توانایی جدا کردن افکار و اعمال خود از عواطف خانواده یا گروه. افراد بسیار متمایز می توانند هویت و ارزش های خود را حفظ کنند و در عین حال با دیگران ارتباط برقرار کنند.

 - تنظیم هیجانی: افراد تاب آور قادرند اضطراب و واکنش پذیری خود را مدیریت کنند و به آنها اجازه می دهند تا به موقعیت های استرس زا به جای تکانشگری، متفکرانه پاسخ دهند.

 - سازگاری: خانواده ها و سازمان های تاب آور می توانند با شرایط در حال تغییر سازگار شوند، بدون اینکه تحت فشار قرار بگیرند یا ناکارآمد شوند.

 آنها یک جو عاطفی پایدار را حفظ می کنند.

 - حضور آرام: رهبرانی که تجسم انعطاف پذیری هستند، می توانند حضوری آرام و بدون اضطراب را حفظ کنند که تاثیر تثبیت کننده ای بر کل سیستم دارد، حتی در هنگام مواجهه با چالش ها.

 به طور خلاصه، نظریه بوئن نشان می دهد که تاب آوری از توانایی در ارتباط ماندن با دیگران و در عین حال حفظ حس واضح از خود، مدیریت واکنش پذیری خود، و فراهم کردن حضوری آرام و پایدار برای کل سیستم ناشی می شود.
 این امر به افراد و خانواده ها اجازه می دهد تا در مواجهه با ناملایمات سازگار شوند و پیشرفت کنند.

 
خانواده درمانی رویکردی در مشاوره است که به مشکلی که مراجع دارد به عنوان نشانه ای از اختلال عملکرد در کل خانواده نگاه می کند. خانواده درمانی معتقد است که فرد در چارچوب روابط خانوادگی خود به بهترین وجه درک می شود. این امر نه فرد و نه خانواده را مقصر نمی داند، بلکه تلاش می کند الگوی معیوب تعامل اعضای خانواده را تغییر دهد.

تئوری بوئن بر کمک به مراجعان برای دریافت بینش در مورد مشکلاتشان تمرکز دارد تا اینکه بر خلاف سایر نظریه های خانواده اقدامی برای حل این مشکلات انجام دهد.

بوئن تأکید می کند که خانواده اصلی ما (خانواده ای که در آن متولد شده ایم) تأثیر زیادی بر توانایی ما برای تمایز دارد. بوئن از طریق کار خود با بیماران اسکیزوفرنی کشف کرد که یک پیوند عاطفی حساس بین مادر و کودک وجود دارد که باعث می شود آنها نسبت به یکدیگر واکنش عاطفی نشان دهند. این پیوند اغلب بر کل خانواده تأثیر می گذارد. چنین خانواده هایی چنان محکم به همه اعضای خود چسبیده اند که بسیاری از آنها هیچ آزادی شخصی ندارند. این واکنش پذیری همچنین منجر به الگوی تکراری چرخه های نزدیکی و دوری شد که به تغییرات تنش عاطفی بین مادر و کودک بستگی دارد.


نظریه بوئن برای رشد و عملکرد خانواده
بوئن پنج مفهوم درهم تنیده را برای توضیح رشد و عملکرد خانواده معرفی کرد که هر کدام در زیر توضیح داده شده است.

1. تمایز خود
اولین مفهوم، تمایز خود یا توانایی تفکیک احساسات و افکار است. افراد تمایز نیافته نمی توانند احساسات و افکار را از هم جدا کنند و اغلب در تفکیک احساسات خود از دیگران مشکل دارند. آنها به خانواده خود نگاه می کنند تا تعریف کنند که چگونه در مورد مسائل فکر می کنند، در مورد مردم احساس می کنند و تجربیات خود را تفسیر می‌کنند.

تمایز فرآیند رهایی خود از فرآیندهای عاطفی خانواده برای تعریف خود است. این بدان معناست که بتوانید نظرات و ارزش های متفاوتی نسبت به اعضای خانواده خود داشته باشید، اما بتوانید از نظر عاطفی با آنها ارتباط برقرار کنید، بتوانید با آرامش در مورد یک تعامل متضاد پس از آن فکر کنید، نقش خود را در آن درک کنید و سپس پاسخ متفاوتی را برای آن انتخاب کنید. به عنوان مثال، سواپنا ممکن است بارها و بارها با مادرش، کانچانا، دعوا کند و بگوید مادرش بیش از حد از او انتقاد می کند، در حالیکه کانچانا می گوید دخترش خیلی حساس است. سواپنا ناراحت می شود و چرخه تکرار می شود. او به تمایز دست نیافته است.

2. مثلث
دو نفر در یک رابطه ممکن است بین نزدیکی و فاصله در نوسان باشند. هنگامی که مضطرب هستند یا احساسات شدیدی دارند، به دنبال شخص سومی می گردند تا تنش بین آنها را مثلث کند یا کاهش دهد. به عنوان مثال: شیلپا و آرون زن و شوهری هستند که مدام در حال دعوا هستند. آرون با مادر یا بهترین دوستش تماس می گیرد تا در مورد دعوا صحبت کند. مادرش ممکن است یا به آنها کمک کند تا اضطراب خود را کاهش دهد و دست به اقدام بزند، یا احساسات قوی آنها را آرام کند و تأمل کند، یا گاهی اوقات با تبدیل شدن به چرخ سوم در رابطه آنها، درگیری را دائمی کند. افرادی که تمایز نیافته تر هستند، احتمالاً دیگران را مثلث می کنند و مثلث می‌شوند.

3. فرآیندهای عاطفی خانواده هسته ای
اینها الگوهای عاطفی در خانواده هستند که در طول نسل ها ادامه می یابند. در خانواده ها، والدین می توانند دیدگاه عاطفی از جهان (فرایند عاطفی) را که در هر نسل از والدین به فرزند آموزش داده می شود، منتقل کنند. واکنش ها به این فرآیند می تواند از درگیری آشکار، مشکلات جسمی یا عاطفی در یکی از اعضای خانواده تا فاصله گذاری واکنشی متغیر باشد. مشکلات با اعضای خانواده ممکن است شامل مواردی مانند سوء مصرف مواد، بی مسئولیتی، افسردگی و غیره باشد. به عنوان مثال: والدین جیمز محیط خود را خصمانه می بینند و همیشه سعی می کنند فرزندان را در رنج ببرند و جیمز به دنیا به همین شکل نگاه می کند.

4. فرآیند فرافکنی خانواده
این یک بسط فرآیند عاطفی خانواده هسته ای از بسیاری جهات است. عضوی از خانواده که «مشکل» دارد، مثلثی است و به تثبیت رابطه ناپایدار بین دو نفر در خانواده کمک می کند. به عنوان مثال: بهارات دیدگاه های بدبینانه مادرش را رد میکند و متوجه می شود که مادر و خواهرش به هم نزدیکتر شده اند، زیرا موافق هستند که او نابالغ و غیرمسئول است.

هرچه بیشتر این دیدگاه را با او در میان بگذارند، بیشتر باعث می شود که او احساس طرد شدن کند و نحوه دید او اینگونه شکل می گیرد. او ممکن است مطابق با این دیدگاه عمل کند و بیش از پیش غیرمسئولانه رفتار کند. او ممکن است آن را رد کند، دائماً تلاش می کند تا خود را بالغ و مسئولیت پذیر نشان دهد، اما در جلب رضایت خانواده خود شکست می خورد زیرا آنها موفقیت های او را به توانایی های خود نسبت نمی دهند.


5. فرآیند انتقال چند نسلی
این فرآیند مستلزم روشی است که فرآیندهای عاطفی خانواده در طول نسل ها منتقل و حفظ می شوند. این نشان می دهد که چگونه کل خانواده به فرآیند فرافکنی خانواده می پیوندند، با تقویت باورهای خانواده. از آنجایی که خانواده این الگو را در طول نسل ها ادامه می دهد، به نسل های قبلی نیز اشاره می کند: «او دقیقاً مانند عمویش است، او نیز همیشه غیرمسئول بود.»


منابع: talkitover.in
 
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

نظریه ویگوتسکی به زبان ساده
۷ شبهه غیرواقعی درباره تعطیلی پنجشنبه ها و پاسخ صحیح به آن
سوگ بعد از سقط و غمی‌ بی‌پایان
نقش تمایز یافتگی در رضایت زناشویی
مشکلات بلوغ در پسران
پرتناقض‌ترین سن کودک کدام است؟
تاثیر مخرب تجربه آزار در دوران کودکی بر سلامت روان
اینفلوئنسرهای نوجوان چگونه بر کودکان تاثیر روانی می گذارند؟
بعضی دفترخانه‌ها با دریافت پول بیشتر،صیغه عقد را برای پسر معتاد جاری می‌کنند!
چرا فنلاند «شادترین مردم جهان» را دارد؟
علت پرحرفی کودکان؛ چطور رفتار کنیم؟
چرا در دیدارهای خانوادگی عصبی هستیم؟
موفقیت هایی که نصیب افراد صبور می شود،همان فرصت هایی است که توسط افراد عجوا رها می شود