دختر به خواستگار نظامی؛ بلی یا خیر!
دختران ممکن است خواستگارهای مختلفی از دکتر و مهندس تا بقال و قصاب داشته باشند. اما به همان دلیل سابق که قصد ازدواج نداریم و میخواهیم ادامه تحصیل بدهیم، هر کدام را به بهانهای قبول نمیکنند. وقتی دکتر آن هم در موارد نادر و کمیاب قرار باشند رد کنند به بهانه آن که از آمپول و خون می ترسد. و خواستگار قصاب خود هم به این دلیل که نمیتواند بوی گوشت و سبیلهای تاب دادهاش را تحمل کند، قید او را هم می زند. جواب مکانیک، راننده، دانشجو و هر کسی را که فکر کنید به یک بهانهای رد میکند. قطعا آن شاهزاده سوار بر اسب که قرار است تا منزل پدری اش بتازد و دست او را بگیرید و به روی اسب بکشاند و تا دور دستها با هم یورتمه بروند هنوز زاده نشده است و فقط در سرزمین خیالی به او فکر میکند.
در این رفت و آمدهای خواستگاران و پاشنه در را درآوردن قطعا یک پسر که در یکی از مشاغل نظامی مشغول به کار باشد نیز دیده میشود. اما این خواستگاران بیچاره به محض آنکه در پاسخ سوال پدر دختر خانم که میپرسند، شغل آقا داماد چیست؟ میگویند نظامی است، با یک نه قاطع روبرو می شوند. نه کوبنده ای که تا مدتها فقط به شغلش فکر میکند که چه موردی داشته که اینگونه با او برخورد شده است.
گرچه در این بین نباید خانوادهها و دخترخانمهایی را که آرزوی همسر و دامادی که مشغول به کار در نیروهای نظامی باشد نادیده گرفت . اما از این بخش کم از جامعه که بگذریم، چرا خانوادهها و دختر خانمها ازدواج با یک فرد نظامی را یک کار سخت و دشوار و غیر ممکن میبینند.
مزایای ازدواج با نظامی
ازدواج با یک فرد نظامی میتواند مزایای بسیاری داشته باشد. یکی از مهمترین مزایا، احساس غرور و افتخار است که همراه با یک همسر نظامی به وجود می آید. شما می توانید بخشی از جامعه ای از افرادی باشید که تجربیات و ارزشهای مشابهی دارند. علاوه بر این ازدواجهای نظامی میتواند ثبات و امنیت مالی را به همراه داشته باشد، زیرا اعضای خدمات حقوق و مزایای ثابتی مانند بیمه درمانی و کمک هزینه مسکن دریافت میکنند.
ازدواج نظامی می تواند فوق العاده مفید باشد. همسران نظامی اغلب حس انعطاف پذیری و استقلال قوی پیدا می کنند و روابط آنها می تواند در نتیجه چالش هایی که با هم روبرو می شوند حتی قویتر شود. علاوه بر این، ازدواج نظامی می تواند فرصت های منحصر به فردی برای سفر، تجربیات فرهنگی و رشد شخصی ارائه دهد.
چالشهای ازدواج با یک فرد نظامی
در حالی که ازدواج با یک فرد نظامی مزایای زیادی دارد، اما چالشهای منحصر به فردی نیز با آن همراه است. یکی از مهمترین چالشها اعزامها و جداییهای مکرر است که خانوادههای نظامی باید تحمل کنند. اعضای خدمات ممکن است برای ماهها یا حتی سالها در یک زمان غیبت کنند و همسرشان را به تنهایی مدیریت خانواده و خانواده را رها کنند. این میتواند به ویژه برای همسرانی که فرزندان خردسال دارند یا کسانی که حمایت کمی از خانواده یا دوستان دارند دشوار باشد.
چالش دیگری که همسران نظامی با آن مواجه هستند، استرس و اضطرابی است که می تواند همراه داشتن شریک زندگی در یک شغل خطرناک باشد. اعضای خدمات ممکن است در معرض خطرات جسمی یا آسیبهای روحی قرار گیرند که میتواند بر سلامت روانی و روابط آنها با همسرشان تأثیر بگذارد. برای زوج های نظامی مهم است که به منابع و پشتیبانی برای مقابله با این چالش ها کمک کنند.
یکی از کاربران شبکه مجازی در ارتباط با عدم ازدواج با یک خواستگار نظامی نوشته است: چون فاز و سبک زندگی و فکریشون متفاوت با خیلی هاست. باید ها و نبایدهای خاص خودشون رو دارن که خیلیها با اون بایدها و نبایدها جور نیستن و کلا خط فکری این افراد یا بهتره بگم این خانوادهها جوری هست که اگر با مثل خودشون وصلت کنن خیلی راحت ترن. یعنی شما اگه بری سراغ دختری که پدرش نظامی هست(در صورتی که خود دختر با پدرش مشکلی نداشته باشه) خیلی راحتتر با هم کنار میاید.
مشاغل نظامی در کشور ما به چند دسته تقسیم میشود، ارتش، سپاه، نیروی انتظامی، وزارت دفاع و... هر فردی متناسب با علاقه و تواناییهایی که دارد در یک یاز زیر مجموعههای این بخشها مشغول به کار میشود. گاهی هم فرد از اینکه نمیتواند در جایی استخدام شود و شغلی ندارد به اجبار وارد این مشاغل به واسطه استخدامی داشتن آن میشود.
نظامیها هم خواستگارند همه آدمها در هر شغلی باید و نبایدهای کاری خود را دارند. یک پزشک باید شبها شیفت باشد، یک کسی که شغل آزاد دارد باید در عید و غیر عید مغازهش باز باشد، یک تاجر باید سفرهای بدون خانواده برود، یک نظامی هم به طبع موقعیتش باید و نباید های کاری خود را دارد.
یکی دیگر از دوستان در شبکه مجازی گفته است: چون نظامیا خودشون زن دولتن. یعنی یه جورایی خودشون شوهر دارن. نوکر و آقای خودشون نیستن. البته غیر از مسائل گزینش و اعتقادات نظامیها مسائل دیگری مثل اینکه نمی توانند در یک شهر ساکن باشند و هر لحظه ممکن است به شهرهای دیگری اعزام شوند، ماموریتهای بدون خانواده، ترس از وقوع جنگ و... دلایلی از این دست موجب شده تا پسران مجرد نظامی در امر خواستگاری و پیدا کردن خانواده و دختری که شغل آنها را بپذیرند، دچار مسئله و مشکل شوند.
یکی از فعالان در شبکه مجازی نوشته است: نظامیا مثل همه گروهای دیگه شغلی همه جور آدم توشون پیدا میشه، مذهبی، غیرمذهبی، شوخ، جدی، خوش اخلاق، بداخلاق و ... . کلا از من به شما نصیحت، هرجا دیدی یه صفت کلی داره به کل یک جمعیت زیاد داده میشه، بدون درصد خیلی بالایی خطا توشه. مردم این شهر همه اینجورن، بچه های این دانشگاه اونجورن، اون قومیت این مدل، مردا همه فلان و زنا همه بهمان و معلما این شکلی و نظامیا اون شکلی و ... . اینا همه چرنده، اشتراک در یک موضوع نمیتونه باعث بشه عده زیادی آدم در مابقی صفات هم مشابه باشند.
نظامیها شرایط و جوشون تا حد زیادی متفاوته و هر کدوم قانون خودشون رو دارن. به لحاظ انتقالی به جز در موارد خاص، تقریبا همه نظامیا دو بار در طول دوره خدمتشون باید به صورت اجباری جابجا بشن تا مناطقی که نیرو کمه و کار سخته خالی نمونه. قوانینش تو این ارگانا از لحاظ مدت و محلای خدمت با هم متفاوته اما کلیت قضیه اینه که به جز نیروهایی که کار خاصی در یک محل خاص انجام میدن، مابقی همه باید این جابجایی رو داشته باشن، پس اگه میخواید با یه نظامی ازدواج کنید، آمادگی این موضوع رو داشته باشید. در واقع مشکل اصلی همون موارد انتقالیه و احیانا مثلا اگه تو نیرو انتظامی یا سپاه باشن، مواردی که در معرض خطر هستن. ارتشیا معمولا تا جنگ نباشه خیلی درگیر نیستن، مگر اینکه به مناطق مرزی تحت کنترل ارتش منتقل بشند و بشن مرزبان.
به لحاظ مزیت هم شغل شریفیه، اما خب مثلا اگه دنبال درآمد خیلی بالا و رفاه آنچنانی و اینا هستید تو این مشاغل نیست، به خصوص توی درجات پایین که اصلا خبری نیست. اما خب اگه خودی نشون بدن یا به مرور درجهشون بره بالا به لحاظ درآمد هم آبرومند و متوسطه.
آن پادگانی که در ذهن بسیاری از افراد بویژه دختران و خانواده های امروزی نقش بسته این است که یک نظامی وقتی همسر میگیرد در واقع همسر دوم اوست و قبلا از ازدواج، با کارش ازدواج کرده و باید مطیع شغلش باشد. اما این سهل انگاری است چرا که یک پزشک هم با شغلش ازدواج کرده و تعهد کرده در هر ساعت شبانه روز برای نجات انسانها زندگی اش را وقف کند. یک بوتیک دار هم باید هر روز مخصوصا در زمان هایی که همه اعضای خانواده در گردش و تفریح هستند مغازه خودشان را برای فروش باز بگذارند.
همه شغلها باید و نبایدهای خاص خود را دارد. هر کدام برای خود دشواری و آسایشی دارد که زندگی با آن را به گونهای لذت بخش میکند. مهاجرت و زندگی کردن در شهرهایی غیر از شهر سکونت فعلی خودش به تنهایی می تواند یک تجربه بزرگ در زندگی باشد. شاید شغل اگر شغل همسر شما غیر از مشاغل نظامی باشد هرگز برای رفتن به شهرهای مختلف وقت نگذارید ولی به بهانه شغل همسر ممکن است در طول عمر کاری اش چند باری که بسته به نوع خدمت و درجه و فعالیت اش متفاوت باشد در شهرهای مختلفی زندگی کنید.
نظامیها هم مثل همه آدمهای دیگر زندگی میکنند پس با بی اطلاعی فقط از روی یک واژه نظامی بودن، زندگیتان را به سربازخانه تشبیه نکنید و به همانند دیگر پسرانی که با مشاغل مختلف به خواستگاری شما میآیند با آنها صحبت کنید تا بفهمید که به علت گزینشهای که روی این افراد صورت گرفته یک پله جلوتر از بقیه هستند.
منابع: خانواده برتر، همدردی
در این رفت و آمدهای خواستگاران و پاشنه در را درآوردن قطعا یک پسر که در یکی از مشاغل نظامی مشغول به کار باشد نیز دیده میشود. اما این خواستگاران بیچاره به محض آنکه در پاسخ سوال پدر دختر خانم که میپرسند، شغل آقا داماد چیست؟ میگویند نظامی است، با یک نه قاطع روبرو می شوند. نه کوبنده ای که تا مدتها فقط به شغلش فکر میکند که چه موردی داشته که اینگونه با او برخورد شده است.
گرچه در این بین نباید خانوادهها و دخترخانمهایی را که آرزوی همسر و دامادی که مشغول به کار در نیروهای نظامی باشد نادیده گرفت . اما از این بخش کم از جامعه که بگذریم، چرا خانوادهها و دختر خانمها ازدواج با یک فرد نظامی را یک کار سخت و دشوار و غیر ممکن میبینند.
مزایای ازدواج با نظامی
ازدواج با یک فرد نظامی میتواند مزایای بسیاری داشته باشد. یکی از مهمترین مزایا، احساس غرور و افتخار است که همراه با یک همسر نظامی به وجود می آید. شما می توانید بخشی از جامعه ای از افرادی باشید که تجربیات و ارزشهای مشابهی دارند. علاوه بر این ازدواجهای نظامی میتواند ثبات و امنیت مالی را به همراه داشته باشد، زیرا اعضای خدمات حقوق و مزایای ثابتی مانند بیمه درمانی و کمک هزینه مسکن دریافت میکنند.
ازدواج نظامی می تواند فوق العاده مفید باشد. همسران نظامی اغلب حس انعطاف پذیری و استقلال قوی پیدا می کنند و روابط آنها می تواند در نتیجه چالش هایی که با هم روبرو می شوند حتی قویتر شود. علاوه بر این، ازدواج نظامی می تواند فرصت های منحصر به فردی برای سفر، تجربیات فرهنگی و رشد شخصی ارائه دهد.
چالشهای ازدواج با یک فرد نظامی
در حالی که ازدواج با یک فرد نظامی مزایای زیادی دارد، اما چالشهای منحصر به فردی نیز با آن همراه است. یکی از مهمترین چالشها اعزامها و جداییهای مکرر است که خانوادههای نظامی باید تحمل کنند. اعضای خدمات ممکن است برای ماهها یا حتی سالها در یک زمان غیبت کنند و همسرشان را به تنهایی مدیریت خانواده و خانواده را رها کنند. این میتواند به ویژه برای همسرانی که فرزندان خردسال دارند یا کسانی که حمایت کمی از خانواده یا دوستان دارند دشوار باشد.
چالش دیگری که همسران نظامی با آن مواجه هستند، استرس و اضطرابی است که می تواند همراه داشتن شریک زندگی در یک شغل خطرناک باشد. اعضای خدمات ممکن است در معرض خطرات جسمی یا آسیبهای روحی قرار گیرند که میتواند بر سلامت روانی و روابط آنها با همسرشان تأثیر بگذارد. برای زوج های نظامی مهم است که به منابع و پشتیبانی برای مقابله با این چالش ها کمک کنند.
یکی از کاربران شبکه مجازی در ارتباط با عدم ازدواج با یک خواستگار نظامی نوشته است: چون فاز و سبک زندگی و فکریشون متفاوت با خیلی هاست. باید ها و نبایدهای خاص خودشون رو دارن که خیلیها با اون بایدها و نبایدها جور نیستن و کلا خط فکری این افراد یا بهتره بگم این خانوادهها جوری هست که اگر با مثل خودشون وصلت کنن خیلی راحت ترن. یعنی شما اگه بری سراغ دختری که پدرش نظامی هست(در صورتی که خود دختر با پدرش مشکلی نداشته باشه) خیلی راحتتر با هم کنار میاید.
مشاغل نظامی در کشور ما به چند دسته تقسیم میشود، ارتش، سپاه، نیروی انتظامی، وزارت دفاع و... هر فردی متناسب با علاقه و تواناییهایی که دارد در یک یاز زیر مجموعههای این بخشها مشغول به کار میشود. گاهی هم فرد از اینکه نمیتواند در جایی استخدام شود و شغلی ندارد به اجبار وارد این مشاغل به واسطه استخدامی داشتن آن میشود.
نظامیها هم خواستگارند همه آدمها در هر شغلی باید و نبایدهای کاری خود را دارند. یک پزشک باید شبها شیفت باشد، یک کسی که شغل آزاد دارد باید در عید و غیر عید مغازهش باز باشد، یک تاجر باید سفرهای بدون خانواده برود، یک نظامی هم به طبع موقعیتش باید و نباید های کاری خود را دارد.
یکی دیگر از دوستان در شبکه مجازی گفته است: چون نظامیا خودشون زن دولتن. یعنی یه جورایی خودشون شوهر دارن. نوکر و آقای خودشون نیستن. البته غیر از مسائل گزینش و اعتقادات نظامیها مسائل دیگری مثل اینکه نمی توانند در یک شهر ساکن باشند و هر لحظه ممکن است به شهرهای دیگری اعزام شوند، ماموریتهای بدون خانواده، ترس از وقوع جنگ و... دلایلی از این دست موجب شده تا پسران مجرد نظامی در امر خواستگاری و پیدا کردن خانواده و دختری که شغل آنها را بپذیرند، دچار مسئله و مشکل شوند.
یکی از فعالان در شبکه مجازی نوشته است: نظامیا مثل همه گروهای دیگه شغلی همه جور آدم توشون پیدا میشه، مذهبی، غیرمذهبی، شوخ، جدی، خوش اخلاق، بداخلاق و ... . کلا از من به شما نصیحت، هرجا دیدی یه صفت کلی داره به کل یک جمعیت زیاد داده میشه، بدون درصد خیلی بالایی خطا توشه. مردم این شهر همه اینجورن، بچه های این دانشگاه اونجورن، اون قومیت این مدل، مردا همه فلان و زنا همه بهمان و معلما این شکلی و نظامیا اون شکلی و ... . اینا همه چرنده، اشتراک در یک موضوع نمیتونه باعث بشه عده زیادی آدم در مابقی صفات هم مشابه باشند.
نظامیها شرایط و جوشون تا حد زیادی متفاوته و هر کدوم قانون خودشون رو دارن. به لحاظ انتقالی به جز در موارد خاص، تقریبا همه نظامیا دو بار در طول دوره خدمتشون باید به صورت اجباری جابجا بشن تا مناطقی که نیرو کمه و کار سخته خالی نمونه. قوانینش تو این ارگانا از لحاظ مدت و محلای خدمت با هم متفاوته اما کلیت قضیه اینه که به جز نیروهایی که کار خاصی در یک محل خاص انجام میدن، مابقی همه باید این جابجایی رو داشته باشن، پس اگه میخواید با یه نظامی ازدواج کنید، آمادگی این موضوع رو داشته باشید. در واقع مشکل اصلی همون موارد انتقالیه و احیانا مثلا اگه تو نیرو انتظامی یا سپاه باشن، مواردی که در معرض خطر هستن. ارتشیا معمولا تا جنگ نباشه خیلی درگیر نیستن، مگر اینکه به مناطق مرزی تحت کنترل ارتش منتقل بشند و بشن مرزبان.
به لحاظ مزیت هم شغل شریفیه، اما خب مثلا اگه دنبال درآمد خیلی بالا و رفاه آنچنانی و اینا هستید تو این مشاغل نیست، به خصوص توی درجات پایین که اصلا خبری نیست. اما خب اگه خودی نشون بدن یا به مرور درجهشون بره بالا به لحاظ درآمد هم آبرومند و متوسطه.
آن پادگانی که در ذهن بسیاری از افراد بویژه دختران و خانواده های امروزی نقش بسته این است که یک نظامی وقتی همسر میگیرد در واقع همسر دوم اوست و قبلا از ازدواج، با کارش ازدواج کرده و باید مطیع شغلش باشد. اما این سهل انگاری است چرا که یک پزشک هم با شغلش ازدواج کرده و تعهد کرده در هر ساعت شبانه روز برای نجات انسانها زندگی اش را وقف کند. یک بوتیک دار هم باید هر روز مخصوصا در زمان هایی که همه اعضای خانواده در گردش و تفریح هستند مغازه خودشان را برای فروش باز بگذارند.
همه شغلها باید و نبایدهای خاص خود را دارد. هر کدام برای خود دشواری و آسایشی دارد که زندگی با آن را به گونهای لذت بخش میکند. مهاجرت و زندگی کردن در شهرهایی غیر از شهر سکونت فعلی خودش به تنهایی می تواند یک تجربه بزرگ در زندگی باشد. شاید شغل اگر شغل همسر شما غیر از مشاغل نظامی باشد هرگز برای رفتن به شهرهای مختلف وقت نگذارید ولی به بهانه شغل همسر ممکن است در طول عمر کاری اش چند باری که بسته به نوع خدمت و درجه و فعالیت اش متفاوت باشد در شهرهای مختلفی زندگی کنید.
نظامیها هم مثل همه آدمهای دیگر زندگی میکنند پس با بی اطلاعی فقط از روی یک واژه نظامی بودن، زندگیتان را به سربازخانه تشبیه نکنید و به همانند دیگر پسرانی که با مشاغل مختلف به خواستگاری شما میآیند با آنها صحبت کنید تا بفهمید که به علت گزینشهای که روی این افراد صورت گرفته یک پله جلوتر از بقیه هستند.
منابع: خانواده برتر، همدردی






















