نقش گروههای آموزشی در رشد حرفهای معلمان مقطع ابتدایی
یکی از ماموریتهای گروههای آموزشی، ارتقای دانش، مهارت و عملکرد حرفهای معلمان است. معلمان بایستی علاوه بر تخصص موضوعی، الزاما مهارت حرفهای و عملی را نیز دارا باشند. مهارت حرفهای پیوند روش آموزش با دانش موضوعی در بافت و شرایط یادگیری دانشآموزان است.
بدین دلیل گروههای آموزشی با تمرکز بر این بعد از شایستگی معلم میتوانند نقشی ویژه در تحقق شایستگی عملی تربیتی معلمان و ارتقای دانش حرفهای آنان ایفا کنند.
روش تحقیق این مقاله به صورت مروری و با استفاده از مطالعات کتابخانهای انجام گرفت.
این مقاله با استفاده از شیوۀ توصیفی- تحلیلی و مطالعه اسناد و مدارک به معرفی گروههای آموزشی، اهداف و تبیین ابعاد عملکردی گروههای آموزشی و نقش هر یک از آنها (توسعه IT و فنآوریهای نوین در قالب طرح سواد دیجیتال، نظارت و راهنمایی سرگروههای آموزشی بر فعالیتهای آموزشی مدارس، نهادینهسازی ارزشیابی فرآیندمحور) پرداخته و درصدد است تا به مطالعۀ نحوه برگزاری مجامع و کارگاههای آموزشی، اجرای طرح درسپژوهی معلمان و پروژههای علمی دانشآموزان، نقد و تحلیل محتوای دروس در راستای ارتقای رشد حرفهای معلمان مقطع ابتدایی بپردازد.
بر اساس یافتههای حاصل از تحلیل منابع مختلف پیشنهاد میشود در زمینه اجرای اثربخش رویکرد نوین ارزشیابی، برگزاری دورههای ضمن خدمت با بهرهگیری از مدرسان مجرب و به صورت کارگاهی مورد توجه ویژه قرار گیرد.

در ساختار تشکیلاتی نظام متمرکز آموزش و پرورش ایران، گروههای آموزشی به عنوان اعضای جامعۀ معلمان، با داشتن جایگاهی رسمی و به عنوان یک تشکل تخصصی برخاسته از جامعۀ معلمان، در برآوردن بخشی از نیازها و انتظارات جامعۀ آموزشی میکوشند.
این مجموعه وظیفه دارند بنیانهای علمی، ابزاری و تکنولوژیکی سیستمهای آموزشی را بررسی، کنترل و ارزشیابی نمایند و با طراحی، سازمان دهی، برنامهریزی و اعمال اصل هدایت و رهبری آموزشی به حمایت از معلمان، که از ارکان اصلی آموزش و پرورش هستند بپردازند و آنان را در تحقق اهداف و رسیدن به صلاحیتهای حرفهای یاری رسانند.
در صورتی که آنها بتوانند این وظایف را بهخوبی به اجرا درآورند، علاوه بر بهبود کمیتها میتوانند به رشد و توسعۀ کیفیتهای آموزشی کمک شایانی نمایند. باتوجه به هدف پژوهش که نقش ابعاد عملکردی گروههای آموزشی بر توانمندسازی حرفهای معلمان است برای دستیابی به جدیدترین فنآوری آموزشی و اشاعۀ آن، نیازمند افراد تیزهوش، خلاق و صاحبان اندیشۀ نو و تفکر واگرا جهت هدایت فعالیتهای گروههای آموزشی هستیم.
از آنجا ﮐﻪ ﻣﻬﺎرت ﻣﻌﻠﻤﺎن در اﺟﺮای درﺳﺖ ارزﺷﯿﺎﺑﯽ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻧﻘﺶ اﺳﺎﺳﯽ دارد، ﻻزم اﺳﺖ دورهﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎن ﻃﺮاﺣﯽ و اﺟﺮا ﺷﻮد. ذﮐﺮ این ﻧﮑﺘﻪ ﻻزم اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ﻧﮕﺮش ﻋﻤﯿﻖ و ﻣﺜﺒﺖ، از روشﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﮐﺎرﮔﺎﻫﯽ و ﻓﻌﺎل اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد.
ﻋﻤﺪﺗﺎ روش ﻫﺎی آﻣﻮزش ﺿﻤﻦ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ روشﻫﺎی ﺳﻨﺘﯽ اداره ﻣﯽﺷﻮد و اﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﮔﺮدد ﮐﻪ ﮐﺎراﯾﯽ و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آﻧﻬﺎ در ﺳﻄﺢ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ. اﻣﺎ اﮔﺮﮐﺎرﮔﺎهﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﺎ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﻢ و ﺑﺎ ﻣﺪرﺳﺎن ﻣﺠﺮب ﺑﺮﮔﺰارﺷﻮد، به اﺣﺘﻤﺎل زیاد ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻋﻤﯿﻖ در داﻧﺶ، ﻧﮕﺮش و ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻣﻌﻠﻤﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮد. هرکدام از ابزارهای ارزشیابی کارکردهای خاص خودش را دارد، پس معلم توانا بایستی با شناخت دقیق اهداف آموزشی و شناخت دقیق ابزارها و نحوۀ کاربست هرکدام از ابزارها آشنا باشد.
اهمیت کتابهای درسی در نظامهای آموزشی متمرکز مانند ایران که تقریباً تمام عوامل آموزشی بر اساس محتوای آن تعیین و اجرا میشود بیش از سایر انواع نظامهای آموزشی است و به خاطر همین اهمیت بیش از اندازه است که صرف وقت نیروهای متخصص در ارزشیابی و تحلیل کتابهای درسی میتواند راهگشای حل بسیاری از مشکلات جاری آموزش و همچنین در راستای توانمندی و مهارتهای حرفهای معلمان باشد.
اعضای گروههای آموزشی کسانی هستند که از آنان به عنوان تولیدکنندگان فکر واندیشه و برنامهریزان آموزشی در تحلیل محتوای کتب درسی یاد شده است.
پس لازم است به تخصص و آفریینش علمی دست پیدا کنند تا بتوانند در جلسات کارگاهی و نشستهای تخصصی موثر واقع شوند. براین اساس پیشنهاد میشود عواملی که میتوانند میزان تأثیرگذاری گروههای آموزشی برعملکرد آموزشی معلمان را تا حدود زیادی تحت تأثیر قرار دهند مانند هدفگذاری صحیح برای معلمان هم پایه، گزینش صحیح و هدفمند اعضاء و سرگروههای آموزشی، تهیه امکانات و تسهیلات لازم برای فعالیت گروهها، افزایش مسؤولیتها، وظایف و اختیارات گروههای آموزشی، مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
همچنین پیشنهاد میشود گروههای آموزشی با مراکز تحقیقات، ستاد تجهیزات، برنامهریزی و آموزش ضمن خدمت در سطوح مختلف آموزش و پرورش، ارتباط مستمر و نزدیک داشته باشند تا تأثیر فعالیت آنها در افزایش کیفیت آموزشی و پرورشی و درنهایت صلاحیت حرفهای معلمان بیشتر شود.
در این زمینه پیشنهاد میشود که گروههای آموزشی، ابتدا نگرش مدیران و معاونان را به عنوان رهبران آموزشی مدرسه تغییر دهند تا بتوانند در جهت توانمندسازی فعالیتهای گروهی، متناسب با نیاز همکاران برنامهریزی کنند و روحیۀ همکاری و مشارکت را در باب فرهنگ درسپژوهی توسعه دهند.
همچنین زمینۀ فعالیت و کشف ایدههای جدید توسط خود معلم و پیشرفت دانش در تدریس جدید را فراهم نمایند تا موفقتر از گذشته عمل کنند و به مثابه یک پژوهشگر اعتقاد پیدا کنند که رویش، رشد و بالندگی محصول تحقیق و پژوهش است.
بدین دلیل گروههای آموزشی با تمرکز بر این بعد از شایستگی معلم میتوانند نقشی ویژه در تحقق شایستگی عملی تربیتی معلمان و ارتقای دانش حرفهای آنان ایفا کنند.
روش تحقیق این مقاله به صورت مروری و با استفاده از مطالعات کتابخانهای انجام گرفت.
این مقاله با استفاده از شیوۀ توصیفی- تحلیلی و مطالعه اسناد و مدارک به معرفی گروههای آموزشی، اهداف و تبیین ابعاد عملکردی گروههای آموزشی و نقش هر یک از آنها (توسعه IT و فنآوریهای نوین در قالب طرح سواد دیجیتال، نظارت و راهنمایی سرگروههای آموزشی بر فعالیتهای آموزشی مدارس، نهادینهسازی ارزشیابی فرآیندمحور) پرداخته و درصدد است تا به مطالعۀ نحوه برگزاری مجامع و کارگاههای آموزشی، اجرای طرح درسپژوهی معلمان و پروژههای علمی دانشآموزان، نقد و تحلیل محتوای دروس در راستای ارتقای رشد حرفهای معلمان مقطع ابتدایی بپردازد.
بر اساس یافتههای حاصل از تحلیل منابع مختلف پیشنهاد میشود در زمینه اجرای اثربخش رویکرد نوین ارزشیابی، برگزاری دورههای ضمن خدمت با بهرهگیری از مدرسان مجرب و به صورت کارگاهی مورد توجه ویژه قرار گیرد.

در ساختار تشکیلاتی نظام متمرکز آموزش و پرورش ایران، گروههای آموزشی به عنوان اعضای جامعۀ معلمان، با داشتن جایگاهی رسمی و به عنوان یک تشکل تخصصی برخاسته از جامعۀ معلمان، در برآوردن بخشی از نیازها و انتظارات جامعۀ آموزشی میکوشند.
این مجموعه وظیفه دارند بنیانهای علمی، ابزاری و تکنولوژیکی سیستمهای آموزشی را بررسی، کنترل و ارزشیابی نمایند و با طراحی، سازمان دهی، برنامهریزی و اعمال اصل هدایت و رهبری آموزشی به حمایت از معلمان، که از ارکان اصلی آموزش و پرورش هستند بپردازند و آنان را در تحقق اهداف و رسیدن به صلاحیتهای حرفهای یاری رسانند.
در صورتی که آنها بتوانند این وظایف را بهخوبی به اجرا درآورند، علاوه بر بهبود کمیتها میتوانند به رشد و توسعۀ کیفیتهای آموزشی کمک شایانی نمایند. باتوجه به هدف پژوهش که نقش ابعاد عملکردی گروههای آموزشی بر توانمندسازی حرفهای معلمان است برای دستیابی به جدیدترین فنآوری آموزشی و اشاعۀ آن، نیازمند افراد تیزهوش، خلاق و صاحبان اندیشۀ نو و تفکر واگرا جهت هدایت فعالیتهای گروههای آموزشی هستیم.
از آنجا ﮐﻪ ﻣﻬﺎرت ﻣﻌﻠﻤﺎن در اﺟﺮای درﺳﺖ ارزﺷﯿﺎﺑﯽ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻧﻘﺶ اﺳﺎﺳﯽ دارد، ﻻزم اﺳﺖ دورهﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎن ﻃﺮاﺣﯽ و اﺟﺮا ﺷﻮد. ذﮐﺮ این ﻧﮑﺘﻪ ﻻزم اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ﻧﮕﺮش ﻋﻤﯿﻖ و ﻣﺜﺒﺖ، از روشﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﮐﺎرﮔﺎﻫﯽ و ﻓﻌﺎل اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد.
ﻋﻤﺪﺗﺎ روش ﻫﺎی آﻣﻮزش ﺿﻤﻦ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ روشﻫﺎی ﺳﻨﺘﯽ اداره ﻣﯽﺷﻮد و اﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﮔﺮدد ﮐﻪ ﮐﺎراﯾﯽ و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آﻧﻬﺎ در ﺳﻄﺢ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ. اﻣﺎ اﮔﺮﮐﺎرﮔﺎهﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﺎ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﻢ و ﺑﺎ ﻣﺪرﺳﺎن ﻣﺠﺮب ﺑﺮﮔﺰارﺷﻮد، به اﺣﺘﻤﺎل زیاد ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻋﻤﯿﻖ در داﻧﺶ، ﻧﮕﺮش و ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻣﻌﻠﻤﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮد. هرکدام از ابزارهای ارزشیابی کارکردهای خاص خودش را دارد، پس معلم توانا بایستی با شناخت دقیق اهداف آموزشی و شناخت دقیق ابزارها و نحوۀ کاربست هرکدام از ابزارها آشنا باشد.
اهمیت کتابهای درسی در نظامهای آموزشی متمرکز مانند ایران که تقریباً تمام عوامل آموزشی بر اساس محتوای آن تعیین و اجرا میشود بیش از سایر انواع نظامهای آموزشی است و به خاطر همین اهمیت بیش از اندازه است که صرف وقت نیروهای متخصص در ارزشیابی و تحلیل کتابهای درسی میتواند راهگشای حل بسیاری از مشکلات جاری آموزش و همچنین در راستای توانمندی و مهارتهای حرفهای معلمان باشد.
اعضای گروههای آموزشی کسانی هستند که از آنان به عنوان تولیدکنندگان فکر واندیشه و برنامهریزان آموزشی در تحلیل محتوای کتب درسی یاد شده است.
پس لازم است به تخصص و آفریینش علمی دست پیدا کنند تا بتوانند در جلسات کارگاهی و نشستهای تخصصی موثر واقع شوند. براین اساس پیشنهاد میشود عواملی که میتوانند میزان تأثیرگذاری گروههای آموزشی برعملکرد آموزشی معلمان را تا حدود زیادی تحت تأثیر قرار دهند مانند هدفگذاری صحیح برای معلمان هم پایه، گزینش صحیح و هدفمند اعضاء و سرگروههای آموزشی، تهیه امکانات و تسهیلات لازم برای فعالیت گروهها، افزایش مسؤولیتها، وظایف و اختیارات گروههای آموزشی، مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
همچنین پیشنهاد میشود گروههای آموزشی با مراکز تحقیقات، ستاد تجهیزات، برنامهریزی و آموزش ضمن خدمت در سطوح مختلف آموزش و پرورش، ارتباط مستمر و نزدیک داشته باشند تا تأثیر فعالیت آنها در افزایش کیفیت آموزشی و پرورشی و درنهایت صلاحیت حرفهای معلمان بیشتر شود.
در این زمینه پیشنهاد میشود که گروههای آموزشی، ابتدا نگرش مدیران و معاونان را به عنوان رهبران آموزشی مدرسه تغییر دهند تا بتوانند در جهت توانمندسازی فعالیتهای گروهی، متناسب با نیاز همکاران برنامهریزی کنند و روحیۀ همکاری و مشارکت را در باب فرهنگ درسپژوهی توسعه دهند.
همچنین زمینۀ فعالیت و کشف ایدههای جدید توسط خود معلم و پیشرفت دانش در تدریس جدید را فراهم نمایند تا موفقتر از گذشته عمل کنند و به مثابه یک پژوهشگر اعتقاد پیدا کنند که رویش، رشد و بالندگی محصول تحقیق و پژوهش است.


























