پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - 12 Feb 2026
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ / ۰۶:۴۶
کد مطلب: 67881
۰

نامه خداحافظی اندیشمندانه با دنیا

نامه خداحافظی اندیشمندانه با دنیا
گابریل گارسیا مارکز (2014-1927) نویسنده،رمان نویس کلمبیایی به سرطان لنفاوی مبتلا بود و می‌دانست عمر زیادی برایش باقی نیست. مرگ ماركز نه تنها برای مردم كشورش «كلمبیا» كه برای همه افرادی كه او را می شناختند و با اثرهای او آشنایی داشتند سنگین بود. پیام‌های تسلیتی كه از طرف بزرگ ترین نویسندگان معاصر و رهبران و مقام های كشورهای مختلف به یاد او منتشر شد، بیانگر جایگاه بلند ماركز به عنوان نویسنده یی تاثیرگذار و پیشگام بود.

بخوانید چگونه این نویسنده بزرگ در این نامه‌ کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی می‌کند:
 
اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می‌کردم. به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندنم، اما یقیناً هرچه را می‌گفتم فکر می‌کردم. هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می‌دادم. کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم.

راه را از‌‌ همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین هنوز در خوابند.

اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ساده‌تر لباس می‌پوشیدم، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم. به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی‌شوند، بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند.

به بچه‌ها بال می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند. به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است.

چه چیز‌ها که از شما‌ها [خوانندگانم] یاد نگرفته‌ام ... یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قله‌ کوه زندگی کنند و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است.

یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند. یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند.

چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام ... .
احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا.

اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم.

اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی.

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش.

به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن.

هیچ‌کس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن.

به دوستان و همه‌ آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. ... .

همراه با عشق
گابریل گارسیا مارکز
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

ویژگی‌ها و ساختار یک مقاله علمی چگونه است؟
فقط با مدرک لیسانس یا ارشد نمی‌توان پروانه مشاوره روانشناسی گرفت
شوهرم دست بزن دارد، چیکار کنم؟
چرا نظرات سلبریتی‌ها روی جوانان اثر می‌گذارد؟
۵ نکته برای شکستن چرخه افکار منفی
چرا وقتی می‌خواهم از حقم دفاع کنم، می ترسم و اضطراب می‌گیرم؟
راهکارهای علمی و عملی برای مقابله با استرس و کورتیزول بال
با حکم رئیس جمهور «علیرضا آقایوسفی» رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور شد
۶ رفتار ساده برای رهایی از استرس و سیستم ایمنی بدن
چگونه می توان از مهارت به تخصص رسید و در زمینه ای متخصص شد؟
این۴ نشانه‌ای می‌گوید خانواده شما به مشاوره نیاز دارد
وقتی عصبانی هستید چه اتفاقی در مغز شما می‌ افتد؟
در نهان به آنان دل می بندیم ؛ که دوستمان ندارند و در آشکار از آنان که دوستمان دارند غافلیم شاید این است دلیل تنهایی ما... دکتر علی شریعتی