نظریه رشد شناختی ویلیام پری
William G. Perry
نظریه رشد فکری ویلیام پری
ویلیام جی. پری (1913-1998)، روانشناس برجسته آموزشی، نظریهای تأثیرگذار در مورد رشد شناختی دانشجویان در دوران تحصیلات دانشگاهی ارائه کرد. او در یک مطالعه 15 ساله در دهههای 1950 و 1960، چگونگی تغییر دیدگاههای دانشجویان نسبت به دانش و فرآیند یادگیری را بررسی کرد. یافتههای او بهعنوان طرح رشد فکری پری منتشر شد و بهطور گستردهای برای درک تحول معرفتشناسی دانشجویان مورد استفاده قرار گرفت.
مفهوم کلی نظریه پری
ويليام پري (1970) در يك مطالعه جالب مربوط به رشد شناختي دريافت كه دانشجويان سالهاي اول كالج عموماً فرض مي كنند كه هميشه حقايق عيني و كاملي وجود دارد كه مي توانند آنها را با بكارگيري ذهنشان بدست آورند و يا اينكه از كتابهاي مرجع يا استادانشان كمك بگيرند. به موازات اين كه دانشجویان به سالهای بالاتر میروند عقیدهای مبنی بر دست یابی به حقیقت کامل ندارند. آنها با سئوالات بسیاری روبرو میشدند که به نظر میرسد بسته به دیدگاه جواب دهنده، جوابهای نسبی زیادی دارند.
دانشجویانی که بر این باورند که هر عقیدهای میتواند به اندازه بقیه عقاید خوب باشد، بیان داشتهاند که آنان مطمئن نیستند که به چه چیز معتقد باشند و چه چیزهایی را باور کنند. عاقبت بسیاری از آنها دریافتند که بعضی از عقاید بیش از بقیه میتوانند کارآمد باشند؛ آنها زمانیکه میتوانستند از میان یک سری دیدگاه های نسبی دست به انتخاب بزنند، در موقعیتهای ویژه بهتر توانستند ظاهر شوند.
بسیاری از مردم در واقع به موازات گذر از نوجوانی به دوره بزرگسالی از یک نگرش مطلق گرا به یک نگرش نسبی گرا تغییر جهت می دهند، که باعث میشود بتوانند علیرغم آگاهی پیچیده شان از طبیعت و کمبودهای دانش به یک تعهد وسرسپردگی درکارها دست یابند ( سینات، 1996).
پری (1970) پیشنهاد کرد که دانشجویان از یک توالی قابل پیش بینی از موقعیت های معرفت شناختی عبور کنند.رشد اساس طرح پری، پیشرفت 9 موقعیتی دانش آموز از معرفت شناسی دوگانه گرا به نسبی گرایی است. یادگیرندگان از مشاهده حقیقت به صورت مطلق درست و غلط (به دست آمده از مقامات "خوب" یا "بد") به سمت تشخیص نسخه های متعدد و متضاد از "حقیقت" حرکت میکنند که جایگزینهای مشروع را نشان می دهد.
به طور قابل توجهی، هدف پژوهش اصلی "فرمول بندی صرفاً توصیفی از تجربیات دانش آموزان" بود، نه "برنامه تجویزی با هدف "توسعه" دانش آموزان" (پری، 1981، ص 107). طرح رشد معرفتی پری ( William Perry's theory of intellectual development ) زمانی تجویز می شود که آموزش و برنامه درسی "به طور مطلوب برای دعوت، تشویق، به چالش کشیدن و حمایت از دانش آموزان در چنین رشدی طراحی شده باشند" (پری، 1981، ص 107).
ویلیام پري ( 1970 ، 1981 ) در بررسی تغییر دیدگاههاي شناختی در دانشجویان دریافت که آنها به تدریج از دوگانهنگري به نسبیتگرایی در تفکر حرکت میکنند. بدین ترتیب که دانشجویان جوانتر دانش را متشکل از واحدهاي مجزا (عقاید و قضایا) در نظر میگیرند که درستی آنها را باید به وسیله مقایسه کردن آنها با معیارهاي انتزاعی تعیین کرد، معیارهایی که جدا از فرد متفکر و موقعیت او وجود دارند. در نتیجه تفکر آنها دوگانهنگر است، به صورتیکه اطلاعات، ارزشها و صاحبان قدرت را به درست و غلط، خوب و بد، ما و آنها تقسیم میکنند.
در مقابل، دانشجویان مسنتر، از تنوع عقاید در موضوعات آگاه هستند، به سمت تفکر نسبیتگرا پیش میروند و کل دانش را در چهارچوب تفکر در نظر میگیرند. در نتیجه آنها احتمال واقعیت بیچون و چرا را رها میکنند و به حقایق متعددي روي میآورند که هریک در ارتباط با موقعیتش نسبی است.
تفکر آنها شخصیتر، انعطاف پذیرتر، آسان گیرتر و معقول تر می شود. معرفت شناسی به تأملات ما درباره نحوه رسیدن به واقعیت ها، عقاید و اندیشه ها اشاره دارد.
نظریه پری نشان میدهد که دانشجویان در طول تحصیلات دانشگاهی از تفکر دوگانهنگر (مطلقگرا) به نسبیتگرایی و نهایتاً به تعهد در نسبیتگرایی حرکت میکنند. این فرآیند شامل تغییر در نحوه درک دانش، حقیقت، و تفکر انتقادی است.
مراحل رشد فکری در نظریه پری
مدل پری شامل 9 مرحله از رشد معرفتشناسی است که در چهار سطح کلی دستهبندی میشوند:
1. دوگانگی (Dualism)
مفهوم کلی نظریه پری
ويليام پري (1970) در يك مطالعه جالب مربوط به رشد شناختي دريافت كه دانشجويان سالهاي اول كالج عموماً فرض مي كنند كه هميشه حقايق عيني و كاملي وجود دارد كه مي توانند آنها را با بكارگيري ذهنشان بدست آورند و يا اينكه از كتابهاي مرجع يا استادانشان كمك بگيرند. به موازات اين كه دانشجویان به سالهای بالاتر میروند عقیدهای مبنی بر دست یابی به حقیقت کامل ندارند. آنها با سئوالات بسیاری روبرو میشدند که به نظر میرسد بسته به دیدگاه جواب دهنده، جوابهای نسبی زیادی دارند.
دانشجویانی که بر این باورند که هر عقیدهای میتواند به اندازه بقیه عقاید خوب باشد، بیان داشتهاند که آنان مطمئن نیستند که به چه چیز معتقد باشند و چه چیزهایی را باور کنند. عاقبت بسیاری از آنها دریافتند که بعضی از عقاید بیش از بقیه میتوانند کارآمد باشند؛ آنها زمانیکه میتوانستند از میان یک سری دیدگاه های نسبی دست به انتخاب بزنند، در موقعیتهای ویژه بهتر توانستند ظاهر شوند.
بسیاری از مردم در واقع به موازات گذر از نوجوانی به دوره بزرگسالی از یک نگرش مطلق گرا به یک نگرش نسبی گرا تغییر جهت می دهند، که باعث میشود بتوانند علیرغم آگاهی پیچیده شان از طبیعت و کمبودهای دانش به یک تعهد وسرسپردگی درکارها دست یابند ( سینات، 1996).
پری (1970) پیشنهاد کرد که دانشجویان از یک توالی قابل پیش بینی از موقعیت های معرفت شناختی عبور کنند.رشد اساس طرح پری، پیشرفت 9 موقعیتی دانش آموز از معرفت شناسی دوگانه گرا به نسبی گرایی است. یادگیرندگان از مشاهده حقیقت به صورت مطلق درست و غلط (به دست آمده از مقامات "خوب" یا "بد") به سمت تشخیص نسخه های متعدد و متضاد از "حقیقت" حرکت میکنند که جایگزینهای مشروع را نشان می دهد.
به طور قابل توجهی، هدف پژوهش اصلی "فرمول بندی صرفاً توصیفی از تجربیات دانش آموزان" بود، نه "برنامه تجویزی با هدف "توسعه" دانش آموزان" (پری، 1981، ص 107). طرح رشد معرفتی پری ( William Perry's theory of intellectual development ) زمانی تجویز می شود که آموزش و برنامه درسی "به طور مطلوب برای دعوت، تشویق، به چالش کشیدن و حمایت از دانش آموزان در چنین رشدی طراحی شده باشند" (پری، 1981، ص 107).
ویلیام پري ( 1970 ، 1981 ) در بررسی تغییر دیدگاههاي شناختی در دانشجویان دریافت که آنها به تدریج از دوگانهنگري به نسبیتگرایی در تفکر حرکت میکنند. بدین ترتیب که دانشجویان جوانتر دانش را متشکل از واحدهاي مجزا (عقاید و قضایا) در نظر میگیرند که درستی آنها را باید به وسیله مقایسه کردن آنها با معیارهاي انتزاعی تعیین کرد، معیارهایی که جدا از فرد متفکر و موقعیت او وجود دارند. در نتیجه تفکر آنها دوگانهنگر است، به صورتیکه اطلاعات، ارزشها و صاحبان قدرت را به درست و غلط، خوب و بد، ما و آنها تقسیم میکنند.
در مقابل، دانشجویان مسنتر، از تنوع عقاید در موضوعات آگاه هستند، به سمت تفکر نسبیتگرا پیش میروند و کل دانش را در چهارچوب تفکر در نظر میگیرند. در نتیجه آنها احتمال واقعیت بیچون و چرا را رها میکنند و به حقایق متعددي روي میآورند که هریک در ارتباط با موقعیتش نسبی است.
تفکر آنها شخصیتر، انعطاف پذیرتر، آسان گیرتر و معقول تر می شود. معرفت شناسی به تأملات ما درباره نحوه رسیدن به واقعیت ها، عقاید و اندیشه ها اشاره دارد.
نظریه پری نشان میدهد که دانشجویان در طول تحصیلات دانشگاهی از تفکر دوگانهنگر (مطلقگرا) به نسبیتگرایی و نهایتاً به تعهد در نسبیتگرایی حرکت میکنند. این فرآیند شامل تغییر در نحوه درک دانش، حقیقت، و تفکر انتقادی است.
مراحل رشد فکری در نظریه پری
مدل پری شامل 9 مرحله از رشد معرفتشناسی است که در چهار سطح کلی دستهبندی میشوند:
1. دوگانگی (Dualism)
ویژگیها:
مثال:
دانشجویان جوانتر، دانش را بهصورت مطلق و سیاهوسفید درک میکنند.
باور دارند که حقیقت مشخص و غیرقابلتغییر است و باید از مقامات (مانند استادان) کسب شود.
امور بهصورت درست/غلط یا خوب/بد تقسیم میشوند.
باور دارند که حقیقت مشخص و غیرقابلتغییر است و باید از مقامات (مانند استادان) کسب شود.
امور بهصورت درست/غلط یا خوب/بد تقسیم میشوند.
“معلم میداند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط.”
2. چندگانگی (Multiplicity)
ویژگیها:
مثال:
دانشجویان متوجه میشوند که مسائل پیچیدهتر از آن هستند که یک پاسخ مطلق داشته باشند.
باور دارند که هر کسی حق دارد نظر خود را داشته باشد و همه نظرات به یک اندازه معتبرند.
با این حال، هنوز فاقد توانایی ارزیابی دقیق نظرات هستند.
باور دارند که هر کسی حق دارد نظر خود را داشته باشد و همه نظرات به یک اندازه معتبرند.
با این حال، هنوز فاقد توانایی ارزیابی دقیق نظرات هستند.
“هر کس حق دارد نظر خود را داشته باشد.”
3. نسبیتگرایی (Relativism)
ویژگیها:
مثال:
دانشجویان درمییابند که دانش نسبی و وابسته به زمینه است.
توانایی ارزیابی و سنجش نظرات مختلف و انتخاب مناسبترین پاسخ را پیدا میکنند.
درک میکنند که برخی نظرات از دیگر نظرات بهتر یا معتبرتر هستند.
توانایی ارزیابی و سنجش نظرات مختلف و انتخاب مناسبترین پاسخ را پیدا میکنند.
درک میکنند که برخی نظرات از دیگر نظرات بهتر یا معتبرتر هستند.
“هیچ پاسخ درست و غلطی وجود ندارد؛ بستگی به موقعیت دارد.”
4. تعهد در نسبیتگرایی (Commitment within Relativism)
ویژگیها:
مثال:
دانشجویان به ارزشها و باورهایی که برایشان اهمیت دارد متعهد میشوند.
مسئولیت باورهای خود را میپذیرند و آمادهاند در صورت مواجهه با شواهد جدید، نظرات خود را اصلاح کنند.
درک میکنند که کسب دانش فرآیندی مداوم است.
مسئولیت باورهای خود را میپذیرند و آمادهاند در صورت مواجهه با شواهد جدید، نظرات خود را اصلاح کنند.
درک میکنند که کسب دانش فرآیندی مداوم است.
“من میدانم به چه چیزی اعتقاد دارم، اما آماده هستم نظراتم را اصلاح کنم.”
دستهبندی مراحل رشد فکری پری
ویلیام پری مراحل رشد فکری را در سه دسته کلی تقسیمبندی کرد:
ثنویت اصلاح شده (Dualism + Multiplicity):
نسبیتگرایی کشف شده (Discovered Relativism):
تعهدات در نسبیتگرایی توسعه یافته (Commitments in Developed Relativism):
دانشجویان از تفکر مطلقگرا به چندگانگی حرکت میکنند و شروع به پذیرش تنوع دیدگاهها میکنند.
دانشجویان به درک نسبی بودن دانش میرسند و میتوانند دیدگاههای مختلف را ارزیابی کنند.
دانشجویان به باورهای خود متعهد میشوند و مسئولیت نظرات خود را میپذیرند.
تحول شناختی و اخلاقی در نظریه پری
پری در نظریه خود نشان داد که دانشجویان در طول تحصیلات دانشگاهی از تفکر مطلقگرا به سمت تفکر نسبیگرا حرکت میکنند.
این تحول شناختی و اخلاقی به آنها کمک میکند تا:
انعطافپذیری در تفکر: به جای دیدگاههای دوگانه (درست/غلط)، دیدگاههای نسبی و چندگانه را بپذیرند.
تفکر انتقادی: قادر شوند شواهد و دیدگاههای مختلف را ارزیابی کنند.
مسئولیتپذیری: مسئولیت باورها و نظرات خود را برعهده بگیرند و در مواجهه با شواهد جدید، نظرات خود را تغییر دهند.
تفکر انتقادی: قادر شوند شواهد و دیدگاههای مختلف را ارزیابی کنند.
مسئولیتپذیری: مسئولیت باورها و نظرات خود را برعهده بگیرند و در مواجهه با شواهد جدید، نظرات خود را تغییر دهند.
موقعیتهای نهگانه رشد فکری در نظریه پری
طرح پری پیشرفت دانشجویان را در 9 موقعیت توصیف میکند. این موقعیتها از دوگانگی به تعهد در نسبیتگرایی حرکت میکنند. برخی از موقعیتهای کلیدی عبارتند از:
مسئولین میدانند:
هر کس حق دارد نظر خود را داشته باشد:
همه چیز نسبی است، اما به یک اندازه معتبر نیست:
تعهدات در نسبیگرایی:
“معلم میداند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط.”
“هر کسی نظر خود را دارد و همه نظرات معتبرند.”
“برخی نظرات بهتر از بقیه هستند، بستگی به شرایط دارد.”
“من میدانم به چه چیزی اعتقاد دارم، اما آمادهام نظراتم را اصلاح کنم.”
نقاط قوت نظریه پری
تأکید بر رشد شناختی:
ارتباط با فرآیند یادگیری:
ارتباط با تفکر انتقادی:
نظریه پری نشان میدهد که دانشجویان در طول تحصیلات دانشگاهی بهطور طبیعی از تفکر مطلقگرا به نسبیتگرایی حرکت میکنند.
این نظریه به آموزشدهندگان کمک میکند تا برنامههای درسی را طراحی کنند که رشد شناختی دانشجویان را تسهیل کند.
نظریه پری به مسائل معرفتشناسی زیربنایی تفکر انتقادی میپردازد و نشان میدهد که چگونه باورهای دانشجویان درباره دانش و حقیقت تغییر میکند.
نقاط ضعف نظریه پری
تأکید بر دانشجویان دانشگاهی:
تکبعدی بودن:
این نظریه بیشتر بر دانشجویان کالج و دانشگاه تمرکز دارد و ممکن است برای سایر گروههای سنی کمتر کاربرد داشته باشد.
فرض میشود که معرفتشناسی شخصی در یک مسیر ثابت رشد میکند، در حالی که ممکن است عوامل محیطی و فرهنگی تأثیرات متفاوتی داشته باشند.
کاربردهای عملی نظریه پری
طراحی برنامههای درسی:
توسعه تفکر انتقادی:
مشاوره آموزشی:
آموزشدهندگان میتوانند برنامههایی طراحی کنند که دانشجویان را از تفکر مطلقگرا به نسبیتگرایی هدایت کند.
این نظریه میتواند به تقویت تفکر انتقادی در دانشجویان کمک کند.
مشاوران میتوانند از نظریه پری برای درک بهتر چالشهای شناختی دانشجویان استفاده کنند.
نتیجهگیری
نظریه رشد فکری ویلیام پری، مدلی جامع برای درک تحول شناختی دانشجویان در طول تحصیلات دانشگاهی ارائه میدهد. این نظریه نشان میدهد که دانشجویان بهتدریج از تفکر مطلقگرا به نسبیتگرایی و نهایتاً به تعهد در نسبیتگرایی حرکت میکنند. آموزشدهندگان و مشاوران میتوانند از این مدل برای طراحی برنامههای آموزشی و کمک به رشد شناختی دانشجویان استفاده کنند، تا آنها به تفکر انتقادی و مسئولیتپذیری در باورهای خود برسند.


























