سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - 16 Jun 2026
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ / ۰۱:۰۳
کد مطلب: 68875
۱

نقش روانشناسان و مشاوران در بحران جنگ، زلزله و سیل؛ کمک مؤثر و چالش‌ها

نقش روانشناسان و مشاوران در بحران جنگ، زلزله و سیل؛ کمک مؤثر و چالش‌ها
روانشناسان و مشاوران در زمان وقوع بحران‌های گسترده نظیر جنگ، زلزله، سیل و سایر بلایای طبیعی، نقشی حیاتی در بازسازی سلامت روان جامعه ایفا می‌کنند. ورود این متخصصان به عرصه بحران، فراتر از ارائه‌ی ساده‌ی خدمات روان‌درمانی است؛ آن‌ها به عنوان بازوهای توانمند برای کاهش آلام روحی و جلوگیری از بروز اختلالات ماندگار مانند اختلال استرس پس از سانحه یا افسردگی‌های مزمن عمل می‌کنند. فرآیند یاری‌رسانی در این شرایط، نیازمند رویکردی چندبعدی است که از مراحل اولیه پس از حادثه آغاز شده و تا ماه‌ها و حتی سال‌ها پس از آن ادامه می‌یابد.
به بیان لادن اردلانی روانشناس ومشاور روانشناسان و مشاوران در بحران‌هایی مانند جنگ، زلزله و سیل با کمک‌های اولیه روانی و حمایت بلندمدت از آسیب‌دیدگان، از اختلالاتی مانند PTSD پیشگیری می‌کنند. همکاری با بهزیستی و هلال‌احمر، امنیت، هماهنگی و تداوم خدمات را افزایش می‌دهد.

در گام نخست، متخصصان سلامت روان بر مداخلات روانی در لحظات اولیه تمرکز می‌کنند. در این فاز، اقداماتی نظیر کمک‌های اولیه روان‌شناختی اولویت دارد. هدف این است که بازماندگان بحران در محیطی امن قرار بگیرند و نیازهای فوری آن‌ها شناسایی شود. روان‌شناسان با حضور در محل‌های اسکان اضطراری یا مناطق تحت درگیری، به افراد کمک می‌کنند تا هیجانات شدید خود را مدیریت کنند، ارتباط خود را با منابع حمایتی موجود بازیابند و بتوانند در تصمیم‌گیری‌های اولیه زندگی خود، احساس ثبات بیشتری داشته باشند. این اقدام‌ها به معنای درمان‌های عمیق روانی نیست، بستر مناسبی برای جلوگیری از فروپاشی‌های عصبی آنی محسوب می‌شود.

پس از گذشت مرحله حاد، روان‌شناسان و مشاوران با چالش‌های پیچیده‌ای روبرو می‌شوند. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها، مواجهه با دردهای جمعی و آسیب‌های بین‌نسلی است. در زمان جنگ یا بلایای بزرگ، فرد آسیب‌دیده با از دست دادن دارایی‌ها، عزیزان و حتی هویت اجتماعی خود روبرو شده است. درمانگر در این موقعیت باید توانایی همدلی عمیق را داشته باشد بدون آنکه خود در گرداب هیجانات سنگین مراجع غرق شود. فرسودگی شغلی در میان این متخصصان بسیار رایج است؛ چرا که آن‌ها در معرض بمباران هیجانی مداوم قرار دارند و همزمان باید استانداردهای حرفه‌ای خود را حفظ کنند. چالش دیگر، عدم پذیرش خدمات روان‌شناختی در بسیاری از فرهنگ‌ها یا مناطق بحران‌زده است؛ جایی که مردم ممکن است اولویت را به تأمین نیازهای زیستی بدهند و آسیب‌های روانی را نادیده بگیرند یا آن را نشانه‌ای از ضعف بدانند.

در بررسی نحوه حضور و فعالیت این متخصصان، همکاری با سازمان‌های متولی و شناخته‌شده مانند سازمان بهزیستی، جمعیت هلال‌احمر یا نهادهای بین‌المللی، اثربخشی این اقدامات را به طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد. فعالیت‌های داوطلبانه شخصی اگرچه نشان‌دهنده تعهد انسانی است، اما در مقیاس‌های کلان مانند زلزله یا جنگ، به دلیل عدم برخورداری از پشتوانه لجستیکی، حفاظتی و ساختاری، ممکن است با محدودیت‌های جدی مواجه شود. سازمان‌های رسمی دسترسی به منابع، شبکه‌های ارجاع و پروتکل‌های امنیتی دارند که حضور مستقل یک درمانگر فاقد آن‌هاست. برای نمونه، هلال‌احمر با داشتن ساختار منسجم، بستر ایمنی را برای متخصصان فراهم می‌کند تا آن‌ها بتوانند بدون دغدغه درباره اسکان یا امنیت خود، بر ارائه خدمات تمرکز کنند. همچنین همکاری با سازمان‌های متولی اجازه می‌دهد تا تخصص روان‌شناسان در دل یک سیستم یکپارچه قرار بگیرد و خدمات به صورت هدفمند به گروه‌های آسیب‌پذیرتر نظیر کودکان، زنان و سالمندان ارائه شود. این هم‌افزایی باعث می‌شود که انرژی درمانگر هدر نرود و خروجی کار، با استانداردهای مدیریت بحران همسو باشد.

تأثیر همکاری‌های ساختارمند در مقایسه با اقدامات انفرادی، تفاوت‌های معناداری را نشان می‌دهد. فعالیت‌های انفرادی معمولاً مقطعی و کوتاه‌مدت هستند و پس از مدتی با کاهش تب و تاب حادثه، به فراموشی سپرده می‌شوند. در حالی که سازمان‌های متولی دارای نقشه راه برای بازسازی روانی جامعه در بلندمدت هستند. روان‌شناسانی که در چارچوب سازمان‌های مسئول فعالیت می‌کنند، می‌توانند در پروژه‌های بزرگ‌تر مانند تشکیل گروه‌های حمایتی، آموزش به داوطلبان محلی و پیگیری روند بهبودی آسیب‌دیدگان در طول زمان مشارکت کنند. این همکاری منجر به پایداری خدمات می‌شود که مهم‌ترین عامل در درمان آسیب‌های ناشی از تروماهای بزرگ است.

علاوه بر این، حضور متخصصان در ساختار نهادهای رسمی، امکان نظارت بر کیفیت خدمات را فراهم می‌سازد. در فضاهای بحرانی که احساسات بر منطق غلبه دارد، احتمال ارائه راهکارهای غیرحرفه‌ای یا ناآگاهانه توسط افراد غیرمتخصص یا حتی متخصصان کم‌تجربه وجود دارد. سازمان‌های متولی با اعمال پروتکل‌های تخصصی، مانع از بروز مداخلات خودسرانه می‌شوند و تلاش می‌کنند تا بهترین شیوه درمانی بر اساس آخرین یافته‌های علمی در بحران به کار گرفته شود. این رویکرد علمی، ضامن سلامت روانی جامعه در میان‌مدت و بلندمدت است.

مسئله دیگری که باید مدنظر داشت، نیاز به تداوم و استمرار است. آسیب‌های روانی ناشی از جنگ یا حوادث طبیعی مانند سیل، در لحظه وقوع حادثه تمام نمی‌شوند، بلکه درست پس از فروکش کردن بحران‌های فیزیکی، علائم روانی خود را به صورت‌های گوناگون نشان می‌دهند. اگر متخصصان تنها در روزهای اول حضور داشته باشند و سپس صحنه را ترک کنند، مراجعان دچار احساس رهاشدگی مضاعف می‌شوند. فعالیت ذیل نهادهای مسئول تضمین می‌کند که برنامه‌های حمایتی تا رسیدن به نقطه تعادل روانی بازماندگان ادامه یابد.

در نهایت، موفقیت یک روان‌شناس یا مشاور در مدیریت بحران، به میزان شناخت او از بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی منطقه‌ای که در آن فعالیت می‌کند، بستگی دارد. این شناخت عمیق، در همکاری‌های سازمان‌یافته بهتر به دست می‌آید، زیرا سازمان‌ها معمولاً بانک اطلاعاتی دقیق و ارتباطات میدانی موثری با جوامع محلی دارند. بدین ترتیب، روان‌شناس می‌تواند زبان مراجعان خود را بهتر بفهمد و مداخلات خود را با هنجارهای بومی سازگار کند. این هماهنگی میان تخصص علمی درمانگر و شناخت میدانی سازمان، فرمول اصلی دستیابی به نتایج مطلوب در زمان‌های سخت است. بنابراین، پیوند میان تخصص فردی و ظرفیت‌های ساختاری، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای ارتقای کیفیت خدمات روان‌شناختی در حوادث بزرگ محسوب می‌شود و مسیر را برای بهبود سلامت عمومی جامعه هموار می‌سازد.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

احساس گناه چیست؟ بررسی کامل مفهوم، ریشه‌ها، پیامدها و راه‌های مدیریت آن
چرا بچه‌ها کتاب نمی‌خوانند؟ شاید مقصر ما هستیم!
چرا نسل زد از تراپی خوشش نمی‌آید؟
شناخت (Cognition) چیست ؟
افرادی که شادترین روابط را دارند، اغلب به جای «دوستت دارم» این جمله را می‌گویند
هنر ماندگاری در عشق: چگونه یک رابطه پایدار بسازیم؟
چرا برخی افراد هیجانات خود را بهتر مدیریت می‌کنند؟
آیا تفاوت مذهبی باعث ایجاد اختلاف در روابط می‌شود؟
دکتر حسین شکرکن چهره ماندگار روان‌شناسی ایران درگذشت+عکس
چرا خیانت می‌کنیم، طبق پژوهش‌های ۲۰۲۵
چگونه با فرزندمان در مورد رسانه‌های اجتماعی صحبت کنیم؟
پرحرفی چیست و چه دلایلی دارد؟
اعتماد به نفس ضرورتاً تضمین کننده موفقیت نیست ولی عدم اعتماد به نفس مطمئناً باعث شکست می‌شود./ آلبرت بندورا