دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - 10 Aug 2026
تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۲۵ تير ۱۴۰۵ / ۰۸:۱۷
کد مطلب: 69242
۱

روایت مسیر عبور از بحران تا رشد

رسانه تاب‌آوری را روایت می‌کند چون جامعه برای ماندن، به داستان برخاستن نیاز دارد.
روایت مسیر عبور از بحران تا رشد
رسانه تاب‌آوری را روایت می‌کند؛ روایتی از لحظه‌ای که زمین زیر پای انسان می‌لرزد، نظم عادی زندگی برهم می‌خورد و آینده برای مدتی در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود. در چنین زمانه‌ای، جامعه بیش از هر دوره دیگری به معنا، تصویر روشن، زبان آرام و روایت منسجم نیاز دارد. بحران، صرفاً حادثه‌ای بیرونی نیست؛ بحرانی که در خیابان، خانه، مدرسه، بیمارستان، بازار یا ذهن مردم جریان پیدا می‌کند، اگر درست فهم و بیان نشود، می‌تواند چند برابر مخرب‌تر از رخداد اولیه عمل کند. اینجاست که رسانه از یک ابزار خبررسانی ساده فراتر می‌رود و به ساحتی برای حفظ انسجام روانی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شود. رسانه در روزهای دشوار، آینه‌ای است که جامعه در آن چهره خسته، نگران، امیدوار و جست‌وجوگر خود را می‌بیند و بر پایه همین تصویر، تصمیم می‌گیرد که تسلیم شود یا راهی برای ادامه پیدا کند.

به بیان خاطره اکبری روانشناس و نویسنده کتاب راه سلامتی تاب‌آوری، به معنای بی‌درد بودن یا ندیدن رنج نیست. تاب‌آوری یعنی توان ایستادن در دل فشار، توان بازسازی خویش پس از ضربه و توان پیدا کردن افقی تازه وقتی همه چیز تیره به نظر می‌رسد. بسیاری گمان می‌کنند تاب‌آوری نوعی سرسختی خاموش است؛ چیزی شبیه تحمل کردن بی‌پایان. در حالی که حقیقت آن است که تاب‌آوری یک فرایند زنده و پویاست. انسان تاب‌آور کسی نیست که هرگز نلرزد، گریه نکند یا نترسد. انسان تاب‌آور می‌لرزد، می‌ترسد، خسته می‌شود، گاهی فرو می‌ریزد، اما در همان ویرانی بذر بازسازی را پیدا می‌کند. رسانه اگر این فرایند را به‌درستی بازگو کند، به جامعه می‌آموزد که شکست نهایی نیست و آسیب می‌تواند آغاز فهمی عمیق‌تر از خود، دیگری و جهان باشد.

به گزارش میگنا رسانه اول تاب آوری و سلامت روان ایران در زمان بحران، نخستین وظیفه رسانه، بازگرداندن نظم به ادراک عمومی است. شایعه، ترس مبهم، روایت‌های ناقص و تصویرهای تکه‌تکه، ذهن مردم را آشفته می‌کند. وقتی انسان نداند چه رخ داده، چه خواهد شد و چه باید بکند، بیش از خود بحران آسیب می‌بیند. رسانه حرفه‌ای می‌تواند میان رویداد و فهم عمومی پلی بسازد. این پل از جنس حقیقت، دقت، شفافیت و مسئولیت است. جامعه‌ای که اطلاعات قابل اتکا دریافت می‌کند، تصمیم‌های عاقلانه‌تری می‌گیرد، کمتر در دام هراس جمعی می‌افتد و امکان بیشتری برای همکاری پیدا می‌کند. از همین رو، رسانه تاب‌آوری را با ساختن اعتماد آغاز می‌کند. اعتماد همان سرمایه‌ای است که در روزهای دشوار، از نان شب هم ضروری‌تر می‌شود.

رسانه در روایت بحران، اگر بر ویرانی متمرکز بماند، ذهن جمعی را فرسوده می‌کند. اگر تنها از امید مصنوعی سخن بگوید، اعتبار خود را از دست می‌دهد. راه درست، دیدن تمام ابعاد ماجراست: واقعیت سخت، درد موجود، محدودیت‌ها، ظرفیت‌ها، تجربه‌های موفق و نیروی برخاستن. مردمی که فقط خبر مرگ، خسارت، تنش و بن‌بست می‌شنوند، آرام‌آرام احساس می‌کنند هیچ کاری از دستشان ساخته نیست. این احساس ناتوانی، خطری بزرگ برای یک جامعه است. رسانه مسئول باید نشان دهد که در میان آوار، هنوز دست‌هایی برای ساختن هست؛ در میان اضطراب، هنوز عقل جمعی کار می‌کند؛ در میان کمبود، هنوز همدلی زنده است. این نگاه، واقعیت را انکار نمی‌کند، آن را کامل‌تر می‌بیند.

از بحران تا رشد، مسیری کوتاه و ساده نیست. این مسیر از چند لایه عبور می‌کند: پذیرش واقعیت، سوگواری برای آنچه از دست رفته، بازیابی معنا، بازسازی پیوندهای اجتماعی و شکل دادن به امیدی مبتنی بر عمل. رسانه در هر یک از این لایه‌ها نقشی جدی دارد. در مرحله پذیرش، باید حقیقت را بی‌پرده و بی‌اغراق منتقل کند. در مرحله سوگواری، باید به رنج مردم حرمت بگذارد و اجازه دهد صدای اندوه شنیده شود. در مرحله معنا، باید به جامعه کمک کند بفهمد چه درسی از این دوره می‌توان گرفت. در مرحله بازسازی، باید تجربه‌های جمعی، الگوهای موفق، ابتکارهای محلی و توان مردم را به تصویر بکشد. در مرحله امید، باید نشان دهد که آینده با مشارکت ساخته می‌شود، نه با انتظار منفعلانه.

رشد پس از بحران، از دل روایت درست متولد می‌شود. هر جامعه برای دوام آوردن، نیازمند داستان‌هایی است که به آن بگویند چه کسی بوده، از چه گذشته و چگونه دوباره برخاسته است. رسانه این داستان‌ها را جمع‌آوری، پالایش و منتشر می‌کند. داستان پرستاری که در اوج خستگی کنار بیمار می‌ماند، معلمی که آموزش را در شرایط سخت متوقف نمی‌کند، خانواده‌ای که پس از حادثه دوباره خانه خود را می‌سازد، جوانانی که برای کمک داوطلب می‌شوند، کارآفرینی که از دل رکود راه تازه‌ای پیدا می‌کند؛ همه این‌ها قطعه‌هایی از حافظه جمعی هستند. وقتی این قطعه‌ها کنار هم می‌نشینند، جامعه تصویری از توان خود به دست می‌آورد. این تصویر، سرچشمه عزت‌نفس جمعی است و عزت‌نفس جمعی، سوخت حرکت به سوی رشد.

رسانه اگر زبانش انسانی باشد، تاب‌آوری را عمیق‌تر می‌کند. زبان سرد، رسمی و دور از زندگی واقعی، دل‌ها را به هم نزدیک نمی‌کند. مردم در بحران، خبر خشک نمی‌خواهند؛ آن‌ها فهم، همدلی و صداقت می‌خواهند. رسانه‌ای که با کرامت با انسان‌ها سخن می‌گوید، به جای مصرف کردن رنج، به ترمیم روان جمعی کمک می‌کند. نمایش بی‌ملاحظه درد، فاجعه را به کالا تبدیل می‌کند. در مقابل، روایت محترمانه و دقیق، به مخاطب فرصت می‌دهد با آگاهی همراه شود، بدون آنکه شخصیت آسیب‌دیدگان زیر پا گذاشته شود. این تفاوت، مرز میان رسانه مسئول و رسانه هیجان‌فروش است.

در دنیای امروز، تاب‌آوری رسانه‌ای خود به بخشی از تاب‌آوری اجتماعی تبدیل شده است. جامعه‌ای که نتواند در برابر سیل اطلاعات نادرست، تیترهای هراس‌زا، تصویرسازی‌های تحریف‌شده و جنگ روانی مقاومت کند، در عمل از درون تضعیف می‌شود. آموزش سواد رسانه‌ای در چنین شرایطی اهمیت فراوان دارد. مردم باید بیاموزند هر خبری را بی‌درنگ نپذیرند، منبع را بسنجند، هیجان را از حقیقت جدا کنند و بدانند که هر بازنشر ساده می‌تواند موجی از اضطراب یا فریب بسازد. رسانه حرفه‌ای، در کنار تولید خبر، این آموزش را نیز بر عهده دارد. وقتی مخاطب آگاه‌تر می‌شود، میدان برای سوءاستفاده تنگ‌تر خواهد شد و جامعه توان بیشتری برای مدیریت بحران پیدا می‌کند.

تاب‌آوری، بدون مشارکت شکل نمی‌گیرد. رسانه اگر یک‌سویه و از بالا با مردم حرف بزند، بخشی از ظرفیت جامعه را نادیده می‌گیرد. مردم صرفاً دریافت‌کننده پیام نیستند؛ آن‌ها حامل تجربه، دانش محلی، راه‌حل‌های عملی و روایت‌های زنده‌اند. رسانه‌ای که به صدای شهروندان گوش می‌دهد، شبکه‌ای از اعتماد و همکاری می‌سازد. در این شبکه، هر فرد می‌تواند نقشی در فهم بحران و عبور از آن داشته باشد. گفت‌وگو با مردم، شنیدن تجربه زیسته آنان و بازتاب دادن این تجربه‌ها، احساس تعلق و عاملیت را تقویت می‌کند. انسان وقتی بداند دیده و شنیده می‌شود، توان بیشتری برای ادامه دادن پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، رسانه باید مراقب باشد که تاب‌آوری را با عادی‌سازی رنج یکی نکند. گاهی از صبر و تحمل چنان سخن گفته می‌شود که گویی انسان باید هر فشار و بی‌عدالتی را بی‌صدا بپذیرد. این نگاه، روح تاب‌آوری را تهی می‌کند. تاب‌آوری سالم، همراه با مطالبه‌گری، یادگیری و اصلاح است. رسانه باید بپرسد چرا بحران چنین گسترده شد، کدام ضعف‌ها وجود داشت، چه چیزهایی می‌توانست بهتر مدیریت شود و اکنون برای پیشگیری از تکرار چه باید کرد. رشد واقعی زمانی شکل می‌گیرد که جامعه از درد خود درس بگیرد و ساختارهای ناکارآمد را بازبینی کند. اگر روایت بحران فقط به ستایش تحمل محدود شود، فرصت تحول از دست خواهد رفت.

رسانه در مسیر از بحران تا رشد، باید حافظ حافظه جمعی هم باشد. فراموشی سریع، یکی از آفت‌های زمانه ماست. هر فاجعه‌ای برای چند روز یا چند هفته در مرکز توجه قرار می‌گیرد و سپس زیر موجی از خبرهای تازه دفن می‌شود. اما زخم‌های اجتماعی با گذشت زمان کوتاه درمان نمی‌شوند. خانواده‌های داغدار، کودکان آسیب‌دیده، کسب‌وکارهای ازهم‌پاشیده و محله‌های زخمی، مدت‌ها با پیامدهای حادثه زندگی می‌کنند. رسانه‌ای که تنها به لحظه انفجار توجه دارد و دوره بازسازی را رها می‌کند، روایت را نیمه‌کاره می‌گذارد. روایت کامل، باید تا روزهای آرام‌تر نیز ادامه یابد؛ تا جایی که معلوم شود چه چیز ترمیم شد، چه چیز همچنان نیازمند رسیدگی است و جامعه چه چیزی از آن تجربه با خود به آینده برده است.

رشد پس از بحران، گاهی در ظاهر فوری دیده نمی‌شود. ممکن است در کوتاه‌مدت چیزی جز خستگی، اندوه و سردرگمی دیده نشود. اما در لایه‌های عمیق‌تر، تغییراتی آغاز می‌شود: پیوندهای خانوادگی قوی‌تر می‌شود، همسایه‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شوند، نهادهای محلی فعال‌تر می‌شوند، مهارت‌های تازه شکل می‌گیرد و مردم قدر امنیت، سلامت، همکاری و صداقت را بیشتر می‌فهمند. رسانه اگر این دگرگونی‌های آرام را ببیند و به زبان بیاورد، به جامعه کمک می‌کند ظرفیت‌های پنهان خود را بشناسد. بسیاری از جهش‌های بزرگ، ابتدا در سکوت و در دل تجربه‌های کوچک متولد می‌شوند.

در چنین مسیری، امید جایگاه ویژه‌ای دارد. امید حقیقی با وعده‌های توخالی فرق دارد. امید، نوری است که از شناخت توانایی‌ها و امکان عمل جمعی برمی‌خیزد. رسانه نباید مخاطب را با خوش‌بینی سطحی تسکین دهد. کار اصلی آن، ساختن امیدی ریشه‌دار است؛ امیدی که بر شواهد، تجربه‌های واقعی و تلاش مشترک تکیه دارد. وقتی مردم ببینند که تغییر هرچند اندک ممکن است، انگیزه پیدا می‌کنند تا سهم خود را ادا کنند. این‌گونه امید، از جنس حرکت است، نه انتظار.

در نهایت و پایان سخن اینکه، رسانه تاب‌آوری را روایت می‌کند چون جامعه برای ماندن، به داستان برخاستن نیاز دارد. این روایت می‌گوید انسان ممکن است زخمی شود، اما محکوم به توقف نیست. می‌گوید بحران پایان معنا نیست، لحظه‌ای است که معنا باید دوباره ساخته شود. می‌گوید رشد، هدیه روزهای آسان نیست؛ اغلب دستاورد عبور از روزهای سخت است. وقتی نمی‌شکنیم و رشد می‌کنیم، در حقیقت شکل تازه‌ای از خود را کشف می‌کنیم؛ خودی پخته‌تر، همدل‌تر، هوشیارتر و آماده‌تر برای ساختن آینده. رسانه اگر این حقیقت را با دقت، صداقت و کرامت انسانی بازگو کند، از یک ناظر بیرونی به همراهی اثرگذار بدل می‌شود؛ همراهی که به جامعه کمک می‌کند از دل بحران عبور کند، قامت خود را دوباره راست کند و در میانه زخم‌ها، امکان شکوفایی را از نو باور کند.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

استاکر کیست؟ آشنایی کامل با مفهوم استاکر، انواع، نشانه‌ها و راه‌های مقابله
وقتی فقط قربانی به اتاق مشاوره می‌آید و مقصرِ ماجرا غایب است
چرا عذرخواهی برای بعضی آدم ها اینقدر سخت است؟
چرا مردم در شبکه‌های اجتماعی تظاهر به غمگین بودن می‌کنند؟
خشم دوران پیش‌یائسگی چیست؟+ راهکارهای مقابله
چرا زن‌ها زیاد غر می‌زنند؟!
چه کسی قصه‌های کودک را این‌قدر ترسناک نوشت؟!
راهنمای گام به گام توضیح مفهوم مرگ به کودک
شادنفرود (لذت از رنج دیگران)؛ وقتی انتقاد به توجیه حمله تبدیل می‌شود
از خودم بدم میاد! چرا از خودم متنفرم؟
سلامت روان؛ چرا شناخت وضعیت روانی اولین قدم برای داشتن زندگی بهتر است
یک باور غلط: روانشناسان عصبانی نمی‌شوند!
آنكه مدام از كمبودها و ناراستي هاي زندگي خويش سخن مي گويد دوست خوبي براي تو نخواهد بود .