پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵ - 8 Oct 2026
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۵ / ۲۳:۴۵
کد مطلب: 69712
۱

هوش هیجانی توانمندی‌محور چیست؟

عفت حیدری روانشناس اجتماعی و فرهنگ یار تاب آوری ایران
هوش هیجانی توانمندی‌محور چیست و مدل مایر، سالووی و کاروسو چگونه کار می‌کند؟

سال‌ها بسیاری از مردم تصور می‌کردند عقل و احساس در برابر یکدیگر قرار دارند و برای گرفتن یک تصمیم منطقی باید احساسات را به طور کامل کنار گذاشت. با این حال، پژوهش‌های علمی جدید نشان داده‌اند که احساسات نه تنها مانع تفکر درست نیستند، بلکه اطلاعاتی بسیار ارزشمند برای تصمیم‌گیری بهتر به ما می‌دهند. در سال ۱۹۹۰ میلادی، دو روان‌شناس به نام‌های جان مایر و پیتر سالووی برای اولین بار مفهوم علمی هوش هیجانی را مطرح کردند. آن‌ها بعدها با همکاری دیوید کاروسو مدلی شناختی و توانمندی‌محور ساختند که با آزمونی استاندارد به نام ام‌اس‌سی‌ای‌آی‌تی سنجیده می‌شود. بر اساس این رویکرد، هوش هیجانی مجموعه‌ای از مهارت‌های ذهنی است که به ما کمک می‌کند اطلاعات عاطفی را به درستی دریافت و تحلیل کنیم و از آن‌ها برای حل مسئله و هدایت رفتار بهره ببریم.

بر پایه ادعای بنیادین جان مایر، پیتر سالووی و دیوید کاروسو در مقاله سال ۲۰۰۴ خود در نشریه معتبر سایکولوجیکال اینکوئری، اطلاعات هیجانی از قواعد منطقی و سیستماتیک پیروی می‌کنند. این دانشمندان تأکید دارند که هوش هیجانی یک توانمندی شناختی واقعی است و نباید آن را با ویژگی‌های شخصیتی مانند خوش‌بینی یا انگیزه اشتباه گرفت. به همین دلیل، سنجش این هوش مانند آزمون‌های ریاضی و هوش عمومی با سناریوهای واقعی سنجیده می‌شود و پاسخ درست و غلط دارد. این مدل توانمندی‌محور از چهار پله به‌هم‌پیوسته تشکیل شده است که در ادامه هر یک را به زبان ساده مرور می‌کنیم.

 پله اول، ادراک و شناسایی هیجان‌ها

نخستین و پایه‌ای‌ترین مهارت در این مدل، توانایی دریافت دقیق نشانه‌های هیجانی است. تا زمانی که نتوانیم هیجان‌ها را به درستی ببینیم و بشنویم، نمی‌توانیم آن‌ها را مدیریت کنیم. ادراک هیجان یعنی فرد بتواند احساسات دیگران را از روی حالت چهره، لحن صدا و زبان بدن به درستی تشخیص دهد. همچنین این مهارت شامل خودآگاهی بدنی نیز می‌شود؛ یعنی فرد پیش از آنکه عصبانی یا مضطرب شود، نشانه‌های جسمی مانند تندتر شدن ضربان قلب یا گرفتگی عضلات را به موقع متوجه شود. علاوه بر این، در این بعد حتی توانایی دریافت حس نهفته در آثار هنری، رنگ‌ها و فضاهای پیرامون نیز ارزیابی می‌شود.

 پله دوم، استفاده از هیجان برای بهتر فکر کردن

پله دوم به ما یاد می‌دهد که چگونه از احساسات خود به نفع تفکر و تصمیم‌گیری استفاده کنیم. هیجان‌ها به مغز علامت می‌دهند که در هر لحظه روی چه چیزی تمرکز کند. برای نمونه، زمانی که انسان اندکی احساس نگرانی یا احتیاط می‌کند، توجه ذهن به سمت جزئیات دقیق، نقاط ضعف و خطاهای احتمالی کشیده می‌شود؛ این حالت روحی برای بازبینی اسناد مالی، قراردادها یا انجام کارهای حساس بسیار کارآمد است. در مقابل، وقتی احساس شادی، آرامش و امیدواری داریم، ذهن بازتر می‌شود و امکان ایده‌پردازی، خلاقیت و نوآوری به حداکثر می‌رسد. فردی که هوش هیجانی دارد یاد می‌گیرد که متناسب با نوع کاری که در دست دارد، از حالت روحی مناسب برای پیشبرد هدفش کمک بگیرد.

پله سوم، فهم و تحلیل ریشه هیجان‌ها

سومین مهارت، درک علت پیدایش احساسات و آگاهی از مسیر دگرگونی آن‌ها است. هیجان‌ها اتفاقی به وجود نمی‌آیند و هر کدام پیام و دلیلی دارند. فهم هیجان یعنی بدانیم چه عواملی باعث بروز یک احساس شده‌اند و آن احساس در طول زمان چه تغییراتی می‌کند. به عنوان مثال، اگر فردی در رسیدن به هدف خود مدام دچار مانع شود، این ناکامی می‌تواند به خشم تبدیل شود و اگر خشم بیان و حل نشود، به دلخوری، کینه و گوشه‌گیری می‌انجامد. این مهارت همچنین به ما کمک می‌کند هیجان‌های پیچیده و هم‌زمان را بشناسیم؛ مانند زمانی که کار جدیدی را آغاز می‌کنیم و به طور هم‌زمان ترکیبی از ذوق، ترس، امید و اضطراب را در درون خود تجربه می‌کنیم.

پله چهارم، مدیریت و هدایت هوشمندانه هیجان‌ها

در بالاترین سطح این هرم، مهارت مدیریت هیجان قرار دارد. مدیریت هیجان به هیچ وجه به معنای سرکوب کردن یا خفه کردن احساسات نیست؛ زیرا پنهان کردن احساسات به فرسودگی روانی و واکنش‌های غیرمنتظره منجر می‌شود. مدیریت هیجان یعنی پذیرفتن تمام احساسات خوشایند و ناخوشایند و انتخاب بهترین رفتار در برابر آن‌ها. فردی که این توانمندی را دارد، اجازه نمی‌دهد خشم یا استرس هدایت رفتارش را به دست بگیرد، بلکه با ایجاد یک مکث کوتاه، واکنشی سنجیده و محترمانه از خود نشان می‌دهد. افزون بر این، این فرد می‌تواند در روزهای سخت به دیگران نیز کمک کند تا آرامش خود را بازیابند و بهتر فکر کنند.
به بیان عفت حیدری فرهنگ یار تاب آوری ایران آشنایی با مدل مایر، سالووی و کاروسو و سنجش آن با آزمون استاندارد ام‌اس‌سی‌ای‌آی‌تی به ما یادآوری می‌کند که هوش هیجانی یک مهارت واقعی و آموختنی است. در محیط‌های کاری، مدیرانی که از این توانمندی بهره‌مند هستند، خستگی و فرسودگی شغلی کارکنان را خیلی زود از روی رفتار و لحن آن‌ها تشخیص می‌دهند و پیش از بروز بحران، راه‌حل‌های مناسب پیدا می‌کنند. در زندگی فردی نیز تسلط بر این چهار مرحله، توان تاب‌آوری انسان را در برابر مشکلات و چالش‌ها به طرز چشمگیری بالا می‌برد. فرد تاب‌آور هیجان‌های منفی را نشانه ضعف نمی‌داند، بلکه از پیام نهفته در آن‌ها برای اصلاح مسیر، تصمیم‌گیری بهتر و رشد پایدار خود و اطرافیانش بهره می‌برد.



Mayer, J. D., Salovey, P., & Caruso, D. R. (2004). Emotional Intelligence: Theory, Findings, and Implications. *Psychological Inquiry*, 15(3), 197–215.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

ساعت مناسب شروع مدرسه ابتدایی و مدت زمان آموزش کودکان چقدر است؟
اندازه گیری هوش
چرا بدن ناگهان شیرینی می‌خواهد؟
نظریه‌های رشد کودک: مروری علمی بر دیدگاه‌های روان‌شناسان بزرگ جهان
شب کاری چه تاثیری بر سلامت دارد؟
راهکارهای مهار «استعفای خاموش» در سازمان‌های دولتی
نقش هورمون‌ها در استفاده از شبکه‌های اجتماعی؛ دوپامین، کورتیزول و خواب
کمک موثر به بیماران اسکیزوفرنی مزمن با موسیقی و واقعیت مجازی
نکات روان‌شناختی و تربیتی برای دانش‌آموزان کلاس اولی در آغاز سال تحصیلی؛ راهنمایی برای معلمان و والدین
نقش طرحواره‌ها در بروز اختلالات روانی؛ طریقه شکل‌گیری طرحواره‌های ناسازگار!
الگوی عملیاتی مدیریت مداخلات تربیتی و ارتقای سلامت روان در مدارس
چرا اعضای خانواده از یکدیگر دور می‌شوند؟
چرا همیشه بدنبال این هستیم که بدانیم چرا گل خار دارد؟ بیایید گاهی بدنبال آن باشیم که بدانیم چرا خار گل دارد؟
[2,0]