مدرسه شادم آرزوست
به گزارش ایرنا، صبحهای مدرسه برای هر خانواده یک شکل دارد. یکی از والدین با عجله کودک را برای رفتن آماده میکند، دیگری باید چند بار صدایش بزند تا از تخت بلند شود و بعضی بچهها هم از همان شب قبل، کیف و لباسشان را برای صبح آماده میکنند؛ بعضی کودکان با شوق راهی مدرسه میشوند و بعضی دیگر ترجیح میدهند مدرسهشان آنلاین باشد. میان این دو تجربه، یک پرسش ساده شکل میگیرد اینکه مدرسه چقدر برای بچهها جایی دوستداشتنی و شاد است؟
برای نیکی هشتساله، دانشآموز کلاس سوم ابتدایی، مدرسه بیشتر به خاطر بچهها و حالا معلمش دوستداشتنی است. خودش میگوید امسال معلمش با بازی و شادی کلاس را گرم میکند و همین باعث شده کلاسش را دوست داشته باشد اما وقتی از صبحگاه و زنگ تفریح حرف میزند، نظرش تغییر میکند از اینکه صبحها باید در صف بایستند و سرود بخوانند خوشش نمیآید و میگوید این قسمت مدرسه برایش شاد نیست.
نیکی سال گذشته هم چندان مدرسه را دوست نداشته و حالا به نظر میرسد رفتار معلم جدید برایش تفاوتی ایجاد کرده است؛ تفاوتی که شاید نشان دهد تجربه یک کودک از مدرسه فقط به ساختمان و امکانات آن وابسته نیست و آدمهایی که هر روز با آنها روبهرو میشود، نقش مهمی در این تجربه دارند.
ترجیح میدهم همه مدرسهها آنلاین شوند!
آرمین هفتساله، دانشآموز کلاس دوم ابتدایی، اما نگاه متفاوتی دارد. او صریح میگوید دوست ندارد به مدرسه برود و حتی ترجیح میدهد همه مدرسهها آنلاین شوند. این حرفهای ساده کودکان، وقتی کنار تجربه والدین قرار میگیرد، تصویر متفاوتتری از مدرسه به دست میدهد.
مادر یک دانش آموز دبستانی میگوید: ما در دهه ۶۰ هم همین وضعیت را داشتیم. مدارس خیلی شاد نبودند. او میگوید این روزها در فضای مجازی تصاویری از بعضی مدارس میبیند که آغاز سال تحصیلی را با برنامههای شاد و متفاوت برگزار کردهاند اما تجربه فرزند خودش در مدرسه با چنین تصاویری فاصله دارد.
به گفته او، دیدن این تصاویر این سؤال را ایجاد میکند که چرا چنین برنامههایی نباید برای دانشآموزان بیشتری اتفاق بیفتد و چرا تجربه کودکان از مدرسه تا این اندازه میتواند با یکدیگر متفاوت باشد.
وقتی محرومیت از مدرسه، دیگر تنبیه نیست
مادر دیگری، اما تجربه متفاوتی از مدرسه فرزندانش دارد. وی میگوید: بچههایش از محیط مدرسه راضی هستند و با علاقه به مدرسه میروند، اما معتقد است درس خواندن نباید تنها تجربهای باشد که دانشآموز از مدرسه با خود به خانه میآورد. وی میگوید: بچهها باید در کنار درس، شادی هم داشته باشند. وی به نکتهای اشاره میکند که شاید معیار جالبی برای سنجش رابطه کودک با مدرسه باشد اینکه مدرسه باید آنقدر شاد و دوستداشتنی باشد که بتوانی برای تنبیه به فرزندت بگویی «فردا نمیگذارم مدرسه بروی». از نگاه این مادر، وقتی مدرسه برای کودک تبدیل به محیطی دوستداشتنی شود، حتی تهدیدی مثل مدرسه نرفتن دیگر معنای تنبیه نخواهد داشت.
شادی در مدرسه؛ از تفاوت نگاه مدیران تا نابرابری در تجربه دانشآموزی
رضا فرجتبار، کارشناس آموزشوپرورش و فعال رسانه، در تحلیل این دغدغهها به موضوع شادی در مدارس؛ از تفاوت نگاه مدیران تا نابرابری در تجربه دانشآموزی» میپردازد. به گفته وی مدرسه همواره یکی از کانونهای اصلی تحولات فرهنگی و اجتماعی جامعه بوده است؛ نهادی که علاوه بر انتقال دانش، در شکلگیری شخصیت، هویت، نگرشها و مهارتهای اجتماعی نسل آینده نقشی تعیینکننده دارد از همین رو، کیفیت تجربه دانشآموزان در مدرسه، از جمله میزان شادی، نشاط و احساس تعلق آنان، موضوعی فراتر از یک مسئله تربیتی و در زمره دغدغههای مهم نظام آموزشی است با این حال، تجربه روزمره بسیاری از دانشآموزان از مدرسه، همچنان با ملال، یکنواختی و فشارهای آموزشی همراه است.
وی ادامه میدهد: در چنین شرایطی، سیاستگذاری برای افزایش شادی و نشاط در مدارس به ضرورتی جدی تبدیل میشود؛ ضرورتی که در اسناد و اهداف نظام آموزشوپرورش نیز مورد توجه قرار گرفته است اما پرسش اساسی این است که شادی در مدرسه چگونه تعریف میشود و چرا برداشت مدیران از آن میتواند تجربههای متفاوتی برای دانشآموزان رقم بزند؟ نمایش لحظههایی از نشاط و سرزندگی در برخی از شبکه های اجتماعی بویژه در ایام بازگشایی مدارس پرسشهایی درباره حدود اختیار مدیران، شیوه مدیریت فضای مدرسه و تفاوت برداشتها از شادی، تفاوت نوع مدارس ایجاد میکنند. در برخی مدارس، شادی بیشتر در قالب جشنها، موسیقی، برنامههای گروهی و مناسبتهای خاص معنا پیدا میکند؛ در حالی که در برخی دیگر، مدیران ممکن است بر نظم رسمی، رعایت چارچوبهای انضباطی و محدودکردن فعالیتهای خارج از برنامه آموزشی، نگاه خاص مدیران تأکید بیشتری داشته باشند.
فرج تبار میگوید: البته نمیتوان صرفاً با تکیه بر چند تصویر یا ویدئو، درباره همه مدارس دولتی و غیردولتی یا رویکرد کلی مدیران قضاوت کرد. با این حال، همین تفاوتها میتواند زمینهای برای بررسی عمیقتر سیاستهای مدرسه در قبال شادی و نشاط دانشآموزان باشد.
برای نیکی هشتساله، دانشآموز کلاس سوم ابتدایی، مدرسه بیشتر به خاطر بچهها و حالا معلمش دوستداشتنی است. خودش میگوید امسال معلمش با بازی و شادی کلاس را گرم میکند و همین باعث شده کلاسش را دوست داشته باشد اما وقتی از صبحگاه و زنگ تفریح حرف میزند، نظرش تغییر میکند از اینکه صبحها باید در صف بایستند و سرود بخوانند خوشش نمیآید و میگوید این قسمت مدرسه برایش شاد نیست.
نیکی سال گذشته هم چندان مدرسه را دوست نداشته و حالا به نظر میرسد رفتار معلم جدید برایش تفاوتی ایجاد کرده است؛ تفاوتی که شاید نشان دهد تجربه یک کودک از مدرسه فقط به ساختمان و امکانات آن وابسته نیست و آدمهایی که هر روز با آنها روبهرو میشود، نقش مهمی در این تجربه دارند.
ترجیح میدهم همه مدرسهها آنلاین شوند!
آرمین هفتساله، دانشآموز کلاس دوم ابتدایی، اما نگاه متفاوتی دارد. او صریح میگوید دوست ندارد به مدرسه برود و حتی ترجیح میدهد همه مدرسهها آنلاین شوند. این حرفهای ساده کودکان، وقتی کنار تجربه والدین قرار میگیرد، تصویر متفاوتتری از مدرسه به دست میدهد.
مادر یک دانش آموز دبستانی میگوید: ما در دهه ۶۰ هم همین وضعیت را داشتیم. مدارس خیلی شاد نبودند. او میگوید این روزها در فضای مجازی تصاویری از بعضی مدارس میبیند که آغاز سال تحصیلی را با برنامههای شاد و متفاوت برگزار کردهاند اما تجربه فرزند خودش در مدرسه با چنین تصاویری فاصله دارد.
به گفته او، دیدن این تصاویر این سؤال را ایجاد میکند که چرا چنین برنامههایی نباید برای دانشآموزان بیشتری اتفاق بیفتد و چرا تجربه کودکان از مدرسه تا این اندازه میتواند با یکدیگر متفاوت باشد.
وقتی محرومیت از مدرسه، دیگر تنبیه نیست
مادر دیگری، اما تجربه متفاوتی از مدرسه فرزندانش دارد. وی میگوید: بچههایش از محیط مدرسه راضی هستند و با علاقه به مدرسه میروند، اما معتقد است درس خواندن نباید تنها تجربهای باشد که دانشآموز از مدرسه با خود به خانه میآورد. وی میگوید: بچهها باید در کنار درس، شادی هم داشته باشند. وی به نکتهای اشاره میکند که شاید معیار جالبی برای سنجش رابطه کودک با مدرسه باشد اینکه مدرسه باید آنقدر شاد و دوستداشتنی باشد که بتوانی برای تنبیه به فرزندت بگویی «فردا نمیگذارم مدرسه بروی». از نگاه این مادر، وقتی مدرسه برای کودک تبدیل به محیطی دوستداشتنی شود، حتی تهدیدی مثل مدرسه نرفتن دیگر معنای تنبیه نخواهد داشت.
شادی در مدرسه؛ از تفاوت نگاه مدیران تا نابرابری در تجربه دانشآموزی
رضا فرجتبار، کارشناس آموزشوپرورش و فعال رسانه، در تحلیل این دغدغهها به موضوع شادی در مدارس؛ از تفاوت نگاه مدیران تا نابرابری در تجربه دانشآموزی» میپردازد. به گفته وی مدرسه همواره یکی از کانونهای اصلی تحولات فرهنگی و اجتماعی جامعه بوده است؛ نهادی که علاوه بر انتقال دانش، در شکلگیری شخصیت، هویت، نگرشها و مهارتهای اجتماعی نسل آینده نقشی تعیینکننده دارد از همین رو، کیفیت تجربه دانشآموزان در مدرسه، از جمله میزان شادی، نشاط و احساس تعلق آنان، موضوعی فراتر از یک مسئله تربیتی و در زمره دغدغههای مهم نظام آموزشی است با این حال، تجربه روزمره بسیاری از دانشآموزان از مدرسه، همچنان با ملال، یکنواختی و فشارهای آموزشی همراه است.
وی ادامه میدهد: در چنین شرایطی، سیاستگذاری برای افزایش شادی و نشاط در مدارس به ضرورتی جدی تبدیل میشود؛ ضرورتی که در اسناد و اهداف نظام آموزشوپرورش نیز مورد توجه قرار گرفته است اما پرسش اساسی این است که شادی در مدرسه چگونه تعریف میشود و چرا برداشت مدیران از آن میتواند تجربههای متفاوتی برای دانشآموزان رقم بزند؟ نمایش لحظههایی از نشاط و سرزندگی در برخی از شبکه های اجتماعی بویژه در ایام بازگشایی مدارس پرسشهایی درباره حدود اختیار مدیران، شیوه مدیریت فضای مدرسه و تفاوت برداشتها از شادی، تفاوت نوع مدارس ایجاد میکنند. در برخی مدارس، شادی بیشتر در قالب جشنها، موسیقی، برنامههای گروهی و مناسبتهای خاص معنا پیدا میکند؛ در حالی که در برخی دیگر، مدیران ممکن است بر نظم رسمی، رعایت چارچوبهای انضباطی و محدودکردن فعالیتهای خارج از برنامه آموزشی، نگاه خاص مدیران تأکید بیشتری داشته باشند.
فرج تبار میگوید: البته نمیتوان صرفاً با تکیه بر چند تصویر یا ویدئو، درباره همه مدارس دولتی و غیردولتی یا رویکرد کلی مدیران قضاوت کرد. با این حال، همین تفاوتها میتواند زمینهای برای بررسی عمیقتر سیاستهای مدرسه در قبال شادی و نشاط دانشآموزان باشد.

شادی نباید صرفاً به برگزاری جشن تقلیل یابد
این کارشناس آموزشی تاکید میکند: نکته مهم آن است که شادی در مدرسه نباید صرفاً به برگزاری جشن و برنامههای سرگرمکننده تقلیل یابد. مدرسه شاد، پیش از هر چیز، محیطی است که دانشآموز در آن احساس امنیت، احترام، پذیرش و تعلق خاطر میکند؛ محیطی که در آن فرصت یادگیری، تجربهکردن، خلاقیت و مشارکت دارد و میتواند بدون ترس از تحقیر یا برخوردهای غیرضروری، بخشی از شخصیت واقعی خود را بروز دهد.
در همین مسیر، یکی از پرسشهای مهم در این زمینه، تفاوت تجربه شادی در مدارس دولتی و غیردولتی است. آیا دانشآموزان باید صرفاً به دلیل تفاوت امکانات، منابع مالی، نگرش مدیریتی مدارس یا در منطقه جغرافیایی که هستند تجربههای متفاوتی از نشاط و زندگی اجتماعی در مدرسه داشته باشند؟ ممکن است دانشآموزی در مدرسه خود فرصت بیشتری برای فعالیتهای هنری، ورزشی، گروهی و خلاقانه داشته باشد در حالی که دانشآموز دیگری بخش عمده دوران تحصیل را در فضایی رسمی، محدود و مبتنی بر تکرار تجربه کند. این تفاوتها لزوماً تابع دولتی یا غیردولتی بودن مدرسه نیست بلکه میتواند از نگرش مدیر، شیوه تدریس معلمان، امکانات، مقررات اجرایی و فرهنگ حاکم بر مدرسه تأثیر بپذیرد.
فرجتبار میافزاید: با این حال، پیامد این تفاوتها فقط به دوران تحصیل محدود نمیشود. خاطرات مدرسه در شکلگیری نگرش افراد به یادگیری، روابط اجتماعی، مسئولیتپذیری و حتی علاقه آنان به محیطهای آموزشی و فرهنگی نقش دارند. باید پرسید دانشآموزانِ امروز، سالها بعد، مدرسه را با چه تصویری به یاد خواهند آورد؟ با خاطرات دوستی، تجربه، خلاقیت و احساس تعلق یا با اضطراب، محدودیت و روزمرگی؟ البته نمیتوان آینده افراد را صرفاً بر اساس میزان شادی دوران مدرسه پیشبینی کرد اما کیفیت تجربه دانشآموزی یکی از موضوعاتی است که ارزش بررسی جدی و مستمر دارد. ارزش شادی و نشاط از نیازهای مهم روانی است و میتواند بر انگیزه، کیفیت تعاملات اجتماعی و مشارکت در فرایند یادگیری اثر بگذارد.
این کارشناس مسائل آموزش و پرورش میگوید: دانشآموزی که در محیط مدرسه احساس احترام و امنیت میکند، فرصت بیشتری برای برقراری ارتباط مؤثر با معلمان و همسالان، مشارکت در فعالیتهای جمعی و تمرین مهارتهای اجتماعی دارد. از این منظر، مدرسه صرفاً محل انتقال محفوظات علمی نیست؛ بلکه محیطی برای یادگیری زندگی است. مهارتهایی مانند گفتوگو، همکاری، حل مسئله، مدیریت هیجان، پذیرش تفاوتها و مسئولیتپذیری، در تعاملات روزمره و تجربههای عملی شکل میگیرند. بنابراین، اگر هدف نظام آموزشی تربیت نسلی خلاق، مسئولیتپذیر و برخوردار از توانایی زندگی اجتماعی است، توجه به شادی و نشاط دانشآموزان نباید موضوعی حاشیهای یا وابسته به سلیقه شخصی مدیران تلقی شود. این موضوع باید در کنار کیفیت آموزش، عدالت آموزشی و رشد همهجانبه دانشآموزان مورد توجه قرار گیرد.
مدیران باید میان نظم و نشاط تعادل برقرار کنند
به گفته این فعال رسانه در این راستا مدیران مدارس در شکلگیری فضای روانی و اجتماعی مدرسه نقش مهمی دارند. آنان باید ضمن آگاهی از مقررات و مسئولیتهای خود، شناخت مناسبی از شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه، نیازهای نسل جدید و تغییرات سبک زندگی داشته باشند. جامعه امروز از نظر شیوه ارتباط، دسترسی به اطلاعات، ابزارهای ارتباطی و تجربههای فرهنگی، با گذشته تفاوتهای چشمگیری دارد. نادیدهگرفتن این تغییرات میتواند فاصله میان تجربه زیسته دانشآموزان و فضای رسمی مدرسه را افزایش دهد. البته شناخت اقتضائات زمانه به معنای کنارگذاشتن ضوابط آموزشی یا نادیدهگرفتن مسئولیت تربیتی مدرسه نیست. مسئله اصلی، یافتن تعادلی منطقی میان نظم و نشاط، مسئولیتپذیری و آزادی عمل، و رعایت چارچوبها و احترام به تفاوتهای فردی و فرهنگی دانشآموزان است. مدرسه باید به دانشآموز بیاموزد که میتوان در عین پایبندی به قواعد جمعی، شاد بود، خلاقیت داشت، دیدگاه متفاوتی بیان کرد و در فعالیتهای اجتماعی مشارکت کرد اگر فاصله میان رفتار رسمی مورد انتظار در مدرسه و تجربه واقعی زندگی دانشآموز بیش از اندازه باشد، این خطر وجود دارد که او بهجای یادگیری صداقت و مسئولیتپذیری، به پنهانکردن احساسات و نمایش رفتار مورد انتظار دیگران عادت کند. این موضوع یک نگرانی تربیتی است که باید با مشاهده و پژوهش میدانی بررسی شود، نه اینکه آن را پیامد قطعی هر نوع محدودیت بدانیم.
فرج تبار میگوید: برای تحقق مدرسهای بانشاط، لازم است شادی و نشاط از سطح توصیههای کلی و برنامههای مناسبتی فراتر برود و به یکی از مؤلفههای اصلی سیاستگذاری و مدیریت آموزشی تبدیل شود. این رویکرد مستلزم آن است که در ارزیابی عملکرد مدارس، در کنار پیشرفت تحصیلی، به کیفیت روابط انسانی، احساس امنیت و تعلق دانشآموزان و فرصت مشارکت آنان در فعالیتهای خلاقانه نیز توجه شود. در این مسیر، توانمندسازی مدیران و معلمان برای شناخت نیازهای نسل جدید، برقراری ارتباط مؤثر با دانشآموزان و استفاده از روشهای یادگیری فعال و مشارکتی اهمیت ویژهای دارد. مدیر مدرسه باید بتواند میان حفظ نظم و انضباط و ایجاد فضایی پویا و بانشاط تعادل برقرار کند و بهجای محدودکردن شادی به مراسم و مناسبتها، آن را در زندگی روزمره مدرسه جاری سازد.
این کارشناس آموزش و پرورش ادامه میدهد: از سوی دیگر، برنامههای آموزشی و تربیتی باید با اقتضائات فرهنگی و اجتماعی دانشآموزان و خانوادهها تناسب داشته باشد. فعالیتهای هنری، ورزشی، علمی، محیطزیستی و اجتماعی، متناسب با امکانات هر مدرسه، میتوانند فرصتهایی برای بروز استعدادها، تقویت روابط دوستانه و پرورش مهارتهای زندگی فراهم کنند. در این میان، مشارکتدادن دانشآموزان در طراحی برنامهها و شنیدن دیدگاههای آنان ضروری است؛ زیرا نمیتوان درباره شادی دانشآموزان تصمیم گرفت، بیآنکه تجربه و خواستههای خود آنان را شناخت. همچنین، شادی و نشاط نباید به امتیازی وابسته به توان مالی خانوادهها تبدیل شود. سیاستگذاران آموزشوپرورش باید برای برخورداری همه دانشآموزان از فرصتهای مناسب نشاط، خلاقیت و تعامل اجتماعی تلاش کنند و در این زمینه، تفاوت امکانات مدارس و مناطق مختلف را در نظر بگیرند.
وی میگوید: در نهایت، اثربخشی این سیاستها باید با بررسی تجربه واقعی دانشآموزان سنجیده شود؛ اینکه تا چه اندازه در مدرسه احساس امنیت و تعلق دارند، از روابط خود با معلمان و همسالان رضایتمندند و فرصت مشارکت، تجربه و خلاقیت پیدا میکنند. معیار موفقیت سیاستگذاری در این حوزه، نه تعداد جشنها و برنامههای برگزارشده، بلکه کیفیت تجربه دانشآموزان از زندگی روزمره در مدرسه است.
مدرسه را برای درس اداره میکنیم یا زندگیکردن؟
فرجتبار در پایان جمعبندی میکند: در پایان میتوان گفت مدرسه شاد لزوماً مدرسهای نیست که جشنهای بیشتری برگزار میکند یا در شبکههای اجتماعی تصاویر جذابتری از آن منتشر میشود. مدرسه شاد، مدرسهای است که در آن یادگیری با احساس امنیت و احترام همراه باشد، دانشآموز فرصت تجربه و خلاقیت پیدا کند و روابط انسانی بر پایه اعتماد، گفتوگو و پذیرش شکل بگیرد. تفاوت نگاه مدیران به شادی، تفاوت در امکانات و شیوه اداره مدارس، همگی موضوعاتی هستند که باید با نگاهی منصفانه و مبتنی بر شواهد بررسی شوند. هدف نیز نباید یکسانسازی همه مدارس یا تحمیل یک الگوی واحد از شادی باشد؛ بلکه باید اطمینان حاصل کرد که هر مدرسه، متناسب با شرایط خود، محیطی امن، پویا و حمایتگر برای رشد دانشآموزان فراهم میکند.
در نهایت، پرسش اساسی پیش روی سیاستگذاران آموزشوپرورش این است: آیا مدرسه را صرفاً برای آموزش درسها اداره میکنیم یا آن را برای زندگیکردن، یادگرفتن، مهارتآفرینی و ساختن خاطراتی معنادار نیز میخواهیم؟ خاطراتی که ما را ترغیب نمایند تا این زنجیره شروعی به انسان کارآمدتر برای جامعه عدالتمحور در همه زمینهها بکشاند. پاسخ به این پرسش میتواند مسیر بازنگری در فرهنگ مدرسه، شیوه مدیریت و سیاستهای تربیتی را روشنتر کند؛ زیرا آنچه امروز در مدرسه تجربه میشود، بخشی از خاطرات فردا و یکی از زمینههای شکلگیری رابطه نسل آینده با یادگیری، جامعه و زندگی خواهد بود.
مدرسه آنلاین یا کلاسی پر از زندگی؟
شاید مدرسه شاد جایی نباشد که هر روز جشن برگزار میکند؛ شاید مدرسه شاد همان کلاسی باشد که در آن معلم، مثل معلم نیکی، درس را با بازی و گفتوگو همراه میکند؛ همان مدرسهای که کودک در آن میتواند دوست پیدا کند، سؤال بپرسد، بخندد، بازی کند و در عین حال درسش را هم یاد بگیرد. در نهایت، شاید یکی از سادهترین معیارها برای سنجش این موضوع، همان واکنش صبحگاهی بچهها باشد که کودک با شنیدن جمله «امروز باید برویم مدرسه» خوشحال میشود یا دلش میخواهد مدرسه آنلاین باشد؟
























