سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ - 16 Aug 2022
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۶ / ۱۶:۲۸
کد مطلب: 41714
۲
يادداشت ميگنا

سلامت روانِ کودکان، قربانی افراط و تفریط والدین

سلامت روانِ کودکان، قربانی افراط و تفریط والدین
در اتوبوس نشسته بودم. دخترک می‌خواست برود روی صندلی بنشیند. همان لحظه پیشانی‌اش محکم با میله اتوبوس برخورد کرد. دخترک از درد گریه کرد. مادر نگاهی به پیشانی دختر انداخت و این جملات را پشت سر هم گفت: «چیزی نشده. چرا حواستو جمع نمی‌کنی؟ آخرِ این هفته قراره بریم عروسی. مواظب باش سر و صورتت واسه عروسی زخم و کبود نشه، زشته مردم می‌بینن». و اما دو نکته مهم.
اول اینکه اگر والدین کودک، مدام به سرزنش کردن کودکشان متوسل شوند به‌تدریج، این شیوه واکنش برایشان تبدیل به یک عادت رفتاری خواهد شد. راستی، کودکان چطور می‌توانند شلیک سرزنش‌های والدین را تاب بیاورند؟
کافی ست بزرگسالان با همدیگر، سرزنش‌آمیز صحبت کنند. همان‌جاست که نقطه جوششان بالا می‌رود و می‌گویند بس است سرزنش، کافی ست این همه چرا و باید و ... اما کودکان رفتارشان متفاوت است.

نکته دوم اینکه چقدر تأیید دیگران مهم است؟ نظر دیگران در یک مهمانی، آن‌قدر مهم است که نشود از کنارش رد شد؟ آن‌قدر مهم که درد کودک و اشک‌های او نادیده گرفته شود و مهم‌ترین سخن مادر، این باشد که مواظب خودت باش چون قرار است دیگران، تو را در مراسم عروسی ببینند؟

هر افراط و تفریطی، انسان‌ها را از تعادل، دور می‌کند و این عدم تعادل، یعنی کمرنگ شدن سلامت روان و زمینه برای خودنمایی اختلالات روانشناختی. درست مثل افرادی که نظر دیگران، برایشان ذره‌ای اهمیت ندارد. حتي اگر از روی هنجارهای اجتماعی رد شوند، نظر دیگران برایشان با صدایی که در بازار مسگرها می‌شنوند، یکی ست. آنها هرگز نمی‌شنوند.

شوربختانه این افراد، با افتخار می‌گویند دنیا دو روزه! و ما برای دل خودمان زندگی می‌کنیم. حاصل دو روز زندگی آنها براي ديگران می‌شود سال‌های طولانی و عذاب‌آور. گاهی هم برعکس؛ آن‌قدر تأیید اجتماعی برای فرد مهم می‌شود که بنای زندگی‌اش را بر اساس آن شکل می‌دهد. اینجاست که یاد این مثل معروف می‌افتیم که «خشت اول چون نهد معمار، کج/ تا ثریا می‌رود دیوار، کج».

ترس از طرد‌شدن و وابستگی افراطی به تأیید دیگران می‌تواند هیجانات، تفکرات و رفتارهای فرد را تحت تأثیر قرار دهد. تصور کنید کسی را که استعدادهای فراوانی دارد اما هیچ اقدامی انجام نمی‌دهد چون نگران است تا دیگران تأییدش نکند. حالا اوست که می‌ماند و روزهایی که هرگز زندگی‌شان نکرده.

افراط و تفریط، زنگ هشداری ست برای سلامت روان. ما همیشه یا از این سر بام می‌افتیم و یا از آن‌طرف. حالا که خودمان، قدم‌هایمان را متناسب برنمی‌داریم، شاید لازم باشد سفارش دهیم بام‌ها را مناسب گام‌های ما بسازند.
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

پیش از خواب این ۳ پرسش را از فرزندان بپرسید
۸ عامل طلاق زوج‌های مرفه/ از نبود فرزند مشترک تا تب مهاجرت
چرا باید روانشناسی بخوانیم؟/ اشتغال ۹۵ درصدی فارغ‌التحصیلان دکتری
نامه روسای شش انجمن علمی حوزه سلامت روان به رئیس مجلس
سلامت روانِ پزشکان جدید در خطر است
هشدار دانشمندان: مغز انسان برای بیداری در نیمه شب ساخته نشده است
۷ درسی که آدم‌ها یک عمر طول می‌کشد تا بیاموزند!
شما صاحب کدام شخصیت آب‌وهوایی هستید؛ بیزار از باران یا عاشق تابستان؟
آینده ای روشن با انتخابی آگاهانه
اختلال پدوفیلیا چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟
زنان اثرگذار در تاریخ روانشناسی
جدایی یک رویداد نیست یک فرایند است
خدايا،ميشه چند لحظه وقتتو بگيرم! اين دفعه چيزي ازت نمي خوام! فقط مي خوام  خيلي ساده بگم: ممنون براي همه چيز...