تاسوعا مدرسه تابآوری است
تاسوعا، مدرسهای برای آموختنِ هنرِ تابآوری است. این مدرسه به ما نمیآموزد که چگونه از سختیها فرار کنیم؛ بلکه به ما میآموزد که چگونه در قلبِ سختیها، انسانیتِ خود را حفظ کنیم و بزرگ بمانیم. تابآوریِ عباس (ع)، یک ویژگیِ ذاتی نبود، بلکه نتیجهی «پرورشِ جان» در سایهیِ ایمان، وفاداری و آرمانگرایی بود.
تاسوعا فراتر از یک نام در تقویم یا برگهای از تاریخ کربلا است. این واقعه، مدرسه و مکتبی تمامعیار محسوب میشود. در این کلاس، درسهایی تدریس میشود که در کتب فلسفی یا روانشناسی مدرن، با چنین عمق و تأثیرگذاریِ عملی، یافت نمیشود.
به بیان عفت حیدری رواننشاس اجتماعی و فرهنگ یار تاب آوری ایران وقتی از وفاداری و استقامت ویا تاب آوری سخن به میان میآید، اغلب به دنبال تعاریف انتزاعی هستیم. تاسوعا این مفاهیم را از عالم ذهن به عرصه عمل میآورد و در شخصیت حضرت عباس (ع) متجلی میسازد. در ادامه، این مدرسه بزرگ اخلاق و ایستادگی را در ساحتهای مختلف واکاوی میکنیم.
عبور از تاسوعا برای رسیدن به «عاشورا»
تاسوعا مقدمه است. بدونِ استقامتِ عباس، عاشورا در تنهایی و بییاوری مطلق رخ میداد. درسِ مهمِ این مدرسه این است که قبل از رسیدن به قله، باید در دامنهها استوار ماند. تاسوعا به ما میآموزد که زندگی مجموعهای از صحنههایی است که هر کدام نیازمندِ یک تصمیمِ بزرگ است. اگر امروز ما خود را در موقعیتی میبینیم که فشارها بیش از حد است، اگر احساس میکنیم وفاداریهایمان در حال رنگ باختن است، یا استقامت مان در حالِ شکستن است، مدرسه تاسوعا همیشه باز است.
این مدرسه نیازی به ساختمان و کلاس ندارد؛ این مدرسه در قلب ماست. کافی است به یاد آوریم که آدمی به اندازه دردهایی که تحمل میکند ، بزرگ میشود.
تاسوعا دعوتی است برای بزرگ شدن؛ دعوتی برای اینکه از سطحِ روزمرگیها فراتر برویم و به افقِ ارزشهای انسانی نگاه کنیم. در این مدرسه، نمره کامل به کسی تعلق میگیرد که در سختترین شرایط، انسانیتِ خود را حفظ کند، وفای به عهد را فراموش نکند و تا آخرین نفس بر سرِ اصولش بماند.
آری، تاسوعا مدرسهای است که فارغالتحصیلانش با منش و شخصیتِ پولادین شناخته میشوند. این مدرسه هیچگاه تعطیل نمیشود، زیرا روزهای دشوار، همواره در کمیناند و نیاز به تابآوری، وفاداری و استقامت، نیازِ همیشگیِ بشریت است. این درسها، چراغهای راهی هستند که در تاریکترین شبهای تاریخ نیز، مسیرِ حقیقت را برای انسانِ جستجوگر روشن نگه میدارند.
تاسوعا را میتوان تجلیگاه مفهومِ «تابآوری» در عالیترین سطح انسانی دانست. تابآوری، در ادبیات علمی امروز، به معنای توانمندیِ بازگشت به تعادل پس از تجربههای دشوار و حفظ عملکرد در شرایط بحرانی است. با این حال، در مکتب تاسوعا، این مفهوم فراتر از یک بازگشتِ ساده، به «استحکام ساختاری شخصیت» در میانه طوفانهای سهمگین ارتقا مییابد. عباس بن علی (ع) در این روز، الگویی تمامعیار از یک انسان تابآور را ترسیم میکند که در برابر سنگینترین فشارهای روانی و محیطی، دچار فروپاشی نمیشود و مسیر خود را با صلابت ادامه میدهد.
در ادامه، واکاوی میکنیم که چگونه این مدرسه اخلاقی، تابآوری را به مهارتی کاربردی برای عبور از سختترین روزهای زندگی تبدیل میکند.
۱. معماریِ درونی تابآوری: انتخاب در میانه فشار
تابآوری در دنیای مدرن، اغلب به مدیریتِ فشارهای روانی برای رسیدن به آرامشِ دوباره اطلاق میشود. در مدرسه تاسوعا، تابآوری، مدیریتِ بحران برای حفظِ آرمانها است. زمانی که سپاه دشمن با پیشنهادِ «اماننامه» به سراغ حضرت عباس (ع) آمد، این یک آزمونِ روانشناختیِ تمامعیار بود. پیشنهادِ اماننامه، راهی میانبر برای رهایی از مرگ، کسبِ امنیت، و بهرهمندی از امتیازاتِ دنیوی بود. انسانهای معمولی در چنین شرایطی، به دنبال حفظِ جان و منافعِ شخصی هستند.
عباس (ع) اما با ردِ این پیشنهاد، نشان داد که تابآوریِ حقیقی، در «انتخابِ آگاهانه رنج برای رسیدن به حقیقت» ریشه دارد. تابآوری در این ساحت، به معنای آن است که فرد در سختترین تنگناها، هویتِ اخلاقی خود را فدای آسودگیِ ظاهری نکند. ما در زندگی روزمره، بارها با پیشنهادهایِ وسوسهانگیزی روبرو میشویم که برای رسیدن به اهدافمان، ما را به سازش، دروغ یا بیتفاوتی دعوت میکنند. درسِ تاسوعا برای ما این است: تابآوری، پایداری بر سرِ ارزشها در لحظههایی است که هزینهی اخلاقیِ گزینهها بسیار بالاست.
۲. وفاداری به عهد؛ اصل و اساس تابآوری
وفاداری یکی از درسهای حضرت عباس (ع) در تاسوعا است. بسیاری از افراد به دلیلِ نبودِ یک «تکیهگاهِ معنایی»، در برابر فشارها درهم میشکنند. حضرت عباس (ع) به امام حسین (ع) به عنوان یک آرمانِ والا و یک پیشوایِ الهی وفادار بود. این پیوند، به او قدرتی بخشید تا در برابرِ تنهایی، محاصره و تهدید، همچنان استوار بماند.
در زندگیِ پرچالشِ امروزی، ما به تکیهگاهی نیاز داریم تا از فروپاشیِ روانی در امان بمانیم. وفاداری به خانواده، به آرمانهایِ زندگی، به اخلاقِ حرفهای و به مسیرِ حق، همان لنگری است که کشتیِ وجودِ ما را در تلاطمهای شدیدِ زندگی ثابت نگاه میدارد. اگر ما در میانِ بحرانها، به تعهداتِ انسانی و اخلاقیِ خود پایبند بمانیم، تابآوریِ ما به طرز چشمگیری افزایش مییابد. در حقیقت، هر چقدر دایرهی وفاداریِ انسان به حقایقِ بزرگتر از خود گسترش یابد، ظرفیتِ او برای تحملِ سختیها نیز وسیعتر میشود.
۳. استقامت؛ نمودِ بیرونیِ تابآوری
استقامت، ترجمه بیرونیِ تابآوری است. در تاسوعا، عباس (ع) نمادی از حرکتِ رو به جلو در اوجِ ناامیدیهای ظاهری است. او میدانست که در نهایتِ این مسیر، شهادت نهفته است، اما با این وجود، لحظهای از تلاش برای کاهشِ رنجِ اهلبیتِ حسین (ع) فروگذار نکرد. استقامتِ او به معنایِ نادیده گرفتنِ سختیها نیست؛ بلکه به معنایِ مدیریتِ آگاهانهی سختیها در مسیرِ هدف است.
تابآوری در این مدرسه، به معنایِ داشتنِ دیدگاهی جامع به زندگی است. ما گاهی در مسیرِ شغلی یا شخصی، دچارِ بنبستهایِ ظاهری میشویم و تصور میکنیم همه چیز به پایان رسیده است. اما مدرسهی تاسوعا به ما یادآوری میکند که «پایانِ مسیر»، لزوماً «پایانِ آرمان» نیست. استقامت، یعنی تداومِ عملِ درست، حتی زمانی که نتایجِ ملموس و سریعِ آن را نمیبینیم. تابآوریِ واقعی، همین مداومتِ بر کارِ خیر و حفظِ آرامشِ درونی در میانِ طوفانِ حوادث است.
۴. همدلی؛ منبعِ انرژیِ تابآوری
یکی از درسهای مغفول در تاسوعا، ارتباطِ تنگاتنگِ تابآوری با «همدلی» است. حضرت عباس (ع) زمانی که به فرات میرسد، تشنه است، اما یادِ تشنگیِ کودکان، او را از نوشیدن بازمیدارد. او با دیگران احساسِ یگانگی میکند. همین احساسِ همدلی، دردی را که او تحمل میکند، به «انگیزه» تبدیل میکند.
روانشناسانِ مدرن نیز بر این نکته تأکید دارند که همدلی و خدمت به دیگران، یکی از قدرتمندترین ابزارهایِ تابآوری است. وقتی انسان از لاکِ خودخواهی خارج میشود و برایِ کاهشِ رنجِ دیگران گام برمیدارد، ظرفیتِ روانیِ او برای تحملِ رنجِ شخصی افزایش مییابد. ما در روزهای دشوار، اگر به جایِ تمرکزِ انحصاری بر دردِ خود، به دنبالِ مرهمی برایِ زخمِ دیگران باشیم، قدرتِ بیشتری برای ایستادگی پیدا خواهیم کرد. ایثارِ عباس (ع) در کنارِ شریعه، درسی است که نشان میدهد همدلی با مظلومان، زرهِ روانیِ ما را در برابرِ آسیبهایِ زندگی مستحکم میکند.
۵. کاربردِ مدرسه تاسوعا در مدیریتِ بحرانهای مدرن
آموزههایِ تاسوعا، برایِ دنیایِ امروز که با اضطرابها و فشارهایِ بیسابقهای روبرو است، کارکردِ عملی دارد:
* در مواجهه با تغییراتِ ناگهانی: وقتی شرایطِ زندگی تغییر میکند، تابآوریِ تاسوعایی به ما میآموزد که «اصولِ اخلاقی» را تغییر ندهیم، حتی اگر محیط به شدت تغییر کرده باشد. حفظِ ثباتِ درونی، کلیدِ عبور از بحران است.
* در مقابله با یأس و ناامیدی: استقامتِ عباسی، چراغِ راهِ ما در مسیرهایِ تاریک است. او به ما یاد میدهد که تکیه بر ایمان و هدف، قویترین محرک برایِ ادامه دادنِ مسیر در روزهایِ بیپشتوپناهی است.
* در تقویتِ تابآوریِ اجتماعی: جامعهای که میخواهد در برابرِ مشکلاتِ اقتصادی و فرهنگی ایستادگی کند، به وفاداریِ اعضا به یکدیگر و به آرمانهایِ انسانی نیاز دارد. همبستگیِ در اوجِ تنهایی، درسِ بزرگی است که عباس (ع) در کربلا به بشریت آموخت.
تاسوعا، مدرسهای برای آموختنِ هنرِ تابآوری است. این مدرسه به ما نمیآموزد که چگونه از سختیها فرار کنیم؛ بلکه به ما میآموزد که چگونه در قلبِ سختیها، انسانیتِ خود را حفظ کنیم و بزرگ بمانیم. تابآوریِ عباس (ع)، یک ویژگیِ ذاتی نبود، بلکه نتیجهی «پرورشِ جان» در سایهیِ ایمان، وفاداری و آرمانگرایی بود.
ما با تمرینِ این درسها، میتوانیم از هر بحران، به عنوانِ فرصتی برایِ رشدِ شخصیت استفاده کنیم. تاسوعا به ما میگوید که انسان، بسیار قدرتمندتر از آن چیزی است که تصور میکند، به شرطی که «دلیلِ کافی» برایِ ایستادن داشته باشد. همانطور که عباس (ع) دلیلِ بزرگی برای ایستادگی داشت، ما نیز باید در زندگیِ خود، اهداف و ارزشهایی را بیابیم که برایِ آنها ارزشِ استقامت کردن داشته باشد.
این مدرسه، درهایش همیشه باز است. هرگاه در روزهایِ دشوار، احساسِ شکست کردیم، هرگاه وفاداریهایمان به چالش کشیده شد، و هرگاه استقامتمان سست گردید، کافی است به سیمایِ ساقیِ کربلا نگاه کنیم؛ او که به ما آموخت چگونه با تابآوریِ خود، نامِ خویش را در تاریخِ بشریت، جاودانه کنیم. تابآوری در مکتبِ او، یعنی پیروزیِ روح بر جسم، پیروزیِ وفاداری بر نفعطلبی و پیروزیِ استقامت بر تردید. این درسها، ابزارهایِ ماندگار برای هر انسانی است که میخواهد در مسیرِ حقیقت، گام بردارد و در برابرِ تمامِ فشارهایِ زمانه، استوار باقی بماند.
تاسوعا فراتر از یک نام در تقویم یا برگهای از تاریخ کربلا است. این واقعه، مدرسه و مکتبی تمامعیار محسوب میشود. در این کلاس، درسهایی تدریس میشود که در کتب فلسفی یا روانشناسی مدرن، با چنین عمق و تأثیرگذاریِ عملی، یافت نمیشود.
به بیان عفت حیدری رواننشاس اجتماعی و فرهنگ یار تاب آوری ایران وقتی از وفاداری و استقامت ویا تاب آوری سخن به میان میآید، اغلب به دنبال تعاریف انتزاعی هستیم. تاسوعا این مفاهیم را از عالم ذهن به عرصه عمل میآورد و در شخصیت حضرت عباس (ع) متجلی میسازد. در ادامه، این مدرسه بزرگ اخلاق و ایستادگی را در ساحتهای مختلف واکاوی میکنیم.
عبور از تاسوعا برای رسیدن به «عاشورا»
تاسوعا مقدمه است. بدونِ استقامتِ عباس، عاشورا در تنهایی و بییاوری مطلق رخ میداد. درسِ مهمِ این مدرسه این است که قبل از رسیدن به قله، باید در دامنهها استوار ماند. تاسوعا به ما میآموزد که زندگی مجموعهای از صحنههایی است که هر کدام نیازمندِ یک تصمیمِ بزرگ است. اگر امروز ما خود را در موقعیتی میبینیم که فشارها بیش از حد است، اگر احساس میکنیم وفاداریهایمان در حال رنگ باختن است، یا استقامت مان در حالِ شکستن است، مدرسه تاسوعا همیشه باز است.
این مدرسه نیازی به ساختمان و کلاس ندارد؛ این مدرسه در قلب ماست. کافی است به یاد آوریم که آدمی به اندازه دردهایی که تحمل میکند ، بزرگ میشود.
تاسوعا دعوتی است برای بزرگ شدن؛ دعوتی برای اینکه از سطحِ روزمرگیها فراتر برویم و به افقِ ارزشهای انسانی نگاه کنیم. در این مدرسه، نمره کامل به کسی تعلق میگیرد که در سختترین شرایط، انسانیتِ خود را حفظ کند، وفای به عهد را فراموش نکند و تا آخرین نفس بر سرِ اصولش بماند.
آری، تاسوعا مدرسهای است که فارغالتحصیلانش با منش و شخصیتِ پولادین شناخته میشوند. این مدرسه هیچگاه تعطیل نمیشود، زیرا روزهای دشوار، همواره در کمیناند و نیاز به تابآوری، وفاداری و استقامت، نیازِ همیشگیِ بشریت است. این درسها، چراغهای راهی هستند که در تاریکترین شبهای تاریخ نیز، مسیرِ حقیقت را برای انسانِ جستجوگر روشن نگه میدارند.
تاسوعا را میتوان تجلیگاه مفهومِ «تابآوری» در عالیترین سطح انسانی دانست. تابآوری، در ادبیات علمی امروز، به معنای توانمندیِ بازگشت به تعادل پس از تجربههای دشوار و حفظ عملکرد در شرایط بحرانی است. با این حال، در مکتب تاسوعا، این مفهوم فراتر از یک بازگشتِ ساده، به «استحکام ساختاری شخصیت» در میانه طوفانهای سهمگین ارتقا مییابد. عباس بن علی (ع) در این روز، الگویی تمامعیار از یک انسان تابآور را ترسیم میکند که در برابر سنگینترین فشارهای روانی و محیطی، دچار فروپاشی نمیشود و مسیر خود را با صلابت ادامه میدهد.
در ادامه، واکاوی میکنیم که چگونه این مدرسه اخلاقی، تابآوری را به مهارتی کاربردی برای عبور از سختترین روزهای زندگی تبدیل میکند.
۱. معماریِ درونی تابآوری: انتخاب در میانه فشار
تابآوری در دنیای مدرن، اغلب به مدیریتِ فشارهای روانی برای رسیدن به آرامشِ دوباره اطلاق میشود. در مدرسه تاسوعا، تابآوری، مدیریتِ بحران برای حفظِ آرمانها است. زمانی که سپاه دشمن با پیشنهادِ «اماننامه» به سراغ حضرت عباس (ع) آمد، این یک آزمونِ روانشناختیِ تمامعیار بود. پیشنهادِ اماننامه، راهی میانبر برای رهایی از مرگ، کسبِ امنیت، و بهرهمندی از امتیازاتِ دنیوی بود. انسانهای معمولی در چنین شرایطی، به دنبال حفظِ جان و منافعِ شخصی هستند.
عباس (ع) اما با ردِ این پیشنهاد، نشان داد که تابآوریِ حقیقی، در «انتخابِ آگاهانه رنج برای رسیدن به حقیقت» ریشه دارد. تابآوری در این ساحت، به معنای آن است که فرد در سختترین تنگناها، هویتِ اخلاقی خود را فدای آسودگیِ ظاهری نکند. ما در زندگی روزمره، بارها با پیشنهادهایِ وسوسهانگیزی روبرو میشویم که برای رسیدن به اهدافمان، ما را به سازش، دروغ یا بیتفاوتی دعوت میکنند. درسِ تاسوعا برای ما این است: تابآوری، پایداری بر سرِ ارزشها در لحظههایی است که هزینهی اخلاقیِ گزینهها بسیار بالاست.
۲. وفاداری به عهد؛ اصل و اساس تابآوری
وفاداری یکی از درسهای حضرت عباس (ع) در تاسوعا است. بسیاری از افراد به دلیلِ نبودِ یک «تکیهگاهِ معنایی»، در برابر فشارها درهم میشکنند. حضرت عباس (ع) به امام حسین (ع) به عنوان یک آرمانِ والا و یک پیشوایِ الهی وفادار بود. این پیوند، به او قدرتی بخشید تا در برابرِ تنهایی، محاصره و تهدید، همچنان استوار بماند.
در زندگیِ پرچالشِ امروزی، ما به تکیهگاهی نیاز داریم تا از فروپاشیِ روانی در امان بمانیم. وفاداری به خانواده، به آرمانهایِ زندگی، به اخلاقِ حرفهای و به مسیرِ حق، همان لنگری است که کشتیِ وجودِ ما را در تلاطمهای شدیدِ زندگی ثابت نگاه میدارد. اگر ما در میانِ بحرانها، به تعهداتِ انسانی و اخلاقیِ خود پایبند بمانیم، تابآوریِ ما به طرز چشمگیری افزایش مییابد. در حقیقت، هر چقدر دایرهی وفاداریِ انسان به حقایقِ بزرگتر از خود گسترش یابد، ظرفیتِ او برای تحملِ سختیها نیز وسیعتر میشود.
۳. استقامت؛ نمودِ بیرونیِ تابآوری
استقامت، ترجمه بیرونیِ تابآوری است. در تاسوعا، عباس (ع) نمادی از حرکتِ رو به جلو در اوجِ ناامیدیهای ظاهری است. او میدانست که در نهایتِ این مسیر، شهادت نهفته است، اما با این وجود، لحظهای از تلاش برای کاهشِ رنجِ اهلبیتِ حسین (ع) فروگذار نکرد. استقامتِ او به معنایِ نادیده گرفتنِ سختیها نیست؛ بلکه به معنایِ مدیریتِ آگاهانهی سختیها در مسیرِ هدف است.
تابآوری در این مدرسه، به معنایِ داشتنِ دیدگاهی جامع به زندگی است. ما گاهی در مسیرِ شغلی یا شخصی، دچارِ بنبستهایِ ظاهری میشویم و تصور میکنیم همه چیز به پایان رسیده است. اما مدرسهی تاسوعا به ما یادآوری میکند که «پایانِ مسیر»، لزوماً «پایانِ آرمان» نیست. استقامت، یعنی تداومِ عملِ درست، حتی زمانی که نتایجِ ملموس و سریعِ آن را نمیبینیم. تابآوریِ واقعی، همین مداومتِ بر کارِ خیر و حفظِ آرامشِ درونی در میانِ طوفانِ حوادث است.
۴. همدلی؛ منبعِ انرژیِ تابآوری
یکی از درسهای مغفول در تاسوعا، ارتباطِ تنگاتنگِ تابآوری با «همدلی» است. حضرت عباس (ع) زمانی که به فرات میرسد، تشنه است، اما یادِ تشنگیِ کودکان، او را از نوشیدن بازمیدارد. او با دیگران احساسِ یگانگی میکند. همین احساسِ همدلی، دردی را که او تحمل میکند، به «انگیزه» تبدیل میکند.
روانشناسانِ مدرن نیز بر این نکته تأکید دارند که همدلی و خدمت به دیگران، یکی از قدرتمندترین ابزارهایِ تابآوری است. وقتی انسان از لاکِ خودخواهی خارج میشود و برایِ کاهشِ رنجِ دیگران گام برمیدارد، ظرفیتِ روانیِ او برای تحملِ رنجِ شخصی افزایش مییابد. ما در روزهای دشوار، اگر به جایِ تمرکزِ انحصاری بر دردِ خود، به دنبالِ مرهمی برایِ زخمِ دیگران باشیم، قدرتِ بیشتری برای ایستادگی پیدا خواهیم کرد. ایثارِ عباس (ع) در کنارِ شریعه، درسی است که نشان میدهد همدلی با مظلومان، زرهِ روانیِ ما را در برابرِ آسیبهایِ زندگی مستحکم میکند.
۵. کاربردِ مدرسه تاسوعا در مدیریتِ بحرانهای مدرن
آموزههایِ تاسوعا، برایِ دنیایِ امروز که با اضطرابها و فشارهایِ بیسابقهای روبرو است، کارکردِ عملی دارد:
* در مواجهه با تغییراتِ ناگهانی: وقتی شرایطِ زندگی تغییر میکند، تابآوریِ تاسوعایی به ما میآموزد که «اصولِ اخلاقی» را تغییر ندهیم، حتی اگر محیط به شدت تغییر کرده باشد. حفظِ ثباتِ درونی، کلیدِ عبور از بحران است.
* در مقابله با یأس و ناامیدی: استقامتِ عباسی، چراغِ راهِ ما در مسیرهایِ تاریک است. او به ما یاد میدهد که تکیه بر ایمان و هدف، قویترین محرک برایِ ادامه دادنِ مسیر در روزهایِ بیپشتوپناهی است.
* در تقویتِ تابآوریِ اجتماعی: جامعهای که میخواهد در برابرِ مشکلاتِ اقتصادی و فرهنگی ایستادگی کند، به وفاداریِ اعضا به یکدیگر و به آرمانهایِ انسانی نیاز دارد. همبستگیِ در اوجِ تنهایی، درسِ بزرگی است که عباس (ع) در کربلا به بشریت آموخت.
تاسوعا، مدرسهای برای آموختنِ هنرِ تابآوری است. این مدرسه به ما نمیآموزد که چگونه از سختیها فرار کنیم؛ بلکه به ما میآموزد که چگونه در قلبِ سختیها، انسانیتِ خود را حفظ کنیم و بزرگ بمانیم. تابآوریِ عباس (ع)، یک ویژگیِ ذاتی نبود، بلکه نتیجهی «پرورشِ جان» در سایهیِ ایمان، وفاداری و آرمانگرایی بود.
ما با تمرینِ این درسها، میتوانیم از هر بحران، به عنوانِ فرصتی برایِ رشدِ شخصیت استفاده کنیم. تاسوعا به ما میگوید که انسان، بسیار قدرتمندتر از آن چیزی است که تصور میکند، به شرطی که «دلیلِ کافی» برایِ ایستادن داشته باشد. همانطور که عباس (ع) دلیلِ بزرگی برای ایستادگی داشت، ما نیز باید در زندگیِ خود، اهداف و ارزشهایی را بیابیم که برایِ آنها ارزشِ استقامت کردن داشته باشد.
این مدرسه، درهایش همیشه باز است. هرگاه در روزهایِ دشوار، احساسِ شکست کردیم، هرگاه وفاداریهایمان به چالش کشیده شد، و هرگاه استقامتمان سست گردید، کافی است به سیمایِ ساقیِ کربلا نگاه کنیم؛ او که به ما آموخت چگونه با تابآوریِ خود، نامِ خویش را در تاریخِ بشریت، جاودانه کنیم. تابآوری در مکتبِ او، یعنی پیروزیِ روح بر جسم، پیروزیِ وفاداری بر نفعطلبی و پیروزیِ استقامت بر تردید. این درسها، ابزارهایِ ماندگار برای هر انسانی است که میخواهد در مسیرِ حقیقت، گام بردارد و در برابرِ تمامِ فشارهایِ زمانه، استوار باقی بماند.


























