<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0" -->
<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <channel>
        <title>ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان
 - آخرين عناوين اندیشه :: نسخه کامل</title>
        <description><![CDATA[تهيه شده توسط ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان میگنا
]]></description>
        <link>https://www.migna.ir/Other/Thought</link>
        <lastBuildDate>Fri, 03 Jul 2026 15:00:22 GMT</lastBuildDate>
        <generator>استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0</generator>
        <image>
            <url>https://www.migna.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif</url>
            <title>ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان
 - آخرين ...</title>
            <link>https://www.migna.ir/Other/Thought</link>
            <width>100</width>
            <height>70</height>
            <description><![CDATA[تهيه شده توسط ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان میگنا
]]></description>
        </image>
        <language>fa</language>
        <copyright>نقل و نشر مطالب با ذکر نام پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان میگنا آزاد است.
</copyright>
        <pubDate>Fri, 03 Jul 2026 15:00:22 GMT</pubDate>
        <category>اندیشه</category>
        <ttl>60</ttl>
        <atom:link href="https://www.migna.ir/rssew.skj1zjyss1rhx2k4m.bjjb..nfi9g9zjqg.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
        <item>
            <title>میوه پخته محال است نیفتد بر خاک</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/69166/میوه-پخته-محال-نیفتد-خاک</link>
            <description><![CDATA[غزلی از صائب تبریزی:
عمر بگذشت و هوس در دل ما نیمرس است
راه طی گشت و همان آبله&zwnj;ها نیمرس است

آه ما گر به زمین بوس اجابت نرسد
نیست تقصیر هدف، ناوک ما نیمرس است

در ستمکاری و بیداد رسا افتاده است
یار چندان که در آیین وفا نیمرس است

به من از تیغ تو یک زخم نمایان نرسید
مد احسان تو بیرحم چرا نیمرس است؟

نکهت پیرهن یوسف مصرست رسا
گر ز کوته نظری جذبه ما نیمرس است

نه به غمخانه من، نه به مزارم آمد
آن ستمگر ز کجا تا به کجا نیمرس است!

میوه پخته محال است نیفتد بر خاک
هر که دل بسته به این دار فنا نیمرس است 

می رسد رزق به اندازه حاجت صائب
بر زیادت طلبان آب و گیا نیمرس است


تفسیر شعر با شما&nbsp;]]></description>
            <category>ادبیات</category>
            <pubDate>Fri, 03 Jul 2026 13:49:41 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/69166/میوه-پخته-محال-نیفتد-خاک</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000069/n00069166-b.jpg" length="349521" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>ترس از شروع چیست؟ علت‌ها و راهکارهای غلبه بر ترس از شروع کار</title>
            <link>https://www.migna.ir/article/68796/ترس-شروع-چیست-علت-ها-راهکارهای-غلبه-کار</link>
            <description><![CDATA[ترس از شروع (Fear of Starting) حالتی روانی است که در آن فرد با وجود تمایل یا نیاز به انجام یک کار، پروژه یا تغییر، به دلیل اضطراب، تردید یا نگرانی نمی&zwnj;تواند اقدام اولیه را انجام دهد. یعنی مشکل اصلی &laquo;شروع کردن&raquo; است، نه لزوماً انجام دادن ادامهٔ کار.
این ترس معمولاً از چند عامل ناشی می&zwnj;شود، مثل:

	ترس از شکست: نگرانی از اینکه نتیجه خوب نشود.
	کمال&zwnj;گرایی: احساس اینکه باید از همان ابتدا همه&zwnj;چیز کامل باشد.
	ترس از قضاوت دیگران.
	ابهام درباره مسیر یا نتیجه کار.
	کمبود اعتمادبه&zwnj;نفس یا تجربه.

نتیجهٔ این ترس معمولاً تعویق انداختن کارها (اهمال&zwnj;کاری)، استرس و از دست دادن فرصت&zwnj;ها است.
به بیان نرگس زمانی، روانشناس و مترجم کتاب &laquo;پرورش تاب&zwnj;آوری&raquo;،ترس از شروع حالتی است که در آن فرد به دلیل اضطراب یا نگرانی&zwnj;های ذهنی، برداشتن اولین قدم برای انجام یک کار را به تعویق می&zwnj;اندازد یا از آن اجتناب می&zwnj;کند.
ترس از شروع یا Fear of Starting یکی از تجربه&zwnj;های رایج در زندگی انسان&zwnj;هاست. بسیاری از افراد در موقعیت&zwnj;هایی قرار می&zwnj;گیرند که می&zwnj;دانند باید کاری را آغاز کنند، اما به دلایل مختلف از برداشتن اولین قدم خودداری می&zwnj;کنند. این حالت معمولاً با احساس اضطراب، تردید و نگرانی همراه است و باعث می&zwnj;شود فرد کارهای مهم خود را به تعویق بیندازد. در واقع مشکل اصلی در این وضعیت انجام دادن کار نیست، بلکه شروع کردن آن است. فرد ممکن است توانایی، زمان و حتی انگیزه لازم را داشته باشد، اما ذهن او در برابر آغاز کار مقاومت می&zwnj;کند.

ترس از شروع معمولاً زمانی به وجود می&zwnj;آید که فرد با کاری تازه، بزرگ یا مهم روبه&zwnj;رو می&zwnj;شود. در چنین شرایطی ذهن شروع به تصور پیامدهای مختلف می&zwnj;کند. گاهی این پیامدها به شکل نگرانی از شکست، قضاوت دیگران یا حتی از دست دادن فرصت&zwnj;ها ظاهر می&zwnj;شوند. این افکار می&zwnj;توانند به قدری قوی باشند که فرد را از اقدام بازدارند. به همین دلیل بسیاری از افراد به جای شروع کار، آن را به زمان دیگری موکول می&zwnj;کنند. این تعویق ممکن است در ابتدا بی&zwnj;اهمیت به نظر برسد، اما در بلندمدت می&zwnj;تواند باعث ایجاد استرس و احساس نارضایتی از خود شود.

یکی از مهم&zwnj;ترین دلایل به وجود آمدن ترس از شروع، ترس از شکست است.
بسیاری از افراد نگران هستند که اگر کاری را آغاز کنند، نتوانند آن را به خوبی انجام دهند. این نگرانی باعث می&zwnj;شود فرد ترجیح دهد اصلاً شروع نکند تا با احتمال شکست روبه&zwnj;رو نشود. در ذهن چنین افرادی شکست به معنای بی&zwnj;کفایتی یا ناتوانی تلقی می&zwnj;شود، در حالی که در واقع شکست بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری و رشد است. افرادی که این ترس را تجربه می&zwnj;کنند معمولاً خود را بسیار سخت&zwnj;گیرانه قضاوت می&zwnj;کنند و همین موضوع مانع اقدام آن&zwnj;ها می&zwnj;شود.

عامل مهم دیگر در شکل&zwnj;گیری ترس از شروع، کمال&zwnj;گرایی است.
کمال&zwnj;گرایی به این معناست که فرد انتظار دارد همه چیز از همان ابتدا بی&zwnj;نقص و کامل باشد. چنین فردی تصور می&zwnj;کند اگر نتواند کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهد، بهتر است اصلاً آن را شروع نکند. این طرز فکر باعث می&zwnj;شود شروع کار بسیار دشوار شود، زیرا در واقع هیچ کاری از همان ابتدا کامل نیست. بیشتر کارهای موفق نتیجه تلاش، تجربه و اصلاح مداوم هستند. اما وقتی فرد خود را مجبور به کامل بودن می&zwnj;کند، شروع کردن برای او به یک چالش بزرگ تبدیل می&zwnj;شود.

یکی دیگر از دلایل ترس از شروع، ترس از قضاوت دیگران است.
بسیاری از افراد نگران هستند که اگر کاری را آغاز کنند، دیگران درباره عملکرد آن&zwnj;ها چه فکری خواهند کرد. این نگرانی می&zwnj;تواند به ویژه در محیط&zwnj;های اجتماعی یا کاری شدیدتر باشد. فرد ممکن است تصور کند اگر اشتباه کند یا نتیجه کار آن&zwnj;طور که انتظار می&zwnj;رود نباشد، مورد انتقاد یا تمسخر قرار خواهد گرفت. این ترس از قضاوت باعث می&zwnj;شود فرد از قرار گرفتن در موقعیت&zwnj;های جدید دوری کند و در نتیجه از شروع کارهای تازه نیز اجتناب کند.

ابهام و نداشتن تصویر روشن از مسیر نیز می&zwnj;تواند باعث ایجاد ترس از شروع شود.
وقتی فرد دقیقاً نمی&zwnj;داند از کجا باید آغاز کند یا مراحل انجام کار چگونه است، ذهن او دچار سردرگمی می&zwnj;شود. این سردرگمی گاهی به شکل تعلل و اهمال&zwnj;کاری ظاهر می&zwnj;شود. در چنین شرایطی فرد ممکن است زمان زیادی را صرف فکر کردن یا برنامه&zwnj;ریزی کند، اما در عمل قدمی برندارد. نبود ساختار مشخص باعث می&zwnj;شود شروع کار بزرگ&zwnj;تر و دشوارتر از آنچه واقعاً هست به نظر برسد.

کمبود اعتماد به نفس نیز نقش مهمی در ترس از شروع دارد. اگر فرد باور نداشته باشد که توانایی انجام یک کار را دارد، احتمالاً از آغاز آن اجتناب می&zwnj;کند. این احساس می&zwnj;تواند نتیجه تجربه&zwnj;های گذشته، انتقادهای شدید یا مقایسه خود با دیگران باشد. وقتی فرد دائماً خود را کمتر از دیگران می&zwnj;بیند، ممکن است تصور کند که تلاش او بی&zwnj;فایده است. در نتیجه ترجیح می&zwnj;دهد اصلاً شروع نکند تا با احساس ناکامی مواجه نشود.

ترس از شروع می&zwnj;تواند پیامدهای مختلفی در زندگی فرد داشته باشد. یکی از مهم&zwnj;ترین پیامدهای آن، به تعویق افتادن اهداف و برنامه&zwnj;ها است.
وقتی فرد بارها شروع کارها را عقب می&zwnj;اندازد، ممکن است فرصت&zwnj;های مهمی را از دست بدهد. همچنین این وضعیت می&zwnj;تواند باعث افزایش استرس و احساس گناه شود. فرد ممکن است دائماً به خود یادآوری کند که باید کاری را انجام دهد، اما ناتوانی در شروع آن باعث ایجاد فشار روانی می&zwnj;شود. در بلندمدت این چرخه می&zwnj;تواند اعتماد به نفس فرد را کاهش دهد و احساس نارضایتی از زندگی را افزایش دهد.

با وجود این، ترس از شروع احساسی طبیعی است و بسیاری از افراد در مقاطع مختلف زندگی خود آن را تجربه می&zwnj;کنند. نکته مهم این است که فرد یاد بگیرد چگونه با این احساس روبه&zwnj;رو شود و آن را مدیریت کند. اولین گام برای مقابله با ترس از شروع، آگاهی از وجود آن است. وقتی فرد تشخیص دهد که دلیل تعلل او ترس است، می&zwnj;تواند آگاهانه برای تغییر این وضعیت تلاش کند. شناخت این احساس کمک می&zwnj;کند فرد بداند که مشکل او ناتوانی واقعی نیست، بلکه بیشتر به افکار و نگرانی&zwnj;های ذهنی مربوط می&zwnj;شود.

یکی از راه&zwnj;های مؤثر برای غلبه بر ترس از شروع، کوچک کردن کارها است.
بسیاری از افراد وقتی به یک هدف بزرگ فکر می&zwnj;کنند، احساس می&zwnj;کنند انجام آن بسیار دشوار است. اما اگر همان هدف به مراحل کوچک&zwnj;تر تقسیم شود، شروع آن ساده&zwnj;تر خواهد شد. برای مثال به جای اینکه فرد به انجام یک پروژه کامل فکر کند، می&zwnj;تواند فقط روی اولین قدم کوچک تمرکز کند. برداشتن همین قدم کوچک اغلب باعث می&zwnj;شود حرکت ادامه پیدا کند و احساس پیشرفت شکل بگیرد.

راهکار مهم دیگر تغییر نگرش نسبت به اشتباه و شکست است. اگر فرد بپذیرد که اشتباه کردن بخشی طبیعی از یادگیری است، فشار ذهنی او برای کامل بودن کاهش می&zwnj;یابد. بسیاری از موفقیت&zwnj;ها نتیجه تلاش&zwnj;های مکرر و اصلاح اشتباهات هستند. بنابراین به جای اینکه شکست به عنوان یک پایان دیده شود، می&zwnj;توان آن را فرصتی برای یادگیری و بهبود دانست. این تغییر نگاه باعث می&zwnj;شود شروع کار کمتر ترسناک به نظر برسد.

داشتن برنامه ساده و روشن نیز می&zwnj;تواند به کاهش ترس از شروع کمک کند. وقتی فرد بداند دقیقاً چه کاری باید انجام دهد و ترتیب مراحل چگونه است، ذهن او آرام&zwnj;تر می&zwnj;شود. نوشتن یک برنامه کوتاه و مشخص می&zwnj;تواند مسیر را واضح&zwnj;تر کند. این برنامه نباید پیچیده یا بسیار دقیق باشد، بلکه هدف آن ایجاد یک نقطه شروع قابل انجام است.

ایجاد عادت&zwnj;های کوچک نیز در غلبه بر ترس از شروع بسیار مؤثر است. وقتی فرد هر روز مقدار کمی از کار خود را انجام دهد، ذهن او به تدریج با شروع کردن سازگار می&zwnj;شود. این کار باعث می&zwnj;شود شروع دیگر به عنوان یک مانع بزرگ دیده نشود. حتی انجام چند دقیقه کار در روز می&zwnj;تواند به مرور زمان به پیشرفت قابل توجهی منجر شود.

حمایت اجتماعی نیز می&zwnj;تواند نقش مهمی در کاهش ترس از شروع داشته باشد. صحبت کردن با دوستان، همکاران یا اعضای خانواده درباره نگرانی&zwnj;ها گاهی باعث می&zwnj;شود فرد احساس تنهایی نکند. همچنین دریافت بازخورد و تشویق از دیگران می&zwnj;تواند اعتماد به نفس را افزایش دهد. وقتی فرد بداند که دیگران از تلاش او حمایت می&zwnj;کنند، احتمالاً راحت&zwnj;تر اولین قدم را برمی&zwnj;دارد.

بنظر میرسد باید پذیرفت که هیچ شروعی کاملاً بدون ترس نیست. بسیاری از کارهای مهم زندگی با مقداری تردید و نگرانی همراه هستند. اما تفاوت میان افرادی که پیشرفت می&zwnj;کنند و کسانی که در جای خود باقی می&zwnj;مانند در این است که گروه اول با وجود ترس اقدام می&zwnj;کنند. آن&zwnj;ها منتظر از بین رفتن کامل ترس نمی&zwnj;مانند، بلکه یاد می&zwnj;گیرند در کنار آن حرکت کنند.

ترس از شروع اگرچه می&zwnj;تواند مانعی جدی در مسیر پیشرفت باشد، اما با آگاهی و تمرین قابل مدیریت است. وقتی فرد یاد بگیرد کارها را ساده&zwnj;تر ببیند، از اشتباه کردن نترسد و قدم&zwnj;های کوچک اما پیوسته بردارد، به تدریج این ترس کاهش می&zwnj;یابد. در چنین شرایطی شروع کردن دیگر به یک مانع بزرگ تبدیل نمی&zwnj;شود، بلکه به بخشی طبیعی از مسیر رشد و یادگیری در زندگی تبدیل خواهد شد.

&nbsp;]]></description>
            <category>اخبار اجتماعی،تاب‌آوری و آموزشی</category>
            <pubDate>Thu, 07 May 2026 04:01:11 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/article/68796/ترس-شروع-چیست-علت-ها-راهکارهای-غلبه-کار</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000068/n00068796-b.jpg" length="48475" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>هدف از زندگی چیست؟</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/68157/هدف-زندگی-چیست</link>
            <description><![CDATA[
اهداف زندگی در واقع تمام کارهایی است که می&zwnj;خواهید قبل از مرگ در زندگی&zwnj;تان انجام دهید، کارهایی که بقیه، شما را در غیاب&zwnj;تان با آن&zwnj;ها به یاد می&zwnj;آورند. چرا اهداف این&zwnj;قدر اهمیت دارند؟ تعیین اهداف به شما انگیزه می&zwnj;بخشد و به شما کمک می&zwnj;کند تا به زندگی خود جهت دهید.
&nbsp;









برخی از افراد هدف&zwnj;شان از زندگی رسیدن به پول و ثروت زیاد تر است، برخی هدفشان بچه دار شدن، برخی خریدن خانه و ماشین و&hellip; . هدف&zwnj;ها و خواسته&zwnj;های ما از زندگی بسیار متفاوت است؛ اما به طور کلی، همه افراد باید بدانند هدف زندگی&zwnj;شان چیست و برای چه چیزی زندگی می&zwnj;کنند.

افرادی که در زندگی&zwnj;شان هدف ندارند، افرادی کلافه و سردرگم هستند که از این شاخه به آن شاخه می&zwnj;پرند و هیچ ثباتی در زندگی ندارند.

ما در این مقاله قصد داریم تا هدف در زندگی را به طور کامل شرح دهیم و بگوییم که صاحب نظران در رابطه با اهداف زندگی چه نظریه ای داشتند. با ما همراه باشید.


هدف از زندگی چیست؟
در واقعیت هدف از زندگی، شکوفا کردن استعدادها و استفاده از موهبت&zwnj;هایی است که در وجود ما نهاده شده&zwnj;اند. زندگی زمانی معنا می&zwnj;یابد که در مسیر رشد درونی و ارتقای روح خود گام برداریم. این مسیر، بازتابی از ماهیت واقعی ماست و به دیگران نیز الهام می&zwnj;بخشد تا در خدمت عشق، آگاهی و تحول باشند.

در حقیقت، وقتی از خودمان مراقبت می&zwnj;کنیم، به بهبود و تعادل جهان اطراف نیز یاری می&zwnj;رسانیم. یکی از مهم&zwnj;ترین دغدغه&zwnj;های انسانی هدف از زندگی است. بسیاری از افراد سال&zwnj;ها تلاش می&zwnj;کنند تا معنا و هدف واقعی زندگی خود را پیدا کنند. برخلاف باور عمومی که موفقیت را صرفاً در کسب ثروت و موقعیت اجتماعی می&zwnj;بیند، مطالعات طولانی&zwnj;مدت نشان داده&zwnj;اند که خوشبختی واقعی در داشتن روابط سالم، رشد شخصی و آرامش درونی نهفته است.

پول و ثروت تنها ابزارهایی برای رسیدن به یک زندگی متعادل و رضایت&zwnj;بخش هستند، اما هدف اصلی، تجربه&zwnj;ی یک زندگی پرمعنا و همراه با شادی واقعی است. شناخت هدف از زندگی، مسیر تصمیم&zwnj;گیری&zwnj;های درست و تجربه&zwnj; زندگی متعادل را برای ما هموار می&zwnj;کند. اگر بتوانیم اهداف واقعی خود را بشناسیم، دیدگاه ما نسبت به موفقیت و حتی مسائل مالی تغییر خواهد کرد. در این مسیر، منابع معتبر می&zwnj;توانند نقش مهمی در راهنمایی افراد داشته باشند. وب&zwnj;سایت موفقیت ملک&zwnj;پور با ارائه محتوای ارزشمند در زمینه موفقیت&zwnj;های مادی و روحی، یکی از منابعی است که به افراد کمک می&zwnj;کند تا مسیر زندگی خود را آگاهانه&zwnj;تر انتخاب کرده و به بهترین نسخه از خود تبدیل شوند.&nbsp;


هدف زندگی برای کودکان
هدف در زندگی یکی از مهم ترین مسائلی است که باید به کودکانمان بیاموزیم. از همان ابتدای کودکی باید به آنها هدف بدهیم؛ اما چگونه؟

به عنوان مثال به فرزند خود بگوییم &ldquo;اگر فلان کار رو برای من انجام بدی بت جایزه می دم&rdquo;، &ldquo;اگر بتونی مشق هات رو قشنگ بنویسی و درس هات رو بخونی میبرمت پارک&rdquo;، &ldquo;اگر نمره ات تو کلاس خیلی خوب یا ۲۰ بشه بت قول میدم چیزی رو که دوست داری بخرم&rdquo; و&hellip; . تمامی این تکنیک&zwnj;ها موجب می شود که کودک شما درک کند که برای رسیدن به خواسته و هدفی باید کاری را انجام دهد و تلاش کند.

این کار موجب می شود که در آینده هم هدف های خود را دنبال کند و برای رسیدن به چیز های خوب و خوب تر از هیچ تلاشی دست بر ندارد.

هدف زندگی کودکان را باید بگذاریم خودشان انتخاب کنند و ما در کنارشان با حمایت از آنها، راهنمایی&zwnj;شان کنیم که چه کاری درست و چه کاری اشتباه است. این کار موجب می شود که کودکان قدرت انتخاب داشته باشند و احساس کنند که شما پشتیبان آنها هستید. سعی کنید به کودکان خود اعتماد به نفس و عزت نفس بدهید و آنها را در مسیری که دوست دارند و به صلاح شان است همراهی کنید.


هدف از زندگی چیست؟
هدف در زندگی هر کس متفاوت است. اما به طور کلی هدف همه ما رسیدن به خواسته ها و آرزو هایمان است. زندگی همانند یک جاده است که باید مقصدی داشته باشد. زندگی بدون مقصد، بیهوده و بی ارزش است. در این مسیر رسیدن به اهداف هرکس با آگاهی های لازم گام بر می دارد.

این نکته را هم در نظر داشته باشید که این جاده، پُر از پیچ و خم های زیادی است و کسی به مقصد نهایی خواهد رسید که تمامی این پیچ و خم ها را بگذراند و از ادامه مسیر خسته و نا امید نشود. کسانی که در بین مسیر از پیچ و خم&zwnj;ها و شکست&zwnj;هایی که می&zwnj;خورند نا امید می&zwnj;شوند، قطعا به اهداف خود نخواهند رسید.

همان&zwnj;طور که در مقاله هدف زندگی گفتیم، هر کس با دید خود به زندگی نگاه می کند و اهداف متفاوتی در زندگی دارد. برخی از افراد چندین هدف کوچک و یک هدف بزرگ دارند و برخی دیگر هدف&zwnj;های بزرگ زیادی در زندگی دارند. نکته مهم اینجاست که آیا به این اهداف دست پیدا می کنند یا خیر؟

عوامل زیادی برای رسیدن به اهداف به ما کمک می&zwnj;کنند. عواملی مانند، انگیزه، خودباوری، ایمان، باور، و&hellip; که با داشتن تمامی این ویژگی&zwnj;ها می&zwnj;توان به اهداف زندگی دست پیدا کرد.


پنج هدف مهم در زندگی
آیا تا به حال از خود پرسیده&zwnj;اید هدف واقعی زندگی چیست؟ بیشتر افراد در جست&zwnj;وجوی خوشبختی، معنا و آرامش هستند، اما مسیر دستیابی به آن را نمی&zwnj;دانند. در واقع، زندگی هدفمند یعنی داشتن مسیری روشن که رشد شخصی، آرامش ذهنی و رضایت درونی را در کنار موفقیت بیرونی برایمان به همراه آورد.

در ادامه با پنج هدف مهم در زندگی آشنا می&zwnj;شوید که به شما کمک می&zwnj;کند مسیر رشد و رضایت خود را پیدا کنید.
۱. یافتن معنا و هدف زندگی
اولین و شاید مهم&zwnj;ترین هدف در زندگی، درک معنای واقعی آن است. داشتن هدفی بزرگ&zwnj;تر از خود باعث می&zwnj;شود تصمیم&zwnj;هایمان جهت&zwnj;دار شود و انگیزه&zwnj;ی ادامه&zwnj;ی مسیر را در سخت&zwnj;ترین لحظات حفظ کنیم. وقتی بدانیم &laquo;چرا&raquo; زندگی می&zwnj;کنیم، &laquo;چگونه&raquo; زندگی کردن برایمان روشن&zwnj;تر می&zwnj;شود.

۲. رشد شخصی و یادگیری مداوم 
انسانی که همیشه در حال یادگیری است، در مسیر تکامل و پیشرفت گام برمی&zwnj;دارد. رشد شخصی یعنی کار روی باورها، مهارت&zwnj;ها و نگرش&zwnj;هایی که ما را به نسخه&zwnj;ی بهتر خودمان تبدیل می&zwnj;کند. یادگیری مداوم باعث افزایش اعتماد به&zwnj;نفس و احساس ارزشمندی می&zwnj;شود.

۳. حفظ سلامت جسمی و روانی 
سلامت، پایه&zwnj;ی تمام اهداف زندگی است. بدون جسم و ذهن سالم، هیچ موفقیتی دوام نخواهد داشت. ورزش، تغذیه مناسب، خواب کافی و آرامش ذهنی از ارکان اصلی دستیابی به سلامت پایدار هستند.

۴. ساخت روابط عمیق و انسانی
زندگی بدون عشق، دوستی و ارتباط صمیمی خالی از معناست. انسان موجودی اجتماعی است و روابط سالم باعث رشد روحی و احساسی او می&zwnj;شود. داشتن خانواده، دوستان یا حتی جامعه&zwnj;ای کوچک اما صادقانه، می&zwnj;تواند منبعی قوی از انگیزه و آرامش باشد.

۵. آزادی و امنیت مالی
هدف نهایی بسیاری از تلاش&zwnj;ها، رسیدن به آرامش مالی است. آزادی مالی به ما این قدرت را می&zwnj;دهد که انتخاب&zwnj;های بزرگ&zwnj;تری در زندگی داشته باشیم و زمان خود را صرف رشد، سفر و تجربه&zwnj;های ارزشمند کنیم. با یادگیری اصول مدیریت پول و ذهنیت ثروت، می&zwnj;توان به این هدف دست یافت.


جامع&zwnj;ترین و اصلی&zwnj;ترین هدف زندگی انسان چیست؟
در پاسخ به پرسش &laquo;جامع ترین و اصلی ترین هدف زندگی انسان چیست&raquo;، بسیاری از اندیشمندان معتقدند که هدف زندگی فراتر از دستیابی به ثروت یا موفقیت&zwnj;های مادی است. در واقع، اگر بپرسیم &laquo;هدف ما از زندگی چیست&raquo;، می&zwnj;توان گفت معنا و رسالت انسان در رشد فردی، تجربه خوشبختی، برقراری روابط سالم و رسیدن به آرامش درونی خلاصه می&zwnj;شود.


ثروت و موقعیت اجتماعی ابزارهایی هستند که می&zwnj;توانند به ما کمک کنند، اما هدف نهایی، شکوفایی وجودی و زندگی هدفمند است. بنابراین، جامع&zwnj;ترین هدف زندگی در این است که انسان بتواند با آگاهی، انتخاب&zwnj;های درست و شناخت خویشتن، مسیری را بسازد که هم برای خودش و هم برای دیگران، آرامش و ارزش بیافریند.



دیدگاه متفکران جهان در رابطه با اهداف زندگی
در این بخش به بررسی دیدگاه&zwnj;های متفکران جهان می پردازیم تا پاسخ مناسبی را برای سوال &ldquo;هدف از زندگی چیست؟&rdquo; بیابیم. نظریات این متفکران به نحوی است که با یک بار خواندن شما را تحت تاثیر قرار می&zwnj;دهد. من که هر بار این پاسخ&zwnj;ها را مطالعه می&zwnj;کنم واقعا تحت تاثیر قرار می&zwnj;گیرم.

&nbsp;

دیدگاه استیو پاولینا




این متفکر بیان می دارد که &ldquo;هدف از زندگی، کشف و تجربه است&rdquo;
این متفکر در سن ۱۹ سالگی در زندان به سلول انفرادی منتقل شد؛ اما امید خود را از دست نداد و در این شرایط به دنبال رشد شخصیت خود بود. این متفکر با پرورش شخصیت خود و تجربیاتی که به دست آورد، به یکی از بزرگ ترین و موفق ترین وبلاگ نویسان در جهان تبدیل شد.&nbsp;
&nbsp;

کریس گیل بیو




این متفکر بزرگ بیان می&zwnj;دارد که &ldquo;هدف زندگی، می&zwnj;تواند یک چکمه و گربه&zwnj;ها باشند&rdquo;
این جواب کریس شاید برایمان کمی عجیب و خاص باشد؛ اما جالب است بدانید که این فرد خودش هم خاص بود. این متفکر بزرگ می تواند به گونه&zwnj;ای شما را قانع کند که دلیلی برای پیروی از دیگران نداشته باشید و یا به زبان ساده تر مثل دیگران نباشید.

این فرد معتقد است که اگر بخواهید، می&zwnj;توانید کاری کنید که به هیچ عامل بیرونی اجازه ندهید که شما را محدود کند. کریس به کل جهان سفر داشته است. شما می&zwnj;توانید ویدیو وی را با نام چکمه&zwnj;ها و گربه&zwnj;ها در فضای وب تماشا کنید.
&nbsp;

میتو سیلور




این متفکر در جواب سوال هدف از زندگی چیست؟ بیان داشت &ldquo;خداوند به انسان&zwnj;ها دو قدرت داده است، ۱-اراده و ۲-تصمیم&zwnj;گیری که ما باید از قلبمان برای پیدا کردن آن استفاده نماییم&rdquo;

میتو یک آرتیست خیابانی است که در برخی از مواقع با یک دیوانه اشتباه گرفته می شود. این فرد در شهر نیویورک، همان طور که زیرپوشی را دور یک حیوان پیچیده و آهنگ می خواند، به شما می گوید که دم را غنیمت بشمارید. این فرد با تمام ویژگی های خاصی که دارد، در شهر نیویورک فردی عاقل به حساب می آید.

&nbsp;

دالایی لاما




این متفکر که در حال حاضر رهبر بوداییان است، بیان می دارد که &ldquo;شاد بودن هدف واقعی زندگی است&rdquo;.

دالایی لاما در اصل لقبی برای رهبر بوداییان است. این فرد معتقد است که شاد بودن هدف واقعی زندگی می باشد؛ چرا که خود این تجربه را دریافته که هرچقدر بیشتر به خوشحالی دیگران اهمیت دهد، احساس خوبی در وی ایجاد می شود. این فرد حتی معتقد بود که محبت کردن به دیگران، ناخودآگاه ذهن را آرام می کند و به فرد حس قدرت می دهد. او معتقد بود که اگر با هر مانعی در زندگی مقابله نمایید، در زندگی تان موفق می&zwnj;شوید.

&nbsp;

بایرون کیتی




این فرد بیان می&zwnj;دارد که &rdquo; برای پاسخ به سوال هدف از زندگی چیست؟، باید این را بدانیم که هدف از زندگی چه چیزهایی نیست&rdquo;
شاید برایتان عجیب باشد اما این فرد، در طول زندگی اش به بیماری افسردگی مبتلا شده بود و چند بار هم دست به خود کشی زده بود؛ اما درست زمانی که درک عمیقی از زندگی پیدا کرد و دریافت که چگونه می تواند زندگی اش را تغییر دهد، توانست به تمام درد هایش غلبه کند. او درک کرده بود که &ldquo;هر زمان باور های منفی را باور کند، برایش به در و رنج تبدیل می شود و اگر به آنها اهمیتی ندهد دیگر رنجی نمی بیند&rdquo;. این طرز تفکر کاملا واقعی است و من به شما توصیه می کنم که حتما آن را امتحان کنید و باورهای مثبت را درون خود تقویت نمایید.

&nbsp;

رالف اسمارت




این متفکر بیان داشت که &ldquo;هدف زندگی این است که به بهترین نسخه از خودمان تبدیل شویم&rdquo;
این فرد، دیگران را تشویق می کند که آگاهی خود را بالا ببرند و از تمامی تصوراتشان فراتر بروند. رالف، درک عمیقی از مفهوم زندگی داشت و به دیگران کمک می کرد تا بتوانند از پتانسیل واقعی خود استفاده کنند.

&nbsp;

بری دونپورت




این متفکر بیان می دارد که &ldquo;اهداف زندگی، آگاهانه و عاشقانه زیستن در تمامی لحظه&zwnj;ها است. همیشه آموختن و ماجراجو بودن، بی پروا عشق ورزیدن و گسترش صلح و مهربانی در تمامی لحظات زندگی&rdquo;
بری فردی مشتاق در کمک به دیگران است تا آنها بتوانند خودشان را پیدا کرده و شور اشتیاق زندگی کردن را در خود تقویت کنند.

&nbsp;

گری واینرچوک




این متفکر بیان دارد که &ldquo;هدف در زندگی، میراث است که خانواده&zwnj;ام را در آینده هدایت می&zwnj;کند&rdquo;
گری فردی بود که عاشق تبدیل احساسات به واقیت بود. وی موسس کمپانی سریال های بلند و کارفرمای رسانه اجتماعی بود که تلاش می کرد به انسان ها نشان دهد که در این عصر هیچ دلیل وجود ندارد که کارهایی را که خوش حالمان می کند را انجام ندهیم.



هدف والای زندگی چیست؟
در دنیای امروز اکثر افراد، هدفشان فقط رسیدن به پول و ثروت است. این افراد تمام زندگیشان را صرف رسیدن به پول کرده اند و حتی نمی دانند پول را برای رسیدن به چه هدفی می خواهند؟ استیفان کاوی می گوید انگار که یک نردبان را به دیوار تکیه می دهید و از آن بالا می روید، وقتی به بالا رسیدید، متوجه می شوید که دیوار اشتباهی را بالا رفته اید. در محصول مسیر سبز خوشبختی به موضوعاتی همچون ارزش های معنوی پرداخته شده است که در زندگی دارای اهمیت و ارزش بالایی می باشند و هدف والای زندگی هستند. بنابراین برای پاسخ به سوال هدف از زندگی چیست؟

باید گفت که پول، هدف زندگی نیست و پول در زندگی شما، فقط یک ابزار است. اما هدف والای زندگی چیست؟ خوشبختی، خوشحالی و رضایت از زندگی، هدف واقعی در زندگی انسان ها هستند.

بزرگترین تحقیق در تاریخ که 90 سال به طول انجامید، در مورد یافتن خوشبخت ترین فرد در میان انسان ها بوده است. در این تحقیق انسان هایی از تمامی اقشار جامعه و حتی افرادی که در گذشته زندگی می کرده اند، مورد بررسی قرار گرفته اند، در نهایت افرادی که در رابطه با خانواده و دیگران موفق بوده اند از خوشبخت ترین آدمها شناخته شدند.

هدف والای زندگی، مسیری است که انسان را به سوی خوشبختی، آرامش و رضایت درونی هدایت می&zwnj;کند. این هدف، چیزی فراتر از دستاوردهای مادی مانند پول یا شهرت است و در معنا، ارتباطات عمیق و رشد شخصی ریشه دارد.&nbsp;



تآثیر هدف زندگی در تصمیمات 
اگر هدف از زندگی خود را بدانید، بسیاری از تصمیمات برایتان آسان می&zwnj;شود، در واقع داشتن هدف در زندگی به شما کمک می&zwnj;کند تا تصمیم&zwnj;گیری&zwnj;های بهتر و درست&zwnj;تری داشته باشید و در نتیجه احساس آرامش و خوشبختی خواهید داشت.

اگر هنوز نمی&zwnj;دانید هدف زندگی چیست، لازم است با درون خود بیشتر آشنا شوید. هدف&zwnj;مندی در زندگی، به شما کمک می&zwnj;کند تا از مسیرهای پرتلاطم زندگی دوری کنید و به سمت آرامش و تعادل هدایت شوید. زیرا هدف&zwnj;مندی، ارزش&zwnj;ها و اهداف شما را ترتیب می&zwnj;دهد و در نتیجه شما با انگیزه و پرانرژی&zwnj;تر به فرآیند پیشروی می&zwnj;پردازید.

در مقابل، نداشتن هدف در زندگی می&zwnj;تواند باعث سردرگمی، بی&zwnj;انگیزگی و دور شدن از مسیر موفقیت شود. پس اگر هدف زندگی&zwnj;تان را بدانید، بهترین نسخه از خود را خلق کنید و با اطمینان به سمت آینده حرکت کنید. هر چه هدفتان واضح&zwnj;تر باشد، راه&zwnj;های رسیدن به آن نیز شفاف&zwnj;تر خواهد بود و شما با انگیزه&zwnj;تر و با اعتماد به نفس&zwnj;تر، می&zwnj;توانید تمام تصمیماتتان را به سمت رشد و پیشرفت هدایت کنید.



پول و هدف در زندگی 
ما زندگی نمی&zwnj;کنیم که پول دربیاوریم بلکه پول درمیاوریم که زندگی می&zwnj;کنیم. پول تنها یک ابزار است، اما هدف در زندگی گامی بزرگتر و گسترده&zwnj;تر است. ما زندگی نمی&zwnj;کنیم تا فقط پول را درآوریم؛ به عبارت دیگر، زندگی از اهداف مختلف و عمیق&zwnj;تری تشکیل شده است.

پول تنها یکی از وسائلی است که به ما کمک می&zwnj;کند تا به این اهداف دست پیدا کنیم. وقتی هدف از زندگی را شناخته باشید، دیدگاه&zwnj;تان نسبت به پول و تصمیماتتان تغییر خواهد کرد. پول به عنوان یک ابزار برای دستیابی به هدف است. ما پول را نه به دلیل خودش، بلکه به خاطر اینکه با آن می&zwnj;توانیم زندگی کنیم، به دست می&zwnj;آوریم. هدف از زندگی به ما انگیزه می&zwnj;دهد تا برای دستیابی به رویاها، تجربه&zwnj;های جدید، رشد شخصی، و ایجاد تأثیر مثبت در جامعه تلاش کنیم.

پول می&zwnj;تواند وسیله&zwnj;ای برای تحقق این اهداف باشد، اما هدف نهایی همچنان در زندگی آرامش و خوشبختی است. پس اطلاع از هدف از زندگی، به ما امکان می&zwnj;دهد تا با پول به طور هوشمندانه&zwnj;تری رفتار کنیم و در جهتی پویا به سوی بهبود شخصی و عمق زندگی حرکت کنیم. این همه با هدفی است که ما را رهنمون مسیری پر معنا و ارزشمند قرار می&zwnj;دهد.


سخن پایانی
ما با خواندن این مطالب و مشاهده محیط اطرافمان می توانیم دریابیم که برای رسیدن به اهدافمان تمام سعی و تلاشمان را می کنیم. همچنین در این مسیر نباید از خودمان غافل شویم و بای کارهایی را در راستای تقویت روحیه خود انجام دهیم. ممکن است در مسیر رسیدن به اهداف زندگی با مشکلات و سختی های زیادی رو برو شویم؛ اما باید شجاعت و روحیه ای قوی داشته باشیم تا این مشکلات مانع راه ما نشوند.



زهرا مهدوی نسب با اندکی اضافات
امیرمجمد ملکپور
&nbsp;








]]></description>
            <category>سبك زندگي</category>
            <pubDate>Thu, 18 Dec 2025 06:28:48 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/68157/هدف-زندگی-چیست</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000068/n00068157-b.jpg" length="18636" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>ظرفی که هرگز پر نمی‌شود!</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/67922/ظرفی-هرگز-پر-نمی-شود</link>
            <description><![CDATA[





گنجایش نامحدود ظرف علم



حقیقت این است که در &laquo;وعاء&raquo; (ظرف) مادى گنجایش محدودى وجود دارد که اگر چیزى در آن قرار دهند تدریجاً محدود و سرانجام پر مى شود به گونه اى که قابل قرار دادن چیز دیگرى در آن نیست; ولى روح و فکر و قوه عاقله انسان کاملاً با آن متفاوت است؛ هرقدر علوم تازه در آن قرار دهند گویى گنجایش بیشرتى پیدا مى&zwnj;کند هر علمى سرچشمه علم دیگرى مى&zwnj;شود و هر تجربه&zwnj;اى تجربه دیگرى با خود مى&zwnj;آورد و به یک معنا تا بى نهایت پیش مى&zwnj;رود و این دلیل اهمیت فوق&zwnj;العاده آن و اشاره است به این که ما از فراگیرى علوم هرگز خسته نشویم که واقعاً خسته کننده نیست، بلکه نشاط آور و روح پرور است.

هنگامى که انسان مى&zwnj;بیند در کنار نهالى که از یک مسئله علمى در سرزمین مغز خود کاشته نهال هاى دیگرى جوانه مى زند و مى روید و اطراف خود را پر گل مى کند، قطعاً به شوق و نشاط مى آید. حتى مغزهاى کامپیوترى که در عصر و زمان ما به وجود آمده و بعضى از روى ناآگاهى گمان مى برند مى تواند روزى جانشین مغز انسان شود هر کدام ظرفیت محدودى دارند که وقتى اشباع شد مطلب تازه اى را نمى پذیرد در حالى که روح آدمى چنین نیست و بسیارند دانشمندان بزرگى که تا آخرین لحظه هاى عمر در تکاپوى علم و دانش بوده و هر روز حتى در واپسین ساعات عمر حقیقت تازه اى را کشف مى کردند. &nbsp;

&nbsp;



امام علی علیه&zwnj; السلام فرمودند:

کُلُّ وِعَاءٍ یَضِیقُ بِمَا جُعِلَ فِیهِ إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ فَإِنَّهُ یَتَّسِعُ بِهِ.

&nbsp;

هر ظرفی به آن&zwnj;چه در او جای دهند تنگ شود، جز ظرف دانش که هر چه در او قرار دهند وسیع&zwnj;تر می&zwnj;گردد.

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

نهج البلاغه: حکمت 196

&nbsp;

شرح حدیث:

از آن&zwnj;جایی دامنه علم به وسعت عمر زمین و آسمان و تاریخ گذشته و حال و آینده بشر است ظرف دریافت کننده آن نیز وسیع ترین ظروف است.

هر انسان تا آنجایی که قدرت فهم و درک مطالب علمی را دارد می تواند بر دانش خویش بیفزاید و از خداوند متعال درخواست افزونی علم نماید چنانکه پروردگار به پیامبرش فرمود:
قُل رَبِّ زِدنی عِلماً؛
بگو پروردگار من بر علمم بیفزای.(1)

البته همین انسان زمانی از عمرش فرا می رسد که ظرف علمش می شکند و گرفتار نقصان در درک و فهم می شود و حتی هر آنچه را که کسب علم کرده از یاد می برد و این از خواص دنیاست که:
کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ؛
هر چه روی زمین است فانی شدنی است و فقط ذات پروردگارت که دارای جلالت و کرامت است باقی می ماند.(2)

وَمِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلَی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لَا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ؛
بعضی را به پست ترین مراتب عمر انسان می رساند تا آنجا که تمام دانشی را که فرا گرفته فراموش می کنند خداوند آگاه ومقتدر است.(3)

این آیه بدون کم و کاست در سوره حج تکرار شده ونشان تذکر جدی به انسان مغرور است به ویژه آنانی که دانستنی هایشان باعث بلند پروازی آنها شده و احدی را قبول ندارند و به انکار وحی و نبوت و علوم الهی و معنوی مبتلا می شوند.

به هر تقدیر اگر انسان به پیرى هم برسد و تمام علومش را از یاد ببرد آثار علمیش ماندگار است و مورد استفاده آیندگان خواهد بود و تا مادامی که حافظه و هوش کار می کند ظرف وجودش قابلیت دریافت نکات و ظرایف علمی را دارد باید در کسب علم قصور نکند چرا که به گفته امام علیه السلام فرمودند:
العُلَماءُ باقُونَ ما بَقِیَ اللَّیلُ و النَّهارُ؛
تا گردش شب و روز هست علما هستند.(4)

شرح ابن میثم
ظرف&zwnj;هاى محسوس چون گنجایش معینى دارند، پس طبیعى است که با قرار دادن چیزى در درون آنها پر شوند، اما ظرف علم، از سنخ معقول یعنى همان نفوس است و نیروى دریافت علوم در نفوس نامتناهى است، و هر مرتبه اى از ادراک مقدمه براى مرتبه بعد مى شود تا بى نهایت. پس قهرى است که به وسیله علم گنجایشش بیشتر و با فزونى علم افزون&zwnj;تر شود.(5)

پی&zwnj;نوشت&zwnj;ها:
1- سوره طه، آیه 14
2- سوره الرحمن، آیات 26 و 27
3- سوره نحل، آیه 70 و سوره حج، آیه 50
4- غرر الحکم،ح 1481
5- ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 5 ص 589)

منبع:
حدیث زندگی: شرح حکمت های نهج البلاغه، کاظم ارفع، تهران: پیام عدالت،1390.




]]></description>
            <category>دین و مذهب</category>
            <pubDate>Sun, 16 Nov 2025 18:39:35 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/67922/ظرفی-هرگز-پر-نمی-شود</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000067/n00067922-b.jpg" length="126736" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>نامه خداحافظی اندیشمندانه با دنیا</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/67881/نامه-خداحافظی-اندیشمندانه-دنیا</link>
            <description><![CDATA[گابریل گارسیا مارکز (2014-1927) نویسنده،رمان نویس کلمبیایی&nbsp;به سرطان لنفاوی مبتلا بود و می&zwnj;دانست عمر زیادی برایش باقی نیست. مرگ ماركز نه تنها برای مردم كشورش &laquo;كلمبیا&raquo; كه برای همه افرادی كه او را می شناختند و با اثرهای او آشنایی داشتند سنگین بود. پیام&zwnj;های تسلیتی كه از طرف بزرگ ترین نویسندگان معاصر و رهبران و مقام های كشورهای مختلف به یاد او منتشر شد، بیانگر جایگاه بلند ماركز به عنوان نویسنده یی تاثیرگذار و پیشگام بود.

بخوانید چگونه این نویسنده بزرگ در این نامه&zwnj; کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی می&zwnj;کند:

&nbsp;

اگر پروردگار لحظه&zwnj;ای از یاد می&zwnj;برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می&zwnj;داد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می&zwnj;کردم. به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی&zwnj;راندنم، اما یقیناً هرچه را می&zwnj;گفتم فکر می&zwnj;کردم. هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می&zwnj;دادم. کمتر می&zwnj;خوابیدم و بیشتر رویا می&zwnj;بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می&zwnj;بندیم، شصت ثانیه نور از دست می&zwnj;دهیم.

راه را از&zwnj;&zwnj; همان جایی ادامه می&zwnj;دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می&zwnj;خواستم که سایرین هنوز در خوابند. 

اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می&zwnj;بخشید، &zwnj;ساده&zwnj;تر لباس می&zwnj;پوشیدم، در آفتاب غوطه می&zwnj;خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می&zwnj;کردم. به همه ثابت می&zwnj;کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی&zwnj;شوند، بلکه زمانی پیر می&zwnj;شوند که دیگر عاشق نمی&zwnj;شوند. 

به بچه&zwnj;ها بال می&zwnj;دادم، اما آن&zwnj;ها را تنها می&zwnj;گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند. به سالمندان می&zwnj;آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می&zwnj;رسد، با غفلت از زمان حال است.

چه چیز&zwnj;ها که از شما&zwnj;ها [خوانندگانم] یاد نگرفته&zwnj;ام ... یاد گرفته&zwnj;ام همه می&zwnj;خواهند بر فراز قله&zwnj; کوه زندگی کنند و فراموش کرده&zwnj;اند مهم صعود از کوه است.

یاد گرفته&zwnj;ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می&zwnj;فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می&zwnj;کند. یاد گرفته&zwnj;ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده&zwnj;ای را از جا بلند کند.

چه چیز&zwnj;ها که از شما یاد نگرفته&zwnj;ام ... .
احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا.

اگر می&zwnj;دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می&zwnj;بینم، چنان محکم در آغوش می&zwnj;فشردمت تا حافظ روح تو گردم.

اگر می&zwnj;دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می&zwnj;بینم، به تو می&zwnj;گفتم &laquo;دوستت دارم&raquo; و نمی&zwnj;پنداشتم تو خود این را می&zwnj;دانی.

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت&zwnj;ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن&zwnj;ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش.

به خودت این فرصت را بده تا بگویی: &laquo;مرا ببخش&raquo;، &laquo;متاسفم&raquo;، &laquo;خواهش می&zwnj;کنم&raquo;، &laquo;ممنونم&raquo; و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن.

هیچ&zwnj;کس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن&zwnj;ها کن.

به دوستان و همه&zwnj; آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. ... .

همراه با عشق
گابریل گارسیا مارکز]]></description>
            <category>اخبار اجتماعی،تاب‌آوری و آموزشی</category>
            <pubDate>Wed, 12 Nov 2025 02:16:01 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/67881/نامه-خداحافظی-اندیشمندانه-دنیا</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000067/n00067881-b.jpg" length="36374" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>زمان، پول یا عشق کدام یک مهم‌تر است؟</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/67736/زمان-پول-یا-عشق-کدام-یک-مهم-تر</link>
            <description><![CDATA[






زمان، پول یا عشق &mdash; سه نیرو که بی&zwnj;وقفه زندگی ما را شکل می&zwnj;دهند.
هرکدام وعده&zwnj;ای درخشان دارند: زمان برای رسیدن، پول برای ساختن، و عشق برای زیستن. اما واقعاً کدام&zwnj;یک محور اصلی زندگی است؟ اگر همه را می&zwnj;خواهیم، چرا همیشه احساس کمبود می&zwnj;کنیم؟

در جهانی که سرعت جای احساس را گرفته و موفقیت با عدد سنجیده می&zwnj;شود، شاید وقتش رسیده بپرسیم: می&zwnj;شود بین زمان، پول و عشق تعادلی یافت، یا همیشه باید یکی را قربانی دیگری کرد؟
در ادامه، به سفری می&zwnj;رویم میان این سه قدرت پنهان &mdash; تا ببینیم قلب تصمیم&zwnj;های ما واقعاً برای چه می&zwnj;تپد.


زمان، پول یا عشق؟
نقش پول به عنوان پایه اولیه
پول یک نیاز اولیه در جهان کنونی. غذا، مسکن و امنیت همگی به پول وابسته هستند. هنگامی که فرد از ثبات مالی برخوردار باشد، می&zwnj;تواند زمان بیشتری را به فعالیت&zwnj;های مورد علاقه خود اختصاص دهد.
این امر نخستین قانون بهینه&zwnj;سازی را نشان می&zwnj;دهد: ابتدا باید نیازهای اولیه تأمین شوند. و در این شکی نیست!


پول؛ زیرساخت آرامش یا زنجیر وابستگی؟
پول، در نظام&zwnj;های اقتصادی و اجتماعی امروز، نه&zwnj;تنها ابزار مبادله بلکه ساختار پایه&zwnj;ای بقا و پیشرفت است.



&nbsp;



از منظر روان&zwnj;شناسی رفتاری، دسترسی به منابع مالی پایدار، حس امنیت و کنترل بر زندگی را تقویت می&zwnj;کند؛ همان چیزی که نظریه &laquo;هرم نیازهای مازلو&raquo; نیز در پایه خود بیان می&zwnj;کند.

بدون تأمین نیازهای اولیه &mdash; خوراک، مسکن، سلامت &mdash; مغز انسان در وضعیت &laquo;بقا&raquo; باقی می&zwnj;ماند و توانایی خلق، عشق&zwnj;ورزی و رشد شخصی را از دست می&zwnj;دهد.

اما وجه چالش&zwnj;برانگیز ماجرا اینجاست: در جهانی که پول قرار بود وسیله&zwnj;ای برای رفاه باشد، به&zwnj;مرور خودِ هدف شده است.
آیا زمانی می&zwnj;توان گفت پول در خدمت انسان است، نه انسان در خدمت پول؟


زمان؛ تنها منبع غیرقابل بازتولید بشر
اگر پول را بتوان ذخیره و تکثیر کرد، زمان از این قاعده مستثناست.
علم اقتصاد مدرن، زمان را کمیاب&zwnj;ترین سرمایه می&zwnj;داند &mdash; منبعی که نه به ارث می&zwnj;رسد، نه می&zwnj;توان آن را خرید یا قرض گرفت.

مطالعات علوم اعصاب نشان می&zwnj;دهد درک ما از &laquo;ارزش زمان&raquo; با افزایش سن، تجربه و مسئولیت تغییر می&zwnj;کند؛ به&zwnj;ویژه زمانی که ثبات مالی فراهم می&zwnj;شود، انسان تازه فرصت می&zwnj;یابد تا به کیفیت گذر زمان بیندیشد، نه صرفاً به گذران آن.
اینجاست که تضاد بنیادین شکل می&zwnj;گیرد: ما سال&zwnj;ها زمان صرف به&zwnj;دست آوردن پول می&zwnj;کنیم، تا روزی برسد که بتوانیم زمان بیشتری &laquo;بخریم&raquo; &mdash; اما آن&zwnj;گاه شاید دیگر زمانی برای لذت بردن باقی نمانده باشد.

دو مفهوم ظاهراً ساده &mdash; پول و زمان &mdash; در عمل جای هم را می&zwnj;گیرند و ذهن مدرن انسان را در یک چرخه بی&zwnj;پایان می&zwnj;چرخانند.

پرسش اصلی این است:
چگونه می&zwnj;توان میان منابع قابل&zwnj;تکثیر و منابع ازدست&zwnj;رفتنی، توازن برقرار کرد؟
زمان؛ منبعی کمیاب&zwnj;تر از هر دارایی مالی
زمان، تنها سرمایه&zwnj;ای است که حتی ثروتمندترین انسان&zwnj;ها نمی&zwnj;توانند ذخیره یا بازخریدش کنند. اقتصاددانان آن را &laquo;منبع غیرقابل بازتولید&raquo; می&zwnj;نامند؛ منبعی که هر ثانیه از آن، بی&zwnj;هیچ استثنا، در جریان فرسایش است.
بر اساس محاسبات ساده&zwnj;ی زیست&zwnj;شناختی، انسان در بهترین حالت حدود ۲٬۲۰۰ میلیون ثانیه زندگی می&zwnj;کند &mdash; عددی که با هر نفس کاهش می&zwnj;یابد.

این منابع بسیار محدود، همان بستر اصلی انتخاب&zwnj;های ما در زندگی هستند: چگونه زمان را تخصیص دهیم تا بیشترین رضایت و اثربخشی را تجربه کنیم؟

مطالعات اقتصاد رفتاری نشان داده&zwnj;اند که افراد پس از رسیدن به ثبات مالی، تازه به ارزش واقعی زمان پی می&zwnj;برند؛ زیرا ذهن آن&zwnj;ها از &laquo;نگرانی بقا&raquo; آزاد شده و به سطحی بالاتر یعنی &laquo;مدیریت کیفیت زندگی&raquo; منتقل می&zwnj;شود.

وقتی جوان هستی زمان زیاد داری اما پول کم
ارزش&zwnj;گذاری زمان: بهای فرصت هر لحظه
یکی از ساده&zwnj;ترین و در عین حال مهم&zwnj;ترین روش&zwnj;ها برای درک ارزش واقعی زمان ما، محاسبه&zwnj;ی ساده&zwnj;ای است که به آن &laquo;ارزش زمانی فرد&raquo; می&zwnj;گویند.

مفهوم اصلی این است: &laquo;ارزش یک ساعت از زمان شما برابر با درآمدی است که در همان یک ساعت کسب می&zwnj;کنید.&raquo;

فرمول ساده شده:
کل درآمد ماهانه یعنی مجموع پولی که در پایان ماه دریافت می&zwnj;کنید.
کل ساعات کاری ماهانه یعنی تعداد ساعت&zwnj;هایی که واقعاً در آن ماه کار کرده&zwnj;اید.
نتیجه&zwnj; تقسیم این دو، ارزش ریالی هر ساعت از وقت شما است.
مثال:
اگر فردی در ماه ۵,۰۰۰,۰۰۰ تومان درآمد داشته باشد و ۱۷۶ ساعت در ماه کار کند، ارزش هر ساعت از زمان او تقریباً ۲۸,۴۰۰ تومان است.
چرا مهم است؟ (بهای فرصت)
این عدد (۲۸,۴۰۰ تومان)، به ما نشان می&zwnj;دهد که هر لحظه چقدر برای ما &laquo;بها&raquo; دارد. که این بها، در علم اقتصاد، &laquo;بهای فرصت&raquo; (Opportunity Cost) گفته می&zwnj;شود.


به زبان ساده:

اگر شما یک ساعت از زمان کاری خود را صرف استراحت کنید، یعنی ۲۸,۴۰۰ تومان از دست داده&zwnj;اید.
اگر آن یک ساعت را صرف مطالعه یک مهارت جدید کنید، این یعنی سرمایه&zwnj;گذاری کرده&zwnj;اید و پتانسیل کسب درآمد آینده&zwnj;تان را افزایش داده&zwnj;اید.




به همین دلیل است که مدیران و کارآفرینان بزرگ، برای تصمیم&zwnj;گیری درباره اینکه آیا کاری را خودشان انجام دهند، استراحت کنند، یا آن را به فرد دیگری بسپارند، همیشه این معیار ساده را در ذهن دارند تا مطمئن شوند زمانشان در پربازده&zwnj;ترین فعالیت ممکن صرف می&zwnj;شود.

همچنین در میان ابزارهای سنجش بهره&zwnj;وری، یکی از ساده&zwnj;ترین و درعین&zwnj;حال کاربردی&zwnj;ترین مدل&zwnj;ها، معادله&zwnj;ی ارزش زمانی فرد (Value of Time Equation) است.

این شاخص، معیاری واقعی برای درک بهای فرصت (Opportunity Cost) هر لحظه است &mdash; یعنی اگر تصمیم بگیریم یک ساعت را صرف استراحت، مطالعه یا سرمایه&zwnj;گذاری کنیم، دقیقاً چقدر پول از دست می&zwnj;دهیم یا به&zwnj;دست می&zwnj;آوریم.

از همین&zwnj;رو، مدیران و کارآفرینان اغلب از این مدل برای تصمیم&zwnj;گیری درباره واگذاری وظایف، استراحت یا سرمایه&zwnj;گذاری زمان استفاده می&zwnj;کنند.

سالمندی، پول زیاد و وقت کم
تعادل بهینه میان پول و زمان؛ معادله&zwnj;ای با دو مجهول انسانی
در اقتصاد رفاه، مفهوم &laquo;Utility Balance&raquo; یا تعادل مطلوب میان زمان و درآمد، کلید اصلی رضایت پایدار تلقی می&zwnj;شود. نمودار این رابطه معمولاً شکلی سهمی&zwnj;گون دارد:
در نیمه&zwnj;ی نخست، افزایش درآمد باعث رشد رضایت و آزادی انتخاب می&zwnj;شود.

اما پس از نقطه&zwnj;ای مشخص (نقطه اشباع درآمدی)، هرچه پول بیشتر شود، هزینه&zwnj;ی زمانی و فشردگی روانی نیز بالاتر می&zwnj;رود.

تعادل ایده&zwnj;آل پول و زمان: جایی که پول دیگر خوشبختی نمی&zwnj;خرد
رضایت پایدار و ماندگار در زندگی، زمانی به دست می&zwnj;آید که تعادل درستی میان پول (درآمد) و زمان آزاد برقرار شود.

این تعادل یک خط مستقیم نیست، بلکه شبیه یک مسیر دو مرحله&zwnj;ای است:
۱. مرحله&zwnj;ی رشد (قبل از اشباع):
در ابتدا، افزایش درآمد تأثیر بسیار زیادی بر رضایت شما دارد. پول بیشتر یعنی امنیت بیشتر، انتخاب&zwnj;های بهتر برای سلامتی و آموزش، و کاهش استرس&zwnj;های روزمره. در این مرحله، هر تومان بیشتر، رضایت قابل توجهی به همراه دارد.

۲. مرحله&zwnj;ی اشباع (نقطه عطف):
اما پس از رسیدن به یک سطح درآمدی مشخص (که برای هر فردی متفاوت است)، تأثیر پول بر خوشبختی شما به شدت کم می&zwnj;شود. به این مرحله &laquo;اشباع درآمدی&raquo; می&zwnj;گویند. در این نقطه، اگر درآمدتان باز هم زیاد شود، ممکن است با پدیده&zwnj;ای معکوس روبرو شوید: زمان آزاد شما به دلیل مسئولیت&zwnj;های بیشتر یا تلاش برای حفظ آن درآمد بالا، کم شده و رضایت شما کاهش یابد.

کلید تعادل: وزن شخصی شما
آنچه باعث می&zwnj;شود یک نفر زودتر یا دیرتر به نقطه اشباع برسد، این است که هر فرد به زمان و پول، وزن ذهنی متفاوتی می&zwnj;دهد.

برای فردی که ارزش زیادی برای خانواده قائل است، زمان آزاد (T) وزن بیشتری دارد.
برای فردی که هدفش ساختن یک کسب&zwnj;وکار است، درآمد (M) در ابتدا وزن بیشتری دارد.
&nbsp;




تعادل بهینه دقیقاً همان نقطه&zwnj;ای است که در آن، افزایش درآمد دیگر شادی چندانی اضافه نمی&zwnj;کند، اما کمی زمان آزاد بیشتر، تأثیر بسیار بزرگی بر کیفیت زندگی شما خواهد داشت. این نقطه، مرز بین &laquo;کار برای گذران زندگی&raquo; و &laquo;مدیریت کیفیت زندگی&raquo; است.

در نهایت، پرسش همچنان پابرجاست:
اگر زمان ارزشمندترین دارایی ماست و پول تنها ابزاری برای بهره&zwnj;گیری از آن، پس چرا بخش عمده&zwnj;ای از عمر خود را صرف به&zwnj;دست آوردن همان ابزاری می&zwnj;کنیم که قرار است به ما فرصت زندگی بدهد؟

این همان پارادوکس مدرن است: انسان امروز با صرف عمر، در پی خریدن زمانی است که دیگر ندارد.

عشق؛ متغیر مستقل و عامل تحول در معادله منابع
اگر پول و زمان را متغیرهای وابسته به ساختارهای بیرونی (اقتصاد و فیزیک) بدانیم، عشق نقش یک متغیر مستقل و نیروی کاتالیزوری را ایفا می&zwnj;کند که می&zwnj;تواند کل معادله را دگرگون سازد.

عشق، چه از نوع رمانتیک، چه از نوع عمیقاً رفاقتی یا خانوادگی، یک اثر شبکه&zwnj;ای (Network Effect) بر دو متغیر دیگر می&zwnj;گذارد که از نظر علمی قابل تحلیل است:
تغییر در هزینه فرصت زمانی و مالی (Shift in Opportunity Cost):
عشق به&zwnj;طور بنیادین ارزش ادراک&zwnj;شده (Perceived Value) زمان و پول را تغییر می&zwnj;دهد. در غیاب عشق، یک ساعت استراحت ارزش مشخصی دارد. اما وقتی معشوق یا عزیزی در میان باشد، فرد با کمال میل زمان و منابع مالی خود را صرف آن فرد می&zwnj;کند، حتی اگر بر اساس فرمول&zwnj;های سنتی، این صرف منابع، &laquo;غیربهینه&raquo; تلقی شود.

در اینجا، ارزش اکتسابی (Utility) صرف وقت برای دیگری، از ارزش صرف آن زمان برای اهداف فردی (مانند کار بیشتر یا استراحت) پیشی می&zwnj;گیرد. این امر نشان می&zwnj;دهد که عشق، معیار جدیدی برای سنجش &laquo;سود&raquo; در زندگی فرد ایجاد می&zwnj;کند.

مهندسی مجدد انگیزه و افزایش بهره&zwnj;وری (Motivation Engineering):
عشق، یک محرک درونی قدرتمند است که فراتر از پاداش&zwnj;های بیرونی (مانند حقوق بیشتر) عمل می&zwnj;کند. این عامل، موتور محرکه&zwnj;ای برای &laquo;تلاش مضاعف&raquo; ایجاد می&zwnj;کند.

از دیدگاه روان&zwnj;شناسی صنعتی، این همان انگیزه درونی (Intrinsic Motivation) است که به افراد اجازه می&zwnj;دهد تا مرزهای عملکرد خود را جابه&zwnj;جا کنند. فردی که برای آینده مشترک یا رفاه خانواده&zwnj;اش کار می&zwnj;کند، اغلب از قانون بازده کاهشی که در کار صرفاً برای پول وجود دارد، عبور می&zwnj;کند.

تغییر ماهیت کار از &laquo;اجبار&raquo; به &laquo;معنا&raquo; (The Transformation of Work):
شاخص &laquo;رضایت شغلی&raquo; (Job Satisfaction) به&zwnj;شدت با حس تعلق و معنا گره خورده است. زمانی که عشق، یک هدف بزرگتر و معنادارتر پشت تلاش&zwnj;های روزمره قرار می&zwnj;دهد (مثلاً کار برای ساختن یک خانه امن یا فراهم کردن تحصیلات بهتر)، کار از یک &laquo;تعهد پولی&raquo; به یک &laquo;سرمایه&zwnj;گذاری عاطفی&raquo; تبدیل می&zwnj;شود. در این حالت، مفهوم خستگی کاهش می&zwnj;یابد، زیرا مغز کار را به عنوان یک بار نمی&zwnj;بیند، بلکه آن را به عنوان مسیری برای رسیدن به هدف نهایی عاطفی درک می&zwnj;کند.

چالش نهایی:
نتیجه&zwnj;گیری جامع: جایگاه عشق در معادله&zwnj;ی زمان و پول
در تحلیل&zwnj;های اقتصادی، ما زمان و پول را به عنوان منابع محدود و قابل مبادله تعریف کردیم که بهینه&zwnj;سازی آن&zwnj;ها هدف اصلی رفاه است.

پول ابزاری برای &laquo;خریدن&raquo; کارایی و آزادی از زمان&zwnj;های اجباری است، و زمان نیز میدانی برای &laquo;زیستن&raquo; و اِعمال این آزادی است.

اما این معادله&zwnj; کارایی، به تنهایی ناقص است. عشق  در این ساختار، نه یک منبع قابل اندازه&zwnj;گیری، بلکه یک متغیر کاتالیزوری مستقل عمل می&zwnj;کند که به این دو منبع، هدف و ارزش غایی می&zwnj;بخشد.

تأثیر بر هزینه فرصت (Opportunity Cost): همانطور که پیشتر اشاره شد، عشق با افزایش &laquo;ارزش ذاتی&raquo; (Intrinsic Value) هزینه&zwnj;هایی که برای معشوق صرف می&zwnj;شود، به طور مصنوعی ارزش زمان و پول مصرف شده در آن جهت را بالا می&zwnj;برد و منطق اقتصادی صرفه&zwnj;جویی را به چالش می&zwnj;کشد.

تأثیر بر انگیزه درونی (Intrinsic Motivation): در تعادل بهینه، گذر از &laquo;بقای اقتصادی&raquo; به &laquo;کیفیت زندگی&raquo;، نیازمند انگیزه درونی است که پول به تنهایی نمی&zwnj;تواند آن را تأمین کند. عشق، زیربنای این انگیزه برای تخصیص زمان به تجربیات کیفی است.

اگر پول و زمان، منابع فیزیکی و گذرا هستند که تحت قوانین بازده نزولی قرار می&zwnj;گیرند، عشق منبعی است که پایداری معنایی ما را تضمین می&zwnj;کند و می&zwnj;تواند اثر نزولی بازده را در حوزه زمان آزاد، تعدیل نماید.


پرسش محوری نهایی:
آیا می&zwnj;توان در غیاب این متغیر تحول&zwnj;آفرین (عشق)، که پارامتر &laquo;هدف&raquo; را وارد معادله می&zwnj;کند، به یک تعادل پایدار و رضایت&zwnj;بخش میان صرف پول و تخصیص زمان دست یافت، یا این تعادل همواره ناپایدار و صرفاً مبتنی بر محاسبات فانی است؟

سواد زندگی








&nbsp;]]></description>
            <category>اخبار روان شناسی و روانپزشكی</category>
            <pubDate>Wed, 29 Oct 2025 07:12:12 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/67736/زمان-پول-یا-عشق-کدام-یک-مهم-تر</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000067/n00067736-b.jpg" length="82516" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>فرهنگِ قدرشناسی را قدر بدانیم</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/62631/فرهنگ-قدرشناسی-قدر-بدانیم</link>
            <description><![CDATA[فرهنگ قدر دانی و قدرشناسی بایستی تقویت شود چرا که اگر بخواهیم به آموزه های معنوی هم نگاهی بیاندازیم می بینیم که خداوند متعال برای هر ذره ای عمل نیک، پاداشی در نظر گرفته است. جهانِ زنانِ قوی پر است از غیرت.

جهانِ زنانِ مهربان پر است از مهر و عطوفت مادری.
جهان زنانِ خردمند پر است از یگانگی و غیرت و اندیشه.

&nbsp;بهنوش بساک کاظمی نویسنده کتاب قصه بازی نمایش&nbsp; در ادامه&nbsp; آورده است زنی که همواره غیرتش را برای برادرش به جوش می آورد، همیشه مهرش را هزار چندان به پای فرزند و همسرش می فشاند و از خرد و اندیشه اش برای آبادانی جامعه اش بهره می برد شایسته ی قدر دانی و قدرشناسی است و باید به درستی دیده و شنیده شود.

زنان خردمند و مهربان سرشارند از یگانگی و تازگی. یگانگی ای که فقط مختص آنهاست و تازگی جهان، از وجود خلاق آنهاست.

زنان قوی که هم مهر و عطوفت بسیار دارند و هم خرد و روشنی، در بیشتر مواقع بر مشکلات فايق آمده اند، در طول مسیر پر پیچ و تاب زندگی کم نیاورده اند آنان توانا و تاب آور بوده اند و هیچگاه مسایل پیچ در پیچ زندگی و کار، نتوانسته ذره ای از توان و انگیزه آنها بکاهد.

اما دراین بین فرهنگ قدر دانی و قدرشناسی بایستی تقویت شود چرا که اگر بخواهیم به آموزه های معنوی هم نگاهی بیاندازیم می بینیم که خداوند متعال برای هر ذره ای عمل نیک، پاداشی در نظر گرفته است. پس توجه به فرهنگ قدر دانی و قدرشناسی برگرفته از کلام خداوند است که همچنان که موجب آرامش فرد می شود به او امید می دهد و دلگرمی، خوشحال می شود از اینکه دیده شده هر چند کوتاه هرچند مختصر و هر چند کم اما کیفی.

گاه این امید بخشی ناشی از قدرشناسی و حمایت، به قلب خانه و خانواده برمی گردد و گاه در ذهن جامعه ریشه دارد و به فعالیت و کار در اجتماع می رسد.

زن ها در بخشی از فعالیتهای اجتماعی نقش عمده و تاثیرگذار دارند از جمله برنامه ها و فعالیت های آموزش و پرورش محور و یا بهداشت محور. نقش موثر زن در این برنامه ها به عنوان معلم ، مدیر، معاون &nbsp;و پرستار وکارشناس با مهر و عطوفت مادرانه و غیرت خواهرانه درآمیخته است برای همین بهترین تاثیر را در دل و جان مخاطبان و پذیرندگان خود می گذارد. صدای مادرانه معلم و پرستار پر از امید است و دل گرمی، نفسش پر از خلاقیت و تازگی است و خاصیت ذات وجودی اش مراقبت و محافظت است.

امیدوارم در بهره وری،کارآمدی و شایسته سالاری وقتی به نام زنان بایسته و تاثیرگذار می رسیم این نکات را از سر بگذرانیم چرا که پاسداشت کرامت انسانی است.

&nbsp;]]></description>
            <category>اندیشه</category>
            <pubDate>Tue, 22 Aug 2023 02:18:31 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/62631/فرهنگ-قدرشناسی-قدر-بدانیم</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000062/n00062631-b.jpg" length="52411" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>۱۹ راز زندگی که وقتی بزرگتر شوید، می‌فهمید</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/58358/۱۹-راز-زندگی-وقتی-بزرگتر-شوید-می-فهمید</link>
            <description><![CDATA[&nbsp;با بالا رفتن سن&zwnj;تان، کدام دیدگاه&zwnj;های زندگی شما در قیاس با جوانی تغییر کرده&zwnj;اند؟ ما اینجا فهرستی از این تغییرات را جمع آوری کرده&zwnj;ایم:


۱. &laquo;فکر می&zwnj;کردم هر کاری که من انجام میدم باید بی&zwnj;عیب و نقص باشه! در صورتی که بیشتر اوقات خوب بودن به اندازه&zwnj; کافی کفایت می&zwnj;کنه. تو دنیای واقعی به ندرت میشه کامل و بی&zwnj;عیب و نقص بود.&raquo;

۲. &laquo;من در جوانی زمان زیادی از وقتم صرف این نگرانی میشد که دیگران درباره&zwnj; من چه فکری میکنن، در حالی که در واقعیت بیشتر مردم فقط درباره&zwnj; خودشون فکر میکنن و نگران این هستن که دیگران درباره&zwnj;شون چه فکری میکنن.&raquo;

۳. &laquo;اگه من کاری رو مثل آب خوردن انجام میدم معنیش این نیست که انجامش برای دیگران هم آسونه و اگه کسی میتونه کاری رو انجام بده معنیش این نیست که منم میتونم. من تو دهه&zwnj; ۴۰ سالگیم تونستم این موضوع رو به طور کامل درک کنم.&raquo;

۴. &laquo;من با بالا رفتن سنم دیگه کمتر دیگران رو قضاوت کردم. این حقیقت که قبلاً عادت داشتم بدون فکر کردن به احساسات دیگران یا موقعیت&zwnj;ها اونا رو قضاوت کنم و درباره&zwnj;شون نظر بدم باعث شد بفهمم که چه آدم نادونی بودم. الان تاسف گذشته رو می&zwnj;خورم. البته همه&zwnj; ما تو موقعیت&zwnj;هایی بودیم که کسی بدون فکر کردن ما رو قضاوت کرده. توجه کردن به دیدگاه&zwnj;های دیگران به کل زندگی منو تغییر داد.&raquo;

۵. &laquo;آدما فقط واسه&zwnj; پیر شدن بزرگ نمیشن.&raquo;

۶. &laquo;چیزی که من در یک شریک زندگی به دنبالش هستم الان دیگه از اهمیت خیلی کمتری برخورداره. چیزی که الان به نظرم اهمیت داره شخصیته. قبلاً فکر می&zwnj;کردم ظاهر مهمترین ملاک هست. من دخترای بدجنسی رو تحمل می&zwnj;کردم که با من بد رفتار می&zwnj;کردن فقط به این خاطر که شبیه مانکن&zwnj;ها بودن. در درازمدت این رفتار&zwnj;ها به شدت رو اعتمادبه&zwnj;نفس و اطمینان من اثر بد گذاشت.&raquo;

۷. &laquo;زمان خیلی زود می&zwnj;گذره. از ۱ تا ۱۷ سالگی حس میکنی زمان متوقف شده، از ۱۸ تا ۲۰ سالگی مثل یک ماه و از ۲۰ تا ۳۰ سالگی هم مثل یک هفته برات می&zwnj;گذره.&raquo;

۸. &laquo;شادی رو فقط وقتی میتونی حس کنی که کارایی که انجام میدی خودت رو شاد کنه، نه اینکه دیگران رو تحت تاثیر قرار بده.&raquo;

۹. &laquo;معمولاً اهمیتی نداره غریبه&zwnj;ها در موردت چی فکر می&zwnj;کنن، مگه اینکه تو یه مصاحبه&zwnj; شغلی باشی یا تو یه موقعیت خیلی جدی. در غیر اینصورت واقعاً اهمیتی نداره، چون ممکنه اون غریبه (یا غریبه&zwnj;ها) رو دیگه نبینی. هر چی دوست داری بپوش، خواستی خودتو مسخره کن و هر کاری که خوشحالت میکنه انجام بده.&raquo;

۱۰. &laquo;مجبور نیستی خاص باشی. وقتی بچه&zwnj;ای یا نوجوانی ممکنه خیلی راحت تو این دام بیفتی که باید به نوعی خاص یا استثنایی باشی، به ویژه اگه باهوش باشی. در حالی که هیچ اجباری نیست که تو حتماً شرکت خودتو راه&zwnj;اندازی کنی، یه چیز خارق&zwnj;العاده اختراع کنی، مشهور بشی، اینفلوئنسر بشی، تاثیرگذار باشی، بهترینِ هر چیزی باشی یا حتماً اسمت تو صفحه&zwnj; ویکیپدیا باشه. نرمال بودن یا یه ذره بالاتر از اون هم خوبه، معنیش شکست نیست. زندگی همینه.&raquo;

۱۱. &laquo;برای قوی بودن مجبور نیستی به تنهایی بجنگی. خیلی طول کشید تا بفهمم قوی&zwnj;ترین کاری که می&zwnj;تونستم انجام بدم قبولِ این بوده که به کمک نیاز داشتم. باید دور خودم آدمایی رو جمع می&zwnj;کردم که حامی و پشتیبانم باشن، نه اینکه اونا رو از خودم برونم.&raquo;

۱۲. &laquo;وقتی جوون بودم فکر می&zwnj;کردم تمامی چیزی که برای موفق بودن بهش نیاز دارم پوله، اما همه چیز پیرامون زندگی من به نظر با پول مسدود شده. چیزی که حالا بهش نیاز دارم ساعت&zwnj;های بیشتر در روز، روز&zwnj;های بیشتر در هفته و ماه&zwnj;های بیشتر در ساله.&raquo;

۱۳. &laquo;تو مراحل مختلف زندگی، هیچکس واقعاً نمی&zwnj;دونه کاری که میکنه درسته یا نه. همه&zwnj; ما راهمون رو در زندگی ادامه میدیم و امیدواریم عاقبتِ کاری که می&zwnj;کنیم خوب باشه.&raquo;

۱۴. &laquo;گاهی&zwnj;اوقات واقعاً حق با والدینه.&raquo;

۱۵. &laquo;درست فهمیدن مهم&zwnj;تر از حق به جانب بودنه. من قبلاً چقدر انرژی صرف می&zwnj;کردم تا اشتباهات دیگران رو بهشون اثبات کنم تا بتونم بگم: منو نگاه کن، دیدی حق با من بود! بعداً به این نتیجه رسیدم که واقعاً مهم نیست کی درست میگه کی غلط، چون در نهایت هیچ&zwnj;کس براش مهم نیست و همه از یادشون میره. به ویژه که باید مسائل کوچیک و پیش&zwnj;پاافتاده&zwnj; گذشته رو فراموش کرد و فقط سعی کرد در زمان حال شاد بود.&raquo;

۱۶. &laquo;تنهایی با شلوغ کردنِ دور و برت از آدما از بین نمیره. تنهایی وقتی تموم میشه که دیگران تو رو دقیقاً همون&zwnj;طور که هستی ببینن.&raquo;

۱۷. &laquo;تنهایی به معنای حس تنها موندن نیست! من بودن در جمع رو دوست دارم، اما از تنهایی هم لذت میبرم!&raquo;

۱۸. &laquo;مشکلات دنیا فقط رو شونه&zwnj;های من یه نفر نیست. من می&zwnj;تونم در حد توان خودم کارهام رو پیش ببرم تا در نهایت به جایی که می&zwnj;خوام برسم.&raquo; و بالاخره ...

۱۹. &laquo;هیچ&zwnj;وقت نگو: وقتی سنم بالاتر رفت فلان کارو میکنم، مثلاً وقتی بزرگتر شدم یاد می&zwnj;گیرم فلان کارو کنم، وقتی سنم بالاتر رفت سفر میکنم، چند سال دیگه فلان چیزو میخرم. همین حالا هر کاری که دوست داری انجام بده. صبر نکن وگرنه به جایی میرسی که میگی: ایکاش وقتی جوونتر بودم فلان کارو میکردم.&raquo;



منبع: Buzzfeed

مترجم: سایت فرادید]]></description>
            <category>اخبار روان شناسی و روانپزشكی</category>
            <pubDate>Wed, 06 Apr 2022 04:34:55 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/58358/۱۹-راز-زندگی-وقتی-بزرگتر-شوید-می-فهمید</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000058/n00058358-b.jpg" length="120345" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>متن هایی برای حال خوب شما</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/57266/متن-هایی-حال-خوب</link>
            <description><![CDATA[چه انتظاری از مردم داری





من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم
چاقم، لاغرم؛ قد بلندم، کوتاه قدم؛ سفیدم؛ سبزه ام
همه به خودم مربوط است&hellip;


&nbsp;


مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن
روزنامه روز شنبه زباله روز یکشنبه است!
زندگی کن به شيوه خودت
با قوانين خودت با باورها و ايمان قلبی خودت
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند
برايشان فرقی نمی کند چگونه هستی
هر جور که باشی، حرفی برای گفتن دارند.
شاد باش و از زندگی لذت ببر
چه انتظاری از مردم داری ؟
آنها حتی پشت سر خدا هم حرف می زنند &hellip;

رابطه باکیفیتِ عاشقانه
حواستان به داشته های زندگیتان باشد؛
اینکه یک رابطه باکیفیتِ عاشقانه را




&nbsp;

&nbsp;




يادتان نرود که چه چیزی را در قبالِ چه از دست می دهید
نکند برای برداشتن چند تکّه سنگ زیبا از روی زمین
الماسِ با ارزشی را که در دست دارید از دست بدهید !
نگاهتان به دستِ خودتان باشد &hellip;
به اَلماستان
زمین همیشه پر از تکّه سنگ های بی ارزش است !

بعد از مردن
چند سال بعد از اينكه از دنيا مى رويد
هيچكس به خاطر نخواهد آورد كه چقدر ثروتمند و زيبا بوده ايد
اما همه يادشان خواهد ماند &hellip;
كه چه تأثيرى روى دلها و ذهن ها گذاشته ايد

تو یک زنی
یادت باشد تو یک زنی
زیبا باش
لباس خوب بپوش
ورزش کن
مواظب هیکل و اندامت باش
هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد
همیشه بوی عطر بده
مطالعه کن و آگاهيتو بالا ببر
خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در يک خلوت دنج مهمان کن
برای خودت گاهی هديه ای بخر
وقتی به خودت و روحت احترام میگذاری
احساس سربلندی می کنى
آنوقت ديگر از تنهایی به ديگران پناه نمیبری
و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد می کنی

تحسین دیگران
بعضی از مردم اصرار دارند که خود را به دیگران بشناسانند
ثروت خود را به رخ آنها بکشند
اما این نوع آدمها در درون خود زجر می کشند
زیرا شادی آنها وابسته به تفکر دیگران است !
مهم بودن را فراموش کنید تا آرامش نصیب تان شود
هرچه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید
بیشتر تحسین می شوید &hellip;

مگه تو این طور فکر نمی&zwnj; کنی ؟
اولین روزهایی كه در سوئد بودم، یکى از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل بر می&zwnj; داشت و به محل کار می&zwnj; برد، ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى بود ما صبح&zwnj; ها زود به کارخانه می&zwnj; رسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک می&zwnj; کرد.

در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند کارخانه اسکانیا با ماشین شخصى به سر کار می&zwnj; آمدند، روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم : آیا جاى پارک ثابتى داری ؟ چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک می&zwnj; کنى ؟ در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست

او در جواب گفت: براى این که ما زود می&zwnj; رسیم و وقت براى پیاده&zwnj; رفتن داریم این جاها را باید براى کسانى بگذاریم که دیرتر می&zwnj; رسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیک&zwnj; تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند.


برنده شدن
فرهنگ عامل اصلی در پیشرفت جوامع بشری است
در بحث با فردی با هوش برنده شدن خیلی سخته
اما در بحث با یک احمق
برنده شدن، نزدیک به غیر ممکنه !

آهو و شیر
ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ 90 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ که سرعت شیر 57 کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ
ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر می&zwnj; شود؟
ﺗﺮﺱ ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻣيشود ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به پشت ﺳﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می&zwnj; شود ! تا جایی که شیر میتواند به او برسد
یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ طعمه ﺷﯿﺮ نمیشود!
ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد؛ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪ ﺷﯿﺮ نخواهد شد ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ، ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ؛
ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ میمانیم
ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ&hellip;

گاهی زندگی را جدی نگیر
گاهی باید همه چیزو ساده تر بگیری
به جای پلو خورش، نیمرو و سیب زمینی سرخ کرده بزنی
به جای رستوران لوکس تو زعفرانیه، بری تجریش یه کاسه آش رشته بخوری
مزخرف ترین فیلمی که در طول تاریخ ساخته شده رو بذاری توی دستگاه و ولو شی رو مبل و بعد از شدت خسته کننده بودن فیلمه همونجا خوابت ببره
گاهی باید به جای موزیک فاخر، سنتی شجریان و بی کلام باخ و سمفونی پنجم بتهوون، یه آهنگ قر دار که ترانه ش از معیارای یه ترانه ی درست، فقط وزن داره پخش کنی و به مسخره ترین شکل ممکن باهاش برقصی
گاهی باید &ldquo;عقاید یک دلقک&rdquo; و &ldquo;صد سال تنهایی&rdquo; رو بذاری تو همون کتابخونه بمونن و به جاش بری چند تا جوک تکراری رو از نو بخونی و بخندی
به جای بحث در مورد روند تکمیل انسان و تاریخ تمدن، بشینی انقدر با دوستات مسخره بازی دراری و بخندی که دیگه خنده به دل درد بندازدت اصلا گاهی باید همه چیز رو به طرز احمقانه ای ساده بگیری تا حالت جا بیاد
گاهی باید زندگی رو اونقدری که همیشه جدی می گرفتی جدی نگیری، حال کنی با زندگیت
اگه این کارا رو نکنی، دیگه نمی تونی از اون پلو خورش و رستوران لوکس و اون فیلمی که پارسال اسکار گرفت و موزیک لایت و کتابای برتر جهان و بحث های فلسفی لذت ببری
هیچ یکنواختی ای لذتبخش نیست.
حتی یه پادشاه هم گاهی از تشریفات و پادشاه بودنش خسته میشه..

مردم چيزهاي قشنگ را خراب مي كنند
سفر كن و به هيچكس نگو
مثل يك داستان واقعي زندگي كن
و به هيچ كس نگو
با خوشحالي زندگي كن و به
هيچ كس نگو
مردم چيزهاي قشنگ را خراب مي كنند

زندگی برای دیگران !
بیشتر مشکلات زندگیمان از &zwnj;آنجا شروع میشود که
ما نه برای خودمان بلکه برای آدم های اطراف مان زندگی می کنیم
لباسی میپوشیم که مد باشد
در رشته ای درس میخوانیم که کلاس داشته باشد
با کسی ازدواج می کنیم تا دهان مردم را ببندیم
بچه دار می شویم که برایمان حرف در نیاورند و این داستان تا آخر عمر ادامه دارد&hellip;
برای مردم زندگی کردن، یعنی خوشبخت بودن در ذهن مردم در حالیکه احساس خوشبختی کردن یک کیفیت درونی و شخصی است
لازمه احساس خوشبختی درک واقعیتهای زندگی شخصی و استفاده از شرایط موجود برای خلق بهترین های ممکن است.

جهان سوم
جهان سوم جاییست که درآمد یک دعانویس از یک برنامه نویس بیشتر است
جهان سوم جایی است که بسیاری از مردمانش با یک عطسه از هدف خود دست می کشند
جهان سوم جاییست که مردمانش حتی حوصله ۵ دقیقه مطالعه در روز را ندارند
این جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند،
آدمها هستند که آن را می سازند.
جهانسوم جا نیست
شخص است

الفباىِ تمام كردن
يك نفر بيايد و تمام كردن را يادمان دهد
نقطه گذاشتن و سرِ خط رفتن را
ما اسطوره هايى از نسلِ رابطه هاى بى سر و ته ايم
كم و بيش همه ما،
يك رابطه معلق را تجربه كرديم &hellip;
نه دلِ كندن داشتيم نه توانِ ماندن
نه دوستش داشتيم و نه طاقتِ با ديگرى ديدنش را
به خودمان كه آمديم؛
ديديم شيرين ترين لحظه هاى زندگىِ مان را
داديم براىِ آدمى كه بعدترها بى لياقتى اش را ثابت كرد
يك نفر بيايد و الفباىِ تمام كردن را يادمان دهد !

ﺷﻌﺮﯼ ﺯﻳﺒﺎ ﺍﺯ اقبال لاهوری 
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﻱ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻧﺨﻮﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻠﻢ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺑﯽ ﻏﻢ ﻭ ﻣﻨﺖ
ﻣﻨﺖ ﻧﮑﺶ ﺍﺯ ﻏﯿﺮ ﻭ ﭘﺮ ﻭ ﺑﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﯽ ﮔﺬﺭﺍﻧﯽ
ﭘﺲ ﺷﺎﮐﺮ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ &hellip;

گریه و افسوس
فيلسوفی لطیفه&zwnj; ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند
بعد از چندلحظه او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت: وقتی نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خورن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید ؟
گذشته را فراموش کنید و با آن آینده را بسازید به جای افسوس خوردن

لایق تو کسی نیست جز آن کسی که:
تو را انتخاب کند &hellip; نه امتحان
تو را نگاه کند &hellip; نه اینکه ببیند
تو را حس کند &hellip; نه اینکه لمست کند
تو را بسازد &hellip; نه اینکه بسوزاند
تو را بیاراید &hellip; نه اینکه بیازارد
تو را بخنداند &hellip; نه اینکه برنجاند
تو را دوست بدارد و بدارد و بدارد

بهترین خیاط
تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بود كه همیشه با هم بحث میکردند &hellip;
یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد.
روی تابلو نوشته بود : بهترین خیاط شهر
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت: بهترین خیاط کشور
سومین خیاط نوشت: بهترین خیاط دنیا
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد روی یک برگه کوچک با یه خط معمولی نوشت :
بهترین خیاط این کوچه
قرار نیست دنیایمان را بزرگ کنیم که در آن گم شویم
در همان دنیایی که هستیم می شود
آدم بزرگى باشیم &hellip;

&nbsp;





]]></description>
            <category>اخبار اجتماعی،تاب‌آوری و آموزشی</category>
            <pubDate>Wed, 26 Jan 2022 08:59:36 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/57266/متن-هایی-حال-خوب</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000057/n00057266-b.jpg" length="20707" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>دنیا را جای بهتری برای زیستن کنیم</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/57212/دنیا-جای-بهتری-زیستن-کنیم</link>
            <description><![CDATA[دنیا برای این نیست که بماند ...


در این دنیا همه زیر گرد تاریخ گم میشویم!
یک روز همین خانه&zwnj;ای که سقف دارد خانه عنکبوت&zwnj;ها و لانه&zwnj; خفاش ها می&zwnj;شود،
همین ماشینی که دوستش داریم زیر باران در یک گورستان ماشین زنگ می&zwnj;زند،
همین بچه&zwnj;هایی که نفس&zwnj;مان به نفس&zwnj;شان بند است، می&zwnj;روند پی زندگی&zwnj;اشان. حتی نمی&zwnj;آیند آبی بریزند روی سنگ مزارمان.

قبل از ما میلیاردها انسان روی این کره&zwnj; خاکی راه رفته&zwnj;اند.
مغرورانه گفته&zwnj;اند:
مگر من اجازه بدم!
مگر از روی جنازه&zwnj; من رد بشید...

و حالا کسی حتی نمی&zwnj;تواند هم استخوان&zwnj;های جنازه&zwnj;شان را پیدا کند که از روی آن رد بشود یا نشود!

قبل از ما کسانی زیسته&zwnj;اند که زیبا بوده&zwnj;اند،
دلفریب، مثل آهو خرامان راه رفته&zwnj;اند.
زمین زیر پای تکان خوردن جواهراتشان لرزیده.
سیب ها از سرخی گونه هایشان رنگ باخته اند و حالا
کسی حتی نامشان را هم به خاطر نمی&zwnj;آورد.

قبل از ما کسانی بوده&zwnj;اند که در جمجمه&zwnj; دشمنانشان شراب ریخته&zwnj;اند و خورده&zwnj;اند.
سرداران و امیرانی که گرزهای گران داشته&zwnj;اند، پنجه در پنجه شیر انداخته&zwnj;اند،
از گلوله نترسیده&zwnj;اند،
و حالا کسی نمی&zwnj;داند در کجای تاریخ گم شده&zwnj;اند!

همه این کینه ها،
همه&zwnj; این تلخی&zwnj;ها،
همه&zwnj; این زخم زبان زدن&zwnj;ها،
همه&zwnj; این کوفت کردن دقیقه&zwnj;ها به جان هم،
همه&zwnj; این زهر ریختن&zwnj;ها،
تهمت زدن&zwnj;ها،
توهین کردن&zwnj;ها به هم...
تمام می&zwnj;شود.

از یاد می&zwnj;رود و هیچ سودی ندارد جز اینکه زندگی را به جان خودمان و همدیگر زهر کنیم.

اگر می&zwnj;توانیم به هم حس خوب بدهیم
کنار هم بمانیم
و اگر نه، راهمان را کج کنیم.
دورتر بایستیم و یادمان نرود که همه&zwnj; ما می&zwnj;میریم،
همه ما
بدون استثناء، کمی دیرتر...
کمی زودتر،
یک دفعه،
ناگهانی...

زندگی کنیم و بگذاریم دیگران هم زندگی کنن... .

دنیا را جای بهتری برای زیستن کنیم
]]></description>
            <category>اخبار اجتماعی،تاب‌آوری و آموزشی</category>
            <pubDate>Sun, 23 Jan 2022 17:51:10 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/57212/دنیا-جای-بهتری-زیستن-کنیم</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000057/n00057212-b.jpg" length="139503" type="image/jpeg"/>
        </item>
    </channel>
</rss>
