<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0" -->
<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <channel>
        <title>ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان
 - آخرين عناوين بهداشت روان :: نسخه کامل</title>
        <description><![CDATA[تهيه شده توسط ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان میگنا
]]></description>
        <link>https://www.migna.ir/Psychology/MentalHealth</link>
        <lastBuildDate>Thu, 12 Feb 2026 21:24:16 GMT</lastBuildDate>
        <generator>استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0</generator>
        <image>
            <url>https://www.migna.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif</url>
            <title>ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان
 - آخرين ...</title>
            <link>https://www.migna.ir/Psychology/MentalHealth</link>
            <width>100</width>
            <height>70</height>
            <description><![CDATA[تهيه شده توسط ميگنا : پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان میگنا
]]></description>
        </image>
        <language>fa</language>
        <copyright>نقل و نشر مطالب با ذکر نام پايگاه خبری روانشناسی و بهداشت روان میگنا آزاد است.
</copyright>
        <pubDate>Thu, 12 Feb 2026 21:24:16 GMT</pubDate>
        <category>بهداشت روان</category>
        <ttl>60</ttl>
        <atom:link href="https://www.migna.ir/rssf0.47wrywq44r,6mp73f.iwwi..y0agngyw-n.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
        <item>
            <title>وقتی اخبار، دشمن پنهان‌ روان شما می شوند</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/68489/وقتی-اخبار-دشمن-پنهان-روان-می-شوند</link>
            <description><![CDATA[






تهدید جنگ، زخمی بر روان
حتی بدون وقوع جنگ فیزیکی، صرف تهدید آن نیز می&zwnj;تواند آسیب&zwnj;های روانی عمیقی ایجاد کند. تداوم اخبار مربوط به تنش&zwnj;های ژئوپلیتیکی، اظهارات تند و تهدیدآمیز مقامات کشورهای مختلف و تصاویر و ویدئوهای منتشر شده از درگیری&zwnj;ها در مناطق دیگر، می&zwnj;تواند حس ناامنی و ترس را در افراد تقویت کند.

این حس ناامنی، به ویژه در شرایطی که افراد کنترل چندانی بر اوضاع ندارند، می&zwnj;تواند منجر به:
افزایش اضطراب و استرس: نگرانی مداوم در مورد آینده، ایمنی خود و خانواده، و پیامدهای احتمالی جنگ، سطح اضطراب و استرس را به شدت افزایش می&zwnj;دهد.

اختلالات خواب: ترس و نگرانی، می&zwnj;تواند باعث بی&zwnj;خوابی، کابوس&zwnj;های شبانه و کیفیت پایین خواب شود.

افسردگی: احساس ناامیدی، بی&zwnj;قدرتی و یأس در مواجهه با تهدید جنگ، می&zwnj;تواند به افسردگی منجر شود.

مشکلات تمرکز و یادگیری: اضطراب و استرس، توانایی تمرکز و یادگیری را کاهش می&zwnj;دهد و می&zwnj;تواند عملکرد تحصیلی و شغلی افراد را تحت تاثیر قرار دهد.

واکنش&zwnj;های جسمانی: استرس مزمن می&zwnj;تواند منجر به سردرد، مشکلات گوارشی، ضعف سیستم ایمنی و سایر مشکلات جسمانی شود.


کودکان، آسیب&zwnj;پذیرترین قربانیان
کودکان به دلیل عدم توانایی در درک کامل خطرات و پیچیدگی&zwnj;های سیاسی، به&zwnj;ویژه در برابر تاثیرات منفی اخبار جنگ آسیب&zwnj;پذیرتر هستند.

قرار گرفتن در معرض اخبار ترسناک و تصاویر خشونت&zwnj;آمیز، می&zwnj;تواند باعث:
اضطراب جدایی: ترس از دوری از والدین و نگرانی در مورد ایمنی آنها.

ترس&zwnj;های غیرمنطقی: ایجاد ترس&zwnj;های غیرمنطقی و وهم&zwnj;آلود در مورد جنگ و خطرات آن.

مشکلات رفتاری: بروز رفتارهای پرخاشگرانه، گوشه&zwnj;گیری، بی&zwnj;قراری و شب&zwnj;ادراری.

مشکلات عاطفی: بروز غم و اندوه، خشم و بی&zwnj;حسی.


تغذیه خبری و سیل اطلاعات
در عصر حاضر، رسانه&zwnj;ها و شبکه&zwnj;های اجتماعی نقش مهمی در انتقال اطلاعات ایفا می&zwnj;کنند. با این حال، حجم زیاد اخبار و اطلاعات مربوط به جنگ و تهدید جنگ، می&zwnj;تواند به یک سیل اطلاعاتی تبدیل شود که افراد را غرق کرده و باعث افزایش اضطراب و استرس شود.

انتشار مستمر اظهارات تحریک&zwnj;آمیز و تهدیدآمیز، تمرکز بر جنبه&zwnj;های منفی و خشونت&zwnj;آمیز اخبار و عدم ارائه تحلیل&zwnj;های متعادل و واقع&zwnj;بینانه، می&zwnj;تواند به تشدید این تاثیرات منفی کمک کند.
&nbsp;

&nbsp;

آیا باید از جنگ ترسید؟
ترس، یک واکنش طبیعی به خطر است. با این حال، ترس بی&zwnj;حد و حصر و غیرمنطقی، می&zwnj;تواند مخرب باشد. آگاهی از خطرات احتمالی و اتخاذ تدابیر احتیاطی ضروری است، اما غرق شدن در ترس و نگرانی، به هیچ وجه کمکی نمی&zwnj;کند.

آیا جنگ خوب است؟
جنگ، هرگز خوب نیست. جنگ، فاجعه&zwnj;ای انسانی است که منجر به مرگ، آوارگی، ویرانی و آسیب&zwnj;های روانی عمیق می&zwnj;شود.
هیچ توجیهی برای جنگ وجود ندارد و همه تلاش&zwnj;ها باید بر حل مسالمت&zwnj;آمیز اختلافات و جلوگیری از وقوع جنگ متمرکز باشد.

چگونه سلامت روان خود را حفظ کنیم؟
محدود کردن مصرف اخبار: از تماشای مداوم اخبار و اطلاعات مربوط به جنگ خودداری کنید.

انتخاب منابع معتبر: از منابع خبری معتبر و بی&zwnj;طرف استفاده کنید.

تمرکز بر جنبه&zwnj;های مثبت زندگی: به جای تمرکز بر اخبار منفی، بر جنبه&zwnj;های مثبت زندگی خود و خانواده&zwnj;تان تمرکز کنید.

ارتباط با دیگران: با دوستان و خانواده خود صحبت کنید و از حمایت آنها برخوردار شوید.

فعالیت&zwnj;های سالم: به انجام فعالیت&zwnj;های سالم و لذت&zwnj;بخش مانند ورزش، مطالعه، موسیقی و هنر بپردازید.

مراجعه به متخصص: در صورت احساس اضطراب، استرس یا افسردگی شدید، به یک متخصص سلامت روان مراجعه کنید.


مسئولیت رسانه&zwnj;ها
رسانه&zwnj;ها نیز در این زمینه مسئولیت سنگینی بر عهده دارند. آنها باید با ارائه اطلاعات دقیق، متعادل و مسئولانه، به کاهش اضطراب و استرس جامعه کمک کنند و از انتشار اخبار تحریک&zwnj;آمیز و شایعات خودداری کنند.



منبع: خبرآنلاین





]]></description>
            <category>اخبار روان شناسی و روانپزشكی</category>
            <pubDate>Thu, 12 Feb 2026 18:36:01 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/68489/وقتی-اخبار-دشمن-پنهان-روان-می-شوند</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000068/n00068489-b.jpg" length="36057" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>خودمراقبتی؛ یک فرایند و مهارت</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/67656/خودمراقبتی-یک-فرایند-مهارت</link>
            <description><![CDATA[مقدمه

خودمراقبتی مفهومی است که امروزه به&zwnj;عنوان یکی از ارکان اصلی سلامت جسمی و روانی شناخته می&zwnj;شود. در دنیای پرشتاب امروز، افراد بیش از هر زمان دیگری در معرض فشارهای روانی، اضطراب و فرسودگی قرار دارند. ازاین&zwnj;رو، توانایی مراقبت آگاهانه از خود، دیگر یک انتخاب تجملی یا فردی نیست؛ بلکه ضرورتی است که هر فرد برای ادامه&zwnj;ی زندگی سالم و متعادل به آن نیاز دارد.


تعریف خودمراقبتی 
خودمراقبتی به معنای مجموعه&zwnj;ای از رفتارها، نگرش&zwnj;ها و تصمیمات آگاهانه است که فرد برای حفظ و ارتقای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی خود اتخاذ می&zwnj;کند.

این مفهوم تنها به رعایت بهداشت فردی یا خواب کافی محدود نمی&zwnj;شود، بلکه حوزه&zwnj;هایی همچون مدیریت هیجان&zwnj;ها، ایجاد روابط سالم و تأمین نیازهای معنوی را نیز دربرمی&zwnj;گیرد.

اهمیت خودمراقبتی 
خودمراقبتی نه&zwnj;تنها کیفیت زندگی فرد را ارتقا می&zwnj;دهد، بلکه کارکردهای اجتماعی و شغلی او را نیز بهبود می&zwnj;بخشد. فردی که از خود مراقبت می&zwnj;کند، توانایی بیشتری در مدیریت بحران&zwnj;ها، ایجاد روابط سازنده و سازگاری با چالش&zwnj;های زندگی خواهد داشت.

شاید برخی تصور کنند مراقبت از خود نوعی خودخواهی است، اما واقعیت خلاف این است. مراقبت از خود به معنای خودخواهی نیست.

اتفاقاً وقتی ما به جسم، ذهن و روح خود توجه می&zwnj;کنیم و از خود مراقبت می&zwnj;کنیم: - می&zwnj;توانیم بهتر به فرزندان و اطرافیانمان عشق و محبت بدهیم،
- روابط&zwnj;مان با دیگران بهبود می&zwnj;یابد،
- و خودمان کمتر تحت فشار، اضطراب یا غم قرار می&zwnj;گیریم.

به&zwnj;عنوان مثال، مادری که خود را مراقبت می&zwnj;کند، کمتر بیمار می&zwnj;شود و انرژی بیشتری برای فرزندان و خانواده دارد؛ در نتیجه فرزندان هم احساس امنیت و محبت بیشتری خواهند داشت و کمتر نیاز به جبران کمبودهای عاطفی پیدا می&zwnj;کنند. این موضوع نشان می&zwnj;دهد که خودمراقبتی یک مهارت برای زندگی بهتر و روابط سالم&zwnj;تر است، نه یک رفتار خودمحور.

ابعاد مختلف خودمراقبتی 
- -جسمانی: خواب کافی، تغذیه&zwnj;ی سالم، فعالیت بدنی منظم.
- اجتماعی: ایجاد ارتباطات سالم، حفظ مرزهای شخصی، تعامل سازنده.
- معنوی: تأمل، دعا، یا فعالیت&zwnj;هایی که به زندگی فرد معنا و جهت می&zwnj;بخشند
-روانی: مدیریت استرس، آرام&zwnj;سازی ذهن، شناسایی و تنظیم هیجان&zwnj;ها در بُعدروانی، یکی از نشانه&zwnj;های خودمراقبتی آن است که خود را به خاطر اشتباهات گذشته سرزنش نکنیم، با خودمان مهربان&zwnj;تر باشیم و از مقایسه&zwnj; زندگی خود با دیگران بپرهیزیم. پذیرش خویشتن و آرامش ذهنی، از مهم&zwnj;ترین جنبه&zwnj;های خودمراقبتی روانی به شمار می&zwnj;روند.

موانع رایج در خودمراقبتی
بسیاری از افراد علی&zwnj;رغم آگاهی از اهمیت خودمراقبتی، در عمل با موانعی روبه&zwnj;رو می&zwnj;شوند. برخی از این موانع عبارت&zwnj;اند از:
- مشغله&zwnj; بیش از حد و بی&zwnj;توجهی به نیازهای فردی،
- تصور غلط مبنی بر اینکه مراقبت از خود نوعی خودخواهی است،
- وابستگی به الگوهای ناسالم برای تسکین موقت (مانند سیگار یا پرخوری).

نقاط امن در شرایط بحرانی یکی از ابعاد مهم خودمراقبتی، نحوه&zwnj; واکنش در شرایط بحرانی است. بسیاری از افراد در لحظه&zwnj;های فشار یا اضطراب به رفتارهایی پناه می&zwnj;برند که تنها آرامش موقت ایجاد می&zwnj;کنند اما در بلندمدت آسیب&zwnj;زا هستند. برای مثال، سیگار کشیدن یا مصرف افراطی شبکه&zwnj;های اجتماعی ممکن است در کوتاه&zwnj;مدت حواس فرد را پرت کند، اما چرخه&zwnj; اضطراب و فرسودگی را تشدید می&zwnj;نماید.

برای پیشگیری از این چرخه، هر فرد باید برای خود &laquo;نقاط امن&raquo; تعریف کند. نقطه&zwnj;ی امن فعالیت یا محیطی است که بدون آسیب&zwnj;رسانی به جسم یا روان، موجب بازگشت آرامش شود.
نمونه&zwnj;هایی از نقاط امن عبارت&zwnj;اند از:
- تمرین&zwnj;های تنفس عمیق و مدیتیشن کوتاه،
- تماس با فردی مورد اعتماد،
- قدم&zwnj;زدن در فضای باز،
- گوش&zwnj;دادن به موسیقی آرام،
- نوشتن احساسات روی کاغذ.

پیامدهای غفلت از خودمراقبتی
نادیده گرفتن خودمراقبتی، پیامدهای منفی بسیاری به&zwnj;همراه دارد؛ ازجمله افزایش استرس، کاهش کارایی، اختلال در روابط اجتماعی، و زمینه&zwnj;سازی برای بیماری&zwnj;های جسمی و روانی. چرخه خودمراقبتی و سلامت روان خودمراقبتی و سلامت روان رابطه&zwnj;ای دوسویه دارند.

مراقبت از خود باعث بهبود سلامت روان می&zwnj;شود و سلامت روان نیز انگیزه و توان فرد را برای ادامه&zwnj; مراقبت از خود تقویت می&zwnj;کند.


چگونه آغاز کنیم؟ 
آغاز خودمراقبتی نیازمند گام&zwnj;های کوچک و واقع&zwnj;بینانه است. به&zwnj;جای برنامه&zwnj;های پیچیده، بهتر است فرد با رفتارهای ساده شروع کند:
- اختصاص چند دقیقه در روز به تنفس عمیق،
- پیاده&zwnj;روی کوتاه،
- محدود کردن زمان استفاده از تلفن همراه،
- نوشیدن آب کافی.

خودمراقبتی؛ یک فرایند و مهارت 
خودمراقبتی یک اقدام مقطعی نیست، بلکه فرایندی طولی و مداوم است. ممکن است فرد یک روز برنامه&zwnj;های خودمراقبتی را انجام دهد و روز بعد آن&zwnj;ها را فراموش کند. این امر طبیعی است؛ اما تداوم و تمرین، موجب می&zwnj;شود که این رفتارها به مهارت تبدیل شوند.

خودمراقبتی را باید همچون رانندگی در نظر گرفت؛ در ابتدا دشوار به&zwnj;نظر می&zwnj;رسد، اما با تمرین و استمرار، به یک مهارت ناخودآگاه و پایدار تبدیل می&zwnj;شود. بنابراین، هدف آن است که خودمراقبتی از سطح یک تصمیم روزانه فراتر رفته و به بخشی از سبک زندگی فرد تبدیل گردد.

آموزش خودمراقبتی به کودکان
آموزش خودمراقبتی باید از سنین کودکی آغاز شود. کودکان در صورتی که بیاموزند چگونه نیازهای خود را تشخیص دهند و به&zwnj;طور سالم به آن&zwnj;ها پاسخ دهند، در آینده بزرگسالانی متعادل&zwnj;تر و مقاوم&zwnj;تر خواهند شد.

این آموزش می&zwnj;تواند شامل موارد ساده&zwnj;ای مانند اهمیت خواب کافی، تغذیه&zwnj;ی مناسب، بیان احساسات و شیوه&zwnj;های مدیریت هیجان باشد.


&nbsp;نتیجه&zwnj;گیری 
خودمراقبتی یک کار مقطعی یا لحظه&zwnj;ای نیست؛ عادت و سبکی برای زیستن است. اگر فقط گاهی سراغش برویم، اثرش هم زود می&zwnj;رود. اما وقتی حتی با قدم&zwnj;های کوچک مثل چند دقیقه تنفس عمیق یا پیاده&zwnj;روی کوتاه هر روز تکرارش کنیم، کم&zwnj;کم به بخشی از زندگی&zwnj;مان تبدیل می&zwnj;شود.

خودمراقبتی یعنی مراقبت مداوم، نه واکنش موقت. وقتی پایدار باشد، مثل ریشه&zwnj;ای محکم، هم حال خوب ما را حفظ می&zwnj;کند و هم توانمان برای رویارویی با سختی&zwnj;های زندگی را افزایش می&zwnj;دهد.

✨ حال خوب ساخته نمی&zwnj;شود؛ پرورده می&zwnj;شود. و این را بدانیم که هرکسی مسیر، توان و شرایط خاص خودش را دارد.

مقایسه کردن فقط ذهن را خسته می&zwnj;کند و حس ناکافی بودن را در ما تقویت می&zwnj;نماید. به&zwnj;جای آن، بهتر است پیشرفت خود را با گذشته&zwnj; خودمان بسنجیم، نه با ظاهر زندگی دیگران. 

ما هرکدام نسخه&zwnj; منحصربه&zwnj;فردی از انسان هستیم؛ با نقطه&zwnj;قوت&zwnj;ها، ضعف&zwnj;ها و داستان&zwnj;های متفاوت. خودمراقبتی واقعی یعنی همین را بپذیریم و با مهربانی با خودمان رفتار کنیم، حتی در روزهایی که حس می&zwnj;کنیم کافی نیستیم.



دکتر سارا غلامی
روانشناس]]></description>
            <category>بهداشت روان</category>
            <pubDate>Tue, 21 Oct 2025 02:48:38 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/67656/خودمراقبتی-یک-فرایند-مهارت</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000067/n00067656-b.jpg" length="37357" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>نظریه رشد پس از سانحه PTG ریچارد جی تدسکی</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/67640/نظریه-رشد-سانحه-ptg-ریچارد-جی-تدسکی</link>
            <description><![CDATA[





هرساله در سراسر جهان رویدادهای آسیب&zwnj;زا، به مرگ و نتایج ناگواری برای انسان&zwnj;ها منجر می&zwnj;شود. تروما یا آسیب روانی، واقعه&zwnj;ای است که فرد را درگیر احساساتی مانند ترس، درماندگی و سردرگمی در برابر تغییرات پیش&zwnj;آمده می&zwnj;کند. برخی از این رویدادها شامل سوگ، بیماری جدی مانند سرطان، تصادف، بلایای طبیعی، حملات تروریستی، تجاوز جنسی، خشونت، ورشکستگی و بیکاری هستند.

مسائل روان&zwnj;شناختی همچون استرس پس از سانحه، افسردگی، اختلالات اضطرابی یا حتی افزایش نرخ خودکشی در سنین بالاتر از جمله پیامدهای مرتبط با تجارب آسیب&zwnj;زا هستند.

در مارس ۱۹۸۷، کشتی&zwnj;ای که از انگلیس به بلژیک در حال سفر بود واژگون شد و باعث کشته شدن ۱۹۳ نفر شد. در طی ماه&zwnj;های بعدی، تقریباً ۳۰۰ نفر از بازماندگان از علائم استرس&nbsp;پس از سانحه رنج می&zwnj;بردند. با این حال، به مرور برخی از آنها تأثیرات مثبت شگفت انگیزی را گزارش کردند. سه سال پس از فاجعه، ۴۳ درصد از بازماندگان گزارش دادند که نگاه آنها به زندگی بهتر شده است. آنها گزارش دادند که دیگر مانند سابق زندگی نمی&zwnj;کنند، برای روابط خود ارزش بیشتری قائل هستند و هر روز به طور کامل زندگی می&zwnj;کنند.

غالبا ما تصور می&zwnj;کنیم که ضربه روحی به عنوان یک تجربه ناگوار اتفاق کاملا بدی است. روش دیگری با ظرافت بیشتر برای بررسی آسیب&zwnj;ها وجود دارد که در طی فراگیری اضطراب و استرس مورد توجه قرار گرفته است.

پس از قرار گرفتن در معرض رویدادهای آسیب زا، افراد ممکن است طیف وسیعی از پیامدهای سلامت روانی و جسمی را نشان دهند که در آن اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یکی از شایع ترین آنهاست. ... چنین تغییرات مثبتی در مجموع به عنوان رشد پس از سانحه (PTG) تعریف می&zwnj;شود.

رشد بعد از سانحه چیست؟
رشد پس از سانحه (Post-Traumatic Growth) یک فرایند مثبت روان&zwnj;شناختی است که برخی افراد پس از تجربۀ رویدادهای تروماتیک و استرس&zwnj;زا آن را تجربه می&zwnj;کنند. در این فرایند فرد به دلیل عبور از یک بحران عمیق روانی دچار تغییرات مثبت در زندگی می&zwnj;شود. در واقع تجربۀ تروما روحی یا ضربه روانی معمولاً منجر به آسیب&zwnj;دیدن فرد و ابتلا به اختلالاتی مثل استرس پس از سانحه یا PTSD می&zwnj;شود؛ اما گاهی اوقات می&zwnj;تواند کاتالیزوری برای تغییرات مثبت باشد و باعث رشد، افزایش قدرت و بهبود انعطاف&zwnj;پذیری شود.




مفهوم رشد پس از سانحه توسط دکتر ریچارد تدسکی و دکتر لارنس کالهون در سال ۱۹۹۶ معرفی شد. آن&zwnj;ها در مقاله&zwnj;ای توضیح دادند که شخصی که یک رویداد تروماتیک را تجربه کرده است ممکن است تغییرات مثبتی را در جنبه&zwnj;های مختلف زندگی تجربه کند. Ginelle Krummey، درمانگر بالینی در مقاله&zwnj;ای از سایت psychcentral می&zwnj;گوید: رشد پس از آسیب بخشی از ظرفیت طبیعی انسان برای معنا بخشیدن به زندگی، بهبود روانی و یادگیری است.

دکتر دبی سیلبر، روان&zwnj;شناس نیز می&zwnj;گوید: رشد پس از سانحه، آگاهی، بینش و دیدگاه جدیدی است که پس از یک بحران روانی پدیدار می&zwnj;شود. این بحران می&zwnj;تواند مرگ یکی از عزیزان، بیماری، بلای طبیعی و اتفاقاتی مانند سوءاستفاده جنسی یا خیانت باشد. در واقع بازماندگان تروما، قدرت درونی&zwnj;شان را از طریق آگاهی از اینکه بر سختی&zwnj;های عظیمی غلبه کرده&zwnj;اند پرورش می&zwnj;دهند و روابط قوی&zwnj;تری با اطرافیان و همچنین با سایر افرادی که به همین شکل رنج کشیده&zwnj;اند برقرار می&zwnj;کنند.

جالب است بدانید یک مطالعه در سال ۲۰۱۸ نشان داد تقریباً ۵۳% از افرادی که رویدادهای تروماتیک را تجربه می&zwnj;کنند احتمالاً رشد پس از سانحه را تجربه می&zwnj;کنند. همچنین در مطالعه&zwnj;ای در سال ۲۰۱۸ مشخص شد ممکن است افراد زیر ۶۰ سال نسبت به افراد مسن&zwnj;تر با احتمال بیشتری رشد پس از سانحه را تجربه کنند. تدسکی و کالهون نیز متوجه شدند که زنان نسبت به مردان میزان بیشتری از رشد پس از سانحه را گزارش می&zwnj;کنند.

همچنین طبق نتایج یک مطالعه که در سایت healthline منتشر شده است ۸۸% از ۳۸۵ نفر پاسخ&zwnj;دهندۀ این نظرسنجی گفته&zwnj;اند باوجوداینکه در دوران همه&zwnj;گیری کرونا شرایط چالش برانگیزی مثل شروع قرنطینۀ خانگی، بیماری یا کاهش درآمد را تجربه کرده&zwnj;اند؛ در کنار آن اثرات مثبتی مثل بهبود روابط خانوادگی، قدردانی بیشتر از زندگی یا رشد معنوی را نیز تجربه کرده&zwnj;اند.

رشد پس از سانحه (PTG) نظریه ای است که این نوع دگرگونی را به دنبال تروما توضیح می&zwnj;دهد. این توسط روانشناسان ریچارد تدسکی و لارنس کالهون در اواسط دهه 1990 ایجاد شد و معتقد است که افرادی که پس از مصیبت ها، مبارزات روانی را تحمل می کنند، اغلب می توانند رشد مثبت پس از آن را مشاهده کنند.

رشد پس از سانحه یک دگرگونی روانشناختی است که به دنبال یک برخورد استرس زا رخ می دهد. این راهی برای یافتن هدف درد و نگریستن فراتر از مبارزه است. ... آنها PTG را به عنوان یک تغییر روانی مثبت در پی مبارزه با شرایط بسیار چالش برانگیز زندگی تعریف می کنند (تدسکی و کالهون، 2004).

به طور کلی رشد پس از سانحه به تغییرات مثبت در زندگی و شکل گیری معنا که از حوادث ترومایی به وجود آمده است، اشاره دارد. رشدپس از سانحه به معنای یک فرایند دارای پیامد مثبت است که در بستر معنویت و در کنارخانواده به وقوع می پیوندد عوامل موثر دراین رشد شامل خود فرد، اطرافیان نزدیک، پرسنل درمانی وجامعه است واین رشد نیازمند مولفه ها وراهبردهای خاص می&zwnj;باشد.

تدسکی دریافت که در طیف گسترده ای از تجربیات منفی، 90 درصد از بازماندگان حداقل یک مزیت رشد پس از سانحه را گزارش می کنند. علاوه بر این، یک متاآنالیز (جمع آوری داده ها از چندین منبع) از 26 مطالعه علمی نشان داد که تقریباً 50٪ از بازماندگان تروما رشد پس از سانحه را تجربه می کنند.

او در بررسی&zwnj;های خود، نمونه&zwnj;ای از رشد پس از سانحه را بیان كرد: یكی از بیماران روانشناسی وی در اثر بیماری سرطان در حال مرگ بود.

وی گفت: &quot;آخرین باری که با او صحبت کردم، یعنی چند هفته قبل از مرگ او، او به من می&zwnj;گفت که این تجربه سرطان تغییرات مثبت زیادی در زندگی او ایجاد کرده است. او در مورد چگونگی روابط و خانواده&zwnj;اش که در نتیجه مقابله با سرطان به شکوفایی رسیده است صحبت می&zwnj;کرد.&quot;اگر تجربه تروما (آسیب روحی) را دارید بهتر از هرکسی می&zwnj;دانید که کنار آمدن با آن سخت است.

داستان&zwnj;هایی که مربوط به جنبه مثبت سرطان است ممکن است آزاردهنده به نظر برسد اما دکتر تدسکی اعتقاد دارد که با وجود اینکه این واقعیت وجود دارد، بسیاری از افرادی که دچار تروما شده&zwnj;اند گزارش می&zwnj;دهند که این امر برخی از جنبه&zwnj;های زندگی آنها را به سمت بهتر تغییر داده است.

دکتر ریچارد جی تدسکی می&zwnj;گوید: &quot;ما در مورد خود تروما به عنوان یک چیز خوب یا چیزی که مردم باید تجربه کنند تا واقعاً عاقل شوند، صحبت نمی&zwnj;کنیم. ما می&zwnj;گوییم که آسیب&zwnj;ها واقعاً اتفاق می&zwnj;افتند و پس از این آسیب&zwnj;ها، گزارش&zwnj;هایی را دریافت کردیم مبنی بر اینکه آنچه که به نظر می&zwnj;رسد و اختلالی که افراد تجربه می&zwnj;کنند عامل اصلی رشد آنها است.&quot;

بر اساس پژوهش&zwnj;های تدسکی و کالهون پدیده رسیدن به سطح بالاتر از عملکرد روانی پس از اتفاق ناگوار، به رشد پس از سانحه معروف شد.

رشد پس از سانحه با تغییرات مثبت روان&zwnj;شناختی پس از دست و &zwnj;پنجه نرم&zwnj;کردن با شرایط چالش&zwnj;برانگیز زندگی شناخته شده است و پنج حیطه دارد؛
الف) ارتباط با دیگران که به معنای توسعه شبکه روابط و صمیمیت بیشتر با آن&zwnj;هاست؛
ب) احتمالات جدید که نشان&zwnj;دهنده ایجاد یک مسیر یا فرصت&zwnj;های جدید است؛
ج) توان شخصی که اشاره به افزایش قدرت درونی و توانایی اتکا به خود در سختی&zwnj;ها دارد؛
د) تغییر معنوی که به فهم تجارب و تقویت باورهای معنوی اشاره دارد؛
ه) قدردانی از زندگی که به معنای پی&zwnj;بردن به ارزش زندگی است.

دکتر ریچارد جی تدسکی می&zwnj;گوید: &quot;تا مادامی&zwnj;که که مثبت بودن به شما امکان یک زندگی خوب را بدهد مثبت بودن در شرایط ناگوار چیز بدی نیست.&quot; هنگامی که افراد در مورد رشد پس از سانحه صحبت می&zwnj;کنند، نمی&zwnj;گویند که این کار ساده&zwnj;ای بود یا اینکه این یک تجربه عالی بود. آن&zwnj;ها می&zwnj;گویند وحشتناک بود و از یادآوری آن رنج می&zwnj;برند، رنجی که در نهایت دستاورد عالی&zwnj;ای را برای آن&zwnj;ها به ارمغان می&zwnj;آورد. ریچارد جی تدسکی می&zwnj;گوید: &quot;ما به بازماندگان تروما به عنوان یک منبع نگاه می&zwnj;کنیم، نه افراد شکست خورده.&quot;

ویژگی&zwnj;های رشد پس از سانحه، ترنت می&zwnj;گوید: &laquo;نمونه&zwnj;هایی از زمینه&zwnj;های رشد شامل قدرت شخصی، قدردانی از زندگی، امکانات جدید در زندگی، تغییرات معنوی و روابط با دیگران است. &laquo;نمونه&zwnj;های PTG می&zwnj;تواند گسترده باشد، از نوشتن کتاب، یافتن خدا، راه&zwnj;اندازی مؤسسات خیریه و بسیاری موارد دیگر.

پنج حوزه رشد پس از سانحه ( PTG ) ، یعنی قدردانی از زندگی، ضربه می زند. ارتباط با دیگران؛ قدرت شخصی؛ امکانات جدید؛ و رشد معنوی (Taku, Cann, Calhoun, &amp; Tedeschi, 2008b؛ Tedeschi &amp; Calhoun, 2004).

اگرچه رشد پس از سانحه اغلب به طور طبیعی، بدون روان درمانی یا سایر مداخلات رسمی اتفاق می افتد، می&zwnj;توان آن را به پنج روش تسهیل کرد: از طریق آموزش، تنظیم عاطفی، افشاگری، توسعه روایت، و خدمات.


ریچارد جی تدسکی
تدسکی مدرک کارشناسی خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه سیراکیوز دریافت کرد و مدرک دکتری خود را از دانشگاه اوهایو دریافت نمود.

تدسکی به همراه لارنس کالهون نظریه رشد پس از سانحه که مبتنی بر مبارزه با تجربه&zwnj;های آسیب زا است را ابداع نمود.

تدسکی اکنون استاد ممتاز دانشگاه کارولینای شمالی شارلوت، با ۴۰ سال سابقه روانشناسی بالینی است و غالباً بر روی افرادی که ضربه سختی را تجربه کرده&zwnj;اند کار می&zwnj;کند.

وى با همکار خود لارنس کلهون کتابهایى در زمینه رشد پس از سانحه منتشر کرده است، که تحولات شخصى پس از وقایع آسیب زا را بررسى مى&zwnj;کند.
&nbsp;

رشد بعد از سانحه چگونه رخ می&zwnj;دهد؟
رشد پس از سانحه یک فرایند پیچیده و تدریجی است که به&zwnj;مرورزمان و به شکل پویا با طی&zwnj;کردن مراحل مختلف رخ می&zwnj;دهد و درنهایت شما به&zwnj;نوعی تحول و تغییر مثبت دست می&zwnj;یابید. این مراحل معمولاً شامل فرایندهای روان&zwnj;شناختی مختلف مانند پردازش احساسات و تجربیات، دریافت حمایت&zwnj;هایی اجتماعی و پذیرش و بازسازی خود است که البته باتوجه&zwnj;به ویژگی&zwnj;های شخصیتی، نوع رویداد و شرایط ممکن است متفاوت باشد.

در ادامه با این مراحل بیشتر آشنا می&zwnj;شویم:
شوک اولیه
پس از تجربۀ یک رویداد آسیب&zwnj;زننده احتمالاً اولین واکنش شما شوک، ترس، سردرگمی یا تجربۀ احساساتی مانند غم و خشم است. در این مرحله، ممکن است احساس کنید زندگی شما به&zwnj;شدت آسیب&zwnj;دیده است. البته این مرحله بحرانی است و بسیاری از افراد ممکن است با اضطراب شدید یا حتی نشانه&zwnj;های اختلال استرس پس از سانحه روبه&zwnj;رو شوند.

جستجوی حمایت اجتماعی
ممکن است پس از مواجهه با این&zwnj;گونه رویدادها نیاز به دریافت حمایت&zwnj;های اجتماعی از سوی خانواده، دوستان یا گروه&zwnj;های پشتیبانی داشته باشید. دریافت حمایت&zwnj;های اجتماعی به&zwnj;ویژه در مراحل اولیه بسیار مهم است و به شما کمک می&zwnj;کند با بحران اولیه مقابله کنید، احساسات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و کمتر احساس تنهایی کنید.

مواجهه با واقعیت و پردازش احساسات
در این مرحله، شما به&zwnj;تدریج واقعیت حادثه را می&zwnj;پذیرید و شروع به پردازش افکار و احساسات مرتبط با آن می&zwnj;کنید. ورزش، مدیتیشن، تمرینات تنفسی و روان&zwnj;درمانی می&zwnj;تواند به شما در مدیریت احساسات و تمرکز بر زمان حال کمک کند. همچنین صحبت با یک درمانگر در مورد چیزی که تجربه کرده&zwnj;اید و تأثیراتی که برای شما به همراه داشته است می&zwnj;تواند در روند پردازش و پذیرش آن به شما کمک کند.






&nbsp;






بازسازی دیدگاه نسبت به زندگی
در این مرحله، احتمالاً تلاش می&zwnj;کنید دیدگاه&zwnj;ها و ارزش&zwnj;هایتان را تغییر دهید. به&zwnj;عنوان&zwnj;مثال، ممکن است به ارتباطات انسانی بیشتر توجه کنید یا نگاه متفاوتی به زندگی داشته باشید. در واقع در این مرحله، به&zwnj;جای تمرکز بر فقدان&zwnj;ها به توانایی&zwnj;های جدید خود پی می&zwnj;برید و احساس قدرت و تسلط بیشتری بر زندگی خود پیدا می&zwnj;کنید.

تحول و رشد
این مرحله، نتیجۀ تمام مراحل قبلی است و شما می&zwnj;توانید به رشد معنوی، روانی و احساسی دست یابید که معمولاً منجر به تغییرات مثبت در شخصیت، ارزش&zwnj;ها و باورها می&zwnj;شود. این تغییرات می&zwnj;تواند شامل افزایش اعتمادبه&zwnj;نفس، افزایش حس همدلی و نوع&zwnj;دوستی، تغییر در اولویت&zwnj;های زندگی یا پیداکردن معنا و هدف جدید در زندگی باشد.

ویژگی&zwnj;های رشد بعد از سانحه
در واقع رشد پس از سانحه دیدگاه شما را نسبت به زندگی تغییر می&zwnj;دهد و باعث افزایش کیفیت زندگی می&zwnj;شود. باتوجه&zwnj;به مقاله&zwnj;ای در سایت verywellmind سایر مزیت&zwnj;هایی که این فرایند به همراه دارد شامل موارد زیر است:


	قدردانی بیشتر از زندگی: پس از تجربۀ حوادث تروماتیک ممکن است نگاه شما به زندگی تغییر کند و ارزش&zwnj;های متفاوتی برای آن قائل شوید. برای مثال ممکن است قدر لحظات کوچک زندگی را بیشتر بدانید و حتی از کوچک&zwnj;ترین و ساده&zwnj;ترین اتفاقات زندگی لذت ببرید و برای آن ارزش بیشتری قائل شوید.
	
	افزایش قدرت شخصی: پس از تجربه تروما، ممکن است از اینکه چقدر خوب توانسته&zwnj;اید آن را مدیریت کنید احساس خوبی داشته باشید. این آگاهی از شجاعت، مهارت و انعطاف&zwnj;پذیری خود در مدیریت شرایط دشوار می&zwnj;تواند به شما قدرت دهد و باعث افزایش اعتمادبه&zwnj;نفس شما شود. در نتیجه شما برای مقابله با هر چالشی در آینده آماده هستید.
	
	بهبود روابط بین&zwnj;فردی: پس از تجربه یک بحران روانی ممکن است احساس صمیمیت، همدلی و شفقت شما نسبت به دیگران را افزایش یابد که این اتفاق منجر به بهبود روابط بین&zwnj;فردی شما می&zwnj;شود. همچنین حمایتی که در مواقع بحرانی از طرف دوستان، همکاران یا اعضای خانواده دریافت می&zwnj;کنید، بسیار ارزشمند است و پیوند عاطفی شما با آن&zwnj;ها را تقویت می&zwnj;کند.
	
	تغییر در فلسفه زندگی یا معنویت: ممکن است شما پس از تجربه یک رویداد تروماتیک احساس کنید معنای جدیدی برای زندگی پیدا کرده&zwnj;اید. این تغییر در فلسفه زندگی ممکن است شامل تغییر در باورهای مذهبی، فلسفی یا وجودی شما باشد. همچنین احتمالاً سؤالات عمیق&zwnj;تری درباره مرگ، هدف زندگی و نقش خود در جهان می&zwnj;پرسید.
	
	تغییر اهداف و اولویت&zwnj;ها: با تغییر نگاه شما به زندگی در اثر تجربۀ تروما ممکن است اهداف و اولویت&zwnj;های جدیدی برای زندگی خود تعریف کنید. برای مثال شاید سبک زندگی، عادات و اهداف شغلی خود را تغییر دهید و زمان بیشتری برای فعالیت&zwnj;هایی که واقعاً به آن&zwnj;ها علاقه دارید، صرف کنید. این اتفاق باعث افزایش شجاعت و اعتمادبه&zwnj;نفس شما می&zwnj;شود.

عوامل مؤثر بر رشد بعد از سانحه
احتمالاً سؤالی که ذهن شما را درگیر می&zwnj;کند این است که چرا برخی از افراد پس از تجربه تروما رشد می&zwnj;کنند درحالی&zwnj;که برخی دیگر دچار اختلالاتی مثل استرس پس از سانحه می&zwnj;شوند؟ در واقع اینکه برخی افراد می&zwnj;توانند پس از چنین تجربه&zwnj;هایی دچار تغییرات مثبت شوند به وجود عوامل متعددی بستگی دارد.


برخی از این عوامل شامل موارد زیر است:

	دریافت حمایت اجتماعی

تحقیقات نشان می&zwnj;دهد داشتن شبکه&zwnj;های اجتماعی قوی مثل خانواده و دوستان که از شخص آسیب&zwnj;دیده حمایت کنند به تسریع روند رشد پس از سانحه کمک می&zwnj;کند. در واقع احساس پذیرفته&zwnj;شدن از طرف دیگران به فرد کمک می&zwnj;کند که در مواجهه با مشکلات احساس تنهایی نکند، احساسات خود را بیان کند و بتواند به طور مؤثرتری با تجربه&zwnj;های دشوار کنار بیاید. البته کیفیت و عمق ارتباطات با این افراد نیز مهم است؛ زیرا روابط نزدیک و صمیمانه می&zwnj;تواند محیط امن&zwnj;تری برای فرد ایجاد کنند.

&nbsp;

	ویژگی&zwnj;های شخصیتی

وجود برخی ویژگی&zwnj;های شخصیتی احتمال بروز رشد پس از سانحه را افزایش می&zwnj;دهد. این ویژگی&zwnj;ها شامل موارد زیر است:


	خوش&zwnj;بینی: افرادی که نسبت به زندگی نگرش مثبت&zwnj;تری دارند در مواجهه با بحران&zwnj;ها تمایل بیشتری برای یافتن معنا و فرصت&zwnj;های رشد دارند.
	
	تاب&zwnj;آوری: توانایی مقابله با استرس و تحمل فشار روانی می&zwnj;تواند نقش کلیدی در تسهیل رشد پس از سانحه داشته باشد. افراد تاب&zwnj;آور پس از تجربه ضربه&zwnj;های روانی می&zwnj;توانند به مسیر خود ادامه دهند.
	
	خودآگاهی: افراد با سطح بالاتری از خودآگاهی توانایی بیشتری در پردازش احساسات و افکار مربوط با این&zwnj;گونه تجربه&zwnj;ها دارند و می&zwnj;توانند با موفقیت با این چالش&zwnj;ها روبرو شوند.



	داشتن مهارت&zwnj;های مقابله&zwnj;ای سازگارانه

برخی افراد با استفاده از راهبردهای مقابله&zwnj;ای سازگارانه مانند پذیرش، حل مسئله، خودتنظیمی هیجانی و مدیریت استرس می&zwnj;توانند به شکل مؤثرتری با چنین تجربه&zwnj;هایی مواجه شوند. در واقع افرادی که مهارت بیشتری در تنظیم هیجانات خود دارند بهتر می&zwnj;توانند در برابر فشارهای روانی مقاومت کرده و احساسات منفی خود را به شکل سالمی پردازش کنند و در نهایت تغییرات بهتری تجربه می&zwnj;کنند.


	دریافت درمان تخصصی

مراجعه به یک متخصص سلامت روان و شروع جلسات روان&zwnj;درمانی، می&zwnj;تواند به افراد کمک کند تا تجربه&zwnj;های تروماتیک را پردازش کرده و احساسات خود را به شکل سالم&zwnj;تری مدیریت کنند. در واقع روان&zwnj;درمانگران می&zwnj;توانند فضایی امن برای بازگویی و پردازش احساسات فرد فراهم کنند که این نکته باعث رشد و تغییر مثبت می&zwnj;شود. یکی از رویکردهای رایج در روان&zwnj;درمانی رویکرد روان پویشی است که بر حل تعارضات ناخودآگاه و تأثیرات ناهشیار تروما بر روان انسان تمرکز می&zwnj;کند. برای شروع جلسات درمان نیز می&zwnj;توانید از روان&zwnj;درمانگران کلینیک آگاه به&zwnj;صورت حضوری یا آنلاین نوبت دریافت کنید.
&nbsp;

	شدت و نوع سانحه

نوع و شدت سانحه ممکن است بر میزان و نوع رشد پس از آن تأثیرگذار باشد. برای مثال رویدادهایی که طولانی هستند یا به طور مکرر رخ می&zwnj;دهند ممکن است فرایند رشد را دشوارتر کنند و نیاز به زمان بیشتری برای بهبود داشته باشند.
&nbsp;


مراحل رشد پس از سانحه از نگاه تدسکی
سه مرحله گسترده برای رشد پس از سانحه وجود دارد:
یک آسیب اصلی که سیستم اعتقادی اصلی فرد را مختل می&zwnj;کند، مبارزه روانی همراه با آن و سرانجام احساس رشد شخصی. این چیزی نیست که منفعلانه برای افراد اتفاق بیفتد، بلکه باید به طور فعال روی آن کار شود: این کار به زمان و انرژی نیاز دارد.

اما سیستم اعتقادی اصلی فرد چیست؟ 
دکتر ریچارد جی تدسکی یک صاحب کسب و کار کوچک را مثال زد که به خود می&zwnj;بالید که یک سرمایه گذار زرنگ است و پس انداز خود را در ماه مارس در یک باشگاه ورزشی سرمایه گذاری کرد. او همه چیزش را از دست داد. در این مورد پیش بینی و کنترل وقایع مهم بود که چگونه فردی خودش و دنیای اطراف خود را ببیند. ریچارد جی تدسکی معتقد است: این نوعی تغییر در زندگی افراد است که در آن جملاتی را می&zwnj;گویند &quot;من نمی&zwnj;توانم باور کنم این اتفاق افتاده است&quot; &quot;یا من هرگز فکر نمی&zwnj;کردم که این اتفاق برای من بیفتد&quot;

دوره مبارزه برای هر شخص متفاوت است. دکتر تدسکی اعتقاد دارد &quot;برخی از افراد هستند که نسبتا سریع پس از یک واقعه آسیب زا برخی از مسیرهای زندگی خود را در جهت مثبت پیش می&zwnj;برند و برای برخی افراد ماه&zwnj;ها یا سال&zwnj;ها به طول می&zwnj;انجامد.&quot; در طول این مبارزه، افراد در تلاشند تا این سیستم اصلی اعتقاد را بازسازی کنند.

آن&zwnj;چه که حوادث را برای افراد آسیب زا می&zwnj;کند، نه تنها جزئیات واقعه، درد و دشواری و غیره است. بلکه در رابطه با این است که این رویداد سیستم اعتقادی آن&zwnj;ها را در هم می&zwnj;شکند و آن&zwnj;ها را مجبور می&zwnj;کند تا اعتقاداتشان را در مورد جهانی که در آن زندگی می&zwnj;کنند، نوع افرادی که هستند و نوع آینده&zwnj;ای که در پیش رو دارند بازسازی کنند.

&quot;با تجدیدنظر در مورد تمامی این موارد، افراد می&zwnj;توانند روشی که برای زندگی&zwnj;شان مثبت است را بازسازی نمایند.&quot; افراد ممکن است نتایج مثبت را در یک یا چند زمینه مشاهده کنند: قدردانی از زندگی قدرت شخصی امکانات جدید روابط تغییر یافته تغییر معنوی با بررسی شخصی که با سرمایه گذاری در یک سالن ورزشی ورشکسته شده بود، ریچارد جی تدسکی می&zwnj;گوید: &quot;شاید او به خود بگوید، ای مرد من به خودم افتخار می&zwnj;کنم که به نوعی در این آشفتگی حرکت کردم و از آن زنده بیرون آمدم. شاید او کمک&zwnj;های اطرافیانشان را دریافت کرده باشد و این باعث تغییر دیدگاه او در روابط&zwnj;اش شده باشد. یا شاید او گزینه دیگری را غیر از شغل فعلی&zwnj;اش دنبال کند که برای او نتیجه خوبی به دنبال دارد و شاید او به این نتیجه برسد که در واقع، این برای من بهتر از همان چیزی است که من در وهله اول برنامه ریزی کردم و برایم اتقاق افتاد.&quot;



چگونه تروما را مثبت کنم؟
در اینجا راهبردهایی وجود دارد که روانشناسان تروما برای تبدیل مبارزه به قدرت مفید تشخیص داده اند:

ذهن آگاهی. در اردوگاه تاب آوری در فیلادلفیا، سربازان هر روز را با مدیتیشن ذهن آگاهی و تمرینات تنفسی شروع می کنند. ...
2 . ...
دلسوزی به خود. ...
یافتن معنا. ...
حق شناسی. ...
یک رویکرد کل نگر. ...
یک تلاش تیمی




تروما همچنین می&zwnj;تواند نیروی قدرتمندی برای تغییرات مثبت باشد
مطالعات نشان داده&zwnj;اند که بیش از نیمی از بازماندگان تروما تغییرات مثبت را گزارش می&zwnj;کنند بسیار بیشتر از گزارشی که در مورد اختلال استرس پس از سانحه بسیار شناخته شده است. رشد پس از سانحه می&zwnj;تواند تحول آفرین باشد. رشد پس از سانحه می&zwnj;تواند قدرتمند باشد.

همه افراد پس از ضربه رشد را تجربه نمی&zwnj;کنند. در سال&zwnj;های اخیر، روان&zwnj;شناسان بازماندگان سرطان، جنگ و حملات تروریستی را مورد مطالعه قرار داده&zwnj;اند و دریافته&zwnj;اند که ویژگی&zwnj;های خاصی وجود دارد که احتمال آن را افزایش می&zwnj;دهد، مانند خوش&zwnj;بینی، برون&zwnj;گرایی، و گشودن به تجربه&zwnj;های جدید. درمان بالینی نیز می تواند پیشرفت را تسهیل کند.

در مطالعات PTG مدت زمان رشد پس از سانحه معمولاً در کوتاه&zwnj;مدت تا میان&zwnj;مدت، در حدود 1-2 سال رخ می&zwnj;دهد. هنگامی که پردازش احساسی ناشی از تراژدی بیشتر به پایان رسید، مردم می توانند به سرعت به سمت فرصت هایی برای تغییر و رشد جدید حرکت کنند.

افرادی که رشد پس از سانحه را تجربه کرده اند ممکن است درک جدیدی از زندگی داشته باشند ، قدرت شخصی جدیدی پیدا کنند، در روابط خود بهبود پیدا کنند، امکانات جدیدی در زندگی ببینند و دستخوش تغییرات معنوی شوند.
افراد مبتلا به PTSD می توانند تصویر منفی از خود را بهبود بخشند.

افکار منفی خود را شناسایی کنید
این افکار منفی را کاهش دهید.
افکار خود را به چالش بکشید.
از اظهارات خود حمایتی مثبت استفاده کنید.
در آستانه نزدیک شدن.
&nbsp;




رشد پس از سانحه و بیماری کرونا
در آوریل ۲۰۲۰، یک ماه پس از اعلام شیوع بیماری کووید ۱۹، درباره پیامدهای رشد پس از سانحه صحبت شد. دو دانشگاهی که در یونان مستقر هستند تحقیقاتی را در مقاله&zwnj;ای در مجله روانشناسی ارائه دادند. این تحقیقات در مورد بررسی تاثیرات مثبت احتمالی مقابله با شیوع بیماری کرونا بوده است. در ماه ژوئیه، دانشگاه داکوتای شمالی نوعی تحقیق را آغاز کرد که یک نظرسنجی در مورد رشد پس از سانحه در طی فراگیری بیماری کووید ۱۹ بود.

دکتر تدسکی گفت: &quot;یک روز من دعوت شدم تا در کنفرانسی در پکن که در این مورد برگزار می&zwnj;کنند صحبت کنم. مردم شروع به فکر کردن می&zwnj;کنند، پس از آنکه استرس&zwnj;های ناشی از همه گیری بیماری کرونا فروکش کرد چه اتفاقی می&zwnj;افتد؟ در چه مرحله&zwnj;ای افراد با اضطراب&zwnj;ها و نگرانی&zwnj;هایشان کنار می&zwnj;آیند؟
آیا رشد پس از سانحه امکان پذیر است؟
من فکر می&zwnj;کنم که امکان پذیر باشد.&quot;
&nbsp;






جمع&zwnj;بندی 
تجربۀ تروما می&zwnj;تواند زندگی هر یک از ما را دچار تغییرات شدیدی کند که این تغییرات ممکن است مثبت یا منفی باشد. برخی از این تغییرات مثبت می&zwnj;تواند شامل قدرانی از زندگی، بهبود روابط، افزایش قدرت شخصی، تغییر فلسفه زندگی و تغییر اولویت&zwnj;ها است. البته تجربه رشد پس از سانحه به عوامل مختلفی بستگی دارد و برای همه افراد رخ نمی&zwnj;دهد. اگر پس از تجربه چنین شرایطی از اطرافیان امن خود کمک بخواهیم یا به یک متخصص سلامت روان مراجعه کنیم، شانس بیشتری برای رشد و بهبود شرایط خواهیم داشت.



کلنیک روان پویشی آگاه با اضافات]]></description>
            <category>بهداشت روان</category>
            <pubDate>Sat, 18 Oct 2025 18:46:57 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/67640/نظریه-رشد-سانحه-ptg-ریچارد-جی-تدسکی</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000067/n00067640-b.jpg" length="45802" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>اثرات و فواید شکرگزاری و قدردانی کردن برای ارتقای سلامت روان</title>
            <link>https://www.migna.ir/article/67504/اثرات-فواید-شکرگزاری-قدردانی-کردن-ارتقای-سلامت-روان</link>
            <description><![CDATA[به گزارش میگنا مطالعات نشان می&zwnj;دهند که تمرین مداوم شکرگزاری می&zwnj;تواند ساختار مغز را در افرادی که دچار افسردگی هستند تغییر داده و موجب عملکرد بهتر مغز شود. این تغییرات ساختاری به افراد کمک می&zwnj;کند که احساسات مثبت را بیشتر تجربه کنند و از افکار منفی بیرون بیایند.

شکرگزاری ذهن را متمرکز بر نکات مثبت می&zwnj;کند و یادآوری خاطرات مثبت را تسهیل می&zwnj;کند، که این خود باعث افزایش رضایت از زندگی و بهبود اعتماد به نفس می&zwnj;شود.


شکرگزاری یک عادت قابل آموزش و پرورش است که می&zwnj;تواند در تمام سنین و شرایط زندگی به افراد کمک کند تا زندگی شادتر و سالم&zwnj;تری داشته باشند. ایجاد این عادت آسان است و فقط نیاز به توجه روزانه به نکات مثبت دارد.

مطالعات نشان می&zwnj;دهند که حتی شکرگزاری به صورت کوتاه مدت، مثلاً فقط چند بار در هفته، می&zwnj;تواند تاثیرات مثبتی بر روان و جسم داشته باشد و نیازی به تمرین طولانی مدت روزانه نیست.

به طور خلاصه، شکرگزاری یک ابزار قدرتمند ذهنی است که به وسیله تغییر نگرش، بهبود سلامت جسمی، ایجاد آرامش، افزایش شادی و ارتقا روابط اجتماعی، معجزه&zwnj;ای واقعی در زندگی انسان ایجاد می&zwnj;کند.

&nbsp;

شکرگزاری جنبه&zwnj;های مهم دیگری از سلامتی روان را نیز بهبود می&zwnj;بخشد، از جمله افزایش خودکارآمدی، عزت نفس و توانایی مقابله با مشکلات. همچنین تحقیقات نشان می&zwnj;دهند که شکرگزاری می&zwnj;تواند باعث بهبود خصلت&zwnj;های اخلاقی مانند صبر و فروتنی شود که این خود به نوبه خود به رشد شخصیتی کمک می&zwnj;کند.

تاثیر شکرگزاری بر سلامت جسمانی&nbsp;

افرادی که به طور منظم شکرگزاری می&zwnj;کنند، در مقایسه با دیگران کمتر دچار مشکلات جسمی مانند سردرد، مشکلات گوارشی و اختلالات خواب می&zwnj;شوند.

افراد شکرگزار انگیزه بیشتری برای حفظ رفتارهای سالم دارند، از جمله ورزش منظم، تغذیه خوب و خواب کافی که همه این&zwnj;ها اثرات بلندمدت سلامتی را تقویت می&zwnj;کنند و باعث طول عمر بیشتر می&zwnj;شوند.

مطالعات معدودی نشان می&zwnj;دهند که حتی نوشتن روزانه چیزهای شکرگزارانه در بهبود این علائم فیزیکی موثر است.


از لحاظ روانشناسی
شکرگزاری ارتباطات بهتر و عمیق&zwnj;تری با اطرافیان ایجاد می&zwnj;کند. افرادی که قدردان هستند، روابط اجتماعی قوی&zwnj;تری دارند و این روابط اجتماعی سلامت روان و طول عمر را بهبود می&zwnj;بخشد. شکرگزاری مانند یک غذای روحی عمل می&zwnj;کند که به افراد کمک می&zwnj;کند با موقعیت&zwnj;های دشوار زندگی بهتر مقابله کنند.

به گزارش میگنا شکرگزاری به شکلی وسیع در روانشناسی مثبت به عنوان یکی از قوی&zwnj;ترین روش&zwnj;ها برای افزایش شادی و رضایت از زندگی شناخته شده است. در پژوهش&zwnj;ها دیده شده افرادی که به طور منظم شکرگزاری می&zwnj;کنند در مقایسه با دیگران شادی و احساس مثبت بیشتری دارند و کمتر افسرده یا مضطرب هستند. &nbsp;

در یک مطالعه، افراد شرکت&zwnj;کننده که هر هفته نامه&zwnj;ای از شکرگزاری می&zwnj;نوشتند، در مقایسه با گروه کنترل، سلامت روان بهتری داشتند که این تاثیر تا ماه&zwnj;ها پس از پایان مطالعه هم باقی مانده بود. نوشتن چیزهایی که در طول روز به خاطر آنها سپاسگزار هستند، باعث افزایش خوشحالی و کاهش افسردگی می&zwnj;شود.

از منظر نوروساینس، احساس شکرگزاری فعالیت در مراکز پاداش و مناطق مرتبط با تنظیم احساسات در مغز را تقویت می&zwnj;کند که همین موضوع منجر به بهبود خلق، کاهش استرس و تقویت سیستم ایمنی می&zwnj;شود.

شکرگزاری باعث افزایش خلق خوش و بهبود رویکرد ذهنی به زندگی می&zwnj;شود. افراد شکرگزار بیشتر اهل فکر مثبت، خوش&zwnj;بینی و قدردانی از لحظات کوچک زندگی هستند که همه این&zwnj;ها کیفیت زندگی را در بلندمدت به شکل چشمگیری بهتر می&zwnj;کند.
وفاداری به تمرین روزانه شکرگزاری، حتی در شرایط سخت زندگی، می&zwnj;تواند به عنوان یک ابزار مقابله&zwnj;ای قوی عمل کند و ذهن را به سمت علاوه بر سختی&zwnj;ها، به چیزهای مثبت زندگی معطوف کند که واکنش&zwnj;های روانی و فیزیولوژیک را بهبود می&zwnj;بخشد.


فواید شکرگزاری و قدردانی برای سلامت روان توسط تحقیقات بسیاری از منابع انگلیسی&zwnj;زبان به&zwnj;خوبی اثبات شده است که در ادامه به مهم&zwnj;ترین آن&zwnj;ها اشاره می&zwnj;شود:

افزایش احساسات مثبت
شکرگزاری باعث افزایش احساسات مثبت مانند شادی، رضایت و خوشبختی می&zwnj;شود. افرادی که تمرین شکرگزاری دارند، دیدگاه مثبت&zwnj;تری به زندگی یافته و در دوران دشواری&zwnj;ها بهتر می&zwnj;توانند روحیه خود را حفظ کنند.

کاهش استرس و درد و اضطراب
ابراز شکرگزاری به کاهش استرس و اضطراب کمک می&zwnj;کند. با تمرکز بر جنبه&zwnj;های مثبت زندگی و نعمت&zwnj;هایی که داریم، میزان هورمون&zwnj;های استرس کمتری ترشح شده و ذهن آرام&zwnj;تر می&zwnj;شود.

شکرگزاری استرس را به طور قابل توجهی کاهش می&zwnj;دهد و موجب آرامش سیستم عصبی می&zwnj;شود. تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک (که مسئول استراحت و هضم است) زمانی که فرد احساس شکرگزاری می&zwnj;کند افزایش می&zwnj;یابد، که این سبب کاهش ضربان قلب، فشار خون و تنش عضلانی می&zwnj;شود و حس آرامش کلی ایجاد می&zwnj;کند.

شکرگزاری باعث کاهش استرس و درد می&zwnj;شود زیرا که بخش&zwnj;هایی از مغز که با شکرگزاری فعال می&zwnj;شوند، متصل به شبکه&zwnj;های عصبی کنترل احساسات و آرامش است و این امر به کاهش ضربان قلب و آرامش کلی بدن کمک می&zwnj;کند. همچنین شکرگزاری می&zwnj;تواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد و عملکرد ایمنی بدن را تقویت کند، زیرا فعالیت&zwnj;های مغزی مرتبط با شکرگزاری با شبکه&zwnj;های ارتباطی اجتماعی و کاهش استرس همبستگی دارند.

بهبود کیفیت خواب
تمرین شکرگزاری باعث بهبود کیفیت خواب می&zwnj;شود و افراد را در شب بهتر می&zwnj;خواباند که خود تاثیر مثبت روی سلامت روان دارد.

شکرگزاری به بهبود خواب نیز کمک می&zwnj;کند، زیرا افراد شکرگزار معمولاً نگرش مثبت دارند و از عادات سالم مانند ورزش منظم و تغذیه مناسب پیروی می&zwnj;کنند که همین عوامل کیفیت و مدت خواب را بهبود می&zwnj;بخشد. همچنین شکرگزاری موجب کاهش اضطراب و افکار منفی می&zwnj;شود و این امر خود به بهتر شدن خواب کمک می&zwnj;کند.

افزایش رضایت از زندگی و کاهش علائم افسردگی
مطالعات نشان داده&zwnj;اند کسانی که شکرگزاری را به طور منظم تمرین می&zwnj;کنند، احساس رضایت بیشتری از زندگی دارند و علائم افسردگی و اضطراب در آن&zwnj;ها کمتر دیده می&zwnj;شود.

تقویت رفتارهای مثبت اجتماعی و افزایش امید
افرادی که شکرگزار هستند، رفتارهای مثبت&zwnj;تری با دیگران دارند و از لحاظ روانی امیدواری بیشتری دارند که به بهبود کیفیت روابط اجتماعی و سلامت روان کمک می&zwnj;کند.

روش&zwnj;های تمرین شکرگزاری
- نوشتن روزانه نعمت&zwnj;ها در دفترچه شکرگزاری
تکرار فعالیت&zwnj;های مرتبط با شکرگزاری، مانند نوشتن یادداشت&zwnj;های قدردانی یا بیان شفاهی سپاس، موجب می&zwnj;شود که افراد دقتشان به موهبت&zwnj;های زندگی افزایش یابد و این افزایش توجه به سوی نقاط مثبت باعث می&zwnj;شود که بیشتر احساس رضایت داشته باشند و کمتر دچار علائم افسردگی و استرس شوند.
- مدیتیشن هدایت&zwnj;شده بر اساس قدردانی
- نوشتن نامه تشکر به افراد
- استفاده از اپلیکیشن&zwnj;های شکرگزاری برای یادآوری تمرین&zwnj;ها
این فواید نشان می&zwnj;دهد که شکرگزاری، گرچه جایگزین درمان&zwnj;های پزشکی نیست، می&zwnj;تواند مکمل بسیار مناسبی برای بهبود سلامت روان باشد و تاثیر مثبتی در زندگی روزمره افراد داشته باشد.

این روند نشان می&zwnj;دهد که شکرگزاری یک معجزه واقعی است که با ایجاد تغییرات در ذهن و بدن، باعث زندگی سالم&zwnj;تر، خوشحال&zwnj;تر و با کیفیت بیشتری برای انسان&zwnj;ها می&zwnj;شود. &nbsp;
&nbsp;

در نهایت، شکرگزاری نه تنها یک احساس، بلکه یک سبک زندگی است که موجب می&zwnj;شود افراد در مواجه با چالش&zwnj;های زندگی احساس قدرت بیشتری کنند و رضایت عمیق&zwnj;تری از زندگی خود داشته باشند. به همین دلیل در روانشناسی مثبت به عنوان یک راهکار پیشگیری و درمان روحی شناخته شده است.]]></description>
            <category>بهداشت روان</category>
            <pubDate>Sun, 05 Oct 2025 18:34:41 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/article/67504/اثرات-فواید-شکرگزاری-قدردانی-کردن-ارتقای-سلامت-روان</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000067/n00067504-b.jpg" length="149780" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>این حرکت ساده شما را از مسکن‌ها بی‌نیاز می‌کند!</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/66700/این-حرکت-ساده-مسکن-ها-بی-نیاز-می-کند</link>
            <description><![CDATA[دکتر معتمدی نوشته است: &rdquo; در مورد تأثیر مثبت خنده بر سلامتی بسیار گفته&zwnj;اند و نوشته&zwnj;اند&zwnj;. در یک ضرب&zwnj;المثل ایرانی آمده که &rdquo; خنده بر هر درد بی&zwnj;درمان دواست &ldquo;. بسیاری از این قبیل اظهارنظرها مبالغه&zwnj;آمیزند و برمبنای یافته&zwnj;های علمی صورت نمی&zwnj;گیرند. امـا طبیعی است که چون خنده فشار روانی و استرس را کاهش می&zwnj;دهد و روابط را بهبود می&zwnj;بخشد تأثیر مثبتی بر سلامتی دارد. استرس و اضطراب و نگرانی حاصل از آن، مادر بیماری&zwnj;هاست. &rdquo;

متخصص اعصاب و روان در ادامه می&zwnj;گوید: &rdquo; استرس همراه با افزایش کارکرد دستگاه عصبی سمپاتیک و ترشح کاتکول آمین&zwnj;هاست و کاهش آن با افزایش قدرت ایمنی بدن همراه خواهد بود. کاهش فشار خون و بیماری&zwnj;های قلبی&zwnj;، بهبود جریان خون و عملکرد دستگاه گوارش به خنده و افزایش مکرر آن در زندگی نسبت داده می&zwnj;شود&zwnj;.

همچنین در بیمارانی که تحت عمل جراحی ارتوپدی قرار داشتند و فیلم&zwnj;های کمدی تماشا می&zwnj;کردند نیاز کمتری به مسکن برای تسکین درد گزارش شده که آن را ناشی از افزایش ترشح آندروفین که مسکنی درون&zwnj;زاست می&zwnj;دانند&zwnj;. &rdquo;

&nbsp;

لبخند یکی از بازتاب&zwnj;های اولیه غریزی است که در نوزاد انسان مشاهده می&zwnj;شود. این لبخند بعدها در مسیر تکاملی فرد به خنده&zwnj;های بالغانه بدل می&zwnj;شود. یکی از ویژگی&zwnj;های خنده مسری بودن و سرایت آن به دیگران است&zwnj;.

خنده&zwnj;، خنده می&zwnj;آورد و مقاومت&zwnj;ناپذیری در برابر آن ریشه در مکانیسم&zwnj;های عصب&zwnj;شناختی دارد. این احتمال توسط برخی از پژوهشگران مطرح شده است که انسان&zwnj;ها دارای یک ردیاب شنوایی اختصاصی برای مغز هستند&zwnj;. به عبارت دیگر یک خنده&zwnj;یاب سمعی به&zwnj;صورت مدار عصبی در مغز موجود است که منحصراً به خنده پاسخ می&zwnj;دهد. از آنجا که خمیازه هم مانند خنده مسری است&zwnj;، ساز و کار مشابهی نیز در مورد آن مطرح شده است؛ منتهی به&zwnj;صورت ردیابی که در حوزه دیداری عمل می&zwnj;کند و با تحریک بینایی فعال می&zwnj;شود&zwnj;.





خنده یاب&zwnj;های مغزی وقتی تحریک شوند، مدارهای عصبی مولد خنده را فعال می&zwnj;کنند و خنده ظاهر می&zwnj;شود. در توضیح خنده از اثر نقطه&zwnj;گذاری (&zwnj;punctuation effect ) هم یاد می&zwnj;شود که اشاره به آن دارد که خندیدن تقریباً به&zwnj;طور انحصاری هنگامی رخ می&zwnj;دهد که عبارت&zwnj;ها در گفتار قطع می&zwnj;شوند.


این الگو نشان دهنده اولویت گفتار و سخن گفتن برخنده است&zwnj;. امـا مهم&zwnj;ترین وجه در توضیح و تبیین خنده، وجه اجتماعی آن است زیرا خنده بیشتر رفتاری اجتماعی است که در حضور مخاطب معنا و مفهوم پیدا می&zwnj;کند و بروز می&zwnj;یابد.

خنده در جمع و موقعیت&zwnj;های اجتماعی 30&zwnj;بار بیشتر از تنهایی روی می&zwnj;دهد. در تنهایی ممکن است افراد احساس شادی کنند و لبخند بزنند ولی کمتر پیش می&zwnj;آید که بخندند&zwnj;. در حقیقت خنده پیام یا نشانه&zwnj;ای است که برای دیگران ارسال می&zwnj;کنیم و وقتی مخاطبی نباشد ناپدید می&zwnj;شود. از آنجا که خنده پیوند و اعتماد میان افراد را برقرار می&zwnj;سازد، یکی از بهترین راه&zwnj;ها برای ایجاد استحکام و گرمی یک رابطه است&zwnj;. حال و&zwnj;هوای احساسی ناشی از خنده به پیوند نزدیک&zwnj;تر میان افراد می&zwnj;انجامد و سبکباری ناشی از آن اضطراب و خشم را فرو می&zwnj;نشاند و مصاحبت دیگران را دلنشین می&zwnj;کند. ارزش و تأثیر مثبت خنده به فردی که می&zwnj;خندد محدود نمی&zwnj;شود زیرا چنان که گفتیم خنده مسری است و موجب تغییر حالت روحی دیگران و بهتر شدن حال آنان می&zwnj;شود.


خنده در حقیقت نوعی حمایت اجتماعی را فراهم می&zwnj;سازد که با ارتقای کیفیت، رابطه افزایش سلامت جسمانی و روانی را درپی خواهد داشت. در مورد تأثیر مثبت خنده بر سلامتی بسیار گفته&zwnj;اند و نوشته&zwnj;اند&zwnj;. در یک ضرب&zwnj;المثل ایرانی آمده که &quot; خنده بر هر درد بی&zwnj;درمان دواست&quot;.

بسیاری از این قبیل اظهارنظرها مبالغه&zwnj;آمیزند و برمبنای یافته&zwnj;های علمی صورت نمی&zwnj;گیرند. امـا طبیعی است که چون خنده فشار روانی و استرس را کاهش می&zwnj;دهد و روابط را بهبود می&zwnj;بخشد تأثیر مثبتی بر سلامتی دارد. استرس و اضطراب و نگرانی حاصل از آن، مادر بیماری&zwnj;هاست. استرس همراه با افزایش کارکرد دستگاه عصبی سمپاتیک و ترشح کاتکول آمین&zwnj;هاست و کاهش آن با افزایش قدرت ایمنی بدن همراه خواهد بود.

کاهش فشار خون و بیماری&zwnj;های قلبی&zwnj;، بهبود جریان خون و عملکرد دستگاه گوارش به خنده و افزایش مکرر آن در زندگی نسبت داده می&zwnj;شود&zwnj;. همچنین در بیمارانی که تحت عمل جراحی ارتوپدی قرار داشتند و فیلم&zwnj;های کمدی تماشا می&zwnj;کردند نیاز کمتری به مسکن برای تسکین درد گزارش شده که آن را ناشی از افزایش ترشح آندروفین که مسکنی درون&zwnj;زاست می&zwnj;دانند&zwnj;. طبیعی است که کاهش تنش و فشار روانی بر اثر خنده برابر با بروز احساسی بهتر در افراد است&zwnj;.


خنده خستگی را برطرف و انرژی مثبت ایجاد می&zwnj;کند&zwnj;. بعضی از روانشناسان براین باورند که خنده موجب تخلیه انرژی&zwnj;های واپس زده و سرکوب&zwnj;شده می&zwnj;شود و به تعادل روحی کمک می&zwnj;کند و به همین دلیل پس از خنده احساس آرامش بر وجود انسان مستولی می&zwnj;شود. در مورد خنده تفاوت&zwnj;های جنسی و سنی معناداری به چشم می&zwnj;خورد. کلاً زنان بیشتر از مردان می&zwnj;خندند و در طلب شوخ طبعی هستند ولی این مردان هستند که بیشتر از زنان موجبات بروز و وقوع خنده را فراهم می&zwnj;کنند&zwnj;. به همین دلیل تعداد کمدین&zwnj;ها و طنزپردازان مرد بیشتر است&zwnj;. از سوی دیگر زنان نسبت به مردانی که آنها را بخندانند کشش بیشتری نشان می&zwnj;دهند و مردان نیز به زنانی که در حضور آنان از صمیم قلب بخندند بیشتر علاقه&zwnj;مند هستند.


بر اساس برخی پژوهش&zwnj;ها خنده زنان بیشتر از مردان نشانه آشکار وجود یک رابطه سالم است&zwnj;. امـا متأسفانه با گذشت زمان و افزایش سن شاهد کاهش بروز خنده در روابط هستیم&zwnj;. حال آنکه گفته می&zwnj;شود لبخند، اکسیر جوانی است و لبخندزدن باعث می&zwnj;شود افراد جذاب&zwnj;تر&zwnj;، سرزنده&zwnj;تر و جوان&zwnj;تر به&zwnj;نظر برسند&zwnj;.

نکته آخر در باب خنده ارتباط آن با شخصیت افراد است&zwnj;. برمبنای آنچه ذکر شد خنده اختصاص به نوع خاصی از شخصیت در طبقه&zwnj;بندی&zwnj;های مرسوم شخصیت ندارد و تأثیرات مثبت آن هم در تمام انواع شخصیت صادق است&zwnj;. همچنین می&zwnj;دانیم که برخی از افراد خوشرو و بشاش&zwnj;اند و بعضی&zwnj;ها عبوس و اخم آلود هستند و به&zwnj;طور طبیعی کمتر می&zwnj;خندند&zwnj;. این امر به مشرب&zwnj;خوش یا حالت شوخ طبعی باز می&zwnj;گردد که از سویی یکی از ساختکارهای دفاعی بالغانه و انطباقی انسان محسوب می&zwnj;شود و از سوی دیگر مبین اتخاذ نوعی دیدگاه کلــی خوشبینانه نسبت به جهان است که دست در دست هم منجر به ایجاد یک ساختار احساسی سالم و سازنده در فرد می&zwnj;شود و روابط او را بهبود می&zwnj;بخشد&zwnj;.

در مقابل افراد عبوس، ماسکی بر چهره دارند که در روابط با دیگران همچون دیواری عمل و ضعف درون آنان را پنهان می&zwnj;کند؛ ضعفی که حامل مجموعه&zwnj;ای از احساسات و حالات منفی مانند کاهش اعتماد به نفس&zwnj;، احساس بیم و وحشت&zwnj;، سوءظن&zwnj;، خصومت&zwnj;، حقارت و عصبیت است&zwnj;.

می&zwnj;توان گفت افراد عبوس شخصیت انسانی خود را در پشت ماسکی که بر صورت زده&zwnj;اند زندانی کرده&zwnj;اند. پس می&zwnj;توان گفت خندیدن و لبخند زدن، مسئولیتی است که فرد نسبت به&zwnj;خود&zwnj;، دیگران و جامعه دارد و باید ادا شود لذا غلبه چهره&zwnj;های عبوس در یک جامعه حاکی از وجود نوعی آسیب روانی عمومی است که سلامت جامعه و آحاد آن را تهدید و در نهایت زندگی را مسخ و تحریف&zwnj;می&zwnj;کند&zwnj;.

ضرب&zwnj;المثلی انگلیسی می&zwnj;گوید: دنیا مانند آینه است&zwnj;، اگر در آن بخندی به تو می&zwnj;خندد و اگر... .]]></description>
            <category>اخبار روان شناسی و روانپزشكی</category>
            <pubDate>Thu, 29 May 2025 08:52:23 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/66700/این-حرکت-ساده-مسکن-ها-بی-نیاز-می-کند</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000066/n00066700-b.jpg" length="73008" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>تاثیر روابط اجتماعی بر سلامت روان و امید به زندگی</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/66016/تاثیر-روابط-اجتماعی-سلامت-روان-امید-زندگی</link>
            <description><![CDATA[
طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، سلامت روان حالتی از رفاه است که در آن هر فردی توانایی&zwnj;های بالقوه خود را درک می&zwnj;کند، می&zwnj;تواند با استرس&zwnj;های معمول زندگی کنار آمده، کار مولد و ثمربخش داشته و برای جامعه خود مفید باشد. در واقع، سلامت روان بر نحوه تفکر، احساس، عمل، انتخاب و ارتباط ما با دیگران تاثیر می&zwnj;گذارد.

تحقیقات نشان می&zwnj;دهد که سطح بالای سلامت روان با افزایش یادگیری، خلاقیت و بهره&zwnj;وری، رفتارهای اجتماعی بیشتر و روابط اجتماعی مثبت و با بهبود سلامت جسمانی و امید به زندگی، مرتبط است.


توصیه&zwnj;های مهم برای سلامت روان

هدف بسازید
زندگی با معنا و هدفمند یکی از کلیدهای بهبود سلامت روان است. این هدف لزوماً به این معنی نیست که به دنبال تغییر جهان یا رسیدن به موفقیت حرفه&zwnj;ای باشیم، بلکه بستگی به آنچه دوست داریم و فکر می&zwnj;کنیم می&zwnj;توانیم انجام دهیم، دارد. یکی از راه&zwnj;های یافتن هدف این است که بنویسیم دوست داریم در ۱۰ سال آینده به چه چیزهایی معقولی برسیم؟ سپس برای رسیدن به آن هدف، اهداف کوچک روزانه تعیین کنیم.

خودتان را بشناسید
شناخت خود و هیجانات فردی یکی از بزرگ&zwnj;ترین قدم&zwnj;هایی است که در مسیر ارتقای سلامت روانی می&zwnj;توانید بردارید. شناخت و تشخیص هیجانات منفی مانند غم یا خشم به معنی سرکوب آنها نیست، بلکه شامل تشخیص، تجربه و پذیرش آنهاست. وقتی خود را بهتر بشناسید می&zwnj;توانید اهدافی واقع&zwnj;بینانه&zwnj;تر و مناسب&zwnj;تر برای خود تعیین کنید، با شناسایی نقاط ضعف خود کمتر آسیب ببینید و مهارت&zwnj;هایی پرورش دهید که در آنها استعداد و توانایی دارید.

وقایع مثبت زندگی خود را به خاطر بسپاریم
به جای فکر کردن به لحظات غم انگیز زندگی سعی کنیم توجه خود را بر لحظات شاد در گذشته متمرکز کنیم. در بسیاری از موارد مردم تمایل دارند زمان&zwnj;های بد را به جای زمان&zwnj;های خوب به یاد بیاورند که می&zwnj;تواند بر آسایش و سلامت ما تاثیر منفی بگذارد.

کارهای محبت آمیز انجام دهیم
کمک به دیگران یا امور خیریه می&zwnj;تواند به سلامت روان ما کمک کند. مهربانی نسبت به دیگران از بسیاری جهات به ما سود می&zwnj;رساند. از یک سو موجب می&zwnj;شود تا دیگران با ما رفتار بهتری داشته باشند و از سوی دیگر با انجام کارهای محبت&zwnj;آمیز، بدن ما دوپامین و اکسی&zwnj;توسین ترشح می&zwnj;کند که اصطلاحا هورمون شادی نامیده می&zwnj;شوند.

تمرکز حواس را تمرین کنید
ذهن آگاهی به معنای دانستن چگونگی ماندن در لحظه یعنی بودن در زمان حال؛ این کار فواید ذهنی زیادی را به همراه دارد، از افزایش شادی گرفته تا انعطاف&zwnj;پذیری بهتر. علاوه بر این مشخص شده است که این نوع مراقبه سریع به مدیریت استرس و کاهش علائم اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی کمک می&zwnj;کند.

قدردانی خود را ابراز کنیم
قدردانی بیشتر به ما کمک می&zwnj;کند تا بر چیزهای خوب زندگی تمرکز بیشتری داشته باشیم. در واقع تمرکز بر چیزهای کوچکی که هر روز تجربه می&zwnj;کنیم به بهبود سلامت ذهنی ما نیز کمک می&zwnj;کند.

نقاط قوت خود را شناسایی کنیم 
احساس توانایی و اعتماد به توانایی&zwnj;های خود یکی از رازهای کلیدی آسایش ذهنی است. دلیل آن این است که شناسایی نقاط قوت به ما کمک می&zwnj;کند آنچه را که باید به جهان ارائه دهیم به خاطر بسپاریم. علاوه بر این، با تجزیه و تحلیل نقاط قوت خود قادر خواهیم بود بر روی آنچه که به بهبود نیاز دارد تمرکز کنیم.

ارتباط با دیگران
کیفیت روابط ما بر سلامت روان ما نیز تاثیر می&zwnj;گذارد، به عبارت دیگر داشتن روابط عمیق&zwnj;تر و معنادارتر با دیگران به بهبود آسایش و سلامت روان کمک می&zwnj;کند.

روابط اجتماعی به معنای تعاملات و ارتباطاتی است که بین افراد و گروه ها در جامعه، برقرار می شود. این روابط شامل تمامی ارتباطات اجتماعی است که افراد با یکدیگر دارد. از مهمترین این ارتباطات می توان به روابط خانوادگی، روابط دوستانه، روابط کاری و روابط جمعیتی اشاره کرد.


با ارزش&zwnj;های خود زندگی کنیم
یکی از نکاتی که بسیاری از ما برای بهبود آسایش و سلامت روان خود به آن توجه نمی&zwnj;کنیم ارزش&zwnj;های ماست. این یعنی سبک زندگی که برای ما ارزشمند است را دنبال کنیم.

بیشتر بخندیم
خنده یکی از بهترین متحدان ما برای سلامت روانی&zwnj;مان است. بنابراین یافتن لحظه&zwnj;ای در روز برای انجام فعالیت&zwnj;هایی که ما را در روحیه خوبی قرار می&zwnj;دهد، به ما این امکان را می&zwnj;دهد که شادتر باشیم و از سلامت روانی بهتر برخوردار شویم.

مراقب بدن خود باشیم 
سبک زندگی سالم برای سلامت روان ضروری است؛ به عبارت دیگر داشتن رژیم غذایی متعادل، ورزش منظم و خواب کافی از رازهای سلامت روان است.

در صورت نیاز کمک بخواهیم 
اگر به لحاظ روانی مشکلاتی مانند استرس، احساس تنهایی، افسردگی، اضطراب، مشکلات ارتباطی، مرگ یک فرد عزیز، افکار خودکشی، اندوه، اعتیاد، اختلال کم&zwnj;توجهی، بیش&zwnj;فعالی، خودآزاری، اختلالات خلقی مختلف، معلولیت یادگیری یا سایر بیماری&zwnj;های روانی با درجات مختلف داریم، مهم است به یک روانشناس مراجعه کنیم. عدم انجام این کار نه تنها سلامت روانی ما را تحت تاثیر قرار می&zwnj;دهد، بلکه عواقب جسمی و روحی نیز به دنبال خواهد داشت.

از دسترس خارج شویم
تلفن هوشمند خود را برای یک روز در خانه بگذاریم و از پیام&zwnj;ها، هشدارها و سایر مزاحمت&zwnj;های پی در پی فاصله بگیریم. زمانی را صرف انجام کار سرگرم&zwnj;کننده با یک نفر به صورت رو در رو کنیم.

گاهی اوقات برای کسب لذت بیشتر نیازی به اضافه کردن فعالیت&zwnj;های جدید نداریم
ما فقط لازم است از چیزهایی که از قبل داریم نهایت لذت را ببریم. تلاش برای خوشبین بودن به معنای نادیده گرفتن جنبه&zwnj;های تاریک زندگی نیست، بلکه فقط به این معنی است که تا آنجا که ممکن است روی چیزهای مثبت تمرکز کنیم.

بخشش را تمرین کنیم
حتی اگر بخشیدن کسی باشد که ارتباطش را با ما قطع کرده است کسانی که می&zwnj;بخشند از سلامت روان بهتری برخوردارند و از زندگی خود رضایت بیشتری دارد.

۳۰ دقیقه برای پیاده روی در طبیعت وقت بگذاریم
قدم زدن می&zwnj;تواند در پارک یا کوهپیمایی مختصر باشد. تحقیقات نشان می&zwnj;دهد که بودن در طبیعت می&zwnj;تواند افسردگی را کاهش داده و سطح انرژی را افزایش دهد.


ایسنا



&nbsp;
]]></description>
            <category>اخبار روان شناسی و روانپزشكی</category>
            <pubDate>Mon, 10 Feb 2025 03:16:37 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/66016/تاثیر-روابط-اجتماعی-سلامت-روان-امید-زندگی</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000066/n00066016-b.jpg" length="25233" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>13 کلید برای شناسایی افراد حسود</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/65295/13-کلید-شناسایی-افراد-حسود</link>
            <description><![CDATA[

حسادت احساسی پیچیده است که نه تنها بر زندگی کسی که حسد می ورزد، بلکه بر زندگی کسانی که در معرض آن هستند نیز تأثیر بدی می گذارد.

افراد حسود با حملِ حسادت بر دوش، احساسی تحلیل برنده را تجربه می کنند، زیرا قیاس می کنند، و حس و حال بدشان را با خود به قفا می برند.

شاید بهتر آن باشد که حسودهای دور و برمان را بشناسیم و فاصله مان را با آنها حفظ کنیم. با افرادی معاشرت کنیم که اگر هم خیری به ما نمی&zwnj;رسانند، دستکم از شرّ شان در امان باشیم.

وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ

وقتی با کسانی روبه رو می شویم که حس مثبتی از آنها نمی گیریم، به نحوی که انگار انرژی مان را تحلیل می برند، یک جای کار می لنگد.

با شناخت صحیح اینکه افراد حسود چه ویژگی هایی دارند و مدیریت رابطه با آنها، شاید کمتر آسیب ببینیم.
این به ویژه برای کسانی که از در معرض حسادت قرار گرفتن، آسیب می بینند، می تواند کمک کننده باشد.
در اینجا برخی از ویژگی&zwnj;های افراد حسود و چند کلید برای محافظت از خود در برابر آنها را بررسی می&zwnj;کنیم.

افراد حسود چگونه رفتار می کنند؟
بنا بر اطلاعاتی که در نشریه Human Brain Mapping منتشر شده است، حسد ورزیدن و حسادت گاهی ناشی از احساس حقارت فرد در مقابل خوش شانسی دیگران است.

حسادت احساسی است که بسیاری از ابراز کردن آن ابا دارند. بنا بر تحقیقات صورت گرفته در نشریه University Psychology خیلی نیستند افرادی که جرات و جسارت ابراز حسادت شان را دارند، واضح است که هیچ کس دوست ندارند خود را حسود به دیگران بنمایاند.

خیلی وقت ها حسد ورزیدن با تعاریفی نظیر بچه گانه بودن و نیز پستی و رذالت همراه می شود. به همین دلیل است افراد تمایل دارند آن را پنهان کنند. زیرا احساس ناامنی می کنند و عزت نفس شان را در معرض خطر می بینند.

با این توصیف شاید خیلی هم شناخت افراد حسود دوربرمان ساده نباشد. بنابراین به ارائه چند کلید جهت شناسایی این افراد می&zwnj;پردازیم.

1- متخصص اند در اینکه لحظات شاد شما را از بین ببرند
فرض کنید اتفاق فوق العاده ای برای شما افتاده است. بسیار شاد هستید. به محض اینکه درباره آن نزد حسودها حرف می&zwnj;زنید و شادی تان را ابراز می&zwnj;کنید، آنان شادی شما را بسیار کم اهمیت جلوه می&zwnj;دهند.

عمل از بین بردن پیروزی&zwnj;ها، یک استراتژی برای از بین بردن درخشندگی شما و در اوج قرار گرفتن تان است. حسودها رقیب را برنمی تابند و علاقه ای ندارند کسی از آنها پیشی بگیرد

2- در ملاء عام از شما انتقادهای ناسازنده می کنند
کلید دیگری برای شناسایی افراد حسود این است که آنها در حضور دیگران از شما انتقاد می کنند. روشن تر بگوییم آنها بیشتر شما را تخریب می کنند تا بخواهند نقدی محترمانه یا سازنده ارائه بدهند.

آنها معمولاً ایرادهای مخربی از شخصیت شما می گیرند یا از کارهایی که انجام داده اید یا نتایجی که حاصل کرده اید سخت انتقاد می کنند.این سلاح آنهاست: شما را غافلگیر و در ملاء عام تحقیر می کنند.


3- ابراز شادی شان با ریا همراه است
برخی از افراد حسود در پنهان کردن احساسات خود مشکل دارند. بگذارید مثالی بزنیم: تصور کنید که در پروژه ای موفق بوده اید و به یکی از همکارهای حسود دور و برتان شادی تان را ابراز می کنید.

او کمی یکه می خورد و بعد با کمی مکث می گوید: &rdquo; چه عالی! تبریک می گویم&rdquo; و در آن واحد لبخندی زورکی و تصنعی می زند. شما از حالت نگاه و چهره اش درمی یابید که بیشتر از آنکه خوشحال شده باشد عصبی شده است.

4- هیچ حمایتی از شما نمی&zwnj;کنند
وقتی کسی به شما حسادت می کنند، از کمک به شما برای رسیدن به اهدافی که برای خود تعیین کرده اید اجتناب می کند. علاوه بر این، می کوشد با حیله گری آنها را خراب هم بکند.

هوشیار باشید حسودها به ظاهر خود را علاقمند به حمایت از شما نشان می دهند ، اما خیلی رندانه و زیرکانه در واقع مانع از حتی حمایت دیگران از شما می شوند.

5 &ndash; رقابتی ناسازنده دارند و کل اعتبار یک کار جمعی را به نفع خود مصادره می کنند
حسودها اهل به چالش کسیدن و رقابت هم هستند، در یک گار گروهی شرکت می کنند اما در نهایت طوری عمل و رفتار می کنند که انگار اگر آنها نبودند، هیچ نتیجه ای حاصل نمی شد. به اصطلاح آنها اعتبار پیروزی های تیم را می دزدند. عباراتی مانند &ldquo;بدون من، شما نمی توانستید این کار را انجام دهید&rdquo; را بسیار از آنها می شنوید

6- در رشد شخصی شما اختلال ایجاد می کنند
پیرو موردی که پیشتر ذکر شد این افراد ممکن است احساس خطر کنند و سعی کنند شما را خراب کنند. چنین عملکردی می تواند خود را به طرق مختلف نشان دهد: بی اعتبار کردن کار خود، صرفا برای اینکه شما را دلزده و از تلاش وادارند.

اغلب در چنین مواردی می گویند: &rdquo; اصلاً این کار را نکن، من امتحانش کردم، بی فایده است&rdquo;، شایعه پراکنی می کنند به نحوی در پیشبرد کار شما اختلال ایجاد می کنند و فرصت های پیش آمده برای تان را سبک می شمرند یا به نحوی از آن خود می کنند.

7- ناگهان از زندگی شما محو می شوند
افراد حسود زمانی که شما موفق می شوید غیب شان می زند، و از شما فاصله می گیرند، زیرا تحمل دیدن موفقیت تان را ندارند. بنابراین، طبیعی است که آنها گاهی از زندگی شما ناپدید شوند.
آنها غیب شان می زند زیرا با دیدن شما احساس نارضایتی زیادی از خودشان پیدا می کنند. متاسفانه اگر حسود نبودند از پیشرفت شما در جهت رشد کردن در کنارتان با بهره گیری از تجارب تان بهره می بردند، اما حسادت گاهی آدم را کور می کند.

8- پشت سر شما حرف می زنند
یکی دیگر از کلیدهای شناسایی افراد حسود این است که وقتی شما حضور ندارید، از شما بد می گویند. آنها شما را بدنام می کنند و چیزهایی می گویند یا منتشر می کنند که واقعیت ندارند یا اگر درست هم باشند طوری تحریف شان می کنند که شما در هر صورت بد به نظر برسید.

9- بی وقفه در حال قیاس کردن شما و دستاوردهای تان با خودشان ، آن هم به شکلی غرض ورزانه هستند
قیاس گری مداوم افراد حسود مانع از این می شود که ارزش های انسانی کسی که در معرض حسادت قرار می گیرد دیده شوند.
حسودها به جای تمرکز بر خود، بر شما تمرکز می کنند و به دنبال مزایایی هستند که شما نسبت به آنها دارید و برای شان تلاش می کنید. این به خودی خود سبب می شود کسی که حسد می ورزد هیچ گاه نتواند ایرادات خود را ببیند و در جهت رفع شان بکوشد.

10- لعن و نفرین به جای دعای خیر در کلام شان بسیار است
فردی که به آنچه دارید طمع می&zwnj; ورزد، احتمالاً از شما رنجیده می&zwnj;شود و زمانی احساس رضایت می کند که ناکامی تان را ببیند. پرواضح است که چنین کسانی آرزو یا دعای خیری برای دیگران ندارند!

11- در بیان دستاوردهای خود به ویژه در ملاء عام اغراق می کنند
برخی از افراد حسود ممکن است برای رقابت با شما و احساس برتری، در بیان پیروزی های خود اغراق کنند یا آنها را به رخ بکشند. این روش آنها برای جبران احساس ناامنی و عدم رضایت از خودشان است.این افراد عزت نفس پایینی دارند و اعتماد به نفس شان آسیب دیده است.

12- ناکامی های تان را جشن می گیرند و از صمیم دل خوشحال می شوند
یکی دیگر از نشانه های شناسایی افراد حسود این است که وقتی اشتباه می کنید احساس رضایت می کنند. دیدن شکست دیگران فرصتی عالی برای احساس برتری کردن و بی اعتبار کردن تمام دستاوردهای قبلی شماست.

13- آنها ناامید و منفی باف هستند
این احساس فقط از تمایل به برتری نسبت به دیگران ناشی نمی شود. افراد حسود به دلیل عقده حقارت و سرخوردگی و همچنین عزت نفس پایین خود اصولاً افرادی بدبین و ناامیدند. آنها به آنچه دیگران دارند حسد می ورزند، آرزو می کنند که کاش از آن خودشان بود و از اطرافیان خود به خاطر داشتن آنچه دارند، متنفرند.

گاهی اوقات آنها حتی با کسانی که به آنها حسادت می&zwnj;کنند وارد دوستی&zwnj;های کاذب می&zwnj;شوند تا از موفقیتی که در آنها احساس می&zwnj;کنند دست کم احساس &laquo;آشفتگی&raquo; کنند.

&ldquo;حسادت هزار بار وحشتناک تر از گرسنگی است، زیرا گرسنگیِ معنوی است.&rdquo;
-میگل دی اونامونو-

اگر در حلقه اجتماعی خود افراد حسود دارید چه باید بکنید؟
اگر دور و برتان افراد سمی حسود دارید، ممکن است در شرایط بسیار ناراحت کننده و دشواری قرار بگیرید. چند پیشنهاد برای تان داریم که شاید کمک کننده باشد.

محدودیت&zwnj;ها را تعریف و اجرا کنید:
اگر فردی حسود دورو برتان است که در شما احساسی منفی ایجاد می کند و ارتباط با او به دلایلی اجتناب ناپذیر است، حد و حدودی را در رابطه تعریف کنید.
از او بخواهید که فقط در مواقع ضروری با شما صحبت کند. وقتی آن شخص خیلی سمی است، بهتر است فاصله خود را حفظ کنید.

از به اشتراک گذاشتن پیروزی های خود بپرهیزید:
سعی کنید در مورد چیزهای خوبی که برای شما اتفاق می افتد با این نوع افراد صحبت نکنید زیرا آنها قدر آن را نمی&zwnj;دانند یا در شادی شما شریک نمی شوند. کاری که آنها انجام می دهند این است که شما را از گفته تان پشیمان کنند.

روابط دوستانه واقعی را تقویت کنید:
با کسانی رابطه برقرار کنید که حمایتگر، خیرخواه و مشوق اند. کسانی که شما را تشویق می کنند تا در زندگی شخصی و حرفه ای خود رشد کنید. دوستی های سالم در بزرگسالی به شما احساس بهتری می دهد..

همدلی را تمرین کنید:
اگر فرد حسود به آن اعتراف کند و احساسات خود را بپذیرد و مایل به تغییر باشد، با او همدلی کنید، همدلی می تواند وضعیت را بهبود بخشد.


به دنبال کمک باشید:
اگر رفتارهای طرف مقابل شما را بیش از حد تحت تاثیر قرار می دهد، باید به دنبال کمک باشید. می&zwnj;توانید برای راهنمایی با یک دوست، یکی از اعضای خانواده یا متخصص سلامت روان صحبت کنید.

به یاد داشته باشید که رفاه عاطفی و سلامت جسمی و روانی از اهمیت بالایی برخوردار است. در پایان، آنچه مهم است این است که از خود مراقبت کنید و به نفع یک زندگی کامل و شاد، با کسانی وقت و عمرتان را بگذرانید که دست کم اگر خیری نمی&zwnj;رسانند، شری هم به پا نکنند. کسانی که برای شما ارزش قائل هستند.



سواد زندگی


&nbsp;


]]></description>
            <category>بهداشت روان</category>
            <pubDate>Thu, 24 Oct 2024 08:48:54 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/65295/13-کلید-شناسایی-افراد-حسود</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000065/n00065295-b.jpg" length="156341" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>چرا روان‌شناسان به نوشتن افکار و اهداف روی کاغذ اصرار می‌کنند؟</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/64386/چرا-روان-شناسان-نوشتن-افکار-اهداف-روی-کاغذ-اصرار-می-کنند</link>
            <description><![CDATA[روان انسان پدیده&zwnj;ای پیچیده و چندوجهی است. روان ما نسبت به هر موضوعی از سه منظر واکنش نشان می&zwnj;دهد، احساسی، فکری و رفتاری. حال در دنیایی پر از مسئله و موضوع، طبیعی است که ذهن ما پر باشد از انواع احساسات و افکار سردرگم&zwnj;کننده و رفتارمان هم به تبع آنها گاهی ناسالم و آسیب&zwnj;زننده شود. یکی از راه&zwnj;های سروسامان دادن به این اوضاع آشفته و ارتقای سلامت روان، تکنیک&zwnj;های نوشتن است.


طی سال&zwnj;ها، پژوهش&zwnj;های زیادی از مزایای نوشتن در سلامت روان حمایت کرده&zwnj;اند، از کمک به تمرکز و توجه، حل&zwnj;مسئله موثرتر، کمک به بهبود روابط، مدیریت احساسات تا تقویت سیستم ایمنی بدن. ما در ادامه به برخی از این موارد می&zwnj;پردازیم.

۱ . نظم&zwnj;دادن به ذهن و افکار
حتما شما هم قبول دارید که یکی از بدترین تجارب فکری، تفکر آشفته راجع به موضوعات مختلف و پراکنده است. در این مواقع فکر ما از این موضوع به آن موضوع می&zwnj;پرد و حجم و سرعت افکار آن قدر زیاد می&zwnj;شود که در نهایت خستگی ذهنی شدیدی را تجربه می&zwnj;کنیم. نوشتن کمک می&zwnj;کند این تفکر بی&zwnj;نظم را به یک نوشتار منظم تبدیل کنیم و بتوانیم تک&zwnj;به&zwnj;تک به موضوعات بپردازیم. نوشتن سرعت افکار پراکنده را کم می&zwnj;کند و به آنها نظم می&zwnj;دهد. نوشتن منظم روزانه، باعث می&zwnj;شود به مرور زمان مدل فکر کردن&zwnj;مان هم منظم&zwnj;تر شود.

۲. خلوت&zwnj;کردن میز کار مغز و افزایش تمرکز
حافظه کاری یک سیستم شناختی با ظرفیت محدود است که وظیفه نگهداری موقت و پردازش لحظه&zwnj;ای اطلاعات موجود را بر عهده دارد. در واقع حافظه کاری، میز کار مغز است که پرونده&zwnj;ها در لحظه روی آن قرار دارند و در انتظار رسیدگی هستند. حافظه کاری این اطلاعات را پردازش می&zwnj;کند تا ما بتوانیم در لحظه درباره این پرونده&zwnj;ها استدلال کنیم و تصمیم بگیریم. افرادی که بیش از حد فکر می&zwnj;کنند، در واقع میز کار مغزشان شلوغ، بی نظم و پر از پرونده&zwnj;های باز است و شلوغی میز کار مغز، باعث کند شدن در رسیدگی به پرونده&zwnj;ها می&zwnj;شود. اغلب این افراد از مشکلات توجه و تمرکز و فراموشکاری شکایت دارند. نوشتن یک روش عالی برای خلوت&zwnj;کردن این میز کار است. با نوشتن افکار، پرونده&zwnj;ها دسته&zwnj;بندی می&zwnj;شوند، برخی بسته می&zwnj;شوند، رسیدگی به برخی به تعویق می&zwnj;افتد و برخی در لحظه رسیدگی می&zwnj;شوند. به این ترتیب، با خلوت شدن حافظه&zwnj;کاری، ظرفیت فرد برای توجه و تمرکز بیشتر می&zwnj;شود.

۳. پیداکردن الگو&zwnj;های اشتباه&zwnj;فکری
اگر برای مدتی نوشتن افکار را ادامه دهید، متوجه خواهید شد که افکار شما از یک الگوی خاص پیروی می&zwnj;کند. مثلا ممکن است متوجه شوید بیش از حد مسائل را بزرگ می&zwnj;کنید، اغلب پیش&zwnj;بینی&zwnj;های&zwnj;تان منفی&zwnj;تر از واقعیت است، مسائل را سیاه&zwnj;و&zwnj;سفید می&zwnj;بینید، در هر مسئله&zwnj;ای به&zwnj;جای راه&zwnj;حل دنبال مقصر می&zwnj;گردید، در دیدن جنبه&zwnj;های مثبت مسائل ناتوان هستید، مدام خودسرزنشی می&zwnj;کنید، به&zwnj;جای واقعیت&zwnj;ها بر اساس احساسات&zwnj;تان نتیجه&zwnj;گیری می&zwnj;کنید، یک مشکل را به کل زندگی&zwnj;تان تعمیم می&zwnj;دهید و &hellip;. ما به این الگو&zwnj;های تکرارشونده در افکار، خطا&zwnj;های شناختی می&zwnj;گوییم. نوشتن باعث می&zwnj;شود متوجه شوید که افکار شما بیشتر حاوی کدام خطای شناختی است.

۴. منطقی نگاه&zwnj;کردن به مشکلات
زمانی که ما درگیر افکار منفی هستیم و به تبع آن احساسات منفی را تجربه می&zwnj;کنیم، در واقع داریم با بخش&zwnj;های باستانی مغزمان که محل پردازش هیجان&zwnj;ها و پیداکردن تهدید و خطر در محیط و رفتار&zwnj;های غریزی و غیرارادی است، فکر می&zwnj;کنیم. نوشتن کمک می&zwnj;کند این پردازش احساسی، غریزی و ناآگاهانه را در قالب کلمات، به پردازش منطقی و آگاهانه تبدیل کنیم. تبدیل احساسات و افکار به کلمات نوشته&zwnj;شده، باعث آرامش ذهن و منطقی نگاه&zwnj;کردن به مسائل می&zwnj;شود. منطقی نگاه&zwnj;کردن به مسائل باعث می&zwnj;شود به جای واکنش&zwnj;های هیجانی و غیرارادی به مشکلات، به دنبال راه&zwnj;حل&zwnj;های موثرتر و منطقی&zwnj;تر باشیم؛ بنابراین نوشتن به برنامه&zwnj;ریزی، حل مسئله و تصمیم گیری واقع&zwnj;بینانه کمک می&zwnj;کند.

۵. درددل کردن و تخلیه هیجانات از طریق نوشتن
گاهی ما با مسائلی درگیریم که نمی&zwnj;توانیم راجع به آنها با کسی صحبت کنیم و این مسائل درون ما باقی مانده و تبدیل به افکار و احساسات ناخوشایند و دایمی می&zwnj;شوند. نوشتن درباره مشکلات، افکار و احساسات&zwnj;مان، می&zwnj;تواند نوعی درددل کردن و تخلیه هیجانی کتبی باشد. نوشتن ما را سبک و روان&zwnj;مان را از احساسات منفی و سنگین، تخلیه می&zwnj;کند.

از کجا شروع کنیم؟
تمام چیزی که شما برای نوشتن نیاز دارید، یک کاغذ و خودکار و فضای امن و خصوصی است! سعی کنید نوشتن را به بخشی از کار&zwnj;های روزانه تان تبدیل کنید. اگر می&zwnj;توانید برای آن یک زمان و مکان ثابت در نظر بگیرید. اگر نه، در هر مکان و زمانی که می&zwnj;توانید بنویسید (اما نه نزدیک به زمان خواب شبانه&zwnj;تان). اگر کاغذ و قلم در دسترس&zwnj;تان نیست، از گوشی هوشمندتان استفاده کنید.

درباره چه بنویسیم؟
شما می&zwnj;توانید درباره هر مسئله&zwnj;ای که در ذهنتان است یا اتفاقات روزمره بنویسید. اغلب نیازی نیست هیچ آداب و ترتیبی بجویید. اما اگر واقعا نمی&zwnj;دانید چطور بنویسید، این فرمول چهار مولفه&zwnj;ای کمک&zwnj;کننده است؛ ابتدا اتفاق یا موضوعی که فکر شما را مشغول کرده است دقیق توصیف کنید. بعد بنویسید که درباره این موضوع چطور فکر می&zwnj;کنید، در واقع، حدس&zwnj;ها، برداشت&zwnj;ها و افکارتان را بنویسید. بعد بروید سراغ احساسات&zwnj;تان و بنویسید که راجع به این ماجرا، چه احساس&zwnj;هایی را تجربه می&zwnj;کنید و در نهایت از خودتان بپرسید که تمایل دارم در مقابل این موضوع چه واکنش رفتاری نشان دهم و واکنش موثر و مفید رفتاری در این شرایط چیست؟

&nbsp;
نویسنده: دکتر پرستو امیری | متخصص روان شناسی سلامت

منبع: خراسان
&nbsp;



&nbsp;

]]></description>
            <category>اخبار روان شناسی و روانپزشكی</category>
            <pubDate>Sun, 19 May 2024 06:38:47 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/64386/چرا-روان-شناسان-نوشتن-افکار-اهداف-روی-کاغذ-اصرار-می-کنند</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000064/n00064386-b.jpg" length="28857" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>حتما گاهی اوقات برای خود نوشابه باز کنید!</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/64364/حتما-گاهی-اوقات-خود-نوشابه-باز-کنید</link>
            <description><![CDATA[از نظر بالینی براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، اختلال شخصیت خودشیفته &laquo;الگویی از خودبزرگ&zwnj;بینی، نیاز به تحسین و نداشتن همدلی&raquo; تعریف می&zwnj;شود. روانشناسان از هشداردادن به افراد درمورد نزدیک&zwnj;شدن به افراد خودشیفته لذت می&zwnj;برند.&nbsp; برای مثال می&zwnj;توان این موضوع را در حوزه سیاست در خودداری دونالد ترامپ از پذیرش نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ میلادی و در فرهنگ عامه در قضیه محاکمه بدنام مرتبط با پرونده جانی&zwnj;دپ و امبر هرد، زوج هالیوودی مشاهده کرد.

بسیاری از افراد همچنین مجبور بودند وجود افراد دارای شخصیت خودشیفته و وحشتناک را در زندگی&zwnj;شان تجربه کنند، خواه در میان اعضای خانواده، دوستان یا افراد حاضر در محل کار.

قطعا هیچ روانشناسی از رفتار&zwnj;های فردی با شخصیت خودشیفته مانند طغیان&zwnj;های خشونت&zwnj;آمیز، فریب&zwnj;های بدخواهانه یا خودداری واهی از پذیرش شکست دفاع نمی&zwnj;کند. درعین&zwnj;حال برخی از کارشناسان مشاهده می&zwnj;کنند که برخی از ویژگی&zwnj;های خودشیفتگی می&zwnj;توانند سالم باشند.

برای درک چرایی آن باید با درک این موضوع آغاز کرد که خودشیفتگی موجب نمی&zwnj;شود فرد به&zwnj;طورکامل از این توانایی برخوردار نباشد که چگونه دیگران را درک کند. اگر فردی خوب&zwnj;بودن را &laquo;اهمیت&zwnj;دادن به دیگران&raquo; و ارزش قائل&zwnj;شدن برای آنها تعریف کند، خودشیفته&zwnj;ها هنوز هم می&zwnj;توانند تا حدی افراد خوبی باشند.

سایکوپاتی یا روان&zwnj;پریشی یک اصطلاح بالینی است و برای توصیف فردی به&zwnj;کار می&zwnj;رود که پشیمان نیست یا سبک رفتار بین فردی سرد و محاسبه&zwnj;گر دارد و در روابط بین فردی مرتکب اعمال استثمارگرایانه می&zwnj;شود. افراد روان&zwnj;پریش، استثمارگر هستند و به سبک زندگی انگلی میل دارند، اما نکته مهم درمورد روان&zwnj;پریشی آن است که تمایل فرد روان&zwnj;پریش به استفاده از افراد دیگر برای اهداف خود وجود دارد و ما معمولا شاهد فقدان کامل و مطلق اضطراب در آن فرد به&zwnj;خاطر این موضوع هستیم.

درمقابل، خودشیفته&zwnj;ها به چیز&zwnj;هایی که برای دنیا خوب به نظر می&zwnj;رسند، اهمیت می&zwnj;دهند. این درحالی&zwnj; است که یک فرد سوسیوپاتیک یا دچار اختلال شخصیت ضداجتماعی با چنین حسی هدایت نمی&zwnj;شود، درنتیجه هنجار&zwnj;ها و قوانین اجتماعی را زیرپا می&zwnj;گذارد. روابط با آن دسته از افراد با خیانت زیاد از جانب آنها مشخص می&zwnj;شود، همچنین آنها تمایل دارند واکنش&zwnj;پذیرتر، زودجوش&zwnj;تر و تندخوتر باشند.

این درحالی&zwnj; است که خودشیفته&zwnj;ها با چنین نوعی از رفتار تعریف نمی&zwnj;شوند. ویژگی&zwnj;های شخصیت خودشیفته می&zwnj;توانند کاملا سالم باشند؛ زیرا درون همه ما ذاتی هستند و به ما کمک می&zwnj;کنند تا برای بهبود خودمان اقدام کنیم. بسیاری از ما اگر از خودشیفتگی سالمی برخوردار نبودیم، احتمالا از رختخواب خارج نمی&zwnj;شدیم!

صفات مرتبط با خودشیفتگی تنها زمانی مضر هستند که ثابت، سفت و سخت باشند. اگر آن صفات با خودآگاهی، توانایی تغییر و تمایل فروتنانه برای ابراز همدردی با دیگران متعادل شوند، در قلمروی صفات سالم باقی می&zwnj;مانند. خودشیفتگی یک &laquo;ویژگی&raquo; است که به&zwnj;عنوان یک گرایش فراگیر جهانی انسانی با عنوان &laquo;خودانگیزشی&raquo; (Self - Enhancement) یا تمایل به احساس خاص&zwnj;بودن و متمایزبودن فرد از ۸ میلیارد نفر دیگر روی سیاره زمین تعریف می&zwnj;شود.

از آنجا که افراد شاد و سالم معمولا احساس معمولی یا کسل&zwnj;کننده&zwnj;بودن را ندارند، صرف&zwnj;نظر از اینکه این باورشان درست باشد یا خیر، منطقی به نظر می&zwnj;رسد که برخورداری از درجه&zwnj;ای از خودشیفتگی می&zwnj;تواند سالم باشد. اگر فردی شادتر است و عمر طولانی&zwnj;تری دارد، چرا نباید فکر کنیم احساس می&zwnj;کند استثنایی یا منحصربه&zwnj;فرد است، درنتیجه علی&zwnj;رغم شکست&zwnj;های مداوم بر برنامه&zwnj;های بلندپروازانه&zwnj;اش پافشاری کرده است؟

این خودانگیزشی البته در حد متوسط را می&zwnj;توان خودشیفتگی سالم قلمداد کرد. این به معنای عشق به خود، عزت&zwnj;نفس، خودارجمندی (Self &ndash; esteem) و یا اعتمادبه&zwnj;نفس نیست. درعوض، می&zwnj;توان آن را مانند یک عینک آفتابی رنگی برای دیدن خود، دنیا و آینده درنظر گرفت. این در قلب همه خودشیفتگی&zwnj;ها قرار دارد و در حد اعتدال کاملا سالم است.

خودشیفتگی در دوز&zwnj;های کم آن صرفا برای افراد مفید نیست، بلکه می&zwnj;تواند به نفع تمدن بشری در کلیت آن تمام شود. در ظاهر، جوامع از ارتباط و همکاری بین افراد سود می&zwnj;برند که به نظر می&zwnj;رسد در تضاد با داشتن صفات خودشیفتگی باشد.

با این&zwnj;وجود، واقعیت آن است که ما زمانی می&zwnj;توانیم توانایی&zwnj;ها و مهارت&zwnj;های خود را به&zwnj;عنوان فردی بشناسیم و تایید کنیم که از درجه&zwnj;ای از خودشیفتگی سالم برخوردار باشیم، تنها در آن صورت است که به خود فرصت&zwnj;هایی برای رشد و شکوفایی می&zwnj;دهیم. به عبارت دیگر، انسان&zwnj;ها به خودشیفتگی نیاز دارند و همانند بسیاری از ویژگی&zwnj;های شخصیتی اساسی خود در آن مورد نیز نیازمند اعتدال هستند.

ما به هر دو ویژگی نیاز داریم، هم توانایی مراقبت از خود و توجه به خویشتن و هم توانایی توجه به جامعه در کلیت آن با توجه به نیاز&zwnj;ها و دیدگاه&zwnj;های دیگران. هر دو ویژگی&zwnj;های ارزشمندی برای حفظ تعادل هستند.

درمقابل، امروزه بسیاری از افراد درمورد خودشیفتگی به&zwnj;عنوان صفتی یاد می&zwnj;شود که افراد دارای آن، به شیوه&zwnj;هایی به&zwnj;صورت عمدی ظالمانه و خودمحور عمل می&zwnj;کنند که کاملا متفاوت از رفتار منطبق با خودشیفتگی و بی&zwnj;ضررتر است. معمولا برداشت اشتباه عموم از خودشیفتگی و توصیف آن درواقع توصیف اختلال شخصیت خودشیفته یا سایکوپاتی و روان&zwnj;پریشی است.

خودشیفتگی به جایگاهی برای اطلاق هر صفت و رفتاری تبدیل شده است که مردم آن را دوست ندارند و خطرناک قلمداد می&zwnj;کنند. برای مثال، زیاد خوانده&zwnj;ایم که درباره خودشیفتگی هیتلر گفته و نوشته شده است، اما به جرات می&zwnj;توان گفت این کم&zwnj;ترین مشکل درباره شخصیت او بود!

علاوه&zwnj;براین، استفاده از عبارت خودشیفتگی علیه افراد بدون تشخیص&zwnj;دادن بالینی این موضوع در آنها می&zwnj;تواند نتایج بسیار زیان&zwnj;باری به همراه داشته باشد. اگرچه این امری مثبت است که ننگ مربوط به مسائل مرتبط به سلامت روان و حتی اختلالات شخصیت&zwnj;محور به&zwnj;شدت در مقایسه با گذشته کاهش یافته است و اکنون در جامعه درباره آن راحت&zwnj;تر صحبت می&zwnj;کنیم و آن را اشکار می&zwnj;سازیم، بااین&zwnj;وجود، به نظر می&zwnj;رسد به&zwnj;کار&zwnj;بردن اصطلاح خودشیفتگی یا نارسیسیسم برای هر فردی که او را دوست ندارید یا کاری انجام می&zwnj;دهد که شما را ناراحت می&zwnj;کند، به یک کلام و اصطلاح رایج عامیانه تبدیل شده است.

واقعیت آن است که باید بدانید هر ناراحتی&zwnj;ای الزاما تروما یا آسیب روحی نیست و هر فردی که با او مشکل دارید، الزاما خودشیفته یا نارسیسیست نیست و تمام مشکلات مرتبط با تمرکز نیز الزاما اختلال کم&zwnj;توجهی بیش&zwnj;فعالی (ADHD) نیستند!

اگرچه نباید رفتار مضر یا توهین&zwnj;آمیز از جانب افراد خودشیفته را تحمل کرد، اما بدان معنا نیست که ما باید احتمال بهره&zwnj;مندی آنها از ویژگی&zwnj;های مثبت&zwnj;تر را رد کنیم. شما هنوز هم می&zwnj;توانید خودشیفته باشید و توانایی انجام ویژگی&zwnj;های مفیدی مانند شفقت را نیز داشته باشید و خودشیفته&zwnj;بودن بدان معنا نیست که نمی&zwnj;توانید به دیگران اهمیت بدهید.

به&zwnj;عنوان یک روانپزشک باید زمان زیادی را با یک فرد صرف کنید تا بتوانید تشخیص بدهید او نارسیسیست است یا سوسیوپات و یا سایکوپات. همچنین به خاطر داشته باشید همپوشانی&zwnj;های زیادی بین این اصطلاحات وجود دارد و این می&zwnj;تواند اصطلاحا آب را گل&zwnj;آلود کند و بر ابهامات بیافزاید.

آن اصطلاحات بسیار ظریف هستند و قدری به طول می&zwnj;انجامد تا به نوعی بر آن&zwnj;ها تسلط پیدا کنیم. افراد عادی معمولا از این اصطلاحات استفاده می&zwnj;کنند؛ زیرا به نظر جالب و توصیفی می&zwnj;آیند، اما واقعیت آن است که بسیاری از آنها به&zwnj;درستی از آن اصطلاحات استفاده نمی&zwnj;کنند و تشخیصشان درمورد کاربرد آن اصطلاحات روانکاوانه درقبال دیگران اشتباه است.

&nbsp;
منبع: فرارو]]></description>
            <category>بهداشت روان</category>
            <pubDate>Thu, 16 May 2024 10:15:58 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/64364/حتما-گاهی-اوقات-خود-نوشابه-باز-کنید</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000064/n00064364-b.jpg" length="42861" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>۱۱ راه طلایی برای به دست آوردن اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس</title>
            <link>https://www.migna.ir/news/63611/۱۱-راه-طلایی-دست-آوردن-اعتماد-نفس-افزایش-عزت</link>
            <description><![CDATA[صرف نظر از اینکه چقدر می توانیم در بیرون قدرتمند ظاهر شویم، همه ما آسیب پذیر هستیم؛ به ویژه زمانی که جاه طلب باشیم و برای رسیدن به اهداف بزرگ تلاش کنیم، می توانیم آسیب پذیر باشیم.
&nbsp;



اعتماد به نفس ما به راحتی می تواند با یک نظر گذرا از یک دوست یا همکار از بین برود. یا زمانی که سخت کار می کنیم تا پروژه ای را به سرعت تحویل دهیم یا تغییری ایجاد کنیم و با موانع و اتفاقات منفی مواجه می شویم.

همچنین می دانیم که اعتماد به نفس بدون هیچ دلیل مشخصی از بین می رود. به همین دلیل دانستن نکات عملی برای چگونگی کسب اعتماد به نفس یک مهارت حیاتی است.

سپس صدای انتقادآمیزی در ذهن شما طنین انداز می شود که به شما می گوید به اندازه کافی خوب نیستید و یا به اندازه کافی خوب نیستید. صدای کوچک از بین می رود، بلندتر، مصرانه تر و سمی تر می شود تا زمانی که فقط می خواهید محکم به آنچه می دانید بچسبید، و جلو رفتن و انجام سریع کارها را متوقف کنید، زیرا احساس می کنید که ایستادن ایمن تر است. تنها زمانی که صدای خود را قطع می کنید.

معلوم می شود که این صدای آزار دهنده کوچک یک پدیده به نام سندرم ایمپاستر است. این اصطلاحی است که برای اولین بار در سال ۱۹۷۸ توسط روان شناسان، پائولین کلانس و سوزان ایمز ابداع شد. این اصطلاح پدیده روانی را توصیف می کند که با احساس شدید خوب نبودن، منفی بودن مشخص می شود و شما به آن پی خواهید برد حتی اگر تمام شواهد چیز دیگری را نشان دهند.

به دست آوردن اعتماد به نفس پس از به دست آوردن صدای آزار دهنده سخت است. من این را به این شکل می بینم. هر روز، شما یک سطل اعتماد به نفس دارید. هر بار که کسی به روان شما فشار می آورد، هر بار که نظر منفی یا حتی نگاه تحقیرآمیز از طرف فرد مناسب دریافت می کنید، کمی از اعتماد به نفس شما تضعیف می شود.

برای به دست آوردن اعتماد به نفس و افزایش اعتماد به نفس، باید عاداتی را در نظر بگیرید تا اعتماد به نفس خود را به طور کامل حفظ کنید. من باور ندارم که برخی از افراد اعتماد به نفس داشته باشند و برخی دیگر این کار را نکنند.

به سادگی می توان گفت که افراد موفق در مدیریت احساس اعتماد به نفس خود موفق تر هستند و قبل از اینکه فرصتی برای به خطر انداختن آن داشته باشند، آن صدای درونی کوچک را خاموش می کنند.

&laquo;اگر صدایی از درون خود بشنوید که می گوید: نمی توانی نقاشی کنی، به هر طریقی نقاشی کن، و آن صدا خاموش خواهد شد.&raquo; ونسان ون گوگ
به دست آوردن اعتماد به نفس در مورد این است که سطل خود را به صورت روزانه پر کنید.

&nbsp;

ثبت دستاوردهای خود




برای خود یک دفترچه یادداشت فیزیکی تهیه کنید یا یک فایل آنلاین ایجاد کنید و دستاوردهای خود را ثبت کنید. همه آنها را ثبت کنید، به خصوص موارد کوچک، زیرا آنها جمع می شوند.
بازخورد خوبی را که از دیگران دریافت می کنید حفظ کنید. تشکر از یک دوست، ایمیل کاری خوب، کار خوب یک مدیر، یا زمانی که همکارانتان برای شما تلاش بیشتری کردند.
آنها را روی یک برگه یادداشت کنید. نوشتن آنها به شما کمک می کند تا آنها را بشناسید، که باعث می شود احساس خوبی داشته باشید.
علاوه بر این، دیدن دستاوردهای خود به صورت نوشته شده به شما کمک می کند تا متوجه شوید که چقدر پیشرفت کرده اید، تأثیر مثبتی که هر روز دارید و در کل چقدر به دست آورده اید. به جای لیست کارهایی که باید اینجام بدهید حالا لیست کارهایی که انجام داده اید را دارید.

سندرم ایمپاستر خود را صدا کنید




در واقع این امر نسبتاً رایج است. ۷۰ درصد از مردم احساس بی کفایتی داشته اند و زمانی متوجه این حس شده اند.
وقتی آن صدای آزاردهنده کوچک که به شما می گوید به اندازه کافی خوب نیستید و هر اتفاق خوبی که برای شما می افتد شانس است ، آن را فرا بخوانید. به عنوان مثال، تصدیق کنید که این اتفاق می &zwnj;افتد و آن صدای آزاردهنده را از صدای واقعی خود جدا کنید و به او بگویید ساکت شود.
وظیفه شما این است که راه خود را برای تغییر داستان منفی که منتقد درونی به شما می گوید پیدا کنید. به دنبال شواهدی باشید که ثابت کنید آنچه منتقد درونی شما می گوید اشتباه است. برای مثال، اگر فکر می &zwnj;کنید که شکست خورده &zwnj;اید، از خود بپرسید: &laquo;چه شواهدی وجود دارد که این فکر را تأیید کند که من شکست خورده &zwnj;ام؟&raquo; و چه مدرکی وجود دارد که این فکر را که من شکست خورده ام را تایید نمی کند؟&raquo;

&nbsp;

مربی شوید




مربی بودن فقط برای افراد بسیار ارشد و باتجربه نیست، همیشه شخصی وجود دارد که می توانید به او کمک کنید.
کمک به شخص دیگری می تواند تجربه بسیار مفیدی باشد. شما چیزهای زیادی یاد خواهید گرفت و همچنین متوجه خواهید شد که چقدر می توانید برای دیگران ارزش قائل شوید که به نوبه خود می تواند به شما کمک کند اعتماد به نفس پیدا کنید.
بسیاری از صنایع دارای نوعی برنامه یا طرح مربی هستند. اگر برای شما اینطور نیست، چرا فقط دنبالش نمی &zwnj;روید و خودتان را بیرون نمی &zwnj;آورید؟ برای مثال، می&zwnj; توانید در اینترانت یا لینکدین پست کنید که به دنبال راهنمایی شخصی هستید.

&nbsp;

تعریف و تمجید را بپذیرید




اگر کسی به شما بگوید &laquo;کارتان عالی بود&raquo; یا &laquo;شما عالی به نظر می&zwnj;آیید&raquo; ، آیا می&zwnj;گویید متشکرم و احساس خوبی به شما دست می دهد یا خجالت می&zwnj; کشید و به شخص دیگری اعتبار می &zwnj;دهید؟
اگر از شنیدن تعریف ها و قبول کردن آنها دوری می &zwnj;کنید، بهتر است که رویه خود را تغییر دهید. نسبت به تعریف ها پذیرش داشته باشید و به آنها احساس خوبی داشته باشید. دفعه بعد که کسی از شما تعریف و تمجید کرد، لبخند بزنید، تشکر کنید و حس خوبی را که با این پذیرش همراه است، داشته باشید. (و آن را در گزارش دستاوردهای خود یادداشت کنید!)

&nbsp;

ظاهرسازی کنید تا زمانی که آن را واقعی کنید




نحوه نگاه و رفتار و احساس شما ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. مثل انسان های موفق لباس بپوشید.
اگر به دفتر کار یا جلسه ای بروید که هوشمند به نظر می رسد (و هوشمند به معنای چیزهای مختلف در زمینه های مختلف است)، شما متفاوت از زمانی که برای یک بعدازظهر جمعه معمولی آماده می شوید، درک می شوید.
من با کسی کار می کردم که همیشه کت و شلوار سر کار می پوشید، زیرا همیشه آماده بود تا در جایگاه تاثیرگذاری قرار بگیرند. یک روز، او مجبور شد در جلسه هیئت مدیره به جای رئیسش حاضر شود. اگر شیک و رسمی لباس نمی پوشید این فرصت به او داده نمی شد.
علاوه بر لباسی که می پوشید، برای به دست آوردن اعتماد به نفس، به زبان بدن خود توجه کنید و درست بایستید، لبخند بزنید و آهسته صحبت کنید.

&nbsp;

بپرسید چرا؟




&laquo;چرا؟&raquo; به علت اصلی عدم اعتماد به نفس خود برسید. چه چیزی باعث آن می شود؟ وقتی &laquo;چرا&raquo; را شناسایی کردید؟ می توانید شروع به مقابله با آن کنید.
اغلب، فقدان اعتماد به نفس به فقدان یا فقدان درک شده از دانش مرتبط است، بنابراین تمرکز بر چیزی را که نمی &zwnj;دانید متوقف کنید. اگر می &zwnj;خواهید اعتماد به نفس داشته باشید، روی چیزهایی که می&zwnj; دانید و ارزشی که برایتان به ارمغان می &zwnj;آورید تمرکز کنید.

&nbsp;

مراقب خودتان باشید




مراقبت از خود به شما کمک می کند اعتماد به نفس پیدا کنید. این برای موفقیت امری اساسی است. مطمئن شوید که به اندازه کافی بخوابید، ورزش منظم انجام دهید و غذای سالم بخورید. آن را به یک عادت تبدیل کنید.
اگر احساس خوبی داشته باشید، اعتماد به نفس به دست می آورید، که به شما انگیزه می دهد که از خود مراقبت کنید و یک چرخه مثبت ایجاد می کنید.

&nbsp;

مهربان و سخاوتمند باشید




مهربانی و سخاوت با دیگران باعث می شود احساس خوبی داشته باشیم. و احساس خوب به ما کمک می کند تا اعتماد به نفس پیدا کنیم.
در ارتباط با این موضوع، بر قدردانی برای چیزهایی که در آن روز دارید و به خوبی پیش رفته است تمرکز کنید. من به شما پیشنهاد می کنم که با نوشتن چیزهایی که هر روز به خاطر آنها سپاسگزار هستید شروع کنید و در هر فرصتی سعی کنید با دیگران مهربان و بخشنده باشید. و به مرور زمان این تبدیل به یک عادت می شود.

&nbsp;

آماده باشید




هر چه بیشتر تمرین کنید، موفقیت بیشتری کسب خواهید کرد. خیلی خوب است نه؟
به دست آوردن اعتماد به نفس حاصل تمرین است. آماده باشید، ارائه را تمرین کنید، صورت جلسه را بخوانید، درباره فردی که ملاقات می کنید تحقیق کنید.
مالکوم گلدول در کتاب خود به نام Outliers در مورد این موضوع صحبت می کند که تمرین مورد نیاز برای استاد شدن مهارت شما ۱۰ هزار ساعت است؛ بنابراین ساعت ها وقت بگذارید و اعتماد به نفس به دست آورید.

&nbsp;

موفقیت خود را تجسم کنید




زمانی که به موفقیت رسیدید را تجسم کنید. آن را در ذهن خود تماشا کنید. تشویق و احساس شما پس از آن ارائه عالی، تماس تلفنی پس از یک مصاحبه شغلی موفق یا پوشیدن آن شلوار جین سایز کوچک تر.
یک ذهنیت مثبت انتخاب کنید و هدف خود را تجسم کنید. هدف خود را به دیگری بگویید. علاوه بر کمک به شما برای به دست آوردن اعتماد به نفس، تمرکز بر موفقیت خود و گفتن به شخص دیگری شما را مسئول می داند که به این معنی است که احتمال وقوع آن بیشتر است.

&nbsp;

احساس مثبتی به خود بدهید




به خودتان بگویید که می توانید این کار را انجام دهید. چه در آینه نگاه کنید و به خود بگویید که &laquo;می&zwnj; توانم این کار را انجام دهم&raquo; &laquo;شگفت &zwnj;انگیز هستم&raquo; یا &laquo;امروز بهترین عملکرد را خواهم داشت&raquo;. عبارت مثبت خود را پیدا کنید تا هر روز به خودتان بگویید تا سطل اعتماد به نفس خود را بالا نگه دارید.

&laquo;بی عملی شک و ترس ایجاد می کند. فعالیت، اعتماد به نفس و شجاعت به ارمغان میاورد. اگر می خواهید بر ترس غلبه کنید، در خانه ننشینید و به آن فکر نکنید. برو بیرون و مشغول شو.&raquo; &ndash; دیل کارنگی

و در نهایت، شکاف بین دانستن و انجام دادن را برطرف کنید. اکنون مجموعه ای از روش های عملی برای به دست آوردن اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس خود دارید. هر عملی که انجام می دهید افزایش خواهد یافت اما با شما شروع می شود.

اگر می خواهید به موفقیت برسید، همین امروز دست به کار شوید.

]]></description>
            <category>اخبار روان شناسی و روانپزشكی</category>
            <pubDate>Fri, 15 Dec 2023 13:40:14 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.migna.ir/news/63611/۱۱-راه-طلایی-دست-آوردن-اعتماد-نفس-افزایش-عزت</guid>
            <enclosure url="https://www.migna.ir/images/docs/000063/n00063611-b.jpg" length="13897" type="image/jpeg"/>
        </item>
    </channel>
</rss>
