يکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸ - 20 Oct 2019
تاریخ انتشار :
شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ / ۰۸:۰۰
کد مطلب: 47928
۳
Neurodevelopmental disorders

اختلالات عصبی - رشدی

اختلالات عصبی - رشدی
میگنا: اختلالات عصبی رشدی، مجموعه ای از بیماری ها هستند که در دوره رشد شروع می شوند. این اختلالات معمولا در اوایل دوره رشدی آشکار می شوند، اغلب قبل از اینکه کودک وارد دبستان شود، و با نقایص رشدی مشخص می شوند که اختلالاتی را در عملکرد شخصی، اجتماعی، تحصیلی، یا شعلی ایجاد می کند .

دامنه این نقایص رشدی از محدودیت های خیلی اختصاصی یادگیری یا کنترل کارکرد اجرایی تا اختلالات کلی در مهارت های اجتماعی یا هوش تفاوت دارد.

اختلالات عصبی رشدی غالبا با هم روی می دهند: برای مثال افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم اغلب ناتوانی عقلانی ( اختلال رشد عقلانی) دارند و خیلی از کودکان مبتلا به کاستی توجه / بیش فعالی، اختلال یادگیری خاص دارند .

در مورد برخی اختلالات، معرفی بالینی نشانه های اضافی و همین طور نقایص و کمبود ها در رسیدن به نقاط عطف مورد انتظار را شامل می شوند. برای مثال، اختلال طیف اوتیسم فقط در صورتی تشخیص داده می شود که کمبود های مشخص ارتباط اجتماعی، با رفتار های تکراری مفرط ، تمایلات محدود و اصرار بریکنواختی همراه باشد .

اختلالات عصبی – رشدی شامل: ناتوانی های عقلانی – اختلالات ارتباط – اختلال صدای گفتار – اختلال فصاحت با شروع کودکی (لکنت زبان ) – اختلال ارتباط اجتماعی – اختلال طیف اوتیسم – اختلال کاستی توجه / بیش فعالی – اختلال یادگیری خاص اختلالات حرکتی – و اختلالات تیک را شامل می شود .

در این مقاله قصد داریم در مورد ناتوانی های عقلانی صحبت کنیم:


ناتوانی های عقلانی
Intellectual disabili ties
ملاک های تشخیصی:
ناتوانی عقلانی (اختلال عقلانی رشدی ) اختلالی است که در طول دوره رشد شروع می شود و کمبود های عقلانی و عملکرد انطباقی را در زمینه های مفهومی ، اجتماعی ، و عملی را در بر می گیرد .

سه ملاک زیر باید برآورده شوند :
- کمبود هایی در کارکرد های عقلانی ، مانند استدلال، حل مسئله، برنامه ریزی، تفکر انتزاعی، قضاوت، یادگیری تحصیلی و یادگیری از تجربه که ارزیابی بالینی و آزمودن هوش فردی و استاندارد شده آن را تایید کرده باشد .

-- کمبود هایی در عملکرد انطباقی که به ناتوانی در برآورده ساختن معیار های رشدی و اجتماعی – فرهنگی برای استقلال شخصی و مسئولیت اجتماعی منجر می شوند .

بدون کمک جاری این کمبود های مستقل در محیط های متعدد نظیر خانه، مدرسه، محل کار، وجامعه محدود می کنند.

- شروع کمبود های عقلانی و انطباقی در طول دره رشد می باشد .

توجه: اصصلاح تشخیصی ناتوانی ناتوانی عقلانی اصطلاح معادل برای تشخیص اختلالات عقلانی رشدی ( ) است. علاو براین قانون فدرال در ایالات متحده (قانون عمومی 25-111 قانون رزا) اصطلاح ناتوانی عقلانی را جایگزین عقب ماندگی ذهنی کرده است و نشریات پژوهشی از اصطلاح ناتوانی عقلانی استفاده می کنند .

ویژگی های تشخیصی:
ویژگی های اساسی ناتوانی عقلانی (اختلال عقلانی رشدی ) عبارتند از کمبود هایی در توانایی های ذهننی و اختلال در عملکرد انطباقی روزمره، در مقایسه با سن – جنسیت فرد و همسالانی که از لحاظ اجتماعی – فرهنگی همتا هستند.

شدت ناتوانی و دامنه های هوشبهر:

 
ناتوانی عقلانی خفیف: افراد مبتلا به ناتوانی عقلانی خفیف بیشترین تعداد کسانی را که مبتلا به ناتوانی عقلانی تشخیص داده اند را تشکیل می دهند در زمینه آموزشی افراد این گروه آموزش پذیر محسوب می شوند .
سازگاری اجتماعی افراد مبتلا به ناتوانی عقلانی خفییف کمی یایین تر است. معمولا این افراد علایم آسیب مغزی یا نابهنجاری های جسمانی دیگر را نشان نمی دهند ولی به خاطر توانایی محدود در پیش بینی پیامدهای اعمالشان به مقداری نظارت نیاز دارند اکثر افراد مبتلا به ناتوانی عقلانی خفیف با تشخیص به موقع؛ کمک والدین ، و برنامه های آموزشی ویژه می توانند از لحاظ اجتماعی سازگار شوند و بر مهارت های تحصیلی و شغلی ساده تسلط یابند و شهروندان خودکفایی شوند.


شکل گیری و روند :
شروع ناتوانی عقلانی در دوره رشد است . سن و ویژگی های توصیف کننده به هنگام شروع به سبب شناسی و شدت کژکاری مغز بستگی دارد. نقاط عطف حرکتی، زبان، و اجتماعی که عقب مانده اند ظرف 2 سال اول زندگی در کسانی که به ناتوانی عقلانی شدیدتر مبتلا هستند قابل تشخیص هستند. در حالی که ممکن است سطوح خفیف تا سن دبستان که مشکل یادگیری تحصیلی آشکار شود .قابل تشخیص نباشد .

ژنتیکی و فیزیولوژیکی :
سبب شناسی های پیش از تولد مجموعه نشانگان ژنتیک را شامل می شوند ( مثل تغیرات زنجیره یا اختلافات در تعداد کپی یک یا چند ژن را شامل می شود اختلالات کروموزومی، خطاهای فطری سوخت وسازی نقایض مغزی، بیماری مربوط به مادر تاثیرات محیطی (مثل الکل ، داروهای دیگر، مواد سمی ، تراتوژن ها ) و ...

موضوعات تشخیصی مرتبط با جنسیت:
به طور کلی مردان بیشتر از زنان احتمال دارد مبتلا به هر دو نوع خفیف (نسبت متوسط مرد 1/6 -- زن 1 )

با این حال نسبت های جنسیت در تحقیقات گزارش شده خیلی تفاوت دارد عوامل ژنتیکی مرتبط با جنسیت و آسیب پذیری مردان نسبت به صدمه مغزی می تواند برخی از تفاوت های جنسیتی را توجیه کند.


همزمانی اختلالات:
وقوع همزمان بیماری های روانی عصبی – رشدی و جسمانی در ناتوانی عقلانی رایج است طوری که میزان برخی بیماری ها (مثل اختلالات روانی، فلج، مغزی و صرع ) سه یا چهار برابر بالاتر از کل جمیعت است پیش آگهی و نتیجه تشخیص هایی که با هم روی می دهند می تواند تحت تاثیر وجود ناتوانی عقلانی قرار بگیرد روش های ارزیابی ممکن است به دلیل اختلات مرتبط از جمله اختلالات ارتباط اختلال طیف اوتیسم و اختلالات حرکتی ، حسی یا اختلالات دیگر به اصلاحات نیاز داشته باشد.

شایع ترین اختلالات روانی و عصبی – رشدی که با هم روی می دهند عبارتند از اختلال کاستی توجه / بیش فعالی؛ اختلالات افسردگی دوقطبی ؛ اختلالات اضطرابی؛ اختلالات طیف اوتیسم؛ اختلال حرکت قالبی و... شامل شود .

*منبع: DSM5
*تهیه کننده: مهدی بیگلری
 
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

چرا کسانی که دچار اختلالات روانی هستند به پزشک مراجعه نمی‌کنند؟
اختلال نشخوار کودکان، نشانه‌ تا درمان
پنجاه پشیمانی مشترک در افرادی که به میانسالی می‌رسند
فواید علمی گریه کردن بر سلامت روان و جسم
ز باغ رعيت، گر مَلك خورد سيبي / برآرند غلامان، درخت از بيخ